ویرایش‌ها

شهید محمد براتی فرزند براتعلی

۳۴ بایت اضافه‌شده، ‏۲۰ فروردین ۱۳۹۹، ساعت ۲۲:۵۸
یک روز در خانه همراه با پدر و مادر محمد و دیگران نشسته بودیم . همه می گفتند : ما در مورد محمد خواب دیده ایم . هر کس خوابش را بیان کرد . من گفتم : " امروز بالاخره از محمد یک خبری می آید ." تا اینکه دایی ام امد خانه ما و گفت : " زود باشید کارهایتان را انجام دهید که کار زیادی داریم ." من که چیزی از حرفهای دایی ام نفهمیدم و نظور ایشان را درک نکردم . تا اینکه بعد از 10 دقیقه از طرف سپاه امدند و خبر شهادت محمد را برای ما آوردند .
 منبع سایت یاران رضا <ref>[http://yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=3848سایت یاران رضا]</ref>==پانویس==<references />
مدیر
۶٬۷۳۸
ویرایش