نقش زنان در جبهه ها در صدر اسلام

بسم الله الرحمن الرحیم

نقش زنان در جبهه ها در صدر اسلام


زنان همانگونه که در پشت جبهه ها نقش فعال و قابل توجهی ارائه می دادند در جبهه ها هم حضوری موثر داشتند که عمده ترین موارد آن را می توان به شرح زیر بیان کرد: 1- حضور مستقیم به همراه شوهران و پسران که موجب آرامش خاطر و دل گرمی آنها می شد و هر زنی با تشویق و تحریک احساسات مرد خود او را تا میدان نبرد همراهی می کرد و حتی رزم او را به تماشا می نشست و از او می خواست که با نبردی جانانه او را در میان دیگر زنان سربلند کند. لذا حضور حماسی زنان نیرو و انگیزه ی روانی مردان را دو چندان می کرد. اگر چه ایمان و عشق به خدا عامل اصلی پیکار در جبهه های حق به شمار می رود. اما تبلیغات روانی و شعارهای هیجان انگیز در تقویت ایمان و روحیه ی دفاع تاثیر شگفت آوری دارد. 2- تیز کردن شمشیرها جمع آوری نیزه ها و تامین وسایل انفرادی رزمندگان از وظایف دیگر زنان بوده است زیرا در جنگ های صدر اسلام هر مسلمان وظیفه داشت که سپر شمشیر و دیگر وسایل رزمی را خودش تهیه نماید. از این رو زنان عمدتا با مردان خود همکاری می کردند: اگر شمشیر مردان در اثر زیادی پیکار کند میشد اغلب زنان آن را تیز می کردند یا شمشیری آماده و ذخیره داشتند و به هنگام نیاز به مردان می دادند. و زنان عموما به عنوان کمک رزمنده در جبهه ها عمل می کردند. بعدها در زمان خلیفه ی دوم که سازمان ارتش اسلام شکل گرفت ساخت و تهیه ی اسلحه در صنایع نظامی ارتش اسلام متمرکز گردید. 3- وظیفه ی دیگر زنان تشکیل خیمه ی بهداری به منظور مداوای مجروحین جنگ بود. اصولا کار بستن زخم ها و مداوای سرپایی در خیمه های صحرایی انجام می شد و مجروحینی که زخم عمیق بر میداشتند جهت ادامه ی درمان و پرستاری بیشتر به بهداری مستقر در شهرها اعزام میشدند . به عنوان نمونه در جریان جنگ خندق و محاصره ی شهر مدینه در مسجد النبی چادر بهداری به سرپرستی "رفیده" که از زنان شجاع و مومنه بود برپا شد. و زنان مستقر در این چادر به مداوا و مراقبت از مجروحین می پرداختند و حتی در صورت لزوم کار جراحی روی مجروحین انجام می گرفت. به جهت جراحی های متعددی که نسیبه روی مجروحین انجام داد به نسیبه جراحه معروف شد. در همین چادر سعدبن معاذ صحابی بزرگ پیامبر تحت درمان قرار گرفت که سرانجام پس از بیست روز به فیض شهادت نائل آمد. 4- آبرسانی به هنگام نبرد کار دیگر زنان حاضر در جبهه بوده است بطوریکه از فاصله های دور با هماهنگی کامل آب را در مشک های کوچک و بزرگ حمل می کردند و در سقایت رزمندگان مهارت خاصی داشتند مثلا در جنگ احد که فاصله ی آن تا شهر مدینه شش کیلومتر بود زنان شجاع و مبارز آب و غذای رزمندگان را حمل می کردند. 5- جمع روی و تخلیه ی شهدا و مجروحین به پشت جبهه ها از وظایف دیگر زنان زنان بوده است بطوریکه آنان را در حصیرهای ضخیم که از قبل برای ای نکار تهیه شده بود قرار می دادند تا همکار حمل آسان تر باشد و هم اینکه صدمه ای به مجروحین نرسد. 6- تشویق دم به دم و خواندن رجز و اشعار حماسی در حق مردانی که دلاورانه پیکار می رکدند و نیز مذمت و سرزنش مردانی که از جبهه های نبرد فرار می کردند از دگیر کارهای زنان صدر اسلام بود. برای نمونه در جنگ های احد و حنین حرکت چشم گیر زنان در این رابطه قابل توجه است. 7- جمع آوری و ثبت خاطره ها از رشادت ها و پیکار جوانمردانه ی رزمندگان بویژه شهدا و نقل آن برای بازماندگان به عنوان راویان وقایع جنگ و دفاع. 8- انتقال غنائم یا وسایل جبهه به هشر پس از پایان عملیات به همراه مردان و رعایت امانت و صداقت در انتقال وسایل و بازگشت به منازل خود با شعار " اننا انصار دین الله و انصار رسول الله".

_ زنان در غزوه ی بدر

یکی از جنگ های مهم غزوه ی بدر است که در سال دوم هجری اتفاق افتاد. در این جنگ کفار قریش از سپاه اسلام شکست سختی را متحمل شدند. حضور جسته و گریخته ی زنان در این جنگ آزمون عملی آنان رابه نمایش گذاشت، بطوریکه کارایی زنان در امور مختلف نظیر تشویق مردان، بستن زخم ها و آبرسانی و ... تجربه ای شد تا در جنگ ها بعد از نیروی آنان استفاده بهتری شود. بخصوص مردانی که زنان خود را به همراه داشتند با اطمینان بیشتری در صحنه ی نبرد حاضر می شدند که همین امر به نوبه ی خود تاثیر عفاف و عاطفه ی زنان در تقویت روحیه ی مردان و تهییج آنان را بخوبی نشان می دهد. برخورد مثبت و رضایت بخش نبی اکرم (ص) با حضور زنان در این جنگ حاکی از اعتقاد عمیشق آن حضرت به مشارکت سرنوشت ساز زنان در راه دعوت و نشر دین مبین اسلام از صحنه های مختلف سیاسی- اجتماعی تا میادین نبرد است. زنان به خاطر این عکس العمل مثبت حضور فعال خود را در جنگ احد افزایش دادند.

_ غزوه ی احد

غزوه ی احد در سال سوم هجری بین سپاه اسلام و کفار قریش اتفاق افتاد. این جنگ به دلیل غرور کا ذب و مسامحه بعضی از افراد به شکست سپاه اسلام منجر شد. زنان مسلمان و شجاع با توجه به تجاربی که از غزوه ی بدر بدست آورده بودند بطور هماهنگ و منسجم در غزوه ی احد ظاهر شدند. مدیریت و تقسیم کار در فعالیت زنان به چشم می خورد. از نام آورترین زنان در این جنگ می توان از نسیبه ی جراحه، ام عطیه انصاری، ام ایمن همسر عمروبن جموح نام برد که مسؤولیت بهداری صحرایی، آبرسانی، نگهداری از اموال و اردوگاه را به عهده داشتند. آنچه که از حضور زنان در جنگ احد قابل توجه است؛ فداکاری و حفاظت آنان از جان پیامبر ص به هنگام شکست و فرار سربازان اسلام است بطوریکه تقریبا بیست نفر از جمله امام علی (ع) با پیامبر ص برای ادامه ی نبرد باقی ماندند. در این جا زنانی چون نسیبه ام عطیه انصاری و دیگران به دفاع از جان حضرت رسول (ص) پرداختند در حالی که شمشیر و س پر به دست گرفته بودند با رجز خوانی و فریادهای بلند خویشان و نزدیکان خود را به یاری دین خدا فرا می خواندند و نیز فراریان را مورد مذمت و نکوهش قرار می دارند نسیبه جراحه در حفاظت از جان رسول خدا (ص) سیزده زخم عمیق برداشت و پسرش که پیشاپیش او می جنگید نیز به شهادت ولی نسیبه بدون توجه به شهادت فرزندش همچنان به نرد خود ادامه می داد. علامه مجلسی ره در مورد نسیبه می نویسد: در زمان پیامبر ص زنی بود به نام نسیبه دختر کعب به او ام عماره نیز می گفتند. او زنی کنج نشین و عاجز نبود بلکه بالعکس همراه خواهرش و هفتاد زن دیگر در بیعت عقبه با پیامبر (ص) بیعت کردند و در جنگ ها برای آب دادن به لشکر اسلام همواره در خط مقدم بود. وی با شوهرش زید و دو فرزندش عبدالله و حبیب در جنگ احد از آغاز تا انجام حضور داشت. در اواخر جنگ که سپاه کفر لشکرش اسلام را غافلگیر کردند نسیبه مشک آب را به کنار انداخت و خود را سپر پیامبر (ص)کرد و از هر سو در برابر دشمن ایستاد که بدنش سیزده زخم برداشت و زخم عمیقی به شانه اش رسید که تا یک سال ان را مداوا می کرد. در این جنگ عده ای از مسلمانان نماها فرار کردند. پسر او عبدالله نیز خواست فرار کند جلوی او را گرف ت و گفت پسرم به کجا می گریزی؟ آیا از خدا و رسولش فرار می کنی؟ او را برگردانید و به جنگ ادامه داد. پیامبر (ص) دید که یکی از یارانش سپر به شانه گذاشته و فرار می کند. فرمود: حال که فرار می کنی سپر را بینداز. او سپر انداخت نسیبه آن را برداشت. کافری رسید و شمشیری به سوی او فرود آورد. نسیبه با سپر شمشیر را برگردانید و با یک ضربه ی شمشیر اسبش را از پای درآورد. پیامبر ص به عبدالله فرمود: مادرت را کمک کن عبدالله شتافت و با کمک مادر آن کافر را کشتند. سواری بر عبدالله زخمی زد نسیبه فورا با چالاکی زخم فرزند را بست و به آن سوار حمله کرد و زخمی بر پایش زد. پیامبر ص با دیدن این منظره به گونه ای خندید که دندان های اخر دهانش پیدا شد و فرمود: آفرین بر تو که خوب انتقام گرفتی و سپس گفتند، نسیبه از فلان و فلان بالاتر است. فرزند او عبدالله در جنگ به شهادت رسید. با توجه به اینکه در اواخر جنگ احد از مسلمانان جز پیامبر ص حضرت علی ع و نسیبه و دو فرزندش (حبیب و عبدالله) با چند نفردیگر بیشتر باقی نماندند بقیه پا به فرار گذاشتند. پیامبر ص مدتی بعد پسر دیگر نسیبه یعنی حبیب را به عنوان پیام رسان نزد مسیلمه که دروغ ادعای پیامبری می کرد رفت و پیام رسول خدا (ص) به وی رسانید. مسیلمه از حبیب پرسید آیا به پیامبری محمد (ص) ایمان داری؟ آیا به پیامبری من اقرار می کنی؟ گفت: گوشم کر است. او سه بار تکرار کرد و حبیب گفت: گوشم نمی شنود . مسیلمه دستور داد تا حبیب را کشتند. نسی به وقتی خبر شهادت پسرش را شنید سوگند خورد که انتقامش را از مسیلمه بگیرد. در سال یازدهم هجری که چند ماهی از رحلت رسول خدا (ص) نگذشته بود بین قوای اسلام و سپاه مسیلمه ی کذاب در یمامه جنگ سختی در گرفت. سرانجام مسیلمه و هم یارانش به قلعه در باغ پناه بردند. مسلمانان از جمله ابودجانه انصاری با شجاعت بی نظیر در باغ را گشودند و وارد باغ شدند و جنگیدند تا مسیلمه را به هلاکت رساندند. نسیبه چون قهرمانی دلاور دوشادوش مردان در این جنگ شرکت داشت و همراه جنگاوران دلیر اسلام وارد آن باغ شد و به جنگ پرداختند این پیکار یک دستش قطع شده ولی سرانجام مسلیمه را کشتند؛ همان کسی را که پسر نسیبه را به شهادت رسانده بود. بدین ترتیب این شیرزن شهید پرور انتقام خون جوانش را از مسیلمه ی کذاب گرفت و با حضور در همه ی صحنه های دفاع از اسلام نام خود را در ردیف دلاوران سلحشور تاریخ اسلام به ثبت رسانید و ثابت کرد که زن در نظام اسلام می تواند در تمامی عرصه های سیاسی و دفاعی حضور فعال داشته باشد. از زنان نامدار دیگر در جنگ احد "یرکه" دختر ثعلبه بن عود اس و به خاطر اینکه نام یکی از پسرانش ایمن بود او را "ام ایمن" می گفتند. این بانوی شجاع و مخلص همواره با خاندان نبوت بود و در حد توان خود از محضر حضرت زهرا س در بهره گیری از علوم و دانش ها و ارزش های اسلامی می کوشید. او شخصا در میدان جنگ احد حاضر بود تا به رزمندگان اسلام در آبرسانی، بستن زخم ها و... کمک نماید. او وقتی دید که در بحران شدید جنگ احد عده ای از مسلمانان فرار می کنند. سخت ناراحت شد و مشتی خاک برداشت و به صورت آنها پاشید و فریاد زد: شما زن هستید و بروید پشت چرخ نخ ریسی که مخصوص زنهاست بنشینید. او دو پسر داشت؛ یکی بنام ایمن که در جنگ حنین قهرمانانه جنگید تا به شهادت رسید و دیگر به نام اسامه که لیاقت آن ار یافت که پیامبر (ص) در روزهای آخر عمر او را با اینکه سنش کمتر از بیست سال بود فرمانده ی سپاه اسلام برای جنگ با رومیان کند و فرمود کسی که از لشکر اسامه تخلف نماید لعنت خدا بر او باد.

_ زنان در جنگ خندق

در جنگ خندق یا احزاب به دلیل محاصره ی شهر مدینه و خندق که مسلمانان اطراف شهر ایجاد کرده بودند عملا درگیری برابر و تعیین پیروز میدان را ناممکن ساخته بود. به همین خاطر جنگ طولانی شد و سپاه اسلام به خاطر سرمای زمستان از نظر پوشاک و آذوقه در تنگنا قرار گرفتند. حضور زنان غیرتمند و نوع فعالیت آنان در غزوه ی خندق مسؤولیت پذیری و مشارکت آنها را در تحقق پیروزی سپاه اسلام و تع یین سرنوشت مسلمانان بیش از ه ر جنگ دیگری به منصه ی ظهور در آورد. در این جنگ گروهی از زنان به همراه ام عطیه انصاری که به خاطر حضور پیوسته و همیشگی اش در جنگ ها شهرت یافته بود. در کندن خندق مردان را یاری می کردند. تهیه غذا نگهداری کودکان و حتی تشویق نوجوانان به حفر خندق از اقدامات شایسته ی زنان در این جنگ بود. به دلیل طولانی شدن جن خندق منافقین در شهر شایعه کردند که محمد ص شما را فریب داد و اگر مدعی است که خدا او را نصرت می کند. چرا از نصرت و یاری خدایش خبری نیست؟ این شایعات تا حدودی اذهان مردم را متزلزل کرده بود که آیات زیر نازل شد: اذ جائکم من فوقهم و من اسفل منکم و اذ زاغت الابصار و بلغت القلوب الحناجر و تظنون بالله الظنونا. هناک ابتلی المومنین و زلزلوا زلزالا شدیدا. و اذ یقول المنافقون و الذین فی قلوبهم مرض و ما وعدنا الله و رسوله الا غرورا. یاد آرید وقتی راکه سپاه کفر از بالا و زیر بر شما حمله ور شد و چشم ها حیران گشت و جان ها به گلو رسید و به وعده خدا گمان های مختلف کردید. در آنجا مومنان امتحان شدند. و ضعیفان در ایمان سخت متزلزل گردیدند. و نیز در آن هنگام منافقان و آنان که در دلهایشان شک و ریب بود با یکدیگر گفتند: آن وعده ی "فتح و نصرتی" که خدا و رسول به ما دادند غرور و فریبی بیش نبود. در واقع زنان از مصادیق "هنالک ابتلی المومنین" بودند نه تنها خود متزلزل نشدند بلکه با شایعات و تبلیغات زهرآگین منافقین به شدت مقابله می کردند و خدای متعال به برکت صبر، پایداری و ایمان راسخ مردان و زنان مومن نصرتش را نازل کرد. باد و طوفان شدیدی که اسباب و لوازم خیمه ها و ادوات جنگی احزاب را به نابودی سپرد و همگی فرار را بر قرار ترجیح دادند.خداوند متعال در قرآن کریم از این پیروزی به عنوان نعمتی که همواره مومنین باید شکرگزار آن باشند یاد می کند: یا ایها الذین آمنوا اذکر نعمة الله علیکم اذجائکم جنود فارسلنا علیهم ریحا و جنودا لم تروها و کان الله بما تعملون بصیرا" ای کسانی ایمان آوردید! یاد کنید نعمت خدا را بر شما هنگامی که سپاهیان دشمن به سوی شما آمد. پس برایشان باد و لشگرهایی که آن ها را نمی دیدید فرستادیم و خدا به آنچه می کردید بینا بود.

_ زنان در جنگ خیبر

در جنگ خیبر که قلعه ی یهودیان به محاصره ی مسمانان درآمد گروهی از زنان به سرپرستی "ام ابیه" در اردوگاه سپاه اسلام حضور یافتند. پیامبر گرامی اسلام (ص) ضمن تشکر و قدردانی از حضور آنان فرمودند: به مساعدت مجاهدان در راه خدا معالجه ی مجروحین، آبرسانی و امداد مسلمین بپردازید. واقدی در مغازه نام بیست و سه نفر از زنان متعهد را که به اردوگای سپاه اسلام آمده و عهده دار امور درمان و حفظ اموال مسلمین و نگهبانی از اردوگاه و تشویق آن ها شدند به ترتیب اهمیت حضور آنها بیان می کند که از جمله ی آنها "صفیه" دختر عبدالمطلب ام ایمن" نسیبه ام عماره، ام عطیه و آسیه بنت قیس از زنان مهاجر و مومنه به همراه تنی چند از زنان مبارز بنی غفار می باشند. یهودیان قلعه ی خیبر وقتی حضور پر صلابت و مصمم مردان و زنان را در اطراف قلعه دیدند بیرون آمدند و هنگامی که حیرت و ترس آن ها شدت گرفت که در قلعه را بر بالای دستان حضرت علی ع مشاهده کردند. اما خوشرفتاری و برخورد محبت آمیز زنان مسلمان با زنان و کودکان خیبر موجب آرامش و گرایش آنان به دین اسلام شد خصوصا اینکه با نوازش کودکان و دلداری آنها صحنه ی زیبایی از رفتار اسلامی را به نمایش گذاشتند.

_ زنان در فتح مکه

شهر مکه در سال هشتم هجری بدون درگیری و خونریزی به دست سپاه اسلام فتح گشت. زمانی که مسلمانان به همراه پیامبر خدا (ص) با شکوه و عظمت خاصی وارد مکه شدند. زنان شجاع و غیرتمند نیز دوشادوش مردان قدرت دفاعی اسلام به نمایش گذاشتند و زمانی که مردان گروه گروه برای بیعت با حضرت رسول (ص) آماده شدند زنان شجاع اسلام نیز دستجات زنان مکه را برای بیعت مرتب و منظم می نمودند. همچنان که قبلا توضیح داده شد زنان در برابر مردان هویت دینی و سیاسی مستقلی دارند لذا بیعت مردان با رسول خدا (ص) هیچگاه کفایت بیعت زنان را نمی کرد. از این رو خداوند متعال به رسولش امر فرمود که بیعت زنان همانند بیعت با مردان به طور مستقل انجام شود بر همین اساس شتاب و علاقه ی زنان برای بیعت با مردان به طور مستقل انجام شود. برهمین اساس شتاب و علاقه ی زنان برای بیعت و قبول اسلام از جهاتی بیشتر از مردان بوده است. وقتی زن مفلوک و اسیر چنگال مرد دریافت که مکتب اسلام او را به عزت، حریت و موجودیت مساوی در برابر مرد فرا می خواند بلادرنگ به دامن اسلام پناهنده شد و هرگز نم ی توانست باور کند که خود می تواند تصمیم بگیرد و راه زمندگی و دین را خودش انتخاب کندو از حقوق خود در مقابل مردان دفاع کند. اهمیت این قضیه را داستان سبیعه بنت حارث الاسلمیه نشان می دهد: وقتی قر ار داد صلح حدیبیه بین پی امبر ص و سران قریش به امضا رسید بر اساس یکی از بندهای قرارداد مقرر شد افرادی که از جبهه ی اسلام به کفار پناهنده شوند برگردانده شوند و بالعکس افرادی از کفار به اسلام گرویدند به کفار تحویل داده شوند؛ از این جهت فردی بنام مسافر شوهر سبعه بنت حارث نزد پیامبر ص آمد و از او خواست که همسرش را برگرداند قبل از آنکه جوهر قرار خشک شود. در این حال آیه ی زیر نازل شد: یا ایها الذین آمنوا اذا جائکم المومنات مهاجرات فامتحنوهن الله اعلم بایمانهن فان علمتعوهن مومنات رجع الی الکفار لاهن حل لهم و لاهم یحلون لهن و اتوهم ما انفقوا و لا جناح علیکم ان تنکحوهن اذاتیتموهن اجورهن... ای کسانی که ایمان آوردید! زنانی که به خاطر اسلام و ایمان از دیار خود هجرت کرده و به سوی شما آمدند خدا به ایمانشان داناتر است شما امتحانشان کنید اگر به ایمان شان شناختید آن ها را به شوهران کافرشان برنگردانید که هرگز این زنان مومن برآن کفار و آن شوهران کافر بر این زنان حلال نیستند ولی مهر و نفقه ای که شوهران مخارج آن زنان کرده اند به آنها بپردازید و باکی نیست که شما با آنان نکاح کنید در صورتی که که اجر و مهرشان را بدهید. بر اساس این مسلمانان باید تحقیق کنند تا مشخص شود که علت پیوستن زنان پیامبر ص صرفا قبول دعوت حق و ایمان به خدا بوده است در این صورت بر شوهران کافر خود حلال نیستند و مسلمانان باید مهر و نفقه آن ها را بپردازند و اگر تمایل داشتند به نکاح خود درآورند و این نشان می دهد که مرز بین اقتدا و ذلت زنان ایمان و اسلام است. و زن هنگامی به عنوان عنصر اداری هویت ضد دینی و سیاسی در جامعه مطرح شد که اسلام او را تعریف کرد و برای دفاع از حقوق مشروعش وی را به صحنه فرا خواند. هیچ یک از مکاتب دینی و سیاسی را نمی توان یافت که زنان را همانند مکتب اسلام شناخته باشند یا همانند اسلام از حقوق آن ها دفاع کرده باشند. لذا همایش عظیم مشارکت زنان در فتح مکه و بیعت عاشقانه با پیام آور عزت و آزادگی از مفاخر جاویدان و ماندگار حضور زن در تاریخ اسلام است.

_ زنان در غزوه ی حنین

در غزوه ی حنین ابتدا مسلمین تاب مقاومت در برابر سپاه دشمن را از دست دادند و منهدم شدند و علت این شکست را قرآن کریم غرور و اتکای مسلمانان به حجم نیرو ها دانست." لقد نصرکم الله فی مواطن کثیره یوم حنین اذا عجبتکم کثرتکم فلم تغن عنکم شیئا و ضاقت علیکم الارض بما رحبت ثم ولیتم مدبرین" خدا شما را در مواضع بسیار سخت و دشوار یاری کرد و نیز در جنگ حنین که به بسیاری لشکر اسلام فریفته شدید و آن لشگر زیاد اصلا به کار شما نیامد و زمینی بدان فراخی بر شما تنگ شد تا آنکه همه رو به فرار نهادید. در جنگ های اسلام، اتکال به خدا و عشق خالصانه رمز اصلی پیروزی مسلمین بود. و هر گاه مسلمانان از این مهم غفلت نمودند از غلبه و پیروزی بر دشمن محروم ماندند و خدا متعال نیز علت شکست برای آنان را در جنگ هایی چون احد و حنین یادآوری فرمود.فرار مسلمین در تنگنای نبرد و تنها گذاشتن رسول خدا ص بسیار شگفت آور بود ولی زنان شجاع و با تعصب نظیر نسیبه بنت کعب انصاری و ام سلیم و ام حارث انصاری که در شجاعت و دلاوری با مردان قهرمان برابری می کردند وظایف محوله را رها کرده و جان خود را برای حفاظت از جان مبارک رسول خدا (ص) پسر بلا قرار دادند تا دشمن نتواند به رسول خدا ص آسیبی برساند و زنانی چون نسیبه و ام حارث انصاری در این نبرد زخمی شدند. نسیبه با وجود این که زخمی بود از فرار مسلمین جلوگیری می کرد و به سرزنش و ملامت آنان می پرداخت. عده ای از فراریان که ممانعت و سرزنش علیه آنان کار ساز واقع نشد بر اثر راه آن ها خاک می ریخت و می گفت: آیا از خدا و رسولش فرار می کنید؟ در پی آن مسلمانان به خود آمدند واز تنها گذاشتن رسول خدا ص اظهار شرم نمودند مسلمانان مجددا با توکل به خدای متعال به دشمن حمله ور شدند و قبیله ی هوازن را تار و مار ساختند و تعدادی کشته و اسیر گرفتند و غنائم بسیاری نیز در این نبرد نصیب مسلمانان شد. خداوند متعال عامل پیروزی را انزال ایمان به قلوب مسلمانان و امدادهای غیبی معرفی فرمود تا مسلمانان بار دیگر دچار غرور نشوند و نقش ایمان و توکل را کم رنگ جلوه ندهند: ثم انزل الله سکینه علی رسوله و علی المومنین و انزل جنودا لم تروها و عذب الذین کفروا و ذلک جزآء الکافرین. آنگاه خداوند قادر وقار و سکینه ی خود را بر رسول و مومنان نازل فرمود و لشگرهای ی از فرشتگان که شما نمی دیدید به مدد شما فرستاد و کافران را به عذاب افکند و این است کیفر کافران. " علی المومنین" دراین آیه به مردان و زنانی اشاره دارد که با پیامبر خدا ص در میدان جنگ ماندند و به مقاومت دلیرانه ی خود ادامه دادند.

_جنگ تبوک

در جنگ تبوک که به قصد رویارویی با امپراطوری بزرگ روم ترتیب یافت دلیل دوری و راه گذر از بیابان های گرم و خشک کار تامین خدمات، آذوغه، امداد و پشتیانی را با مشکل موجه کرده بود و از این رو مسؤولان جنگ، تشکیل ستاد بزرگ در مسجد النبی را جهت جمع آوری کمک های نقدی و جنسی مردم ضروری دانستند. از آنجا که مردان تماماً جهت شرکت در جنگ آ ماده ی اعزام شدند کار مهم اداره ی ستاد پشتیبانی به زنان محول شد. زنان شجاع و فداکارعلاوه بر مشارکت فعال در جمع آوری کمک های مردمی، خود نیز طلاجات نظیر گوشواره و انگشتر و... را در کمال اشتیاق و علاقمندی تقدیم جبهه ی اسلام می نمودند تا سپاه اسلام با قدرت و قوت تمام در پیکاری سرنوشت ساز حضور یابد. زنان علاوه بر اداره ی ستاد کمک رسانی به جبهه، مس ؤولیت حفظ امنیت و اداره ی شهر را در غیاب مردان عهده دار بودند و از خانه ها و اموال مردم بخوبی حراست می نمودند. البته سپاه امپراطوری روم چون از هیبت و دلاوری سپاه اسلام خبر یافت در میدان نبرد حاضر نشد و مسلمانان بدون جنگ و خونریزی پیروزمندانه به مدینه بازگشتند. زنان و کودکان با استقبال گرم از آنان جشن پیروزی بر پا کردند و قدوم استوار رزمندگان اسلام را هنگام ورود گرامی داشتند. در فرهنگ اجتماعی صدر اسلام حضور در جنگ ها از آنچنان قداستی برخوردار بود که اگر مردان عذر موجه در صحنه های نبرد حضور نمی یافتند بدون استثنا مورد سرزنش و ملامت دیگران قرار می گرفتند و در این میان مردی فضیلت داشت که حضوری همه جانبه در جبهه ها داشته باشد. در غزوه ی تبوک سه تن از مردان به نام های کعب بن مالک، مراره بن ربیع و هلال بن امیه بدون هیچ عذری از رفتن به جهاد سرباز زدند. وقتی مردم از تخلف و سرپیچی آن ها باخبر شدند از آنان دوری جستند حتی کودکان هم هرگاه آنها را می دیدند فرار می کردند و کسی با آنها حرف نمی زد. نکته ی مهم در این ماجرا نقش زنان این سه تن است الاتفاق آنها را از منزل بیرون کردند و جهت تعیین تکلیف به حضور حضرت رسول (ص) شرفیاب شدند و عرضه داشتند. یا رسول الله اجازه می فرمایید آنها را به اعتزال بکشانیم؟ حضرت فرمود: خیر ولی به آنها نزدیک نشوید. سرانجام شهر مدینه بر آنها تنگ آمد و از کار خود سخت پشیمان شدند و جهت توبه از شهر گریخته و بر فراز کوه ها رفتند و با حال اِنابه به خدا عرض نمودند: خدایا مردم از ما رمیده اند و کسی با ما تکلم نمی کند. به ما رحم کن و توبه ی ما را بپذیر. بالاخره با این وضعیت به مدت پنجاه روز به درگاه خدا تضرع و زاری می کردند تا این که سرانجام خداوند غفار و توبه پذیر توبه ی آنها را پذیرفت و آیه ی زیر را نازل فرمود: "و علی الثلاثه الذین خلفوا حتی اذا ضاقت علیهم علیهم الارض بما رحبت و ضاقت علیهم انفسهم و ظنوا ان لا ملجا من الله الا الیه ثم تاب علیهم لیتوبوا ان الله التواب الرحیم" ای پیامبر و بر آن سه تن که از تو در جنگ تبوک تخلف ورزیدند تا آن که زمین با همه ی پهناوری بر آ نها تنگ شد بلکه از خود دلتنگ شدند و دانستند که از غضب خدا جز به لطف او ملجا و پناهی نیست پس خدا بر آنها لطف فرمود و توفیق توبه داد تا توبه کنند که خداوند بسیار توبه پذیر و در حق خلق مشفق و مهربان است. بنابراین آنچه که در این قضیه آموزنده و جالب توجه است اطاعت خالصانه ی زنان از خدا و رسول اکرم(ص) است که با شهامت تمام پا روی عاطفه نهادند و شوهران متخلف خود را از خانه رانده و از معاشرت و تکلم با آنان خودداری کردند و زمانی که پیامبر خدا (ص) خبر پذیرش توبه ی آنها را از جانب خدای متعال را به مردم داد همان مردمی که از معاشرت و تکلم با آنان اِبا داشتند و سراسیمه ب ه آنها در بالای کوه ها رفتند و مژده ی پذیرش توبه را به آنها دادند و آن سه تن را چون عزیزی در آغوش کش یدند و تا محضر پیامبر(ص) آنها را همراهی کردند. تا از لسان مبارکش پیام تصدیق توبه را بشنوند. رسول خدا ضمن اظهار رضایت از موضع گیری همسران آنان امر فرمود همچون گذشته با آنان رفتار کنند.

_ نقش زنان در قیام عاشورا

نقش زنان اعم از اهل بیت امام حسین (ع) و دیگران که به همراه همسران و پسران خود پا به معرکه ی قیام نهادند از جهات مختلف حائز اهمیت است که عمده ترین آنها را می توان به شرح زیر خلاصه کرد: 1- تشویق مردان و فرزندان به فداکاری بیشتری در راه امام حسین ع 2-عهده داری تبلیغات روانی جنگ در جهت بهره گیری از حداکثر توان رزمندگان در راه مبارزه 3- کمک های پشتیبانی بر اساس امکانات موجود و بستن زخم های سطحی مردان و روانه کردن دوباره آنان به سوی میدان. 4- بدرقه ی مردان تا میدان نبرد به همراه دعا و رجز خوانی های موثر 5- حمایت های تدافعی از رزمندگان که منجر به شهادت برخی از آنان شده بود. 6- دلجویی از کودکان و حفظ حریم خیمه ها و برخورد انتقام گیرانه با دشمن.موارد فوق محورهای اصلی وظایف زنان در قیام عاشورا ست که عموماً به آن عمل می نمودند. ولی ذکر نمونه هایی از آن در اینجا گوشه ای از مقاومت و پایداری تحسین برانگیز آنان را نشان می دهد.[۱]

پانویس

  1. نرم افزار زن و دفاع مقدس | بسیج جامعه زن
آخرین تغییر ‏۱۶ اسفند ۱۳۹۸، در ‏۱۸:۱۷