ویرایش‌ها

شهید علی صابری نژاد

۱۱۸ بایت اضافه‌شده، ‏۶ دی ۱۳۹۸، ساعت ۱۰:۲۴
زندگی نامه
صابری‌نژاد، علی: دوم تیر ۱۳۳۲، در روستای شریف‌آباد از توابع شهر [[قزوین ]] به دنیا آمد. پدرش رجبعلی (فوت۱۳۵۰) کشاورز بود و مادرش حلیمه نام داشت. تا اول راهنمایی درس خواند. کارگر بود. سال ۱۳۵۶ ازدواج کرد و صاحب دو پسر و دو دختر شد. از سوی [[بسیج ]] در [[جبهه ]] حضور یافت. چهارم دی ۱۳۶۵، در [[ام‌الرصاص ]] [[عراق ]] به [[شهادت ]] رسید. پیکرش مدت‌ها در منطقه برجا ماند و سال ۱۳۸۰ پس از تفحص در [[گلزار ]] شهدای زادگاهش به خاک سپرده شد.
وصیت نامه
شهید، [[شهید علی صابری نژاد]]: حمد و سپاس خدایی را که توفیق یافتم در راه مبارزه ی حق علیه باطل شرکت نمایم و آنچه را که دارم در طبق اخلاص نهاده و تقدیم ایزد منان نمایم و آنچه را که [[حسین(ع) ]] و یارانش و تمام [[رزمندگان ]] -از صدر اسلام تاکنون- پروانه وار دور او گشته اند، من هم آن را باز یابم؛ یعنی «شهادت»«[[شهادت]]». آیا براستی کسی به خود اجازه می دهد که با چشم خود ببیند جنایتکاران به اسلام و کشورش حمله و تجاوز نموده اند و بنشیند و سکوت کند؟ من هم اکنون می روم تا با خدایم ملاقات نمایم؛ می روم تا آتشی را که در دلم مشتعل گشته، خاموش نمایم. اکنون به سوی سنگرهای [[سنگر]]های غبارآلود همرزمانم می شتابم و به سوی مکان با صفای [[جبهه ]] ی [[جنگ ]] پرواز می کنم، که دشمن بداند هیچ موقع سنگر اسلام خالی نمی ماند. توصیه ی من به شما امت حزب الله و مردم شهیدپرور و بلکه به تمام امت [[اسلام ]] این است: سلاح به زمین افتاده ام را برگیرید و در دست هایتان محکم بفشارید و به طرف دشمنان اسلام نشانه رفته، صدای رگبار مسلسل را با صدای تکبیرتان بیامیزید و آن ها را به وحشت بیندازید، تا آنان را از تجاوز مأیوس کرده و نابود نمایید و نگذارید دل های داغدار این ملت را بیش از این بسوزانند. برخیزید و [[هجرت ]] نمایید و خود را به خدای بزرگوار بسپارید و از خویشتن درگذرید. ای مردم [[شهیدپرور]]! همیشه مواظب ایمان خود بوده و مساجد را پُر کنید و نماز بپا دارید و [[خون ]] [[شهیدان ]] [[اسلام ]] را پاس بدارید و قدر [[رزمندگان ]] را بدانید،که پاس داشتن خون شهیدان، نگه داشتن حرمت الهی است. ...و اما، ای مادر مهربانم! باید بدانی که من امانتی بیش نیستم و این امانت -دیر یا زود- باید به صاحبش -که خدای جهان آفرین است- باز گردد؛ چون ما به قیامت و حساب و کتاب یقین داریم و باید در راه خدا، از مکتب قرآن و [[رهبری ]] [[دفاع ]] نماییم. مادر عزیزم! نکند در شهادتم بی تابی کنی و جامه بِدَری و تا آخر عمر خود را در آتش اندوه بسوزانی، که اگر چنین کنی، مورد طعنه دشمن قرار خواهی گرفت؛ صبور و بردبار باش! ...و ای همسرم! شما هم بدان تمام [[رزمندگان ]] عاشقی که در سنگرهای [[سنگر]]های [[دفاع ]] از اسلام جانبازی می کنند، چشم هایشان از شدت اشکی که به عشق و خوف خدا ریخته می شود، صدمه دیده و شکم هایشان از روزه ی فراوان لاغر گشته و لب هایشان از دعا خشکیده و رخساره شان از بیداری شب ها زرد گشته و بر چهره هایشان همواره غبار پُر طراوت نشسته است. آری! ارمغانی بودند که رفتند و سزاوار است که تشنه ی دیدارشان باشیم. هر وقت به یاد من افتادی، یاد مادرانی باش که فرزند در آغوش بسوی رگبار مسلسل ها شتافتند. فرزندان عزیزم! شما را به پیروی از اسلام، [[اسلام]]، قرآن و [[روحانیت ]] مبارز، بخصوص «ولایت فقیه» «[[ولایت فقیه]]» سفارش و وصیت می نمایم و بدانید که به همین دلیل نخواستم در بستر بمیرم؛ لذا امر ولی فقیه را اطاعت و جهاد در راه خدا را انتخاب نمودم. فرزندان عزیزم! در راه فراگیری علوم اسلامی کوشا باشید و در جامعه، از مسؤولین توقع بی جا نداشته باشید و مشکلات خود را به رُخ آن ها نکشید و برای آن ها رازدار باشید؛ که خدا می داند همه مسؤولیم! سعی کنید در جامعه با عزت زندگی کنید و هیچ وقت ذلت پذیر نباشید؛ بلکه آزاده باشید. کسانی که مخالف [[انقلاب ]] می باشند، در مجالس و تشییع جنازه ام شرکت نکنند، که روح من از آنان نفرت دارد. ضمناً در صورت امکان «حاج آقا باریک بین» -نماینده ی محترم حضرت امام و امام جمعه ی قزوین- و یا «حاج آقا محمدی تاکندی»، برای من نماز بخوانند و در مجلس ختمم وصیت نامه ی مرا به مردم توصیه نمایند.۱ (۱۴۵۵۰۹۲) علی صابری نژاد ۱۹/۰۸/۱۳۶۵
منبع : پایگاه اطلاع رسانی سرداران و 3000 شهید استان قزوین
� HYPERLINK "http://khatesorkh.ir/index.php?martyr_id=1748" �http://khatesorkh.ir/index.php?martyr_id=1748�
۷۳۱
ویرایش