متن کامل خاطره
هنگامی که محمود در منطقه به سر می برد جهت استراحت به ارومیه می رود . در حالیکه نوبت دوستش بود که به منطقه برود اما ایشان می گوید . خانم شما مریض است و کنارهمسرت باش و از او مراقبت کن من به جای شما میروم . هر چه دوست محمود اصرار کرده که شما تازه آمده اید من خودم می روم ولی او قبول نکرده وگفته شما باید بالای سر همسرتان باشید زیرا همسر شما بیشتر از هروقت دیگر به شما نیازمند است . سپس محمود به جای دوستش به منطقه می رود که در حین رفتن بر اثر اصابت [[خمپاره ]] به ماشین و انفجار آن به فیض عظیم [[شهادت ]] نائل می گردد.
خواب و رویای دیگران درمورد شهید
موضوع خواب و روياي ديگران درمورد شهيد