شهید علی آقایی

از دانش‌نامه فرهنگ ایثار , جهاد و شهادت
پرش به: ناوبری، جستجو

علی آقایی فرزند : یدالله متولد : 1341/01/01 در روستای ابراهیم آباد تحصیلات : زیر دیپلم تاهل : مجرد یگان: سپاه میامی-سپاه مریوان مدت حضور : 9 ماه مسئولیت : مربی آموزش نظامی نوع عضویت : پاسدار نوع شغل : نظامی تاریخ شهادت : 1362/04/04 محل شهادت : مریوان عملیات : پدافندی محل دفن : میامی روستای ابراهیم آباد

وصیت نامه

  • وصیت نامه اول

بسم الله الرحمن الرحیم

وصیت کردن بر هر مسلمان واجب است. به این خاطر من در این سطر می نویسم به برادرانم که چنانچه این حقیر به لقاءالله پیوست ادامه دهندة راهش باشید و اگر چنانچه کسانی از این بندة حقیر بدی دیده اند ، که حتما دیده اید، رضایتشان را جلب نمایید. از مادرم می خواهم که مرا ببخشد و شیر پاکش را که به من داده است، حلالم نمای د از برادرانم می خواهم که مقدار بدهی که دارم و خودشان در جریان آن هستند پرداخت نمایند و امیدوارم که مرا ببخشند. به امید پیروزی رزمندگان اسلام و آزادی راه کربلا، خدا نگه دار چون موقع خواب شب است. ساعت 11.5 شب وسط دعا آمدند بیرون، ولی دعای توسل به هم نخورد. بعد از دعای توسل آمدم به چادر برادران اطلاعات عملیات و بعد برادران شروع کردند به نامه نوشتن و وصیت نامه چون فردا بنا است برویم سردشت و هیچ کس نمی داند که آیا فردا زنده م یماند یا خیر؟ همه به این فکر بودند که کارهایشان را تمام کنند که خدای نکرده اگر فردا کمین خوردند و به دام دشمن افتادند، دیگر حرفی نزده نمانده باشد. همه داخل چادر یک دست مشغول نامه نوشتن هستند و بعضی ها مثل من می گویند من که وصیت نامه ندارم و نمی خواهم که البته روایت از امام جعفر صادق که میگوید« الوصیۀ حق علی کل مسلم »

  • وصیت نامه دوم

بسم الله الرحمن الرحیم

با سلام به شهیدان، با درود به رهبرم. اینجانب علی آقایی، فرزند یدالله ، شناسنامه شماره شش، صادره از حوزه سه شاهرود، متولد 1341 وصیت می نمایم که به یاری خداوند تبارک و تعالی و چهارده معصوم اگر در مبارزه علیه کفار و برای پیشرفت اسلام و پیروزی حق علیه باطل به فیض شهادت نائل آمدم، اولاً خداوند روزی دهنده تمام انس و جان می باشد . ثانیاً وظیفه شرعی می دانم حال که صدامیان کافر بر سرزمین و میهن اسلامی مان وحشیانه حمله ور شدند و ملت بی گناه و بی سلاح ما را در جنوب و غرب به زیر رگب ار گلوله های سنگین خود می گیرند و آنها را ناجوانمردانه به شهادت می رسانند، از این رو وظیفه شرعی خود دانستم که به جبهه بروم و از سرزمینم و از وطنم و از اسلامم و از رهبرم و از خون این همه شهید به خون تپیده با نثار خون ناقابلم پشتیبانی نمایم. ثالثاً اگر به یاری خداوند به فیض شهادت رسیدم، از برادرانم می خواهم که اولاً مرا ببخشند و ثانیاً با آنچه که دارم بفروشند و بدهکاریهایم را بدهند تا این حقیر بتواند در چهار گوشه قبر آسوده بخوابد و از برادرانم می خواهم که ادامه دهنده راه شهیدان باشند و از مادرم می خواهم که در شهادت من اولاً چنانچه از روی جوانی و نادانی حرف بدی زدم که رنجیده شده مرا ببخشد و ثانیاً در شهادت من ناراحتی نکند. مادر جان، می دانم که هر مادری دوست دارد فرزندش در کنارش باشد، به خصوص که تو ای مادرم مرا با خون دل و با بی پدری بزرگ نمودی، ولی حال که می بینم این دست نشاندگان آمریکا به میهن اسلام یمان حمله کرد ه اند ، وظیفۀ هر مسلمان آزاده است که به جبهه های حق علیه باطل برود و با نثار خونش نهال اسلام و کشور جمهوری اسلامی را یاری نماید. همچنین از دوستانم تقاضا دارم که چنانچه از روی جوانی خطایی کردم، مرا ببخشند. رابعا دانسته باشید ای ملت رزمنده ایران ، ما رزمندگان اسلام تا د هها نفر از مزدوران عراقی را به درک واصل نکنیم کشته نخواهیم شد . چون دشمن کورکورانه و بی هدف و با زور به خاک میهن اسلام یمان حمله ور شده، در صورتی که ملت ما همه، با عقیده ای که به جمهوری اسلامی دارند، برای نبرد داوطلبانه به جبهه های حق علیه باطل می روند تا این دست نشاندگان آمریکای جنایتکار را از پای درآورند و ملت عراق را از زیر یوغ استعمار آمریکا و صدام و حزب بعث نجات دهند.وصیت نامه خود را در زمانی می نویسم که از نظر جسمانی و عقلی و روحی سالم هستم « خدایا خدایا تا انقلاب مهدی خمینی را نگه دار » و شعارم همیشه این است « والسلام علیک »

مورخ 1/6/1361.[۱]

پانویس

  1. پایگاه اطلاع رسانی سرداران و 3000 شهید استان سمنان