شهید سعید لواسانی
تاریخ تولد :1340/01/19
تاریخ شهادت : 1361/02/20
محل شهادت : نامشخص
محل آرامگاه :تهران - بهشت زهرا
وصیتنامه
بسم الله الرحمن الرحیم با درود بر تو اى پشتیبان ضعیفان و درهم كوبنده ستمگران و اى منجى عالم بشریت اى خلیفة الله، حضرت حجت بن الحسن العسگرى، امام زمان «عج تعالى فرجه شریف» ربنا افرغ علینا صبرا و ثبت اقدامنا و انصرنا على القوم الكافرین ؛ با سلام به رهبر كبیر انقلاب، امید مستضعفان، نایب امام زمان (عج الله) و بنیان گذار جمهورى اسلامى ایران، به یاد شهیدان سر تا سر كشور اسلامى و در ستیز با ظلم و استكبار و طاغوت و طاغوتیان، خدایا نمى دانم آیا این بنده گناه كار را مى بخشى؟ و آیا ما را قابل آمدن نزد خودت مى دانى؟ اى خداى بخشنده مهربان، اكنون كه آماده مى شویم با آخرین حمله، مملكت اسلامى را گورستان بعثى هاى مزدور كنیم، چون نوشتن وصیت یك تكلیف شرعى است خواستم به امید حق این كار را انجام بدهم تا بتوانم با خانواده و دوستان و ملت شهید پرور آخرین حرف هایم را بزنم. ابتدا چند كلمه اى براى پدر و مادر از جان عزیزترم، اى پدر و اى مادرم، و اى پدر و مادران همه شهیدان، فرزندان خود را حلال كنید و شما نیز من را كه در طول عمرم زحمات و مشقات زیادى براى شما داشتم حلال كنید. مبادا بعد از رفتن فرزندتان، شهادت او را یك مرگ معمولى بدانيد، و مبادا از این كه امانتى كه خدا به شما داده و گرفته است لحظه اى ناراحت شوید چون ما و شما همه امانتى بیش در این زمین و زمان نیستیم، امیدوارم اگر قسمت بود بعد از شهید شدن من محكم و استوار همچون كوه بایستید و خم به ابرویتان نیاید و به جاي این كه نزدیكان شما را دلدارى بدهند شما با عقیده محكم خود آنها را دلدارى بدهید. و اما شما برادران، من اگر قسمت شد و رفتم، شما راه من را ادامه بدهید و همواره براى انقلاب، میهن و اسلام قدم بردارید و همواره پشت سر امام خستگى ناپذیر امت، روحانیت مبارز، و دولت جمهورى اسلامى ایران باشید و لحظه اى به ضد انقلاب فرصت ندهید تا خداى نكرده از غفلت شما استفاده كند و دل امام بزرگوار ملت را به درد آورد و شما او را یارى نكنید. همواره از خدا، براى من طلب آمرزش كنید زیرا ما سال هایى از عمر خود را در غفلت بودیم، تو اى احمد كه سازنده انسان هاى آینده كشورى مبادا از این نونهالان كه داراى افكارى آماده براى ساختن فردا هستند لحظه اى غفلت كنی كه منافقین در كمین نشسته اند، امیدوارم كه هر چه زودتر به فكر آینده خود باشید، مبادا بعد از رفتن من لختى درنگ كنى و تو اى حمید، تنها خواهش من از تو و تمام جوانان هم سن تو این است كه تا مى توانى خود را به انقلاب نزدیك كرده و از افرادی كه هنوز داراى افكار طاغوتى هستند با اين كه مملكت ما جمهورى اسلامى شده است، آنها در میان منجلاب هاى محمد رضایى (خوشگذرانى - گوش دادن به موسیقى) هستند، بپرهیزید و همواره در راه امام، مردم و انقلاب جهانى باشید. و تو اى مجید، چون مى دانم تو مایل نیستى به سپاه بروى اگر احتمالا تو را قبول كردند لحظه اى فكر نكن و بدون درنگ وارد شو كه در این انقلاب سپاه، یكى از پایه هاى محكم و استوار و دلسوز براى رهبر و انقلاب است، تا جایی كه مى توانید به فقرا كمك كنید، امیدوارم كه شما بتوانید در آینده نزدیك فرید و فرشید را بسازید. و شما اى دوستان و آشنایان من، بعد از این كه من را حلال كردید مبادا با رفتن من دست از پا نشسته و لحظهاى از امام بزرگوار امت غافل شوید كه امام زمان «عج الله» از شما نخواهد گذشت و شما اى همسنگران و همرزمانم، مى دانم كه من خود كوچكى در بین شما بودم كه الطاف خداوند متعال شامل حال من شد و به این افتخار رسیدم، شما نیز بشتابید كه لقاء الله منتظر شما رزمندگان پاك و خالص است، زیرا انقلاب ما خون لازم دارد و این خون را ما جوانان باید تامین كنیم، و شما اى امت شهید پرور حزب الله، در همه حال در صحنه باشید كه دشمن از ترس شماست كه در عرض این چهار سال انقلاب نتوانسته است ضربه اى به این جمهورى اسلامى وارد كند. خدایا، خدایا تا انقلاب مهدى خمینى را نگهدار، از عمر ما بكاه و بر عمر او بیفزا ى پدرجان من، مى بخشید چون مقدارى مزاحمت براى شما در كارهاى مالى دارم، البته نه مالى كه در آن پول هاى فراوانى خوابیده باشد. .1 در حدود 40000 ریال در صندوق مسجد و بانك ملى دارم كه آنها را دریافت كنید؛ .2 در حدود سیصد تومان به زن عمو، دویست تومان به محمد كاشى در خانه خاله خانم بدهكار هستم، بدهید؛ .3 چون ممكن است نمازها و روزه هاى من مورد قبول خداى متعال نشده باشد، اگر توانستيد یك سال نماز و روزه براى من بگیرید؛ .4 و بقیه پول را به مصطفى چهل مردانى بدهید و به او بگویید خودش مى داند به كجا بدهد و اگر فراموش كرده بود بگویید در رابطه با مدرسه ثقفى خرج كند و در ایوان بالا در كمد كه كلید آن در دسته كلید من است بسته اى در كارتن سماور گذاشته كه آن را نیز به مصطفى بدهید و به او بگوئید از آن امانتى كه نزد او گذاشته ام به خوبى استفاده كند؛ .5 لباس هاى نظامى كه بعد از من مى ماند آنها را اگر خواستید نگهداريد و اگر نخواستید به مسعود بدهيد؛ .6 هر چه از من كتاب خبرهاى رزمى مانده به مسجد بدهید و لباس هایم را به نماز جمعه ببرید و به ستاد پشتیبانى مناطق جنگى تحویل بدهید، مقدارى از آن را به آن پیر مرد نان خشكى بدهید و اگر قبول كرد 5000 ریال از پول باقى مانده را به او بدهید و نگویید از كجا آمده چون آن مرد آن قدر براى كمكي مختصر دعا مى كند كه انسان را شرمنده مى سازد. از كلیه دوستان و آشنایان كه از من پول نقد، و يا جنسى طلبكار هستند و من یادم رفته حلالیت بطلبید. والسلام، 61/2/7.[۱]