==زندگی نامه==
شهید ناصر محمدپور با علاقه بسیاری که نسبت به [[انقلاب ]] و دفاع از آب و خاک [[ایران ]] آزاد داشت، حتی به مرخصی نیز تمایل زیادی نشان نمی داد، حتی در موقع مرخصی عجله داشت که کی مرخصی به اتمام می رسد تا به [[جبهه ]] برگردد. در مرخصی تا نیمه های شب در مسجد اسلامیه با بسیجیان همکاری می کرد.علاقه بسیاری به پدر و مادر داشت و مطیع آنها بوده و احترام خاصی برای بزرگتر از خود قائل بود. به فقرا و مستمندان یاری می نمود، حتی اورکت تن خود را به یک مستضعف بخشیده بود. همیشه به فکر یتیمان بود حتی از [[جبهه ]] برای خانواده اش نامه می نوشت سفارش یتیمان را می نمود و در زمستان به فکر گرم کردن منزل آنها بود.شهید محمدپور با این منطق به جبهه رفت و سرانجام در تاریخ 1365/01/07 در حالی که بیستمین بهار زندگی خود را سپری می نمود در جبهه بر اثر یورش کفار بعثی با ترکش توپ مزدوران ابر جنایت کار به درجه رفیع [[شهادت ]] نائل گردید و به ندای حق لبیک گفت، تا این که امام امت و ملت شهید پرور را از خود راضی و خشنود سازد. پیکر گلگون این [[شهید ]] گرامی در منطقه مانده و به دست خانواده اش نرسیده است.
==وصیت نامه==