دلیل انجام عملیات
چهارشنبه 19 آذر 1359 2، صفر 1401، 10 دسامبر 1980
در جبهه آبادان یک عملیات محدود توسط نیروهای مستقر در شهر طراحی و شب هنگام به اجرا درآمد. قرار بود بعد از یک نفوذ غافلگیرانه در پشت خط دشمن، سنگرهای آنها تسخیر شود و فردای آن روز آتش هوانیروز و توپخانهی ارتش نیز به حمایت اجرا شود و منطقه تصرفی تثبیت گردد.
منطقه عملیاتی سهراهی آبادان
تلاقی دو جاده آبادان ـ ماهشهر و آبادان ـ اهواز به سهراهی آبادان مشهور است. نیروهای ارتش عراق پس از عبور از کارون، از چند محور به پیشروی خود ادامه دادند که یکی از محورها به سمت این سهراهی بود. دشمن ضمن توقف در این منطقه، از تلاش برای نفوذ از این محور به داخل آبادان، اجتناب کرد.
در ساعت 2 بامداد 19/9/1359 رزمندگان شامل پنج گروهان از سپاه و نیروهای مردمی به همراه دو گروهان از ارتش در منطقه سهراهی آبادان، با هدفِ گرفتنِ جای پایی در جنوب این منطقه، از سه جناح وارد عمل شدند. به جز نیروهای جناح راست که به میدان مین برخوردند، دو جناح دیگر در هفتاد متری دشمن منتظر اعلام رمز شروع عملیات بودند.
اما چند دقیقه قبل از اعلام رمز، دشمن نیروهای عمل کننده را زیر آتش گرفت و آنها را زمینگیر کرد و این وضعیت تا ساعت 3:30 که دستور عقبنشینی صادر شد، ادامه یافت.هنگام اجرای آتش دشمن، یک دسته(بیش از سی نفر) از نیروها در جناح راست پس از عبور از میدان مین به خط دشمن هجوم بردند و تعدادی از عراقیها را به هلاکت رساندند و خود نیز به شهادت رسیدند. سایر نیروهای خودی در 800 متری خط دشمن(1200 متر جلوتر از خط قبلی)مستقر شدند.
در عملیات 20/10/1359 اگرچه نیروهای خودی خط پدافندی عراق را در سهراهی آبادان شکسته و تعدادی را اسیر کردند،لیکن به دلیل موفق نشدن در محورهای دیگر،رزمندگان به ناچار عقبنشینی کردند.
پس از عملیات محدود آزادسازی تپههای مدن (25/2/1360)، رزمندگان خط پدافندی خود را در این منطقه به شمال سهراهی آبادان منتقل کردند تا اینکه با عملیات ثامن الائمه(ع) در 5/7/1360 رزمندگان مواضع دشمن را در هم کوبیده و مناطق اشغالی را تا ساحل کارون آزاد کردند.
کتاب اطلس جغرافیای حماسی، ص 92
شرح عملیات59/09/19
مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در کتاب «هویزه، آخرین گامهای اشغالگر» از مجموعه کتابهای «روزشمار جنگ ایران و عراق»حوادث این روز را اینگونه بیان میکند:
چهارشنبه 19 آذر 1359، 2 صفر 1401، 10 دسامبر 1980
در جبهه آبادان یک عملیات محدود توسط نیروهای مستقر در شهر طراحی و شب هنگام به اجرا درآمد. قرار بود بعد از یک نفوذ غافلگیرانه در پشت خط دشمن، سنگرهای آنها تسخیر شود و فردای آن روز آتش هوانیروز و توپخانهی ارتش نیز به حمایت اجرا شود و منطقهی تصرفی تثبیت گردد.
هفت گروهان 87 نفره باید در این عملیات شرکت میکردند که حدود یک و نیم گروهان آن ارتشی و مابقی از سپاه و بسیج بودند. در عمل دو گروهان موفق شد تا نزدیکی سنگرهای دشمن نفوذ کرده، منتظر دستور شروع درگیری بماند، امّا گروهان سوم با برخورد به میدان مین متوقف شد. با انفجار مینها و متعاقب آن شلیک منورها که صحنه را روشن کرد، درگیری شروع شد و به دلیل برتری دشمن از لحاظ موقعیت زمین (دشت باز و بدون جان پناه، وجود نیروهای دشمن آماده و هوشیار و …) عملیات ناموفق ماند. و نیروها با تحمل 25 شهید (یک تن ارتشی و 24 تن از سپاه و بسیج) و 58 گمشده (9 نفر ارتشی و 49 سپاهی و بسیجی) و تعدادی مجروح به عقب بازگشتند. شواهد و تحقیقات بعدی حاکی از این بود که تعدادی از گم شدهها شهدایی هستند که اجسادشان کنار سنگرهای دشمن جا مانده و برخی نیز اسیر شدهاند و عده ای نیز به اردوگاه خودی بازگشتند.
محمد فلاح، یکی از نیروهای دستاندرکار بررسی علل عدم موفقیت، ضمن گزارشی که به فرماندهی سپاه جنوب ارسال شده، به نکته زیر اشاره میکند: به علت آن که عده ای از افراد فدائیان اسلام بدون هماهنگی و اطلاع قبلی در شب قبل در این محور دست به شبیخون زده بودند و عده قابل توجهی از دشمن را به هلاکت رسانده بودند، لذا دشمن از قبل هوشیار بود.
برادر مزبور این گونه شبیخونهای ناهماهنگ را امری عادی میخواند، امّا ضروری میداند که برای انجام عملیات مشترک قابل توجه، میبایست قبلاً به آنها اعلام میشد که مدتی شبیخون نزنند. علاوه بر این عدم بهکارگیری سلاح سنگین و آتش توپخانه و استفاده نکردن از تانک، نفربر، نیروی زرهی، عدم شناسایی دقیق از مواضع دشمن و معابر وصولی و نیز رعایت نکردن مسائل حفاظتی از جمله ضعفهای عمده این عملیات ذکر شده است. (1)
متعاقب این عملیات، عراق شهر آبادان را زیر آتش شدید توپخانه و خمپاره قرار داد که خسارت انسانی و مالی فراوانی به بار آورد. (2)
از جمله مطالب مندرج در گزارش رسیده به سپاه جنوب گفتگویی است با خدمه خمپاره 120 مستقر در پشت جبهه ایرانگاز، واقع در نخلستان ایستگاه هفت که ضمن آن در زمینه برخی مسایل این جبهه چنین مطرح شده است: در این جبههها هماهنگی نیست، هر کس هرگونه خواست، عمل میکند. برادران ما که در خط مقدم این جبهه هستند، اصلاً نمیدانند وضعیت دشمن چگونه است. تا دو روز پیش روزانه فقط 10 گلوله خمپاره به ما میدادند. با این 10 گلوله چکار کنیم؟ تازه، بنی صدر و یکی از مسئولین ارتش در این جبهه به ما گفتند یک هفته قبل شما درخواست مهمات بکنید. آخر مگر اینجا میدان جنگ نیست؟ اگر دشمن حمله کرد، ما تقاضا کنیم و تا 10 روز صبر کنیم؟
رزمندگان خط مقدم این جبهه که با دشمن کمتر از یک کیلومتر فاصله دارد، گفتند ما 150 نفر هستیم که از فارس اعزام شدهایم و زیر نظر سپاه و اتاق جنگ کار میکنیم.
تا پانصد متری دشمن هم رفتیم، اما سلاح سنگین نداریم. در اینجا افسران ارتش به بنی صدر گفتهاند که دشمن 150 تانک دارد و ما بدون سلاح سنگین حمله نمیکنیم. اما ما که شناسایی کردیم، بیشتر از 15 تانک نیست، ما حاضریم برویم دشمن را از وسط ببریم اما به شرط حمایت ارتش، قبلاً میخواستند به ما تانک بدهند، امّا وقتی که از سوسنگرد برگشتیم، تانکی نبود. اگر تانک داده بودند، وضع اینطور نبود. آرپی چی و دراگون وکالیبر 50 به اندازه کافی داریم، اما مهمات آن را خیر … ما غذای مناسب نداریم … شام ما نخود پخته است. هلیکوپتر دشمن میآید، ضد هوایی ما نمیزند، بعد که میگوییم چرا؟ جواب میدهد من بلد نیستم. از نیروی دریایی هستم، دو ساعت آموزش دیدهام. هر کس وارد است، بیاید کار کند. یک ماه است که بچههای ما در سنگر هستند، با گرسنگی و تشنگی ساختهاند و دارند مریض میشوند. (3)
http://www.sajed.ir/detail/17588
فرماندهان عملیات
فرماندهان این عملیات شهید جهان آرا از سپاه و شهید اقارب پرست از ارتش بودند. عملیات سهراهی آبادان یکی از عملیاتهایی بود که در منطقه آبادان با هدف شکست حصر آبادان انجام شد.