شهید رمضان دشتی
شهید رمضان دشتی
تاریخ تولد :1342/01/01
تاریخ شهادت : 1363/11/23
محل شهادت : نامشخص
محل آرامگاه : قم - علی ابن جعفر
وصیتنامه
نام : رمضان
نام خانوادگى : دشتى
نام پدر : على
تاريختولد : 1342/01/01
ش . ش : 4913
محلصدورشناسنامه : قم
تاريخ شهادت : 1363/11/23
نوع حادثه : حوادث مربوط به جنگ تحميلى
شرح حادثه : حوادث ناشى از درگيرى مستقيم با دشمن ــ توسط دشمن در جبهه
استان : بنياد شهيد استان قم
شهر : اداره بنياد شهيد قم
بسم الله الرحمن الرحيم
« و لاتحسبن الذين قتلوا فى سبيل الله امواتا بل احياء عند ربهم يرزقون » آل عمران /169
جوانان داوطلبانه به جبههها بروند و نگذارند جبههها خالى بمانند . (( امام خمينى ))
اينجانب رمضان دشتى، شماره شناسنامه 4913 ، فرزند على، وصيت نامه خود را آغاز مىكنم .
خدمت پدرجان و مادر عزيز و گرامى خودم سلام، و پس از تقديم عرض سلام، اميدوارم كه حال شما خوب باشد و اى پدرجان چند نكته را درباره وصيت نامه يادآور مىشوم كه اگر لياقت شهادت نصيب فرزندتان گشت هيچ گونه جاى نگرانى و ملالى در بين نباشد .
اميدوارم مانند حسين بن على ( ع ) كه در روز عاشورا فرزندان عزيز خود كه يكى طفل شير خوار بود در ميدان جنگ آورد و گفت بر دشمن كه بدانند ما از جنگ نمىهراسيم كه طفل شير خوارم را به ميدان آوردم كه اين موضوع را بر شما ثابت كنم .
و اى پدرجان، اين پنجمين بار است كه دارم وصيت نامه مىنويسم يعنى پنجمين بار است كه تا به حال به جبهه اعزام شدهام و از مادر عزيزم مي خواهم كه از شهادت من هيچ گونه ناراحتى نداشته باشد چون كه خودتان مي دانيد كه حق خود را بر اسلام اداء نموديد و ما همه در اين دنيا امانت هستيم و هر كه باشد بايد دوباره به سوى خدا بر گردد چه بهتر است انسان در راه خدا كشته شود كه همانا شهادت و جهاد است و ما مى دانيم كه مادر واقعا به پاى ما زحمت كشيده، مادرى كه شب تا صبح به خاطر ما بى خوابى كشيده است، مادرى كه لقمه نانى كه در دهانش بود در مىآورد مىگذاشت دهان ما تا ما را بزرگ كرد و به اسلام و قرآن تحويل داد .
درود بر شما پدر و مادران حزب الهى اميدوارم كه دست از كوشش و فعاليت بر نداريد اگر نمىتوانيد مانند ما به جبهه بياييد در همان ستاد مقاومت فعاليت كنيد تا زمانى كه سعادت نصيب شما شود .
و اى دوستان سعى كنيد كه خودتان را بسازيد و اين كوله بار پر رنج و زحمت و كوله بار سنگينى كه بر دوش شما هست سبك كنيد كه تا بلكه خداوند شما را هم طلب كند .
و در آخر از خواهران مي خواهم كه زينب وار در شهادت من رفتار كنيد و اگر خواهرانم و مادرم خواستند برايم گريه كنند براى امام حسين ( ع ) و شير خوارش على اصغر گريه كنند كه آنها خيلى از ما عزيزتر بودند .
و در آخر از مادر و خواهران و برادارن عزيزم و پدر عزيزم و دوستان و خويشان، اگر بدى چيزى از من ديده اند حلال نمايند . خداحافظ
و از نظر مال، كمى پول دارم كه مبلغ 20000 تومان در نزد برادرم محمد است كه اگر پول دار شد به پدرم بدهد و مبلغ 6000 تومان هم در پيش قربان دامادمان دارم آن را هم به پدرم بدهيد .
و مبلغ 10500 تومان از بابت دكان دارم كه آن را هم تقسيم كنيد كه هر چقدر سهم من مىشود به پدرم تحويل دهيد و دستگاهم را بفروشيد مبلغ آن را به پدرم بدهيد ( و حساب سال كليه پول هايم را بدهيد ) و بقيه آن را به پدرم بپردازيد .
و ديگر عرضى ندارم .
در ضمن روحانيت عزيز را تنها نگذاريد خامنهاى، هاشمى، مشكينى، موسوىاردبيلى و ديگر روحانيت را پشتيبانى كنيد خدانگهدار
(( هر كه دارد هوس كرببلا بسم الله ))
رمضان دشتى، در تاريخ، 1361/02/03.[۱]