ویرایش‌ها

شهید علی قهار

۸ بایت اضافه‌شده، ‏۹ آذر ۱۳۹۹، ساعت ۱۴:۲۸
در همان ایام دفاع مقدس و [[جنگ ]] علی اصغر می خواست به [[جبهه ]] برود، اما بخاطر مریضی پدرش نمی رفت و پدرش هم اجازه نمی داد و می گفت : اگر تو بروی من شاید در مدت مریضی از دنیا بروم و همدیگر را نبینیم . وبعد از فوت پدرش که او از من اجازه می خواست من گفتم : اگر تو بروی ما تنهاییم ، پدرت که فوت شده ، برادرت که در سربازیست و من وخوا هرت تنها در یک خانه چه کنیم . آنگاه او گفت : اگر بخواهی درخت اسلام تازه بماند احتیاج به خون جوانان دارد نه آب و باران مثل آنکه خون علی اکبر و علی اصغر به پای آن ریخته شد .
توجه به خانواده
۶۸۰
ویرایش