==زندگی نامه==
شهید ورزشکار، محمد کاظم توفیقی در دهم بهمن ماه سال ۱۳۷۰ در شب میلاد امام موسی کاظم (علیه سلام) متولد شد. از کودکی به ورزش علاقه داشت. و در این زمینه موفقیت های زیادی کسب کرد. در سال ۸۸ در رشته موتور کلاس مقام اول استانی را کسب کرد. و در سال ۸۹ موفق شد مقام اول استانی و سوم کشوری را کسب کند. و در رشته دوچرخه سواری در سال ۹۱ مقام اول را به خود اختصاص داد. شهید کاظم توفیقی در ۱۶ بهمن ماه سال ۹۴ در حومه حلب سوریه و در عملیات آزادسازی «نبل» و «الزهرا» و در دفاع از حرم حضرت زینب در سوریه به [[شهادت]] رسید.
سهشنبه بیستم بهمن؛ وداع با پیکر مطهر شهدای مدافع حرم در کازرون برگزار شد و ۲۱ بهمن در کازرون تشییع شد.
و امروز نامحرمان بی ناموس و پست،خیال دست درازی به خیمه گاه آن حضرت را دارند.و من وظیفه ی خودم می دونم و بر خودم واجب می دونم که تو این راه با یاری خدا و ابوالفضل العباس کم طاقت،پا بگذارم و تا جان دارم از حرم بی بی زینب (سلام الله علیها) دفاع کنم.
و عقیده دارم این راه،راه مقدسی است که در آن پا نهاده ام و اگر برنگشتم انشاءالله [[شهید]] در راه خدا باشم و اگر زنده برگشتم یا روی سفید برابر امام زمان (عجل الله تعالی فرجه) باشم.
لذا به تمام دوستان و خویشاوندان خودم توصیه می کنم در این چند روز عمر باقی مانده،فرصت را غنیمت شمرده و از ولایت مداری و حمایت از نایب امام زمان خود و عشق ورزی در راه اهل بیت عصمت و طهارت(علیهم السلام) خسته و دچار روزمرگی نشوند و کارهای خود را مطابق با رضایت خدا و امام زمانمان انجام دهیم. تا فردای قیامت شرمنده حضرت زهرا(سلام الله علیها) و امام حسین (علیه السلام) که همیشه دم از او می زنیم،نباشیم(این قسمت وصیت مربوط به خانواده ایشان می شد که حذف گردید)
انشاءالله ان شاءالله که خدا از گناهان منم بگذرد و انشاءالله جلو صاحب الزمان رو سفید باشم.
ضمنا در طول این عمر گذشته از دوستان خوبی برخوردار بودم و آشنا شدم از جمله(در اینجا نام تعدادی از دوستانشان را می آورند که چون امکان داشت بعضی از آنان تمایلی به پخش آن نداشته باشند از ذکر آنها خودداری می کنم) یاد و خاطره این عزیزان برای من جاودانه است و از آنها طلب بخشش داشته و از آنها می خواهم که در مراسمات شادی و مصایب اهل بیت (علیهم السلام) مانند ایام فاطمیه و ایام محرم و صفر و … مرا از یاد نبرند و من را از دعای خیرشان بی بهره نگذارند
خادم امام حسین (علیه السلام)
این،عیدهم گذشت ونیامدی آقا….
قلم بدست گرفته ام تابنویسم آقا: ازدل ودلتنگی، از زیستن، ازرفتن….
نبض کسی درشرق میزند و کسی درغرب، سینه هایی درشمال نفس تازه میکنند و سینه هایی در جنوب
.وشما که ازحال ونبض ونفس ونفس جمله ما باخبری…
چون نامه اعمال ما زود، زود بدست شما میرسد،خوب خبرداری.!! که نفس نمیکشیم بلکهنفس نفس میزنیم….
آقا شما امام زمانی وامام زمینی وامام مکانی وامام مکین….
پس از هر کم و کسر و از هر بیش و برکتی خبر داری و ما اما سرخوش…..
سرخوش دست به سینه انتظار نشسته ایم که بیایی و غافل که باید به انتظارت ایستاد….
غافل
غافل که من ماییم که به اندیشه وعمل باید چشم حشرکنیم و شما را بیاوریم
غافل ازخواستهایت وغرق وگرم خواستهای خویش….
نه به توانی که تنها به زبان تو را بخوانیم وانگار به نبودنت عادت کرده ایم…..
بی ادبیمان را ببخش آقا، اما درست است ما بد عادت شدیم و به غیبت شما عادت کردیم و خلاصه، حواسمان پرت است…
پرت از روزگار! و بی حواس ازشما و بی جهاد و تلاش برای قیامتان برای رفع حاجات وحل مشکلات و گیر و گرفتمان….!!
الهم عجل لولیک الفرج میخوانیم
می شود؟
یعنی می شودکه چشم ما و قدمهای شما…..
الهم اللهم عجل لولیک الفرج
2.همسر شهید “پژمان (محمدکاظم) توفیقی” در دلنوشته ای تکان دهنده به همسر شهیدش به مناسبت چهلمین روز شهادتش :
عزیزم سلام. پژمانم با امروز دقیقاً به ۴۰ روز رسیده که صدای مهربانت را نشنیده ام… چهل روز است که دلخوشی ام عکسها، فیلمها و صداهایی است که به یادگار برایم مانده، تنها مونس و همدمم گلزار شهدای بهشت زهرا شده…صبح تا ظهر… ظهر تا شب کنارت بنشینم و از دلتنگی هایم بگویم، از بی قراری هایم… از بی تابی هایم… از اشک ریختن های گاه و بی گاهم و تو در سکوتی سنگین فقط شنونده باشی. هرچه گریه کنم و زجه بزنم، جوابگویم نباشی.
چندی است همرزم هایت برگشته اند و از دلاوری هایت با افتخار و غرور می گویند برایم، برای منی که تو را بهتر از خودت می شناختم و می دانستم چه غیرت حسینی در رگ هایت داری، باید کتاب شود، چاپ شود و برسد به دست مردم لق لقه گویی که با بی رحمی تو را نقد می کنند که ” به خاطر پول رفته؟!؟! پژمان کجا سوریه کجا؟!؟!؟ …” چه می دانند که چه شب هایی تا به سحر که من با صدای نماز شب خواندن تو از خواب بیدار می شدم… چه میدانند که چه طور سی روز ماه رمضان را در گرمای تابستان با کار سنگینی که داشتی روزه می گرفتی… چه می دانند که چه طور تحت هر شرایطی نمازهایت را اول وقت میخواندی… مردم بامعرفت ما چه می دانند پژمان من چطور احکام دینی اش را به طور کامل انجام می داد؟ چه میدانند با دست خیری که پژمان مان داشت، چطور باعث شد چندین نفر را از گرفتن پول نزول، بخاطر درماندگی شان منصرف کند؟
3.شهید پژمان توفیقی را بهتر بشناسیم
پژمان جان سلام!
می دانم حال و جای تو خوب است.اما حال من چند روزی است خوب نیست.خوب نیست چون غصه دارم که تو را فقط با موتورسواری عالی ات می شناسند.