شهید محمد آبرودی
شهید محمد آبرودی تاریخ تولد :1342/12/08 تاریخ شهادت : 1362/01/26 محل شهادت : نامشخص محل آرامگاه :خراسان رضوی - سبزوار - مور
وصیتنامه
بسمه تعالى و لا تقولوا لمن یقتل فى سبیل الله اموات بل احیاء و لكن لا تشعرون؛ كسى را كه در راه خدا كشته شد، مرده نپندارید بلكه او زنده جاوید است ولیكن شما این حقیقت را در نخواهید یافت . پدرم، برادرانم و خالهام! كه چون مادرى برایم بودى، سلام. امیدوارم كه این سلام گرم و خالصانه مرا كه از كانون قلبم سرچشمه مىگیرد، بپذیرى. پدرم! امشب دیگر احساس مىكنم كه با همه شما وداع مىگویم. گویا آخرین شب عمر من است. پدرم! مرا ببخش كه تو علاوه بر مسئولیت پدرى براى من مسئولیت مادرى هم داشتى. من مادرم را در كوچكى از دست دادم و تو مرا بزرگ كردى و درس ادب آموختى. (پدرم و برادرانم قامتتان را بلند گیرید و صداى الله اكبر، خمینى رهبر را سر دهید و سخن شهیدان راه خدا را به مردم برسانید كه همان سخن ما پیروى از قرآن و خدا مىباشد.) خاله عزیزم! تو براى من مادر بودى و مادر هستى، كوه باش و چون كوه استقامت كن و لحظهاى از نام خدا غافل نباش. در راه دین خدا بكوش كه هر چه بكوشى باز هم كم است. گریه نكن و بخند و شادى كن و براى من لباس عزا نپوشید بلكه لباس سفید بپوشید، چون شهادت شادى و دامادى من است و همین لباس كه بر تن من است همین لباس دامادى من است و من با همین لباس در روز قیامت خواهم آمد. خوشحال باشید چون من تازه با شهادت زندگى جاویدم را شروع مىكنم. نگویید كه محمد ناكام از دنیا رفت بلكه من به كام خود رسیدم، كام من لقاء الله بود. پدرم و برادرانم! اگر من شهید شدم و جنازهام را آوردند شاد باشید چون برادرتان از مسافرت كربلا آمده و من هدیه كربلا برایتان آوردهام. هنگام تشییع جنازه دست هاى مرا از تابوت بیرون بگذارید تا مردم بدانند كه من با دستى خالى از این دنیا رفتم و هیچ چیز همراه نبردم و تنها چیزى كه من همراه خودم بردم عمل نیك بود و غیر از آن هیچ چیز دیگر ارزش ندارد. پس برادران و خواهران، این قدر دنبال زرق و برق دنیا نباشید آنها رفتنى هستند و پوچ و بىارزش و تنها چیزى كه در روز قیامت شما را شفاعت مىكند، عمل نیك شماست. پیامى به برادرزادههایم؛ برادرزادههاى عزیزم! پدر و مادر شما دیگر پیر مىشوند ولى شما حسینوار و زینب گونه و با حجاب كامل اسلامى راه مرا ادامه دهید چون حجاب شما خیلى داغ تر و برندهتر از گلوله و خنجرى است كه من بر سینه دشمنان دین و منافقین مىزنم فقط حجابتان را فراموش نكنید. پیامى دیگر به پدرم و خواهرم؛ پدرجان و خواهرجان! مىدانم كه داغ فرزند و برادر جوان خیلى مشكل است ولى من از شما انتظار دارم كه مانند حسین و على در برابر مشكلات استقامت كرده و سكوت را تا حد امكان رعایت فرمایید و حتى با صداى بلند بگو، خدایا! من جوانم را در راه تو هدیه دادم، از من قبول كن. پیامى به دوستانم؛ دوستان و همرزمان عزیز! اگر من شهید شدم ناراحت نباشید و گریه نكنید به خاطر این كه زمانى كه على اكبر حسین شهید شد كسى نبود برایش گریه كند و فقط من از شما مىخواهم من كه تا این جا آمدهام و تمام شهیدان آمدهاند، انتظار ما این است كه اگر به لقاء الله پیوستم نگذارید اسلحهام بر زمین بماند و این كوله پشتى مرا بر دست بگیرید و به دیگران هم وصیت كنید تا در راه خدا جهاد كنند، جهاد فى سبیل الله و نگذارید كه منافق به اسلام عزیز كه خون بهاى شهیدان است ضربهاى برسانند و آنها را نابود كنید. كلامى با برادران سپاهى و ارتش؛ برادران سپاهى! شما به عنوان بازوى مسلح ولایت فقیه و سربازان اسلام هستید از غیبت، تهمت و افترا دورى كنید و همه در یك صف آهنین براى خدا پیكار كنید و سعى كنید افراد آب دیده و متخصص را به استخدام درآورید تا در جامعه الگو باشند. خدایا! دیگر وصیتى ندارم و دعا مىكنم. خدایا! در این شب دعاى مان را استجابت كن. خدایا! از تو مىخواهم كه امام ما، رهبر عزیز ما را تا انقلاب مهدى زنده و پاینده بدار. خدایا! به ما نیرویى عطا كن كه فقط به خاطر تو كار كنم و نیت هاى ما را خالص گردان. خدایا! آن كس كه تو را شناخت جان را چه كند فرزند و عیال و خانمان را چه كند دیوانــه كنـى هـر دو جهانـش بـخـشى دیـوانه تو هر دو جــهان را چه كند[۱]