شهیدحسین نوچه ناسار
حسین نوچه ناسار فرزند : سیف اله متولد : 1344/02/09 در سمنان تحصیلات : فوق دیپلم تاهل : مجرد یگان: سپاه سمنان-تیپ21-گردان حضرت رسول(ص) مدت حضور : 19ماه مسئولیت : فرمانده دسته نوع عضویت : بسیج نوع شغل : دانشجو تربیت معلم تاریخ شهادت : 1365/04/11 محل شهادت : مهران عملیات : کربلای 1 محل دفن : سمنان امام زاده یحیی
وصیت نامه
«يا ايهاالذين آمنوا كونوا انصار الله : اي كسانيكه ايمان آورديد ياور خدا باشيد. مولاجان! معذرت ميخواهم از تو كه اين را مينويسم. در حالي كه خود عامل نيستم ولي خداي من! خودت خوب ميداني گر چه خود لنگم، ميخواهم كه با تو باشم و در جهت تو گام بردارم و والدين عزيزم همين آرزو را براي خود و فرزندان خويش دارند. اي انسان! يار خدا بودن سخت است ولي قرآن ميفرمايد: « حال كه ايمان آوردهايد، ياوران خدا باشيد.» اي انسان! بدان كه در اين راه سدهايي محكم وجود دارد. بدان اگر دنياپرست باشي نميتواني يار خدا باشي. اگر هواي نفست را ادب نكني، نميتواني يار خدا باشي. اگر شيطان بر تو مسلط شد، اگر لذّات زودگذر دنيوي را قبول كردي، نميتواني يار خدا باشي. بايد اراده كرد؛ ارادهاي قوي. بايد به سوي كمال انسان، يعني خدايي شدن پيش رفت. بايد عاشق شد، عاشقي دلباخته. آنگاه بايد دنيا را اسير خود ساخت و از آن به عنوان وسيله براي رسيدن به خدا استفاده كرد. خداجان! كمكمان كن تا اين قدر حرف نزنيم، بلكه عمل كنيم. اسممان مسلمان نباشد و خودمان كافر. ظاهرمان خوب نباشد و باطنمان خراب. خداجان! ما را عاشق خودت كن و توفيق بده تا شيطان را از خود دور كنيم و عبد خالص تو گرديم. سلام بر تو اي رسول گرامي و سيزده ماه تابناك و معصوم از آل تو! سلام بر تمامي خادمين اسلام و آنهايي كه عاشقند. آنهايي كه همهي كارهايشان خدايي است. اي سلام! سينه را در هم شكن آزاد شو... به دري برو كه افتخار ميكند به فرزندي كه در جبهه دارد. خدا را شكر ميكند كه فرزندش راه اسلام را پيش گرفته، نزد او برو. نزد پدري كه از اعماق قلبش آرزو دارد فرزنداني پاكدامن تربيت كند و به اين خاطر چه سختيها كه نميكشد. با سلام به محضر بيبي هيجده ساله و با سلام به محضر پدر و شوهر و يازده فرزند معصوم آن بانوي اسلام و با سلام به محضر بزرگواراني كه محبّت آنان را به دل دارند؛ يعني آنهايي كه پيرو ولايت ميباشند. با سلام بر آن بزرگواراني كه وسيله بودند، براي وجود و تكامل اين حقير؛ يعني پدر و مادر، آنهايي كه هميشه باعث افتخار من بودند. خصوصاً مادرم كه خود مرا به اين راه خواند و پدرم كه با رضايت خويش آن را تصديق كرد. معبودا! خودآگاهي كه از كجا برخاستم و به كجا سفر نمودهام و بالاخره در كجا منزل گزيدم و هدفم چه بود؟ در اين راه بس خطاها نمودم، ليك باز به سويت آمدم. چرا كه خود فرمودي كه اگر بيايي ميپذيرم. پس خود مرا خواندي. و اذا سالك عبادي أني فاني قريب اجيب دعوهالداع اذا دعان : پس بگذر از تقصيرات اين بندهي حقير و تمام آنهايي كه خواستار اين درجهاند و به راهت جان دادند و ما را در زمرهي شهيدان جاي ده. عزيزانم! ميبخشيد كسي نيستم كه بخواهم براي شما وصيّت نمايم. چه كنم؟ وظيفه است. در شيعه بودن و نبودن و بهتر بگويم در شيعه شدن و نشدن... شيعه بودن سخت است ولي نه براي عاشق. زندگي در دار فاني خيلي زود ميگذرد و دار باقي جاودانه است... اگر در اين دنيا سختي و لذّت شيعه بودن را تحمّل نمايي، در آخرت بس راحت خواهي بود... شيعهي علي يعني پيرو علي. يعني كسي كه در همهي موارد پا جاي پاي علي ميگذارد. آيا ما تا كنون چنين بودهايم؟ اگر نبودهايم تاكنون دروغ گفتهايم. تعارف هم نيست. شما اي خواهران و برادران! شمايي كه خود را مسلمان ميدانيد، دقت كنيد ببينيد به چه راهي ميرويد. راهنمايتان كيست؟ فاطمه سلام الله عليها يا آن زني كه در فرهنگ غرب با عمل خود قرآن را زير پا ميگذارد. بد حجابي تقليد از كيست؟ روشي كه براي تربيت فرزندان خود به كار ميگيريد كدام است؟ آيا از امّت رسولالله خواهد شد كه حضرت به وجودش برخود ببالد يا غير از آن؟ اي به دين حق گرويدهها! به اسلام زياد بينديشيد و در اين راه از دو يادگار پيغمبر « قرآن و عترت » درس بگيريد. باشد تا خدا شما را هدايت كند به راهي كه حق است. به نماز، خصوصاً جماعت آن و دعا، ولايت فقيه، ولايت فقيه، ولايت فقيه، اهميّت دهيد كه آنها راه حل تكامل انسانند. اي پاها! گام برداريد در طريق حق! اي دستها ياري كنيد اسلام را! اي مغزها! بينديشيد به آنچه صلاح اسلام است. اي چشمها! بنگريد حق را از ديدن قرآن و عترت. اي زبانها! بگوييد از آنچه كه حق است و رد كنيد آنچه را كه باطل است. اي اشكها! چون باران فرو ريزيد به خاطر مظلوميت اسلام و مسلمين. اي بغضها! بتركيد چرا كه اسلام مظلوم را ميخواهند سر ببرند و عدهاي كه خود را مسلمان مينامند خاموشند. اي مهدي زهرا! به داد اين ملت برسيد، اينان به خاطر اسلام چنين مقاومت ميكنند و شهيد ميدهند. و تو اي مادر عزيزم! نميدانم برايت چه بنويسم؟ زيرا استادم تو بودي. مادرجان! هميشه از تو ميشنيدم كه از خدا فرزندي ميخواستي كه خادم اسلام باشد. فرزندي كه براي شما باعث افتخار باشد در نزد خدا و پيامبر و زهرا و حسين و فرزندانش. مادرم! مژده باد بر تو كه آرزويت برآورده شد. پس استقامت كن. صبر كن و توكل بر خدا داشته باش. سجدهي شكر به جاي آر كه هميشه بر اين عقيده بودهام. اجر شما خيلي بيش از من است. پس اين اجر خود را محفوظ بدار. و شما نيز اي پدر مهربان و گراميتر از جانم! در راه اسلام و قرآن ثابت قدم و استوار باش و مرا حلال كن كه نتوانستم جبران زحمتهاي شما را بكنم. اِنشاءالله بتوانم به اذن خدا اجر شما را از امام حسين عليهالسلام و مادرش زهرا بگيرم. بدانيد اجر شهيد هيچگاه ضايع نميشود. خود قرآن ميفرمايد: « والذين قتلوا في سبيل الله فلن يضل اعمالهم : آنان كه در راه خدا كشته شوند خدا هرگز اعمالشان را ضايع نگرداند. » اين را بدانيد كه در لحظهي شهادتم نسوختم، لحظهي سوختنم وقتي بود كه ديدم عدهاي از خدا بيخبر آگاهانه با بدحجابي و با سخنان لغو و احتكار مواد مورد استفادهي مسلمانان، ضربه به اسلام ميزنند. آن لحظه لحظهي سوختنم بود. آن لحظه كه ميديدم امر به منكر ميكنند و نهي از معروف. اينها سوختن دارد نه شهادت. شهادت كمال انسان است. اينها در حالي خود را مسلمان ميخوانند كه مسلمان نيستند؛ بلكه منافقند و رنگ مسلمان به خود زدهاند. مسلمانان هميشه همبستگي دارند. با هم يكي هستند و يك هدف دارند. رهبرشان در زمان غيبت معصوم ولي فقيه است كه در اين زمان امام خميني آن رهبر مقاوم است. پس بايد يك خط داشته باشند كه آن خط امام است و لاغير.[۱]