{{جعبه اطلاعات افراد نظامی
|نام فرد = مرتضیکاویانی
|تصویر =مرتضیکاویانی.jpg
|توضیح تصویر =
|ملیت = [[پرونده:پرچم ایران.png|22px]] ایرانی
|شهرت =
|دین و مذهب = [[مسلمان]]، [[شیعه]]
|تولد =[[مشهد]]
|شهادت = [[1361/03/23]]
|وفات =
|مرگ =
|محل دفن =[[بهشترضا]]
|مفقود =
|جانباز =
|اسارت =
|نیرو =
|یگانهای خدمت =
|طول خدمت =
|درجه =
|سمتها =[[رزمنده]]
|جنگها = [[جنگ ایران و عراق]]
|نشانهای لیاقت =
|عملیات =
|فعالیتها =
|تحصیلات =
|تخصصها =
|شغل = مکانیک
|خانواده = نام پدر:محمدحسین
}}
کد شهید: 6124567 تاریخ تولد :
نوع عضویت : سایر شهدا مسئولیت : رزمنده
گلزار : بهشترضا
==خاطراتاعتقاد به ولایتموضوع اعتقاد به ولايتراوی متن کامل خاطره==
برادرم در سال 57 سرباز بود و من برای مراقبت از منزلش شبها در آنجا می خوابیدم یک شب که درآنجا خوابیهد بودم متوجه شدم که در می زنند در را باز کردم دیدم قاسم است گفتم : برادر جان این موقع شب اینجا چه کار می کنی مگر شما نباید در پادگان باشی ؟ گفت: امام خمینی فرمان داده اند که سربازان از پادگانها فرار کنند و ما هم به همین دلیل از پادگان فرار کردیم . او ازاینکه از پادگان فرار کرده بود خیلی خوشحال بود می گفت : شاه دیگر فرمانده ی من نیست .عشق به جهاد* موضوع عشق اعتقاد به جهادراوی متن کامل خاطرهولايت
قاسم عاشق شهادت برادرم در سال 57 سرباز بود چرا و من برای مراقبت از منزلش شبها در آنجا می خوابیدم یک شب که هنگامی درآنجا خوابیهد بودم متوجه شدم که از بجنورد به اتفاق ایشان در سال 65 به منطقه عملیاتی رفتیم ایشان تازه گواهینامه ی پایه یکم راگرفته بود من خدمت ایشان عرض می زنند در را باز کردم شما تازه گواهینامه گرفته اید بهتر دیدم قاسم است درقسمت رانندگی گفتم: برادر جان این موقع شب اینجا چه کار کنید می کنی مگر شما نباید در پادگان باشی؟ گفت: امام خمینی فرمان داده اند که تجربه ی بیشتری داریداما ایشان مخالفت کردند وگفتند : فقط می خواهم درگروهان پیاده باشم سربازان از پادگانها فرار کنند و با مزدوران عراقی بجنگم . لذا به اتفاق ما هم درگردان رسول ا… سازندهی شدیم ایشان به عنوان جانشین یکی همین دلیل از گروهانها ومن هم به عنوان جانشین یکی از گروهانهای دیگر انتخاب شدیم یک هفته ای را در نزدیکی اهواز به سر بردیم تا اینکه شبی را به اتفاق دوستان در عملیات کربلای 5 شرکت پادگان فرار کردیم . ایشان در همان عملیات مفقود الاثر شدند و پس او ازاینکه از مدتی خبر شهادت ایشان آمد.<ref>[httpپادگان فرار کرده بود خیلی خوشحال بود می گفت://yaranereza.ir/ShowSoldierشاه دیگر فرمانده ی من نیست.aspx?SID=17232 یاران رضا]</ref>
* موضوع عشق به جهاد
قاسم عاشق [[شهادت]] بود چرا که هنگامی که از بجنورد به اتفاق ایشان در سال 65 به منطقه عملیاتی رفتیم ایشان تازه گواهینامه ی پایه یکم راگرفته بود من خدمت ایشان عرض کردم شما تازه گواهینامه گرفته اید بهتر است درقسمت رانندگی کار کنید که تجربه ی بیشتری داریداما ایشان مخالفت کردند وگفتند: فقط می خواهم درگروهان پیاده باشم و با مزدوران عراقی بجنگم. لذا به اتفاق هم درگردان رسول الله سازندهی شدیم ایشان به عنوان جانشین یکی از گروهانها ومن هم به عنوان جانشین یکی از گروهانهای دیگر انتخاب شدیم یک هفته ای را در نزدیکی [[اهواز]] به سر بردیم تا اینکه شبی را به اتفاق دوستان در [[عملیات کربلای 5]] شرکت کردیم. ایشان در همان عملیات [[مفقود الاثر]] شدند و پس از مدتی خبر [[شهادت]] ایشان آمد.
<ref>[http://yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=17232 یاران رضا]</ref>
==پانویس==
<references/>
==نگارخانه تصاویر==
<gallery>
Image:مرتضیکاویانی.jpg
</gallery>
==رده==
{{ترتیبپیشفرض: مرتضی کاویانی}}
[[رده: شهدا]]
[[رده: شهدای دفاع مقدس]]
[[رده: شهدای ایران]]
[[رده: شهدای استان خراسان رضوی]]
[[رده: شهدای شهرستان مشهد]]