شهیدمحمدعلی فیاضبخش
==زندگینامه ==
سال ۱۳۲۶ در تهران متولد شد. تحصيلات ابتدايي را ، در دبستان «خسروي» و تحصيلات متوسطه را ، در كنار دروس حوزوي، شامل جامعالمقدمات و ادبيات عربي فرا گرفت و خدمت سربازياش را ، در تفرش و رودبار به پايان برد.
==خاطرات==
*مرامقلدامام خمینی کرد
ايشان مرا مقلد حضرت امام (ره) كرد. آقاي فياضبخش، اولين بار كه پس از عقد به منزل ما آمد ، به رسم معمول يك هديه نيز با خود به همراه داشت. هديه ايشان توضيحالمسائل امام خميني(ره) بود كه آن زمان ناياب بود. دكتر در همان ديدار، برايم از شخصيت والاي حضرت امام(ره) گفت و اينكه ، اعلم مجتهدين هستند. باور كنيد حرفهاي تاثيرگذار دكتر و خواندن كتاب حضرت امام(ره) باعث شد، از همان شب مقلد حضرت امام(ره) شوم.
*کارهای هدفمند
تمام حرفها، رفتارها و حركات دكتر، هدفمند بود. حتي در خريد هديه ، چه براي من و چه براي بچههايش نيز هدفي را دنبال ميكرد. حتي اگر اسباببازي براي فرزندانش ميخريد، اين خريد يك پيامي داشت. دكتر هر هديهاي را نميخريد.
*نامه از طرف خدا
وقتي دكتر براي شروع دوره تخصص،در بيمارستان سينا پذيرفته شد، مسئول رسيدگي به پرونده ايشان گفت: براي شروع دوره ، بايد از يك مقام مملكتي يا ارتشي توصيهنامه بياوريد. دكتر فياضبخش شروع كرد به توضيح دادن كه به كسي در دستگاه دولت یا ارتش ارادتی ندارد و در آخر ، وقتي اصرار آنها را براي آوردن توصيهنامه ديد، گفت: من فقط ميتوانم از طرف خدا توصيهنامه بياورم.
*پرداخت ویزیت درحدتوان!
با آنكه منزل دكتر در شمال تهران بود اما مطب خود را در جنوبيترين نقطه تهران (تيردوقلو) داير كرده بود تا در هواي فقرا تنفس كند و همدم آنها باشد.
*ارتباط داروخانه ومرغ فروش با دکتر!
بعد از شهادت دكتر، صاحب داروخانهاي ، كه نزديك مطب ايشان بود و صاحب مرغ فروشي محله ، به منزل ما آمدند و هركدام مقداري پول آوردند و گفتند: اين پولها به دكتر تعلق دارد.