شهید علی اکبر خوانچه زرین
کد شهید: 6513772
تاریخ تولد :
نام : علیاکبر
محل تولد : نیشابور
نام خانوادگی : خوانچهزرین
تاریخ شهادت : 1365/10/19
نام پدر : غلامحسین
مکان شهادت :
تحصیلات : نامشخص
منطقه شهادت :
شغل : دانش آموز
یگان خدمتی :
گروه مربوط : گروهی برای این شهید ثبت نشده است.
نوع عضویت : سایر شهدا
مسئولیت : رزمنده
گلزار : بهشت فضل
خاطرات
دو شب قبل از شهادتش در خرمشهر بودیم، نیمه شب که برای نماز شب بیدار شده بود، از خدا طلب شهادت می کرد.
همرزمان ایشان می گویند که: موقع حمله ما از بردن ایشان به جلو خودداری می کردیم چون مجروح بود. ولی ایشان آن قدر تقاضا کرد و خواهش و گریه کرد که مجبور شدیم که ایشان را ببریم. در اولین حمله بر اثر اصابت گلوله ایشان به شهادت رسید. نیروهای امداد نتوانستند جسد ایشان را به عقب منتقل کنند و جسد ایشان حد فاصل نیروهای خودی و دشمن باقی ماند. تا اینکه در کربلای 8 با پیروزی نیروهای اسلام جنازه را پیدا کردند و به شهرستان منتقل کردند.
وصیت نامه
در عزيزم و مادر مهربانم مرا حلال کنيد از ما راضي باشيد تا شايد خدا هم از من راضي شود. تشکر و سپاس از شما که از عهده اين بنده حقير خدا نميآيد تنها او قادر به اين همه اجراست. مادرم مرا ببخش پدر مرا ببخش برادرانم و خواهرانم مرا ببخشيد نگذاريد در رنج و عذاب بميرم از من راضي باشيد. و بدانيد که قصد من از آمدن به جبهه غرق شدن در اين معنويت رزمندگان و مدتي دل از اين دنياي مادي کندن است. قصدم تهذيب نفس و روشن کردن دل به نور خداست، از آنهمه ماديات خسته شده بودم. خدايا مرا به جوار خود بخوان نگوييد آرزومند از دنيا رفت. من به آرزوي خود رسيدم قصد ديگر من دفاع از شرفم و از آب و خاکم ميباشد دشمن کافر نميتواند به خانه من به مرز و بوم من راه يابد تا اين جوانان هستند. چه سعادتي از اين بزرگتر که خونم را براي دفاع از وطنم ريخته شود. خدايا چقدر ظلم و چقدر ستم. خدايا اين منجي عالم بشريت را برسان. پدرجان و مادرجان تقريباً يکماه به درگاه خدا روزه نذري مقروضم و حداقل بخاطر اطمينان کامل يکماه هم نماز احتياج دارم. پدرجان و مادرجان و خواهرجان من از شما ميخواهم که هر روز جمعه برايم قرآن بخوانيد تا شايد اين گناهان زيادم بخشيده شود. اي اهل دنيا تقوي داشته باشيد از اين؟؟؟دنيا محل ماندن نيست محل رفتن است. اي دوستان من اي بستگان من به يکديگر محبت کنيد دشمن خونخوار هم نباشيد از همه خواهش ميکنم اين بنده مقصر و گنهکار را ببخشند. برادران محصلم درس خواندن هدف نيست هدف رضاي خداست. اول دين خود را درست کنيد بعد دنيا را. پدرجان و مادرجان و خواهرجانم بازهم از شما ميخواهم که مرا ببخشيد. خواهرجان اگر در حق شما کوتاهي کرده ام مرا ببخش. داغ برادر سخت است اما نه براي شما. صبر کنيد صبر کنيد و صبر کنيد که بشرالصابرين ان الله يحب الصابرين. پدرجان و مادرجان زياد غصه نخوريد دير يا زود شما هم به من ؟؟؟يکي دير يکي زود. فقط دعا کنيد مشرک نميريد کي تابحال در اين دنيا مانده. ؟؟؟امامان به کساني بودند همه رفتند. ماندني کيست تا؟؟؟خدايا مشرک نميرم. ديگر عرضي ندارم برايم حداقل هزارتومان صدقه بدهيد. به اميد ديدارتان؟؟؟ باز هم از همه کساني که؟؟؟و به آنها از دست و زبان من ظلمي رسيده طلب بخشش ميکنم.[۱]