ویرایش‌ها

شهید ایوب مرتضوی

۱۴ بایت حذف‌شده، ‏۲۷ آذر ۱۳۹۹، ساعت ۰۶:۵۷
* موضوع خبر شهادت
یکروز که در مشهد بودم به پای ضریح [[امام رضا ( ع )]] رفتم و عاجزانه از او خواستم که از فرزندم برایم خبری بیاورند تا نگرانی ما کمتر شود وقتی که بیرجند آمدم از سر کوچه که درب خانه ای حجله گذاشته شده و چراغی روشن است وقتی به نزدیک دیدم که آن خانه خودمان است و عکس ایوب داخل حجله است متوجه شدم که ایوب [[شهید]] شده است و بسیار خوشحال شدم چون امام رضا جواب من را داده بود. راوی زهرا چاهی
* موضوع پشتيباني نيرو مالي و فرهنگي
* موضوع بدون موضوع
[[امام رضا(ع)]] جواب داد سالها در کنار خانواده منتظر ایوب بودیم. هر کس در خانه ما را می کوبید به میان فرزندم از جا بر می خاستم ولی او نبود، صدایش در جای جای خانه به گوشم می رسید، روزها سپری شد قریب 5 سال انتظار و صبر و بی قراری مرا ناتوان کرده بود. فرزندی که مهربان و صفای دل او بر دل همه نشسته بود در جمع ما نبود به همین جهت به مشهد رفتم و در کنار ضریح پاک و با صفای هشتیم امام شیعیان جهان دست به دعا شدم، گریه بسیار کردم حضرت را به مادرشان [[فاطمه زهرا (س)]] قسم دادم، از ایشان درخواست کردم خبری از فرزندم به من برسانند بعد از مراسم زیارت رفته رفته عازم شهر بیرجند شدم. وقتی که تاکسی مرا اوّل کوچه منزلمان پیاده کرد، از دور چشم به چراغها و پرچمهایی که اطراف خانه زده شده بود افتاد، کمی جلوتر آمدم، باورم نمی شد که [[امام رضا (ع)]] جواب مرا داده باشد. و دیدم حجله و چراغهای روشن و پرچم همه به سبب این است که پیکر پاک فرزند مرا آورده اند و اینچنین [[امام رضا (ع)]] جواب مرا داد.راوی زهرا چاهی
* موضوع پشتيباني نيرو مالي و فرهنگي
مدیر
۶٬۷۳۸
ویرایش