==زندگی نامه: == شه ی د عبدالغفور خجمل ی در سال 1345 در خانواده مذهب ی و متد ی ن در روستا ی حال ی آخوند از توابع شهرستان گنبد کاووس به دن ی ا آمد شه ی د دوران کودک ی را در طب ی عت سرسبز روستا پشت سرگذاشت و بعد از آن به مدرسه رفت و با تمام سخت ی ها ی ش دوره دب ی رستان و راهنما یی و ابتدا یی را پشت سرگذاشت. شه ی د تحصلات خود را تا کلاس سوم دب ی رستان ادامه د اد با ا ی نکه دانش آموز زرنگ ی بود ول ی با توجه به شرا ی ط خانواده به کار رو ی آورد و با تلاش خود مخارج خانواده راتام ی ن م ی کرد. شه ی د در کنار کار طاقت فرسا از ورزش هم فاصله نگرفت و اعتقاد داشت که تن سالم در بدن سالم است.هم ی ن که به سن سرباز ی رس ی د به خدمت سرباز ی رفت ودوره اموزش ی را با موفق ی ت به پا ی ان رساند. درخدمت سرباز ی احساس کرد که تحص ی ل چه جا ی گاه ی داشته است و پس از آن در مرخص ی ها ی ش دائم برادرانش و خواهرانش را تشو ی ق به تحص ی ل م ی کرد و آنها را به مدارج عال ی تحص ی ل علاقمند م ی ساخت شه ی د چون اخلاق ستوده ی داشت همه او را دوست داشتند. ول ی احترام خاص ی به افراد بزرگتر از خود م ی گذشت و هم ی ن احترام خاص او را نزد د ی گران و عز ی ز جلوه م ی داد . عبدالغفور در عمل ی ات متفاوت حضور فعال داشت و تا ا ی نکه شربت ش ی ر ی ن شهادت را نوش ی د و نام ن ی ک خود را در روستا ی حال ی آخوند به ی ادگار گذاشت.<ref>سایت شهدای ارتش</ref>
==پانویس==