شهید محمد عابدی
| محمد عابدی | |
|---|---|
| ملیت | |
| دین و مذهب | مسلمان، شیعه |
| تولد | نیشابور |
| شهادت | ۱۳۶۳/۱۲/۲۲،مجنون |
| محل دفن | بهشت فضل |
| یگانهای خدمت | لشکر ۵ نصر |
| سمتها | مخابرات و بی سیم |
| جنگها | جنگ ایران و عراق |
| خانواده | نام پدرمهدی |
وصیتنامه
اين وصيتنامه ها انسان را ميلرزاند و انسان را بيدار ميکند. «امام خميني» کردگارا پروردگارا بار الهي زمين همان زمين که زمين کربلا ان لا اري الموت الا سعاده و الحياه مع الظالمين و الا يرما؟؟؟مرگ را جز سعادت و زندگي با ظالمين را جز خواري و خذلان نميبينم. ليکن گاه گاهي ديگر؟؟؟از حسين(ع) به خلقتاش شريک القرآن و خليفه الرحمن و از او نيابت به قائدي ديگر از؟؟؟هابيل رسيده است. سپاس و ستايش خدايي را که آفريد انسان را از؟؟؟سپس از روح خويش بر او دميد و انسان را اشرف مخلوقات قرار داد و نمايندهاش در روي زمين ناميد. آري به نام خداوندي که به من جان داد که جان را به جان آفرين تسليم دارم و تا در راه خودش فدا کنم با سلام و درود به رهبر عظيم الشان انقلاب اسلامي امام خميني و با سلام فراوان به امت حزب ا000و شهيدپرور ايران و گوش به فرمان امام. مبادا امام را تنها بگذاريد زيرا اگر امام را تنها بگذاريد و به حرفهايش نکنيد موجب خشم خدا و عذاب الهي خدا روبرو ميشويد پس بر شماست که امام را تنها نگذاريد تا اسلام پيروز شود. خدايا مرا لايق گردان تا چونان بهشتيها و رجائيها و دهنويها و توحيديها و سلطانيها و حاج بيگيها و ديگران که مرگ باعزت را پذيرا گردم آنچنان شوم که تا آخرين توان خون در برابر ؟؟؟من نيز فردي از اين ملتم ملتي که امام را تنها نگذارده است و نميگذارد چرا که خشم خداوند را پذيرا نخواهد شد. عدم حمايت از ولايت فقيه آتش خشم خداوند را به ارمغان خواهد آورد خدايا من براي اين به جبهه آمدم که تا سلاح خونين شهدا را بردارم و راه آنان را ادامه و دشمن را از خاک اسلام بيرون کنم. اي کاش من هزاران جان داشتم و در راه اسلام و قرآن و امام هديه ميدادم و برادران عزيز سلاح خونين شهيدان را برداريد و راهشان را ادامه بدهيد اگر چنين نکنيد خون پاک دهها هزار شهيد را پايمال کردهايد من از روي احساسات اين کلمات را بر روي کاغذ نمينويسم بلکه از صميم قلب اين کلمات را براي شما بازگو ميکنم. برادران و خواهران عزيز و مجاهد و گرامي شما رسالت مهمي را بر دوش داريد و آن رساندن پيام شهدا؟؟؟حسينيان رفتن و زينبيان نيز بايد اينچنين بکند. نميدانم شايدم در بعد از شهادتم يا در هنگام شهادتم راه کربلا گشوده شده باشد و بعد از کربلا قدس عزيز را نجات دهيم و اين به جز اتحاد و يکپارچگي شما برادران مسلمان امکانپذير نيست پس بايد به ريسمان محکم الهي چنگ بزنيم و متفرق نشويم تا در سايه اين وحدت همه بلاد مسلمين را آزاد کنيم و تعاليم مقدس نجاتبخش اسلام را بر سر تا سر گيتي منتشر کنيم. برادران عزيز اگر جسدي از من باقي ماند در بهشت فضل در کنار شهدا دفن کنيد و در موقع دفن و وقتي که مرا به خاک ميسپاريد دهانم را باز بگذاريد چون آخرين فرياد من غريو لا اله الله بوده و هست. برادران و خواهران عزيز به جبههها بياييد و جبههها را پر کنيد و با کفار بجنگيد. نکند يک وقتي جبههها خالي بماند مانند؟؟؟ برادران دانش آموز حالا وقتي نيست که با خود بگوييد که ميخواهم درس بخوانم و به جبهه نميروم چون از درسم عقب ميمانم اگر يک وقتي بشود که کفار بر ما غلبه کنند آن وقت درس را براي چه ميخواهيد پس به جبهه بياييد و جنگ کنيد تا پيروزي. پيام به خانوادهام خود را براي تحمل رنجها و مصيبتها و ناکاميها و ناروائيها آماده سازيد و دل قوي داريد که قادر يکتا پشتيبان و نگهبان شماست و تنها اوست که شما را از شر دشمنان نجات ميبخشد و عاقبت شما را به خير ميگرداند و دشمنان را به انواع عذابها و شکستها دچار ميگرداند اين مصيبتها و سختيها زودگذر و تمام شدني است ولي پاداش اين جانفشانيها و فداکاريها به نعمتهاي ابدي و بيپايان خداوندي خواهيد رسيد و به سرير کرامت و بزرگواري خواهيد زد اگر ميخواهيد در مقام و عظمت شما خللي وارد نشود هيچگاه زبان به شکايت نگشائيد و آنچه را که از قدر و منزلت الهي شما ميکاهد بر زبان نياوريد. اي مادران مبادا از رفتن فرزندانتان به جبهه جلوگيري کنيد که فردا در محضر خدا نميتوانيد جواب زينب را بدهيد که تحمل 72 شهيد را نمود. برادران استغفار و دعا را از ياد نبريد که بهترين درمانها براي تسکين دردهاست و هميشه بياد خدا باشيد و در راه او قدم برداريد و هرگز دشمنان بين شما تفرقه نياندازند و شما را از روحانيت متعهد جدا نکنند و اگر چنين کردند روز بدبختي مسلمانان و روز جشن ابرقدرتهاست مادر وقتي که خبر شهادتم را شنيديد اين را با خود زمزمه کنيد (ولاتحسبن الذين قتلوا في سبيل ا000 امواتاً بل احياء عند ربهم يرزقون) مادر من نميگويم که گريه نکنيد ولي مبادا با گريه خود کفار و منافقين را شادمان کنيد. مادر ميدانم چقدر براي من زحمت کشيدهاي 19 سال براي من رنج و سختيها کشيدهاي ولي اين سختيها را براي رضاي خداوند ميبخشي. در پايان مادر و پدر من مقدار40 تومان از روابط عمومي سپاه و 200 تومان از کتابخانه شيخ طوسي و مقدار200 تومان از برادر واسعي مقروضم که حتماً به آنها بدهيد مادر و پدر هر کس که از من راضي نيست به هر طوري که شده آنها را راضي کنيد. پدر و مادر من از روي احساسات و گفتهاي ديگران به جبهه نيامدهام و هر کس که بگويد ديگران او را فرستادهاند اشتباه محض کردهاند و فقط براي رضاي خدا و بيرون کردن کفار به جبهه آمدهام و با ميل خود. هر کس که راه خميني را نميپيمايد و مظلوميت بهشتي را قبول ندارد بر سر قبرم حاضر شود. مادر براي من حدود يک سال نماز بخوانيد و حدود 45 روز روزه بگيريد. ما زنده از آنيم که آرام نگيريم موجيم که آسودگي ما عدم ماست مرگ بر آمريکا خدايا خدايا تا انقلاب مهدي خميني را نگهدار. آمين والسلام عليکم و رحمت ا000و برکاته
خاطرات
لحظه و نحوه شهادت
موضوع لحظه و نحوه شهادت
راوی هادی عابدی
متن کامل خاطره
در عملیات بدر ما دو گردان بودیم که با هم قرار گذاشتیم برای گرفتن یک منطقه از دشمن در درون هور در یک ساعت مشخص حرکت کنیم و پای کار که رسیدیم باز هم در یک ساعت معین به دشمن حمله کنیم. قرار شد پشت سر ما هم نیروهای کمکی وارد عمل شوند تا نیروی هجومی ما بیشتر شود و تلفات کمتری بدهیم. طبق قرارهای گذاشته شده ما در همان ساعت معین به دشمن حمله کردیم و ضربات سختی را به آنها زدیم. اما به علت نیامدن نیروهای کمکی مجبور به عقب نشینی شدیم. در همین اثنا بود که محمد عقب نشینی نکرد و مقاومت می کرد تا اینکه در همان جا یک گلوله به پیشانی ایشان اصابت کرد و به شهادت رسید که حتی جنازه ایشان را هم نتوانستیم به عقب بیاوریم. خواب و رویای شهادت موضوع خواب و روياي شهادت راوی هادی عابدی متن کامل خاطره
روزی که محمد می خواست در عملیات شرکت کند به من گفت: شب قبل من خواب دیده ام که شهید می شوم و به من سفارش کرد که اگر به نیشابور رفتم، سلام او را به خانواده اش برسانم و بگویم که خانواده او را حلال کنند و ببخشند.[۱]