ویرایش‌ها

شهید سید احمد پلارک

۴ بایت اضافه‌شده، ‏۲۱ تیر ۱۳۹۷، ساعت ۱۴:۲۷
شهید سیداحمدپلارک
==خاطرات==
قبل از [[عمليات كربلاي 8]] با گردان رفته بوديم [[مشهد]] . يک روز صبح ديدم سيداحمد پلارک از خواب بيدار شده، اما تمام بدنش مي لرزد. پرسیدم: چي شده؟ گفت: فكر ميكنم تب و لرز كرده ام. بعد از یكي دو ساعت به من گفت: امروز بايد حتماً برويم بهشت رضا(ع). اتفاقاً برنامه آن روز گردان هم بهشت رضا(ع) بود.�از احمد پرسيدم: چي شده كه می گویی حتماً بايد به بهشت رضا (ع) برويم؟ از پاسخ طفره رفت. بعد که اصرار مرا دید، گفت: «ديشب خواب يک شهيد را ديدم كه به من گفت: تو در بهشت همسايه مني! خيلي از شنیدن این حرف او تعجب كردم، چون تا آن موقع او را نديده بودم. پرسيدم: تو كي هستي و الآن در كجايي؟ گفت: «در بهشت رضا (ع) » احمد آن روز آنقدر گشت تا مزار نورانی آن شهيد را كه حتي نام او را نمي دانست، پيدا كرد و بالاي مزار آن شهيد نشست و با او درد دل کرد.
۲٬۵۲۵
ویرایش