نقش زنان در روزهای پیروزی انقلاب

بسم الله الرحمن الرحیم «نقش زنان در روزهای پیروزی انقلاب» _ آخرین تظاهرات ها راهپیمایی عظیم روز اربعین به بختیار ثابت کرد که انقلاب مهار ناشدنی است و سقوط رژیم پهلوی امری حتمی می باشد. خبر آمادگی امام برای بازگشت به ایران فضای انقلابی را تشدید و مردم را در سرنگونی قطعی رژیم مصمم کرد. تظاهرات ها و راهپیمایی ها در سر تا سر کشور بی وقفه ادامه داشت. بختیار سعی می کرد به هر نحو ممکن شده مانع بازگشت امام شود. مردم در اعتراض به این مسأله آن راهپیمایی عظیم رو ز جمعه 6 بهمن را به راه انداختند و با شعارهای " مرگ بر شاه" " بختیار نوکر بی اختیار" " وای به حال بختیار" دولت بختیار را محکوم کردند و بازگشت امام را خواستار شدند و با تداوم تظاهرات در روز بعد بهتیار را ناچار کردند فرودگاه ها را برای بازگشت امام باز بگذارد. در نهایت امام در 12 بهمن با استقبال پر شکوه ملت پس از 15 سال تبعید پیروزمندانه وارد میهن شدند. ایشان چهار روز بعد مهندس مهدی بازرانی را به نخست وزیری دولت موقت برگزیدند و مردم را به حمایت از او دعوت کردند. در مقابل تهدید های بختیار و به پیروی از دستورهای امام در روز 19 بهمن میلیون ها نفر از مردم به خیابان ها ریختند و فریاد زدند: "بازرگان نخست وزیر ایران" این راهپیمایی که مسیر آن مانند مسیر راهپیمایی اربعین مشخص بود با نظم خاصی برگزار شد. آنچه در این راهپیمایی مردم را به شعف آورده بود حضور گروه چندهزار نفری پرسنل نیروی هوایی بود که همه نخست وزیری بازرگان را تایید می کردند و شعار می دادند: ما همه سرباز تواییم خمینی. همگام با مردم تهران مردم دیگر نقاط کشور هم به حمایت از دولت بازرگان راهپیمایی گسترده ای انجام دادند که در بعضی از شهرها به درگیری با مأموران انجامید. در این تظاهرات ها مانند سابق زنان به پیروی از دستورهای امام شرکت گسترده ای داشتند و با قدرت در تمام مراحل آ ننقش آفرین بودند و تا سقوط قطعی شاه از پای ننشستند. گسترده ترین صحنه ی حضور زنان در راهپیمایی های آن روزها شرکت با شکوه آنها در تظاهرات19 بهمن در تایید دولت مهندس بازرگان بود. روزنامه ی کیهان یکی از تیترهای اصلی خود را- همراه عکس- به این موضوع اختصاص داد و چنین نوشت: زنان و دختران از همه ی قشرها و پایگاه های اجتماعی در راهپیماهی امروز تهران در تأیید دولت موقت مهندس بازرگان به صورت دسته های گشترده شرکت داشتند. در نبردهای مسلحانه نیز که در آخرین روزهای دولت بختیار به وقوع پیوست زنان نقش فعالی داشتند. روزنامه ی کیهان در یکی از گزارش های خود همراه عکس چنین نوشت: دختران دلاور تهرانی همدوش مردان رزمنده سنگر به سنگر خیابان و محل به محل پایگاه ها و سنگرهای استبداد حمله کردند. _ دیدار با امام خمینی(رحمة الله علیه) مدرسه ی رفاه نه فقط از پایگاه های مبارزه های فرهنگی و پایگاه زنان مبارز در طول انقلاب بود بلکه محل ابراز احساسات خیل عظیم زنان مبارز به رهبر کبیرشان نیز شد. پس از اینکه امام وارد مدرسه ی رفاه شد هر روز عده ی زیادی به دیدار ایشان می رفتند زنان نیز اشتیاق زیادی برای دیدار با امام از خود نشان می دادند. برای ساماندهی به این امر مقرر شد زنان بعدازظهر با امام دیدار کنند. بدین ترتیب از ساعت 2 بعداز ظهر روز 14 بهمن زنان با التهاب و هیجان خاصی دسته به دسته مدرسه ی محل اقامت امام می شتافتند. ازدحام جمعیت و حرکت دسته جمعی زنان در خیابان ایران به قدری بود که خیابان ایران تقاطع ژاله تا انتها یعنی سه راه امین حضور بسته شده بود و فقط زن ها حق عبور داشتند. در تمام طول خیابان جوانان مبارز مأمور انتظامات کمیته مراقب اوضاع بودند و از حرکت مردها و خروج کسانی که از فرعی قصد ورود به خیابان ایران را داشتند جلوگیری می کردند. در مسیر حرکت گلاب به سر و روی خانم ها پاشیده می شد و از سوی عده ای شکلات و شربت تقسیم می شد. بوی اسپند و کندر در خیابان، پیچیده بود و بیشتر خانم ها با شاخه های نرگس به دیدار امام می رفتند. وقتی زنان وارد مدرسه شدند امام می خواستند برای ایشان سخنرانی کنند ولی به علت هیجان و ابراز احساسات شدید آنان موفق به انجام این کار نشدند؛ پس در مقابل یکی از پنجره های مدرسه ایستادند و به ابراز احساسات آنان پاسخ دادند. زنان نیز شعارهایی مانند: خمینی خدانگهدار تو!بمیرد دشمن خونخوار تو! می دادند. زنان زندانی قصر که نتوانستند با امام دیدار کنند با فرستادن پیامی احساسات خود را نشان دادند مضمون آن چنین بود: بازگشت آیة الله امام خمینی(قدس سره الشریف) که در نتیجه ی قیام بعثت گونه و خونین ملت مبارز ایران به رهبری مدیرانه و آگاهانه ی آن امام و سایر رهبران خلق می باشد تبریک می گوییم.امید است که ملت آزاده ی ایران با الهام از دستورات آن رهبر مجاهد متشکل و صبوتر از همیشه گام های استوارش را تا پیروزی نهایی سریع ترین بردارد. از طرف زنان زندانی مسلمان سیاسی قصر. _مبارزات مادران شهید اگر بخواهیم به طور واقعی از میزان شور و اشتیاق زنان در نهضت امام خمینی(ره) آگاه شویم بهتر است ببینیم زنانی که فرزندان همسران یا اعضای دیگر خانواده ی آنان در راه پیروزی نهضت به شهادت رسیده بود چه کردند. آری انان نه فقط غم از دست دادن عزیزان خود را صبورانه و عاشقانه تحمیل می کردند بلکه با قدرت تمام مبارزه را برای سرنگونی رژیم تعقیب می نمودند؛ به شهدای خود می بالیدند و هیچ گاه احساس یأس و پشیمانی نمی کردند؛ اقدامات و فعالیت های آنان به رژیم نشان داد که هرگز نمی تواند با کشتار و خونریزی این مبارز را سرکوب کند. یکی از اقدامات مادران شهید که تأثیر زیادی در رسوایی رژیم و تشویق خانواده های شهدای دیگر و سایر مبارزان به ادامه ی مبارزه داشت مصاحبه های پرشور و شوق انان با مطبوعات بود که بازتاب گسترده ای در میان مردم داشت اینک به نمونه هایی از این مصاحبه های پرشور می پردازیم: مادر 51 ساله ی یکی از شهدا در مصاحبه ای با روزنامه ی کیهان چنین گفت: زمانی ما را از گفتن نام فرزندان خود بازمی داشتند نمی گذاشتند حتی یادی از خاطره ی شهدای خود کنیم اما امروز پس از گذشت سال ها خون جوانانمان دوباره به جوشش افتاده و من به عنوان یک مادر که فرزندان دیگری را نیز هم اکنون در زندان دارد سوگند یاد می کنم که تا آخرین قطره ی خون خود رادر راه آزاد ندهم از پای ننشستم مادر یکی دیگر از شهدا اظهار کرد: من به عنوانمادر با شهامتقاوم و مبارز به همه ی شما درود می فرستم. اگر فرزند مرا زیر شکنجه کشتند همه ی جوان ها مانند فرزند من هستند. من همه ی عمرم را به مبارزه گذراندم و تا آخرین قطره ی خونم را فدا خواهم کرد. همسر یکی دیگر از شهدا گفت: شوهرم زندان بود. زیر شکنجه ی مأموران ساواک؛ صدای ما را به گوش همه ی جهان برسانید؛ ما مثل جمیله بوپاشا مبارزه کردیم؛ مسلسل به دست می گیریم و آمریکایی ها را بیرون میریزیم. استاد نجات اللهی پیامی بدین مضمون به ملت ایران فرستاد: ایران بیشه ی شیران و مرکز دلیران است. دل هر سنگی که می شکافتیم، ملت دلیری از ایرانیان آنجا می بینیم. هر مشت خاکی که برمیداریم روح جانبازی در آن می نگریم. ترانه ی جویبار خروش دلاوران را به گوش می سپارد. لاله ی سرخ فام حکایت از رخساره های خونینم جنگاوران می کند. کشور گشایان آمدند و رفتند و ایران همان است که بود. همه چیز زیرو و رو شد ولی کوه الوند. و البرز هنوز پایدار است و استقلال و آزادی ایران عزیز نیز مانند کوه ثابت و برقرار خواهد بود. آفرین بر آن رادمردان و جوانان پرشوری که با خون سرخ خود دامان دماوند و الوند را پر از گل سرخ نمودند.درود بر روان پاک آن شهدای غرقه به خون و گلگون کفنی که در مراسم تشییع جنازه ی فرزند شهیدم – کامران نجات اللهی_ که در زیر رگبار مسلسل جان باختند. درود بر آن رادمردان دلیری که در دورترین نقاط ایران بزرگواری شهادت استاد قهرمان. مبارز خود در جوش و خروش تظاهرات خونین فرو رفتند و ده ها قربانی و صدها زخمی به جای گذاشتند. این شهیدان خفته به خون زنده و جاویدانند و بر سر خوان خدا مهمان اند. از ملت قهرمان ایران از سندیکای نویسندگان از روحنیون از استادان و دانشجویان غیوری که در مراسم یادبود فرزند شهیدم شرکت نموده و با عشق سوزان و ایمان آتشین ابراز همدردی می نمودند سپاسگزارم. خدای ما همواره نگهدار ایران و استقلال ایران باد. یکی دیگر از اقدامات مادران شهید برای رسوا کردن رژیم اعلام جرم علیه رژیم به مراجع بین المللی بود. محمدصفری لنگرودی که در سال 1355 به علت نقشی که در کشته شدن مستشاران امریکایی داشت اعدام شده بود.مادر وی در نامه ای به روزنامه ی کیهان خطاب به شاپور بختیار چنین نوشت: آقای بختیار در حالی که هنوز هم جوی خون مبارزان جاری است شما در برنامه ی خود ادعای جبران هم جوی خون مبارزان جاری است شما در برنامه ی خود ادعای جبران خسارت به خانواده ی شهدا را می کنید! اما چگونه می خواهید تیرباران ناجوانمردانه ی پسرم را جبران کنید؟ چگونه می خواهید ضایعه ی از دست دادن همسرم را پس از شهادت فرزندم جبران کنید؟ شاید شما حسن نیت داشته باشید امام بهتر است بدانید که دستگاه اهریمنی ساواک این وحشیانه ترین ابزار قدرت نمایی حکومت خون های بسیاری ریخته است... و حالا نوبت به هزاران زن و مرد و پیر و جوان رسیده است که در پس کودتاهای نظامی به خاک و خون کشیده شوند. چگونه می توانید این همه خسارات را جبران منید... هنوز از دفن پسرم اطلاع ندارد و به نام مادری که فرزندش در راه حق طلبی و آزادی خواهی به پا خاسته است و شهید شده است به تمام مراجع قضایی و حقوقی علیه کارگردانان و بنیانگذاران دستگاه های ظلم اعلام جرم می کنم. امام در پاسخ به مادران شهدا در دیدارهایی که با آنان داشتند از آنان تجلیل می کردند و ضمن یادآوری خدمت ایشان به اسلام سعی می کردند آنان را تسلی دهند. ایشان در دیدار با مادر شهید سیاوش گنبدی در 24 فروردین 1358 خطاب به ایشان فرمودند: ای مادر! برای من مرگ بهتر از این است که این مصیبت ها را بشنوم. ای مادرها و خواهرهای من! جوان های شما جوان های ما بودند. مولا امیرالمومنین- سلام الله علیه- برای ربوده شدن یک خلخال از پای کسی که یهودی بود فرمودند: اگر انسان بمیرد بهتر از این است که بشنود این ها را ای مادرها و خواهرهای من! ای برادرهای من اسلام از این شهیدان بسیار داشته است پیغمبر اسلام در جنگ های مختلف شهدا داده است؛ امیرالمومنین – سلام الله علیه- در جنگ ها عزیزها از دست داده است؛ سید الشهدا – سلام الله علیه-خود و تمام عزیزانش را از دست داد. شهدای شما با آن ها محشورند. اگر در راه اسلام باشد غم نیست؛ ما همه باید در راه اسلام شهید شویم اسلام عزیزتر از همه چیز است. من راجع به مصیبت هایی که به شما مادرها و خواهرها و برادرها وارد شده است بسیار متأثرم به طوری که دیگر نمی توانیم صحبت کنم. ایشان در دیدار با بانوان قم در 17 اسفند 1357 ضمن تجلیل از فداکاری های آنان در راه نهضت فرمودند: من از قم رفتم در صورتی که شما بانوان و مردان این شهر ابتدا به زحماتی دانستید لکن جوانان تان در کنارتان بود و آمدم در صورتی که داغ جوانان همان طوری که بر دل پدر و مادر ها تأثیر داشت، در دل من هم تأثیر داشت. من آن عکس هایی که در مدرسه ی فیضیه به در و دیوار است این جوان های برومندی که از دست ما رفته است برای این ها به اهالی قم تسلیت عرض می کنم؛ به مادران داغدیده تسلیت عرض می کنم به مادران داغدیده تسلیت عرض می کنم. حضرت امام در دیداری که در 7 دی 1359 با خانواده های شهدای نیروی هوای در جریان نهضت داشتند چنین فرمودند: من از شما بانوان محترم بازماندگان شهدای نیروی هوایی و اقربای معلولین نیروی هوایی تشکر می کنم که با روی گشاده و با روحیه ی قوی با من مواجه هستید و به مخالفین نهضت با شجاعت و استقامت نمایش می دهید که شما شیرزنان مثل متعلقین شیرمردان در راه اسلام و در راه کشور اسلامی برای فداکاری و برای مجاهدت حاضرید. شما بانوان محترم که بازماندگان آن ها هستید و برای شما آن ها شرافت و عزت به یادگار گذاشتند خودتان هم میبینید در گفتارتان استقامت از آنها ظاهر می شود. من از شما بانوان محترم و بازماندگان شهدا در هر کجا که هستید تشکر می کنم که چنین روحیه ی قوی ای دارید که باز در مقابل همه ی توطئه ها ایستاید و سخن می گویید و مقاله می خوانید و مردم را دعوت به حیات می کنید و خدای تبارک و تعالی به همه ی شماها و به همه ی ملت ما عزت عنایت کند. العزت الله: عزت مال خداست.[۱]


پانویس

  1. نرم افزار زن و دفاع مقدس| بسیج جامعه زنان
آخرین تغییر ‏۱۰ خرداد ۱۳۹۹، در ‏۰۲:۵۵