شهید عبدالکریم نورانی

از دانش‌نامه فرهنگ ایثار , جهاد و شهادت
پرش به: ناوبری، جستجو

مشخصات

کد شهید : 6131667

نام : عبدالکریم‌

نام خانوادگی : نورانی

نام پدر : غلامحسین‌

تاریخ تولد :

محل تولد : کاشمر

تاریخ شهادت : 1361/04/12

مکان شهادت :


تحصیلات : نامشخص

منطقه شهادت :

شغل : دانش آموز

یگان خدمتی :

گروه مربوط : گروهی برای این شهید ثبت نشده است.

نوع عضویت : سایر شهدا

مسئولیت : تخریب‌

گلزار : باغ‌مزار


خاطرات

عنوان خواب و رویای دیگران درمورد شهید

موضوع : خواب و روياي ديگران درمورد شهيد

راوی : قدم علی نورانی

متن کامل خاطره

شهید عبدالکریم نورانی گوینده :قدم علی نورانی ـ برادر بعد از اینکه برادرم در عملیات رمضان ، مفقود الاثر شد وپدرم به شهادت رسید سربازی من هم به اتمام رسید و تسویه حساب گرفتم واز منطقه برگشتم چند شبی نگذشته بود که خواب دیدم برادر مفقودم عبدالکریم به من می گوید علی برگرد بیا جبهه کنار من ، من تنها هستم و به شما نیاز دارم به او گفتم من الان گرفتارم ودر عالمی هستم که خانواده نیاز بیشتری دارد و گفت:برادر تمام کار و کاسبی و کارهای که داری کنار بگذار و بیا پیش من که من گرفتارم و نیازمند یاری می باشم دیگر از خواب بیدار شدم .

عنوان خواب و رویای دیگران درمورد شهید

موضوع : خواب و روياي ديگران درمورد شهيد

راوی : عذری فتاحی

متن کامل خاطره

گوینده :عذری فتاحی ـ مادر مدتی از مفقود الاثر بودن فرزندم عبدالکریم می گذشت بسیار ناراحت بودم نه خبری از بود ونه قبری که به زیارتش بروم شب جمعه ای از زیارت قبر شوهر شهیدم برمی گشتم خیلی از امام زمان(عج) کمک خواستم که لااقل برای تسکین دلم فرزندم را خواب ببینم و با او صحبت کنم شب وضو گرفتم وحمد وآیه الکرسی را خواندم و خوابیدم .نزدیکی های اذان صبح خواب دیدم که در حرم امام حسین (ع) هستم و یکدفعه فرزندم عبدالکریم را دیدم که در بالا سر حضرت وکنار در ایستاده است ومن هم در پایین پای حضرت در کنار در هستم به هم نزدیک شدیم او ضریح در بغل گرفته ومن نیز ضریح را بغل کرده بودم و یکدیگر را نگاه می کردیم گفتم کریم نیستی هیچ نگفت گفتم اگر کریم هستی مادرجان خیلی چشم انتظارت هستم و همین را که گفتم گفت:من کریم فرزندت هستم و یک پیشانی بند از جبهه به سرش بسته بود باز کرد وبه من داد ومن از ذوق خوشحالی از خواب بیدار شدم . [۱]

پانویس

  1. یاران رضا