شهید غلام رضا ترکانلو
تاریخ تولد : 1317/11/15
نام : غلامرضا محل تولد : بجنورد
نام خانوادگی : ترکانلو تاریخ شهادت : 1365/10/03
نام پدر : قاسم مکان شهادت :
تحصیلات : نامشخص منطقه شهادت :
شغل : یگان خدمتی :
گروه مربوط : سایر شهیدان استان خراسان
نوع عضویت : سایر شهدا مسئولیت : رزمنده
خاطرات
- بعد از عملیات کربلای 4 برادر ترکانلو جهت رفع خستگی نیروها و آمادگی بیشتر جهت شرکت در عملیات کربلای 5 به مدت او روز به همه بچه ها مرخصی دادند خودنش نیز همراه ما به مرخصی آمد . در پایان مرخصی وقتی می خواستیم به جبهه برگردیم ایشان که گویا شهادتش به وی الهام شده بود با هر کس که خداحافظی می کرد گفت : حلالم کنید چرا که من این دفعه دیگر بر نخواهم گشت و به فیض شهادت خواهم رسید و همین طور هم شد که گفته بود .
- آخرین دفعه ای که غلامرضا می خواست به جبهه برود لحظه خداحافظی همگی ناراحت بودیم و گریه می کردیم ولی ایشان در حالی که می خندید به شوخی گفت : « خواهر جان! برای پدر و مادر پیغامی نداری؟ من می خواهم پیش آنها بروم .» ( آن زمان پدر و مادرم فوت کرده بودند.) گویا غلامرضا با این حرف می خواست به ما بفهماند که این آخرین دیدار ما است و همین طور هم بود چرا که دو هفته بعد از رفتن غلامرضا خبر شهادتش را برای ما آوردند .
- - مدتی بود که شخصی در ده دزدی می کرد و کسی هم نمی توانست او را شناسایی کند. تا اینکه یکروز ما متوجه شدیم که چه کسی دزدی می کند . من به اتفاق برادر ترکانلو رفتم و آن دزد را دستگیر و به پایگاه آوردیم و به اتفاق مسؤول پایگاه او را در آب انداختیم . وقتی خواستیم دزد را روانه زندان کنیم برادر ترکانلو مانع ما شد و خودش طی مدتی با رفتار مناسب و اخلاق خوش خود آن دزد را راهنمایی نمود تا اینکه از کارش دست برداشت .
- یک سال زمستان در روستای ما فردی فقیر از دنیا رفت. وقتی پدرم متوجه این موضوع شد برای تهیه وسایل کفن و دفن آن فرد صبح زود با پای پیاده به طرف شهر حرکت کرد و شب هنگام بود که برگشت و خودش به تنهایی قبری برای آن فرد کند و او را به خاک سپرد، نزدیکی های صبح بود که پدر به منزل برگشت.[۱]