ویرایش‌ها

شهیدمحمدحسین الهدی

۲ بایت حذف‌شده، ‏۳۰ دی ۱۳۹۸، ساعت ۱۱:۲۹
نیمه هاى شب بود كه نهج البلاغه میخواند. من نگاه كردم به ایشان، دیدم چهره اش برافروخته شده و دارد اشك میریزد. من با زیر چشم، شماره صفحه نهج البلاغه را نگاه كردم و به ذهن سپردم پس از مدتى، سید حسین نهج البلاغه را بست و براى استراحت به بیرون رفت. من صفحه نهج البلاغه را باز كردم، دیدم همان خطبهاى است كه حضرت على (ع) در فراق یاران باوفایش ناله میكند و مبفرماید :أین َ عمار؟ أین َ ذوالشهادتین؟ كجاست عمار؟ كجاست...
 
خاطرات شهید علم الهدی<ref>[https://old.aviny.com/Rahiyan_Noor/revaiat-eshgh/khatere/20.aspx سایت شهید آوینی]</ref>
 
 
*انس با قرآن
*مسیر باید عوض بشه
 
سال ها بود مسیر دور زدن دسته های عزاداری ،ازمیدانی بود که وسط آن مجسمه شاه نصب شده بود.سالی که مسئولیت هیئت با حسین بود،گفت:مسیر حرکت،باید عوض بشه علتش را که پرسیدند، گفت ما نمی خواهیم دسته های عزاداری امام حسین(ع)دور مجسمه شاه بگردند!
از همان سال،دیگه مسیر عوض شد.مأمور های ساواک در به در دنبالش بودند.وقتی گرفتنش،خشکشون زده بود؛ باورشان نمی شد کار یک بچه سیزده-چهارده ساله باشه.<ref>ماهنامه ی امتداد،شماره3و4،ص 23</ref>
۳۳۲
ویرایش