متن کامل خاطره
1-ایشان یک خاطره از جبهه برایم نقل کرد ، او می گفت : شب عملیات بود بعد از اینکه از عملیات برگشتیم مجبور شدی ماز رود خانه عبور کنیم ، ما عبور کردیم ، ولی تعدادی از دوستانم آنطرف مانده بودند سعی کردیم آنها را هم نجات دهیم که همان موقع من زخمی شدم و نتوانستم دوستانم را از آن طرف نجات دهم .منبع سایت: <ref>[http://www.yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=16378یاران رضا]</ref> ==پانویس==<references/>