شهید خدامراد حیدری

از دانش‌نامه فرهنگ ایثار , جهاد و شهادت
پرش به: ناوبری، جستجو
خدامرادحیدری‌
شهید خدامراد حیدری.jpg
ملیت پرچم ایران.png ایرانی
دین و مذهب مسلمان، شیعه
تولد بیرجند
شهادت 1364/01/24
سمت‌ها رزمنده‌
جنگ‌‌ها جنگ ایران و عراق
شغل دانش آموز
خانواده نام پدر:سعید



نام : خدامراد

نام خانوادگی : حیدری‌

محل تولد : بیرجند

تاریخ شهادت : 1364/01/24

نام پدر : سعید

شغل : دانش آموز

مسئولیت : رزمنده‌

خاطرات

  • ما یا او از زمان بچگی اینجا بزرگ شدیم و تا موقعی که در سربیشه بود با هم همکلاس بودیم بالاخره من ترک تحصیل کردم و او رفت و ادامه تحصیل داد. بعد که به سربیشه برگشت ما را تشویق می کرد بیا برویم جبهه، او خیلی انسانی با ایمان و نمونه در روستا بود، هیچکس در سهل آباد مثل خدامراد نبود، تنها نفری بود که توی آبادی مردم را تشویق و ترغیب می کرد، ما از جنگ و دفاع نمی فهمیدیم، در روستا آن وقت هر دو هفته و یا بیشتر یکدفعه ماشین می آمد، مردم حتی از ماشین می ترسیدند، اگر مأموری می آمد می گفتند امنبا آمده مردم مر ترسیدند، خدا مراد می گفت شما چرا م ی ترس ی د آدم که آدم را نم ی خورد حت ی بزرگترهایی بودند که سن آنها از خدامراد بیشتر بود ولی می ترسیدند . او چند دفعه به جبهه رفت، هر موقع که بر می گشت بچه ها را جمع می کرد می گفت: آماده شوید ولی کسی متوجه نبود. سال 1363 بود که رفت و به ایشان قول دادیم که این سری برود و برگردد، ان شاء الله با تو می آیم، رفت و دیگر از وی خبری نشد تا این که بعد از مدتی خبر شهادتش رسید . او خیلی به نماز و عبادت علاقه داشت، تنها نفری بود که حرکت می کرد و می رفت داخل مسجد نماز می خواند و افراد دیگر را تشویق می کرد و با خود می برد. او سعی می کرد چشم و گوش مردم را مسبت به مسائل روز و انقلاب باز کند.
  • خاطره به نقل از مادر شهید: هر که رفت، که رفت، هر که آمد، که آمد، هر کس نیامد، که نیامد در ی ک شب خواب دیدم که سه تا چهار نفر آمدند پهلوی من نشستند گفتند مادر پسر تو آمده یا نه! گفتم: نه مادر! بچه من هنوز نیامده . گفتند: ای مادر هر که رفت، که رفت، هر که آمد، که آمد، و هر کس که نیامد، نیامد . والسلام
  • شهید خدامراد حیدری فرزند سعید خصوصیات اخلاقی شهید خدامراد حیدری رابطه شهید با پدر و مادر و خواهر، برادرانش و دیگران خوب بود و همه ایشان را دوست می داشتند. او به درس علاقه داشت و معلمین نیز او را دوست داشتند. بچه مظلوم و خوش اخلاقی بود و هیچ وقت عصبانی نمی شد . علاقمند به دین اسلام ـ مقید به نماز و روزه و مراسم مذهبی و … بود . علاقه خاصی به امام خمینی (ره) داشت و ولایت اطلاعت پذیری خوبی داشت، و جزؤ طرح لبیک با امام بود. به خواهرش توصیه می کرد که حجابش را رعایت کند و می گفت که درسش را خوب بخواند و کارهای نیک انجام دهد. از غیبت کردن بدش می آمد و می گفت که غیبت نکنید و با مردم خوب رفتار کنید . در راهپیمائی و مراسم دعا و نیایش و … شرکت فعال داشت .
  • رادیوی 150 تومانی دوست شهید او از همان زمان کوچکی چیز دیگری بود، هنوز انقلاب نشده بود به ما میگفت شما توی شهرها نرفتید، کتابها را بخوانید، چه هست. همیشه یک رادیو کوچک همراهش بود می گفت از همین رادیوهای 150 تومانی بگیرید و داخل جیب خودتان بگذارید، ببینید توی دنیا چه خبر است. او پیشرفت علم داشت سرش خیلی چیزها می شد، ماشاء الله ذهن خوبی داشت. می فهمید دنیا دست کی هست.[۱]

پانویس

  1. سایت یاران رضا

نگارخانه تصاویر

رده