شهید محمد حسن قاسم ابادی

کد شهید: 6715037

نام : محمدحسن‌

نام خانوادگی : قاسم آ‌بادی‌

نام پدر : رمضانعلی‌

محل تولد : نیشابور

تاریخ شهادت : 1367/03/24

تحصیلات : نامشخص

گروه مربوط : گروهی برای این شهید ثبت نشده است.

نوع عضویت : سایر شهدا

مسئولیت : رزمنده‌


خاطرات

  • موضوع مشيت الهي

روزی که قرار بود وضع حمل کنم شوهرم در خانه نبود و برای کار مهمی به شهر رفته بود در آن زمان ما در ساری زندگی می کردیم و در خانه اجاره ای ساکن بودیم من خیلی احساس درد می کردم و به همین دلیل همسایه مجاورمان را خبر دادم. در حال حرکت در اتاق بودم که ناگهان پایم به منقل وسط اتاق خورد و نزدیک بود که در آتش بیفتم ولی خانم همسایه کمکم کرد این نخستین بار قبل از تولد محمد حسن بود که خدا او را از مرگ نجات داد وقتی دردم زیادتر شد خانم همسایه به دنبال قابله رفت ولی قبل از اینکه برسد من فرزندم را به دنیا آوردم و بدین ترتیب او دومین بار از مرگ حتمی نجات یافت حال که به آن دوران فکر می کنم می فهمم که چون از روز نخست مقرر شده بود او در راه خدا شهید شود قبل از موعد شهادت از هر حادثه خطرناکی نجات پیدا کرد.راوی صغری محمدآبادی

  • موضوع توصيه هاي شهيد

آخرین باری که محمد حسین می خواست به جبهه برود گویا به او الهام شده بود که هرگز بر نخواهد گفت توصیه و سفارش زیادی به مراقبت از همسر و فرزندانش می کرد چون زمانی وضع حمل همسرش هم بود بیش از پیش سفارش می کرد و پس از اینکه به جبهه رفت حدود بعد از 12 روز فرزندش به دنیا آمد ما رفتیم به او تلفن زدیم تا خبر متولد شدن فرزندش را بدهیم که گفتند به ماموریت رفته است چند دفعه دیگر زنگ زدیم ولی می گفتند که هنوز از ماموریت برنگشته است ما که همچنان از سوی محمد حسن بی خبر بودیم به بنیاد شهید رفتیم و آنها گفتند که وی به همراه چند نفر دیگر به ماموریت رفته در یک جبهه کوهستانی می باشد و ما نمی توانیم که او تماس بگیریم تا 2 ، 3 ماه همچنان از او بی خبر بودیم تا اینکه گفتند چند نفر از همان جبهه برگشته اند و خبر دادند که در آنجا از ناحیه سر مورد اصابت ترکش قرار گرفته و به درجه شهادت نائل گردیده است .راوی کبری قاسم آبادی

  • موضوع خاطرات نحوه مجروحيت

آخرین مرتبه ای که به علت جراحت و شکستگی پا در منطقه پای محمد حسن را گچ گرفته بودند به نیشابور آمد و در آنجا پزشکان تشخیص دادند که دوباره پایش باید گچ گرفته شود همین کار را کردند و روزی که پایش را از گچ باز کردند در حالیکه هنوز بهبودی کامل پیدا نکرده بود گفت که می خواهم به جبهه برگردم هر چه افراد خانواده اصرار کردند که تا بهبودی کامل پایش بماند و بعد برود نپذیرفت و بالاخره چند روزی بعد از رفتنش به جبهه در منطقه گوجار در خاک عراق در تاریخ 68/3/2 به درجه رفیع شهادت نائل گشت.راوی محمد قاسم آبادی.[۱]

پانویس

  1. یاران رضا

نگارخانه تصاویر

رده

آخرین تغییر ‏۲۵ مرداد ۱۳۹۹، در ‏۱۷:۲۰