شهید علی ایمانیان

از دانش‌نامه فرهنگ ایثار , جهاد و شهادت
پرش به: ناوبری، جستجو

نام : ایمانیان / علی

نام پدر : حسن

تاریخ تولد : ۱۳۳۶-۱۰-۲۷

محل تولد : نجف آباد

تاریخ شهادت : ۱۳۶۱-۰۱-۱۱

محل شهادت : محور دزفول - شوش

شهرستان : نجف اباد

یگان : جهاد

مسئولیت : فرمانده تی مهندسی رزمی

تحصیلات : مهندسی عمران

محل تحصیل : دانشگاه صنعتی اصفهان

گلزار : نجف آباد

زندگینامه

علی‌ در سال‌ 1336 در نجف ‌آباد به‌ دنیا آمد. دوران‌ ابتدایی‌ و متوسطه‌ را در نجف ‌آباد گذراند .

او از هفت‌ سالگی‌ به‌ همراه‌ پدرش‌ در نماز جماعت‌ شرکت‌ می‌کرد. قبل‌ از انقلاب‌ بدون‌ ترس‌ و هراس‌، اعلامیه‌ها و نوارهای‌ حضرت‌ امام‌ را که‌ از نجف‌ و پاریس‌ می‌آمد پخش‌ می‌کرد و به ‌همین‌ دلیل‌ چندین‌ بار توسط ساواک‌ دستگیر شد ولی‌ چون‌ مدرکی‌ از او نداشتند آزاد شد .

در سال‌ 1357 با شنیدن‌ خبر زلزله‌ عازم‌ طبس‌ شد و به‌ ترمیم‌ خرابیهای‌ ناشی‌ از زلزله ‌مشغول‌ شد و پس‌ از پیروزی‌ انقلاب‌ اسلامی‌ در جهاد سازندگی‌ اردل‌ شهرکرد به‌ همراه‌ شهید اکبر فتاح‌المنان‌ و شهید حسین‌ سمندری‌ و...خدمات‌ زیادی‌ را به‌ محرومین‌ ارائه‌ نمود. علی‌ در سال ‌1359 موفق‌ به‌ اخذ فوق ‌دیپلم‌ فنی‌ از مرکز تربیت‌ معلم‌ فنی‌ـ حرفه‌ای‌ شهید مهاجر اصفهان‌ شد و در آزمون‌ ورودی‌ دانشگاه‌ در رشته‌ مهندسی‌ عمران‌ دانشگاه‌ صنعتی‌ اصفهان‌ پذیرفته‌ شد .

وی‌ در همان‌ سال‌ همزمان‌ با شروع‌ جنگ‌ تحمیلی‌ به‌ همراه‌ شهید حسین‌ پارسا و شهید اکبرفتاح‌المنان‌ عازم‌ جبهه‌ شد و در پشتیبانی‌ جنگ‌ جهاد سازندگی‌ اصفهان‌ (مستقر در آبادان‌) به‌ فعالیت‌ پرداخت‌ .

علی‌ در عملیات‌ شکست‌ حصر آبادان‌، طریق‌القدس‌ و فتح‌المبین‌ شرکت‌ داشت‌ و در طول ‌جنگ‌ دو بار مورد اصابت‌ گلوله‌ و ترکش‌ خمپاره‌ قرار گرفت‌ ولی‌ اجازه‌ نداد که‌ خانواده‌اش‌ از این‌موضوع‌ مطلع‌ شوند. هنگامی‌ که‌ می‌خواست‌ برای‌ حمله‌ فتح‌المبین‌ عازم‌ شود به‌ مادرش‌ گفت‌: من‌ این‌ مرتبه‌ شهید می‌شوم‌ و جسدم‌ هم‌ در بین‌ عراقیها می‌ماند. گویا به‌ علی‌ الهام‌ شده‌ بود که‌شهید می‌شود و در عملیات‌ فتح‌المبین‌ در اثر اصابت‌ گلوله‌ به‌ سمت‌ راست‌ بدنش‌ به‌ شهادت‌ رسید. پس‌ از شهادتش‌، مادرش‌ گفت‌: فرزند من‌ از بهشتی‌ عزیزتر نبود، او بایستی‌ فدای‌ اسلام ‌می‌شد، من‌ از اول‌ او را وقف‌ این‌ کار کرده‌ بودم‌ .

وصیت نامه

" بسم الله الرحمن الرحیم " پس از سلام و دعا مقدار پولی که در کم است و قرار شد که به بانک بگذارند تحویل جهاد سازندگی نجف آباد جهت جنگ بدهید . مبلغ پنج هزار تومان پیش محمد رضا است بدهید جهت نماز خواندن . چهل تا روزه بدهکارم که تا به حال نتوانستم بگیرم ترتیب آن را بدهید . در آخر توفیق شما جهت خدمت به اسلام خواستارم از خداوند و دعا گوی شما هستم مخصوصا پدر و مادر و همسرم که امیدوارم مرا بببخشید . ساعت 8 شب 3 ساعت به عملیات فتح کربلا 1361/1/10 " والسلام ".[۱]

پانویس

  1. سایت خین

رده‌ها