شهید محمد گوهری
کد شهید:6221636
نام :محمد
نام خانوادگی :گوهری
نام پدر : علبرضا
محل تولد : بجنورد
تاریخ شهادت :1362/03/11
مکان شهادت :مهاباد تحصیلات :نامشخص
شغل :محصل گروه مربوط :گروهی برای این شهید ثبت نشده است.نوع عضویت :سایر شهدا
م سئولیت :رزمنده
وصیت نامه:
هدف من برپايي اسلام و قرآن و زنده نگهداشتن آنها و سرنگوني کفر و استبداد ميباشد. اعوذ بالله من الشيطان الرجيم بسم الله الرحمن الرحيم کساني که در راه ما جهاد کردند هر آينه آنان را در راهمان هدايت ميکنيم. اکنون که قرار است کاروان عشق راهي کربلاي خونين امام حسين (ع) شود و زمان، زماني است که قرنها قبل موقع انجام مناسک حج، حضرت اباعبدالله صحراي عرفات را بقصد ديار عشق، نينوا، ترک نمود ما نيز به پيروي از او و با آواي يا ليتنا کنا معک فأفوز فوزاً عظيما به ديدار معشوق ميرويم باشد که اگر در روز عاشورا در رکاب امام سوم شيعيان نبودهايم اکنون راه او را ادامه داده و با باز کردن راه کربلا و نابودي متجاوزين، جمله کل ارض کربلا و کل شهر محرم و کل يوم عاشورا را تحقيق ببخشيم. با درود و سلام بي کران به مهدي موعود(عج) و نايب بر حق او امام خميني و با درود و سلام بي پايان به کليه مردم دلير ايران بخصوص مردم شهيد پرور خليل آباد، بنده مطلبي براي نوشتن يا گفتن ندارم ولي بعنوان يک مسلمان که بايد وصيت نامهاي داشته باشد چند کلامي عرض مينمايم. در اول از مردم هميشه در صحنه و شهيد پرور خليل آباد ميخواهم که جبههها را هميشه پر نگهدارند و نگذارند که دشمنان اسلام تجديد قوا کنند و بايد مردم همچون گذشتهها که نيروي عظيمي از اين شهرستان و مخصوصاً خليل آباد تأمين ميشدند فراهم نموده و به جبهه بفرستند در مرحله اول اميدوارم که خداوند باريتعالي از گناهان کليه ما درگذرد و ما را مورد عفو و بخشش قرار دهد و همه ما را به راه مستقيم هدايت و راهنمايي کند. ان شاءالله در اينجا من از تو اي مادر قهرمان و شهيدپرورم تقاضا دارم که شيرتان را بر من حلال گردانيد و مرا به بزرگواري خود ببخشيد و در سر نمازها و دعاهاي کميل و ديگر دعاها از خدا بخواهيد که مرا مورد عفو خود قرار دهد و از شما ميخواهم که برادرم حسين را با تربيت و ادب و اخلاق اسلامي آشنا کنيد و او را از همان کوچکي به نماز، دعا و خواندن قرآن عادت دهيد تا او در آينده پاسدار اسلام و قرآن باشد و اين را بايد بدانيد که او خواهد بود که راه ما را ادامه دهد و در اينجا پيامي دارم به مادراني که جلو فرزندان خود را ميگيرند و نميگذارند که آنها به جبهه بروند من از اين مادران ميخواهم که فرزند خود را تشويق به پاسداري از اسلام کنند زيرا اينها خواهند بود که روز قيامت موجب سرافرازي شما شوند و اگر خداي ناکرده مانع آنها شوند حضرت فاطمه زهرا(س) روز قيامت جلوشان را خواهد گرفت و به آنها خواهد فرمود که چرا جلو فرزندانشان را گرفتهاند و از ورود اين گونه مادران به بهشت جلوگيري خواهند کرد. و در اينجاست که اين مادران افسوس ميخورند و با خود ميگويند :اي کاش دهها فرزند ميداشتيم و آنها را به جبههها روانه ميکرديم. ولي افسوس که برگشت آنها امکانپذير نيست. لازم ميدانم که متذکر شوم که اگر لطف خدا به من هم رسيد و نداي ارجعي خداوند بلند شد، و من شهيد شدم قبر من در هر کجا باشد، فرقي ندارد و هر کجا که مادرم صلاح دانستند من به همانجا راضي هستم و از خانوادهام ميخواهم که در تشييع جنازهام گريه نکنند. بلکه خوشحال باشند که من به معشوقم پيوستم و در مراسمهاي عزاداري نقل و شيريني پخش کنند تا ضد انقلاب از اين اعمالشان ناراحت شوند و همچنين در تشييع جنازهام گريه نکنند زيرا اگر گريه کنند من ناراحت ميشوم و گريه براي مظلوميت سرور شهيدان حضرت سيد الشهدا بکنند و بعضي از مردم هي نگويند که حيف فلاني که رفت و شهيد شد. از قول مولا امير المؤمنين دنيا براي مؤمن زندان است. و شهيد در نزد پروردگارش رزق و روزي ميطلبد و زنده و جاويدان ميباشد. اي مادرم اگر مفقود اعلام نمودند : صبر و پايداري نمائيد و بياد قبر گمشده حضرت زهرا(ع)بيفتند و اگر هم اسير شدم از دوستانم ميخواهم که براي آزادي کليه اسرا به جبههها بيايند و آنها را از زندانهاي صدام آزاد گردانند و اما اگر جنازه من را به کاشمر آورده بودند ديگر جمله مفقودالاثر را لازم نيست بخوانند. در اينجا نيز بعنوان يک دانش آموز به محصلان پيامي عرض مينمايم و از همکلاسيهايم ميخواهم که درسهايشان را درست و صحيح و براي رضاي پروردگار يکتا بخوانند، زيرا که اينان هستند که بايد خدمتگذاري آينده اين مملکت را به عهده بگيرند و چرخهاي اين مملکت را بچرخانند و اميدوارم که آنهايي که ميتوانند به جبهه بيايند چون مسئله اصلي ما به قول امام عزيزمان اکنون جنگ است و آنهايي که نميتوانند به جبهه بيايند با درس خواندن خود در سنگر مدارس با جهل و بيسوادي بجنگند و در اينجا از کليه حزب الله ميخواهم که اگر وقت آنها گرفته شده است ببخشند و از بنده حقير راضي باشند. و اگر بدي ازمن مشاهده نمودهاند به بزرگواري خودشان زير پا بگذارند و من از همه آنها راضي ميباشم. و باز مجدد از آنها ميخواهم که جبههها را خالي نگذارند و در فکر اسلام و قرآن باشند و امام عزيزمان را تنها نگذارند و از دستورات او اطاعت لازم را بنمايند. التماس دعا دارم محمد گوهري
خاطرات:
۱:
موضوع:عشق به جهاد
متن کامل خاطره
یادم می آید وقتی محمد می خواست به جبهه برود من بخاطر اینکه سنش کم بود با رفتن او به جبهه مخالفت می کردم وگفتم: پسرم صبر کن وقتی که به سربازی رفتی بعد به جبهه برو .ولی محمد به حرف من گوش نکرد وگفت: پدر جان جبهه الان به ما نیاز دارد ما باید الان جبهه های جنگ را پر کنیم و نگذاریم دشمن بیشتر از این جرات پیشروی به خاک میهنمان را پیدا کند پس من به جبهه می روم ودر برابر آنها ایستادگی می کنم و یا پیروز می شویم یا به شهادت می رسم[۱]