<?xml version="1.0"?>
<?xml-stylesheet type="text/css" href="https://fa.jahad.ir/skins/common/feed.css?303"?>
<feed xmlns="http://www.w3.org/2005/Atom" xml:lang="fa">
		<id>https://fa.jahad.ir/index.php?action=history&amp;feed=atom&amp;title=%D8%B4%D9%87%DB%8C%D8%AF%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86_%D8%AA%D8%A7%D8%AA%D9%84%D8%A7%D8%B1%DB%8C</id>
		<title>شهیدحسین تاتلاری - تاریخچهٔ ویرایش‌ها</title>
		<link rel="self" type="application/atom+xml" href="https://fa.jahad.ir/index.php?action=history&amp;feed=atom&amp;title=%D8%B4%D9%87%DB%8C%D8%AF%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86_%D8%AA%D8%A7%D8%AA%D9%84%D8%A7%D8%B1%DB%8C"/>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.jahad.ir/index.php?title=%D8%B4%D9%87%DB%8C%D8%AF%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86_%D8%AA%D8%A7%D8%AA%D9%84%D8%A7%D8%B1%DB%8C&amp;action=history"/>
		<updated>2026-06-05T01:05:11Z</updated>
		<subtitle>تاریخچهٔ ویرایش‌های این صفحه در ویکی</subtitle>
		<generator>MediaWiki 1.23.5</generator>

	<entry>
		<id>https://fa.jahad.ir/index.php?title=%D8%B4%D9%87%DB%8C%D8%AF%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86_%D8%AA%D8%A7%D8%AA%D9%84%D8%A7%D8%B1%DB%8C&amp;diff=62143&amp;oldid=prev</id>
		<title>Khoshkenar9712: Khoshkenar9712 صفحهٔ شهید حسین تاتلاری را به شهیدحسین تاتلاری منتقل کرد</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.jahad.ir/index.php?title=%D8%B4%D9%87%DB%8C%D8%AF%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86_%D8%AA%D8%A7%D8%AA%D9%84%D8%A7%D8%B1%DB%8C&amp;diff=62143&amp;oldid=prev"/>
				<updated>2019-10-08T19:22:05Z</updated>
		
		<summary type="html">&lt;p&gt;Khoshkenar9712 صفحهٔ &lt;a href=&quot;/index.php/%D8%B4%D9%87%DB%8C%D8%AF_%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86_%D8%AA%D8%A7%D8%AA%D9%84%D8%A7%D8%B1%DB%8C&quot; class=&quot;mw-redirect&quot; title=&quot;شهید حسین تاتلاری&quot;&gt;شهید حسین تاتلاری&lt;/a&gt; را به &lt;a href=&quot;/index.php/%D8%B4%D9%87%DB%8C%D8%AF%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86_%D8%AA%D8%A7%D8%AA%D9%84%D8%A7%D8%B1%DB%8C&quot; title=&quot;شهیدحسین تاتلاری&quot;&gt;شهیدحسین تاتلاری&lt;/a&gt; منتقل کرد&lt;/p&gt;
&lt;table class='diff diff-contentalign-right'&gt;
				&lt;tr style='vertical-align: top;'&gt;
				&lt;td colspan='1' style=&quot;background-color: white; color:black; text-align: center;&quot;&gt;→ نسخهٔ قدیمی‌تر&lt;/td&gt;
				&lt;td colspan='1' style=&quot;background-color: white; color:black; text-align: center;&quot;&gt;نسخهٔ ‏۱۶ مهر ۱۳۹۸، ساعت ۱۹:۲۲&lt;/td&gt;
				&lt;/tr&gt;&lt;tr&gt;&lt;td colspan='2' style='text-align: center;'&gt;&lt;div class=&quot;mw-diff-empty&quot;&gt;(بدون تفاوت)&lt;/div&gt;
&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;&lt;/table&gt;</summary>
		<author><name>Khoshkenar9712</name></author>	</entry>

	<entry>
		<id>https://fa.jahad.ir/index.php?title=%D8%B4%D9%87%DB%8C%D8%AF%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86_%D8%AA%D8%A7%D8%AA%D9%84%D8%A7%D8%B1%DB%8C&amp;diff=41924&amp;oldid=prev</id>
		<title>Asadollahi9711 در ‏۲۱ مرداد ۱۳۹۸، ساعت ۱۱:۳۳</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.jahad.ir/index.php?title=%D8%B4%D9%87%DB%8C%D8%AF%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86_%D8%AA%D8%A7%D8%AA%D9%84%D8%A7%D8%B1%DB%8C&amp;diff=41924&amp;oldid=prev"/>
				<updated>2019-08-12T11:33:27Z</updated>
		
		<summary type="html">&lt;p&gt;&lt;/p&gt;
&lt;table class='diff diff-contentalign-right'&gt;
				&lt;col class='diff-marker' /&gt;
				&lt;col class='diff-content' /&gt;
				&lt;col class='diff-marker' /&gt;
				&lt;col class='diff-content' /&gt;
				&lt;tr style='vertical-align: top;'&gt;
				&lt;td colspan='2' style=&quot;background-color: white; color:black; text-align: center;&quot;&gt;→ نسخهٔ قدیمی‌تر&lt;/td&gt;
				&lt;td colspan='2' style=&quot;background-color: white; color:black; text-align: center;&quot;&gt;نسخهٔ ‏۲۱ مرداد ۱۳۹۸، ساعت ۱۱:۳۳&lt;/td&gt;
				&lt;/tr&gt;&lt;tr&gt;&lt;td colspan=&quot;2&quot; class=&quot;diff-lineno&quot;&gt;سطر ۴۴:&lt;/td&gt;
&lt;td colspan=&quot;2&quot; class=&quot;diff-lineno&quot;&gt;سطر ۴۴:&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;==وصیت نامه==&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;==وصیت نامه==&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;−&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color:black; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #ffe49c; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;شهید، حسن تاتلاری : شما پدر و مادر عزیزم ! در روزهای اول جنگ وقتی به منزل آمده و تقاضای جبهه رفتن نمودم در چهره ی شما غیر از رضایت چیزی ندیدم و وقتی به اتفاق برادران به منطقه نور علیه ظلمت و حق علیه باطل قدم نهادیم احساس نمودم که ندای هل من ناصر حسینی از کربلای خونین ایران به گوش می رسد و لذا با برادران هم پیمان شدیم که تا آخرین قطره ی خون در راه اعتلای حکومت الله بجنگیم و بر این عهد استوار ماندیم و تمام دوستانم در برابر چشمان خیره ام به شهادت رسیدند و هر روز بر مسؤولیت این بنده گنهکار افزودند و اکنون نیز ندای « هل من ناصرٍ ینصرنی؟ » حسین زمان، خمینی کبیر به گوش می رسد و الآن اسلام عزیز نیاز مبرم به خون دارد که امیدوارم با ریختن خون ناقابلم برگی از این درخت سبز بماند . پدر جان و مادر جان ! اکنون به عنوان وظیفه و به عنوان ادامه دهنده ی راه شهدا قدم به عرصه ی نبرد نهاده ام تا با خون سرخم چهره سیاه دشمن را رسوا نمایم و با گلوله های سرخم قلب سیاه دشمن را نشانه روم و به تمامی خفاشان و شب پرستان و به تمامی جهانخواران بگویم که : ای گرگان در لباس میش و ای مزدوران غرق در شهوت ! بدانید که من پیرو حسینم و مکتبم قرآن و هدفم اسلام و نتیجه جهادم احدی الحسنین است و جهانیان بدانند که شهادت و مرگ را می پذیرم؛ ولی شکست اسلام را هرگز ! اسارت در بند دشمن را می پذیرم؛ ولی نمی توانم اسلام را اسیر ببینم ! تمام ضربات شما را به جان می پذیرم؛ ولی هرگز ضربه به اسلام را تحمل نخواهم کرد ! به زیر [[تانک]] هایتان می روم؛ ولی زیر ظلم و زور هرگز و تمامی مشکلات و مصایب را می پذیرم؛ ولی نمی توانم خَم ابروی رهبرم را تحمل کنم ! خونم را در حال ریزش از بدنم تحمل می کنم؛ ولی اشک رهبرم را هرگز ! غُرش توپ ها و خمپاره ها را به جان می خرم؛ ولی مرا تاب ناله ی یتیمان نیست و بدانید ای جهانیانِ از جهانِ آخرت بی خبر ! اگر هزار جان داشتم در راه اسلام فدا می کردم . افسوس که غیر یک جسم ضعیف چیزی ندارم؛ ولی بدانید که با این جسم ضعیفم به حول و قوه الهی شوکت شما را تبدیل به ذلت خواهم نمود و عزیزانتان را ذلیل خواهم نمود و از خداوند می خواهم که این جسم غرق در گناهم را، قابل معامله با بهشتش بداند و شهادت را - که سعادت است - نصیبم نماید؛ آمین ! ... و تو پدرم و مادرم ! من خود می دانم که فرزندی خوب برای شما نبودم؛ ولی امیدوارم با ریختن خونم و با گشودن راه کربلا شما را از خودم راضی نمایم . پدر جان ! شاید شما آرزو داشتید که من در پیری عصای دستتان و چراغ راهتان باشم؛ ولی قضا و قدر الهی بر این بود که در این راه فدا شوم . اما برادرانم ! ما پنج برادر بودیم و یکی از ما می بایست به عنوان خمس از خانه به خدا هدیه می شد و چه بهتر که این قرعه به اسم برادر کوچکتر و گناهکارتر بیفتد تا شاید مورد مغفرت الهی قرار گیرد . عزیزانم ! دل از دنیا بَر کَنید و ساعتی به قیامت فکر کنید و سعی کنید در خدمت به مردم و در برقراری عزاداری و مجالس دعا و روضه کوشا باشید و هیچ گاه از نظر مادیات خود را با مردم نسنجید و به خود بنگرید که در برابر افراد مؤمن چیزی کم دارید . دنیا محل گذر است؛ فکر به تاریکی قبر کنید و با انفاق در راه خدا و فقرا، قبر خود را روشن و آتش قهر الهی را خاموش کنید . برادران ! در مجلس ترحیم برادرتان، خندان و با رویی گشاده با مردم برخورد نمایید؛ طوری که افراد تشخیص ندهند که خانواده شهید چه کسانی هستند و به دوستان این بنده خدمتی شایان نمایید؛ مبادا عملی انجام دهید که رفقایم رنجیده خاطر شوند . پدر جان ! از تمامی افرادی که مرا می شناسند، برایم حلالیّت بگیرید؛ حتماً، حتماً، حتماً ! ... و اما سخنی با برادران رزمنده و برادران سپاهی عزیزم؛ عزیزانم ! شما مَحرَم راز مردم هستید؛ شما افرادی هستید که وقتی خانواده های شهدا شما را می بینند، احساس می کنند که فرزندشان در کنارشان است؛ مبادا با اعمال خود خدای نخواسته آنها را برنجانید و کاری کنید که آنها آزرده خاطر شوند . برادرانم ! شما ادامه دهنده ی راه خونین حسین ( ع ) و یارانش هستید و شما وارثان شهیدانی چون چمران ها، شالی ها، مسعود پرویزها، آشوری ها، قنبری ها، رسولی ها، مهدوی ها، لطیفی ها و هزاران شهید در خون طپیده اید . شما افرادی هستید که مسؤولیت سنگینی بر گرده ی شماست . شما امانتدار خون شهدایید؛ شهدایی که در [[هویزه]] به خون غلطیدند و آنهایی که در [[سوسنگرد]] در خاک و خون غلطیدند و شما را به ادامه ی راهشان دعوت نمودند و آنهایی که در شهر خونین « خونین شهر » با نثار خونشان و ایثار وجودشان استکبار جهانی را به زانو در آوردند؛ چه آنهایی که در [[بُستان]] به لقاء الله پیوستند و آنهایی که در فتح بزرگ « [[فتح المبین]] » جانانه جنگیدند و به دیار عاشقان شتافتند و آنهایی که در تپه های الله اکبر با فریاد الله اکبر به ندای حسین ( ع ) پاسخ دادند و آن عزیزانی که هنوز پیکر پاکشان در میان خاک و خون در [[منطقه عملیاتی رمضان]] قرار دارد و چه آنهایی که جسم پاکشان در منطقه [[والفجر مقدماتی]] در برابر آفتاب سوزان، همچون جسم سرورشان حسین ( ع ) می درخشد . عزیزان ! فقط ساعتی فکر کنید به مسؤولیت خودتان و ببینید چه کار باید بکنید و چگونه باید در قبال خون شهدا انجام وظیفه کنید؛ تفکر کنید در برابر پیام شهدا؛ اگر خود را تبرئه نمودید، وای به حالتان و اگر احساس مسؤولیت کردید، پس بر شماست شب و روزتان یکی باشد در راه خدمت به اسلام؛ خداوند اجرتان بدهد . عزیزانم ! شما را به دوری از غیبت دعوت می کنم . نور چشمانم ! [[نماز شب]] یادتان نرود؛ چون تنها راه رسیدن به اوج انسانیت و صعود به جایگاه حزب اللهی، شب زنده داری است . شستن گناهان با اشک چشم در تاریکی شب بسیار عالی و زیبنده است؛ در دل شب رهبر انقلاب را دعا کنید . عزیزان ! همه ی شما را به دعا کردن برای رهبر دعوت می کنم . ... و شما دوستان و عزیزان همسنگرم، برادران کادر [[گروهان]] ! اگر هر اشتباهی، غلطی، بدی از این بنده ی شرمنده دیدید، حلالم کنید . خداوندا ! از مُردن در بستر مرگ وحشت دارم؛ مرا در [[جبهه]] نبرد و در راه خودت به شهادت برسان . پروردگارا ! گناهانم که سنگین تر از کوه است بر من ببخش .۱ (۱۱۵۹۵۰۵) حسن تاتلاری&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;+&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color:black; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #a3d3ff; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;شهید، حسن تاتلاری : شما پدر و مادر عزیزم ! در روزهای اول جنگ وقتی به منزل آمده و تقاضای جبهه رفتن نمودم در چهره ی شما غیر از رضایت چیزی ندیدم و وقتی به اتفاق برادران به منطقه نور علیه ظلمت و حق علیه باطل قدم نهادیم احساس نمودم که ندای هل من ناصر حسینی از کربلای خونین ایران به گوش می رسد و لذا با برادران هم پیمان شدیم که تا آخرین قطره ی خون در راه اعتلای حکومت الله بجنگیم و بر این عهد استوار ماندیم و تمام دوستانم در برابر چشمان خیره ام به شهادت رسیدند و هر روز بر مسؤولیت این بنده گنهکار افزودند و اکنون نیز ندای « هل من ناصرٍ ینصرنی؟ » حسین زمان، خمینی کبیر به گوش می رسد و الآن اسلام عزیز نیاز مبرم به خون دارد که امیدوارم با ریختن خون ناقابلم برگی از این درخت سبز بماند . پدر جان و مادر جان ! اکنون به عنوان وظیفه و به عنوان ادامه دهنده ی راه شهدا قدم به عرصه ی نبرد نهاده ام تا با خون سرخم چهره سیاه دشمن را رسوا نمایم و با گلوله های سرخم قلب سیاه دشمن را نشانه روم و به تمامی خفاشان و شب پرستان و به تمامی جهانخواران بگویم که : ای گرگان در لباس میش و ای مزدوران غرق در شهوت ! بدانید که من پیرو حسینم و مکتبم قرآن و هدفم اسلام و نتیجه جهادم احدی الحسنین است و جهانیان بدانند که شهادت و مرگ را می پذیرم؛ ولی شکست اسلام را هرگز ! اسارت در بند دشمن را می پذیرم؛ ولی نمی توانم اسلام را اسیر ببینم ! تمام ضربات شما را به جان می پذیرم؛ ولی هرگز ضربه به اسلام را تحمل نخواهم کرد ! به زیر [[تانک]] هایتان می روم؛ ولی زیر ظلم و زور هرگز و تمامی مشکلات و مصایب را می پذیرم؛ ولی نمی توانم خَم ابروی رهبرم را تحمل کنم ! خونم را در حال ریزش از بدنم تحمل می کنم؛ ولی اشک رهبرم را هرگز ! غُرش توپ ها و خمپاره ها را به جان می خرم؛ ولی مرا تاب ناله ی یتیمان نیست و بدانید ای جهانیانِ از جهانِ آخرت بی خبر ! اگر هزار جان داشتم در راه اسلام فدا می کردم . افسوس که غیر یک جسم ضعیف چیزی ندارم؛ ولی بدانید که با این جسم ضعیفم به حول و قوه الهی شوکت شما را تبدیل به ذلت خواهم نمود و عزیزانتان را ذلیل خواهم نمود و از خداوند می خواهم که این جسم غرق در گناهم را، قابل معامله با بهشتش بداند و شهادت را - که سعادت است - نصیبم نماید؛ آمین ! ... و تو پدرم و مادرم ! من خود می دانم که فرزندی خوب برای شما نبودم؛ ولی امیدوارم با ریختن خونم و با گشودن راه کربلا شما را از خودم راضی نمایم . پدر جان ! شاید شما آرزو داشتید که من در پیری عصای دستتان و چراغ راهتان باشم؛ ولی قضا و قدر الهی بر این بود که در این راه فدا شوم . اما برادرانم ! ما پنج برادر بودیم و یکی از ما می بایست به عنوان خمس از خانه به خدا هدیه می شد و چه بهتر که این قرعه به اسم برادر کوچکتر و گناهکارتر بیفتد تا شاید مورد مغفرت الهی قرار گیرد . عزیزانم ! دل از دنیا بَر کَنید و ساعتی به قیامت فکر کنید و سعی کنید در خدمت به مردم و در برقراری عزاداری و مجالس دعا و روضه کوشا باشید و هیچ گاه از نظر مادیات خود را با مردم نسنجید و به خود بنگرید که در برابر افراد مؤمن چیزی کم دارید . دنیا محل گذر است؛ فکر به تاریکی قبر کنید و با انفاق در راه خدا و فقرا، قبر خود را روشن و آتش قهر الهی را خاموش کنید . برادران ! در مجلس ترحیم برادرتان، خندان و با رویی گشاده با مردم برخورد نمایید؛ طوری که افراد تشخیص ندهند که خانواده شهید چه کسانی هستند و به دوستان این بنده خدمتی شایان نمایید؛ مبادا عملی انجام دهید که رفقایم رنجیده خاطر شوند . پدر جان ! از تمامی افرادی که مرا می شناسند، برایم حلالیّت بگیرید؛ حتماً، حتماً، حتماً ! ... و اما سخنی با برادران رزمنده و برادران سپاهی عزیزم؛ عزیزانم ! شما مَحرَم راز مردم هستید؛ شما افرادی هستید که وقتی خانواده های شهدا شما را می بینند، احساس می کنند که فرزندشان در کنارشان است؛ مبادا با اعمال خود خدای نخواسته آنها را برنجانید و کاری کنید که آنها آزرده خاطر شوند . برادرانم ! شما ادامه دهنده ی راه خونین حسین ( ع ) و یارانش هستید و شما وارثان شهیدانی چون چمران ها، شالی ها، مسعود پرویزها، آشوری ها، قنبری ها، رسولی ها، مهدوی ها، لطیفی ها و هزاران شهید در خون طپیده اید . شما افرادی هستید که مسؤولیت سنگینی بر گرده ی شماست . شما امانتدار خون شهدایید؛ شهدایی که در [[هویزه]] به خون غلطیدند و آنهایی که در [[سوسنگرد]] در خاک و خون غلطیدند و شما را به ادامه ی راهشان دعوت نمودند و آنهایی که در شهر خونین « خونین شهر » با نثار خونشان و ایثار وجودشان استکبار جهانی را به زانو در آوردند؛ چه آنهایی که در [[بُستان]] به لقاء الله پیوستند و آنهایی که در فتح بزرگ « [[فتح المبین]] » جانانه جنگیدند و به دیار عاشقان شتافتند و آنهایی که در تپه های الله اکبر با فریاد الله اکبر به ندای حسین ( ع ) پاسخ دادند و آن عزیزانی که هنوز پیکر پاکشان در میان خاک و خون در [[منطقه عملیاتی رمضان]] قرار دارد و چه آنهایی که جسم پاکشان در منطقه [[والفجر مقدماتی]] در برابر آفتاب سوزان، همچون جسم سرورشان حسین ( ع ) می درخشد . عزیزان ! فقط ساعتی فکر کنید به مسؤولیت خودتان و ببینید چه کار باید بکنید و چگونه باید در قبال خون شهدا انجام وظیفه کنید؛ تفکر کنید در برابر پیام شهدا؛ اگر خود را تبرئه نمودید، وای به حالتان و اگر احساس مسؤولیت کردید، پس بر شماست شب و روزتان یکی باشد در راه خدمت به اسلام؛ خداوند اجرتان بدهد . عزیزانم ! شما را به دوری از غیبت دعوت می کنم . نور چشمانم ! [[نماز شب]] یادتان نرود؛ چون تنها راه رسیدن به اوج انسانیت و صعود به جایگاه حزب اللهی، شب زنده داری است . شستن گناهان با اشک چشم در تاریکی شب بسیار عالی و زیبنده است؛ در دل شب رهبر انقلاب را دعا کنید . عزیزان ! همه ی شما را به دعا کردن برای رهبر دعوت می کنم . ... و شما دوستان و عزیزان همسنگرم، برادران کادر [[گروهان]] ! اگر هر اشتباهی، غلطی، بدی از این بنده ی شرمنده دیدید، حلالم کنید . خداوندا ! از مُردن در بستر مرگ وحشت دارم؛ مرا در [[جبهه]] نبرد و در راه خودت به شهادت برسان . پروردگارا ! گناهانم که سنگین تر از کوه است بر من ببخش .۱ (۱۱۵۹۵۰۵) حسن تاتلاری&lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;&amp;lt;ref&amp;gt;[http://www.khatesorkh.ir/index.php?martyr_id=1073 سایت خط سرخ]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;/ins&gt;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td colspan=&quot;2&quot;&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;+&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color:black; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #a3d3ff; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;&amp;#160;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td colspan=&quot;2&quot;&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;+&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color:black; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #a3d3ff; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;&lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;==پانویس==&lt;/ins&gt;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td colspan=&quot;2&quot;&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;+&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color:black; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #a3d3ff; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;&lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;&amp;lt;references /&amp;gt;&lt;/ins&gt;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;−&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color:black; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #ffe49c; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;&lt;del style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;منبع:سایت خط سرخ&lt;/del&gt;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td colspan=&quot;2&quot;&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;−&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color:black; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #ffe49c; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;&lt;del style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;http://www.khatesorkh.ir/index.php?martyr_id=1073&lt;/del&gt;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td colspan=&quot;2&quot;&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;== رده‌ها ==&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;== رده‌ها ==&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;{{ترتیب‌پیش‌فرض:حیسن_تاتلاری}}&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;{{ترتیب‌پیش‌فرض:حیسن_تاتلاری}}&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;/table&gt;</summary>
		<author><name>Asadollahi9711</name></author>	</entry>

	<entry>
		<id>https://fa.jahad.ir/index.php?title=%D8%B4%D9%87%DB%8C%D8%AF%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86_%D8%AA%D8%A7%D8%AA%D9%84%D8%A7%D8%B1%DB%8C&amp;diff=41635&amp;oldid=prev</id>
		<title>Raesipoor98 در ‏۱۹ مرداد ۱۳۹۸، ساعت ۱۸:۰۴</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.jahad.ir/index.php?title=%D8%B4%D9%87%DB%8C%D8%AF%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86_%D8%AA%D8%A7%D8%AA%D9%84%D8%A7%D8%B1%DB%8C&amp;diff=41635&amp;oldid=prev"/>
				<updated>2019-08-10T18:04:23Z</updated>
		
		<summary type="html">&lt;p&gt;&lt;/p&gt;
&lt;table class='diff diff-contentalign-right'&gt;
				&lt;col class='diff-marker' /&gt;
				&lt;col class='diff-content' /&gt;
				&lt;col class='diff-marker' /&gt;
				&lt;col class='diff-content' /&gt;
				&lt;tr style='vertical-align: top;'&gt;
				&lt;td colspan='2' style=&quot;background-color: white; color:black; text-align: center;&quot;&gt;→ نسخهٔ قدیمی‌تر&lt;/td&gt;
				&lt;td colspan='2' style=&quot;background-color: white; color:black; text-align: center;&quot;&gt;نسخهٔ ‏۱۹ مرداد ۱۳۹۸، ساعت ۱۸:۰۴&lt;/td&gt;
				&lt;/tr&gt;&lt;tr&gt;&lt;td colspan=&quot;2&quot; class=&quot;diff-lineno&quot;&gt;سطر ۴۰:&lt;/td&gt;
&lt;td colspan=&quot;2&quot; class=&quot;diff-lineno&quot;&gt;سطر ۴۰:&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;==زندگی نامه==&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;==زندگی نامه==&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;−&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color:black; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #ffe49c; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;تاتلاری، حسن : یکم فروردین ۱۳۴۱ ، در روستای نوده از توابع شهر بوئین‌زهرا به دنیا آمد . پدرش عربعلی، کشاورز بود و مادرش قمری نام داشت . تا پایان دوره راهنمایی درس خواند . پاسدار بود . از سوی بسیج در جبهه حضور یافت . هفتم اسفند ۱۳۶۲ ، با سمت معاون فرمانده گروهان در جزیره مجنون عراق به شهادت رسید . پیکرش مدت‌ها در منطقه برجا ماند و پس از تفحص در گلزار شهدای زادگاهش به خاک سپرده شد .&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;+&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color:black; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #a3d3ff; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;تاتلاری، حسن : یکم فروردین &lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;[[&lt;/ins&gt;۱۳۴۱&lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;]] &lt;/ins&gt;، در روستای نوده از توابع شهر &lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;[[&lt;/ins&gt;بوئین‌زهرا&lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;]] &lt;/ins&gt;به دنیا آمد . پدرش عربعلی، کشاورز بود و مادرش قمری نام داشت . تا پایان دوره راهنمایی درس خواند . &lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;[[&lt;/ins&gt;پاسدار&lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;]] &lt;/ins&gt;بود . از سوی &lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;[[&lt;/ins&gt;بسیج&lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;]] &lt;/ins&gt;در &lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;[[&lt;/ins&gt;جبهه&lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;]] &lt;/ins&gt;حضور یافت . هفتم اسفند &lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;[[&lt;/ins&gt;۱۳۶۲&lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;]] &lt;/ins&gt;، با سمت &lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;[[&lt;/ins&gt;معاون فرمانده گروهان&lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;]] &lt;/ins&gt;در &lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;[[&lt;/ins&gt;جزیره مجنون&lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;]] [[&lt;/ins&gt;عراق&lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;]] &lt;/ins&gt;به شهادت رسید . پیکرش مدت‌ها در منطقه برجا ماند و پس از تفحص در گلزار شهدای زادگاهش به خاک سپرده شد .&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;==وصیت نامه==&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;==وصیت نامه==&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;−&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color:black; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #ffe49c; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;شهید، حسن تاتلاری : شما پدر و مادر عزیزم ! در روزهای اول جنگ وقتی به منزل آمده و تقاضای جبهه رفتن نمودم در چهره ی شما غیر از رضایت چیزی ندیدم و وقتی به اتفاق برادران به منطقه نور علیه ظلمت و حق علیه باطل قدم نهادیم احساس نمودم که ندای هل من ناصر حسینی از کربلای خونین ایران به گوش می رسد و لذا با برادران هم پیمان شدیم که تا آخرین قطره ی خون در راه اعتلای حکومت الله بجنگیم و بر این عهد استوار ماندیم و تمام دوستانم در برابر چشمان خیره ام به شهادت رسیدند و هر روز بر مسؤولیت این بنده گنهکار افزودند و اکنون نیز ندای « هل من ناصرٍ ینصرنی؟ » حسین زمان، خمینی کبیر به گوش می رسد و الآن اسلام عزیز نیاز مبرم به خون دارد که امیدوارم با ریختن خون ناقابلم برگی از این درخت سبز بماند . پدر جان و مادر جان ! اکنون به عنوان وظیفه و به عنوان ادامه دهنده ی راه شهدا قدم به عرصه ی نبرد نهاده ام تا با خون سرخم چهره سیاه دشمن را رسوا نمایم و با گلوله های سرخم قلب سیاه دشمن را نشانه روم و به تمامی خفاشان و شب پرستان و به تمامی جهانخواران بگویم که : ای گرگان در لباس میش و ای مزدوران غرق در شهوت ! بدانید که من پیرو حسینم و مکتبم قرآن و هدفم اسلام و نتیجه جهادم احدی الحسنین است و جهانیان بدانند که شهادت و مرگ را می پذیرم؛ ولی شکست اسلام را هرگز ! اسارت در بند دشمن را می پذیرم؛ ولی نمی توانم اسلام را اسیر ببینم ! تمام ضربات شما را به جان می پذیرم؛ ولی هرگز ضربه به اسلام را تحمل نخواهم کرد ! به زیر تانک هایتان می روم؛ ولی زیر ظلم و زور هرگز و تمامی مشکلات و مصایب را می پذیرم؛ ولی نمی توانم خَم ابروی رهبرم را تحمل کنم ! خونم را در حال ریزش از بدنم تحمل می کنم؛ ولی اشک رهبرم را هرگز ! غُرش توپ ها و خمپاره ها را به جان می خرم؛ ولی مرا تاب ناله ی یتیمان نیست و بدانید ای جهانیانِ از جهانِ آخرت بی خبر ! اگر هزار جان داشتم در راه اسلام فدا می کردم . افسوس که غیر یک جسم ضعیف چیزی ندارم؛ ولی بدانید که با این جسم ضعیفم به حول و قوه الهی شوکت شما را تبدیل به ذلت خواهم نمود و عزیزانتان را ذلیل خواهم نمود و از خداوند می خواهم که این جسم غرق در گناهم را، قابل معامله با بهشتش بداند و شهادت را - که سعادت است - نصیبم نماید؛ آمین ! ... و تو پدرم و مادرم ! من خود می دانم که فرزندی خوب برای شما نبودم؛ ولی امیدوارم با ریختن خونم و با گشودن راه کربلا شما را از خودم راضی نمایم . پدر جان ! شاید شما آرزو داشتید که من در پیری عصای دستتان و چراغ راهتان باشم؛ ولی قضا و قدر الهی بر این بود که در این راه فدا شوم . اما برادرانم ! ما پنج برادر بودیم و یکی از ما می بایست به عنوان خمس از خانه به خدا هدیه می شد و چه بهتر که این قرعه به اسم برادر کوچکتر و گناهکارتر بیفتد تا شاید مورد مغفرت الهی قرار گیرد . عزیزانم ! دل از دنیا بَر کَنید و ساعتی به قیامت فکر کنید و سعی کنید در خدمت به مردم و در برقراری عزاداری و مجالس دعا و روضه کوشا باشید و هیچ گاه از نظر مادیات خود را با مردم نسنجید و به خود بنگرید که در برابر افراد مؤمن چیزی کم دارید . دنیا محل گذر است؛ فکر به تاریکی قبر کنید و با انفاق در راه خدا و فقرا، قبر خود را روشن و آتش قهر الهی را خاموش کنید . برادران ! در مجلس ترحیم برادرتان، خندان و با رویی گشاده با مردم برخورد نمایید؛ طوری که افراد تشخیص ندهند که خانواده شهید چه کسانی هستند و به دوستان این بنده خدمتی شایان نمایید؛ مبادا عملی انجام دهید که رفقایم رنجیده خاطر شوند . پدر جان ! از تمامی افرادی که مرا می شناسند، برایم حلالیّت بگیرید؛ حتماً، حتماً، حتماً ! ... و اما سخنی با برادران رزمنده و برادران سپاهی عزیزم؛ عزیزانم ! شما مَحرَم راز مردم هستید؛ شما افرادی هستید که وقتی خانواده های شهدا شما را می بینند، احساس می کنند که فرزندشان در کنارشان است؛ مبادا با اعمال خود خدای نخواسته آنها را برنجانید و کاری کنید که آنها آزرده خاطر شوند . برادرانم ! شما ادامه دهنده ی راه خونین حسین ( ع ) و یارانش هستید و شما وارثان شهیدانی چون چمران ها، شالی ها، مسعود پرویزها، آشوری ها، قنبری ها، رسولی ها، مهدوی ها، لطیفی ها و هزاران شهید در خون طپیده اید . شما افرادی هستید که مسؤولیت سنگینی بر گرده ی شماست . شما امانتدار خون شهدایید؛ شهدایی که در هویزه به خون غلطیدند و آنهایی که در سوسنگرد در خاک و خون غلطیدند و شما را به ادامه ی راهشان دعوت نمودند و آنهایی که در شهر خونین « خونین شهر » با نثار خونشان و ایثار وجودشان استکبار جهانی را به زانو در آوردند؛ چه آنهایی که در بُستان به لقاء الله پیوستند و آنهایی که در فتح بزرگ « فتح المبین » جانانه جنگیدند و به دیار عاشقان شتافتند و آنهایی که در تپه های الله اکبر با فریاد الله اکبر به ندای حسین ( ع ) پاسخ دادند و آن عزیزانی که هنوز پیکر پاکشان در میان خاک و خون در منطقه عملیاتی رمضان قرار دارد و چه آنهایی که جسم پاکشان در منطقه والفجر مقدماتی در برابر آفتاب سوزان، همچون جسم سرورشان حسین ( ع ) می درخشد . عزیزان ! فقط ساعتی فکر کنید به مسؤولیت خودتان و ببینید چه کار باید بکنید و چگونه باید در قبال خون شهدا انجام وظیفه کنید؛ تفکر کنید در برابر پیام شهدا؛ اگر خود را تبرئه نمودید، وای به حالتان و اگر احساس مسؤولیت کردید، پس بر شماست شب و روزتان یکی باشد در راه خدمت به اسلام؛ خداوند اجرتان بدهد . عزیزانم ! شما را به دوری از غیبت دعوت می کنم . نور چشمانم ! نماز شب یادتان نرود؛ چون تنها راه رسیدن به اوج انسانیت و صعود به جایگاه حزب اللهی، شب زنده داری است . شستن گناهان با اشک چشم در تاریکی شب بسیار عالی و زیبنده است؛ در دل شب رهبر انقلاب را دعا کنید . عزیزان ! همه ی شما را به دعا کردن برای رهبر دعوت می کنم . ... و شما دوستان و عزیزان همسنگرم، برادران کادر گروهان ! اگر هر اشتباهی، غلطی، بدی از این بنده ی شرمنده دیدید، حلالم کنید . خداوندا ! از مُردن در بستر مرگ وحشت دارم؛ مرا در جبهه نبرد و در راه خودت به شهادت برسان . پروردگارا ! گناهانم که سنگین تر از کوه است بر من ببخش .۱ (۱۱۵۹۵۰۵) حسن تاتلاری&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;+&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color:black; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #a3d3ff; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;شهید، حسن تاتلاری : شما پدر و مادر عزیزم ! در روزهای اول جنگ وقتی به منزل آمده و تقاضای جبهه رفتن نمودم در چهره ی شما غیر از رضایت چیزی ندیدم و وقتی به اتفاق برادران به منطقه نور علیه ظلمت و حق علیه باطل قدم نهادیم احساس نمودم که ندای هل من ناصر حسینی از کربلای خونین ایران به گوش می رسد و لذا با برادران هم پیمان شدیم که تا آخرین قطره ی خون در راه اعتلای حکومت الله بجنگیم و بر این عهد استوار ماندیم و تمام دوستانم در برابر چشمان خیره ام به شهادت رسیدند و هر روز بر مسؤولیت این بنده گنهکار افزودند و اکنون نیز ندای « هل من ناصرٍ ینصرنی؟ » حسین زمان، خمینی کبیر به گوش می رسد و الآن اسلام عزیز نیاز مبرم به خون دارد که امیدوارم با ریختن خون ناقابلم برگی از این درخت سبز بماند . پدر جان و مادر جان ! اکنون به عنوان وظیفه و به عنوان ادامه دهنده ی راه شهدا قدم به عرصه ی نبرد نهاده ام تا با خون سرخم چهره سیاه دشمن را رسوا نمایم و با گلوله های سرخم قلب سیاه دشمن را نشانه روم و به تمامی خفاشان و شب پرستان و به تمامی جهانخواران بگویم که : ای گرگان در لباس میش و ای مزدوران غرق در شهوت ! بدانید که من پیرو حسینم و مکتبم قرآن و هدفم اسلام و نتیجه جهادم احدی الحسنین است و جهانیان بدانند که شهادت و مرگ را می پذیرم؛ ولی شکست اسلام را هرگز ! اسارت در بند دشمن را می پذیرم؛ ولی نمی توانم اسلام را اسیر ببینم ! تمام ضربات شما را به جان می پذیرم؛ ولی هرگز ضربه به اسلام را تحمل نخواهم کرد ! به زیر &lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;[[&lt;/ins&gt;تانک&lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;]] &lt;/ins&gt;هایتان می روم؛ ولی زیر ظلم و زور هرگز و تمامی مشکلات و مصایب را می پذیرم؛ ولی نمی توانم خَم ابروی رهبرم را تحمل کنم ! خونم را در حال ریزش از بدنم تحمل می کنم؛ ولی اشک رهبرم را هرگز ! غُرش توپ ها و خمپاره ها را به جان می خرم؛ ولی مرا تاب ناله ی یتیمان نیست و بدانید ای جهانیانِ از جهانِ آخرت بی خبر ! اگر هزار جان داشتم در راه اسلام فدا می کردم . افسوس که غیر یک جسم ضعیف چیزی ندارم؛ ولی بدانید که با این جسم ضعیفم به حول و قوه الهی شوکت شما را تبدیل به ذلت خواهم نمود و عزیزانتان را ذلیل خواهم نمود و از خداوند می خواهم که این جسم غرق در گناهم را، قابل معامله با بهشتش بداند و شهادت را - که سعادت است - نصیبم نماید؛ آمین ! ... و تو پدرم و مادرم ! من خود می دانم که فرزندی خوب برای شما نبودم؛ ولی امیدوارم با ریختن خونم و با گشودن راه کربلا شما را از خودم راضی نمایم . پدر جان ! شاید شما آرزو داشتید که من در پیری عصای دستتان و چراغ راهتان باشم؛ ولی قضا و قدر الهی بر این بود که در این راه فدا شوم . اما برادرانم ! ما پنج برادر بودیم و یکی از ما می بایست به عنوان خمس از خانه به خدا هدیه می شد و چه بهتر که این قرعه به اسم برادر کوچکتر و گناهکارتر بیفتد تا شاید مورد مغفرت الهی قرار گیرد . عزیزانم ! دل از دنیا بَر کَنید و ساعتی به قیامت فکر کنید و سعی کنید در خدمت به مردم و در برقراری عزاداری و مجالس دعا و روضه کوشا باشید و هیچ گاه از نظر مادیات خود را با مردم نسنجید و به خود بنگرید که در برابر افراد مؤمن چیزی کم دارید . دنیا محل گذر است؛ فکر به تاریکی قبر کنید و با انفاق در راه خدا و فقرا، قبر خود را روشن و آتش قهر الهی را خاموش کنید . برادران ! در مجلس ترحیم برادرتان، خندان و با رویی گشاده با مردم برخورد نمایید؛ طوری که افراد تشخیص ندهند که خانواده شهید چه کسانی هستند و به دوستان این بنده خدمتی شایان نمایید؛ مبادا عملی انجام دهید که رفقایم رنجیده خاطر شوند . پدر جان ! از تمامی افرادی که مرا می شناسند، برایم حلالیّت بگیرید؛ حتماً، حتماً، حتماً ! ... و اما سخنی با برادران رزمنده و برادران سپاهی عزیزم؛ عزیزانم ! شما مَحرَم راز مردم هستید؛ شما افرادی هستید که وقتی خانواده های شهدا شما را می بینند، احساس می کنند که فرزندشان در کنارشان است؛ مبادا با اعمال خود خدای نخواسته آنها را برنجانید و کاری کنید که آنها آزرده خاطر شوند . برادرانم ! شما ادامه دهنده ی راه خونین حسین ( ع ) و یارانش هستید و شما وارثان شهیدانی چون چمران ها، شالی ها، مسعود پرویزها، آشوری ها، قنبری ها، رسولی ها، مهدوی ها، لطیفی ها و هزاران شهید در خون طپیده اید . شما افرادی هستید که مسؤولیت سنگینی بر گرده ی شماست . شما امانتدار خون شهدایید؛ شهدایی که در &lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;[[&lt;/ins&gt;هویزه&lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;]] &lt;/ins&gt;به خون غلطیدند و آنهایی که در &lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;[[&lt;/ins&gt;سوسنگرد&lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;]] &lt;/ins&gt;در خاک و خون غلطیدند و شما را به ادامه ی راهشان دعوت نمودند و آنهایی که در شهر خونین « خونین شهر » با نثار خونشان و ایثار وجودشان استکبار جهانی را به زانو در آوردند؛ چه آنهایی که در &lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;[[&lt;/ins&gt;بُستان&lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;]] &lt;/ins&gt;به لقاء الله پیوستند و آنهایی که در فتح بزرگ « &lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;[[&lt;/ins&gt;فتح المبین&lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;]] &lt;/ins&gt;» جانانه جنگیدند و به دیار عاشقان شتافتند و آنهایی که در تپه های الله اکبر با فریاد الله اکبر به ندای حسین ( ع ) پاسخ دادند و آن عزیزانی که هنوز پیکر پاکشان در میان خاک و خون در &lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;[[&lt;/ins&gt;منطقه عملیاتی رمضان&lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;]] &lt;/ins&gt;قرار دارد و چه آنهایی که جسم پاکشان در منطقه &lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;[[&lt;/ins&gt;والفجر مقدماتی&lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;]] &lt;/ins&gt;در برابر آفتاب سوزان، همچون جسم سرورشان حسین ( ع ) می درخشد . عزیزان ! فقط ساعتی فکر کنید به مسؤولیت خودتان و ببینید چه کار باید بکنید و چگونه باید در قبال خون شهدا انجام وظیفه کنید؛ تفکر کنید در برابر پیام شهدا؛ اگر خود را تبرئه نمودید، وای به حالتان و اگر احساس مسؤولیت کردید، پس بر شماست شب و روزتان یکی باشد در راه خدمت به اسلام؛ خداوند اجرتان بدهد . عزیزانم ! شما را به دوری از غیبت دعوت می کنم . نور چشمانم ! &lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;[[&lt;/ins&gt;نماز شب&lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;]] &lt;/ins&gt;یادتان نرود؛ چون تنها راه رسیدن به اوج انسانیت و صعود به جایگاه حزب اللهی، شب زنده داری است . شستن گناهان با اشک چشم در تاریکی شب بسیار عالی و زیبنده است؛ در دل شب رهبر انقلاب را دعا کنید . عزیزان ! همه ی شما را به دعا کردن برای رهبر دعوت می کنم . ... و شما دوستان و عزیزان همسنگرم، برادران کادر &lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;[[&lt;/ins&gt;گروهان&lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;]] &lt;/ins&gt;! اگر هر اشتباهی، غلطی، بدی از این بنده ی شرمنده دیدید، حلالم کنید . خداوندا ! از مُردن در بستر مرگ وحشت دارم؛ مرا در &lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;[[&lt;/ins&gt;جبهه&lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;]] &lt;/ins&gt;نبرد و در راه خودت به شهادت برسان . پروردگارا ! گناهانم که سنگین تر از کوه است بر من ببخش .۱ (۱۱۵۹۵۰۵) حسن تاتلاری&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;منبع:سایت خط سرخ&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;منبع:سایت خط سرخ&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;/table&gt;</summary>
		<author><name>Raesipoor98</name></author>	</entry>

	<entry>
		<id>https://fa.jahad.ir/index.php?title=%D8%B4%D9%87%DB%8C%D8%AF%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86_%D8%AA%D8%A7%D8%AA%D9%84%D8%A7%D8%B1%DB%8C&amp;diff=41625&amp;oldid=prev</id>
		<title>Pakniyat98 در ‏۱۹ مرداد ۱۳۹۸، ساعت ۱۷:۱۲</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.jahad.ir/index.php?title=%D8%B4%D9%87%DB%8C%D8%AF%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86_%D8%AA%D8%A7%D8%AA%D9%84%D8%A7%D8%B1%DB%8C&amp;diff=41625&amp;oldid=prev"/>
				<updated>2019-08-10T17:12:20Z</updated>
		
		<summary type="html">&lt;p&gt;&lt;/p&gt;
&lt;table class='diff diff-contentalign-right'&gt;
				&lt;col class='diff-marker' /&gt;
				&lt;col class='diff-content' /&gt;
				&lt;col class='diff-marker' /&gt;
				&lt;col class='diff-content' /&gt;
				&lt;tr style='vertical-align: top;'&gt;
				&lt;td colspan='2' style=&quot;background-color: white; color:black; text-align: center;&quot;&gt;→ نسخهٔ قدیمی‌تر&lt;/td&gt;
				&lt;td colspan='2' style=&quot;background-color: white; color:black; text-align: center;&quot;&gt;نسخهٔ ‏۱۹ مرداد ۱۳۹۸، ساعت ۱۷:۱۲&lt;/td&gt;
				&lt;/tr&gt;&lt;tr&gt;&lt;td colspan=&quot;2&quot; class=&quot;diff-lineno&quot;&gt;سطر ۱:&lt;/td&gt;
&lt;td colspan=&quot;2&quot; class=&quot;diff-lineno&quot;&gt;سطر ۱:&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td colspan=&quot;2&quot;&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;+&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color:black; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #a3d3ff; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;&lt;ins style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;{{جعبه اطلاعات افراد نظامی &lt;/ins&gt;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td colspan=&quot;2&quot;&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;+&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color:black; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #a3d3ff; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;&lt;ins style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;|نام فرد&amp;#160; &amp;#160; &amp;#160; &amp;#160; &amp;#160; &amp;#160; &amp;#160; &amp;#160; = حسین تاتلاری&lt;/ins&gt;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td colspan=&quot;2&quot;&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;+&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color:black; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #a3d3ff; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;&lt;ins style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;|تصویر&amp;#160; &amp;#160; &amp;#160; &amp;#160; &amp;#160; &amp;#160; &amp;#160; &amp;#160; &amp;#160; = min-picture20.jpg&lt;/ins&gt;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td colspan=&quot;2&quot;&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;+&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color:black; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #a3d3ff; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;&lt;ins style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;|توضیح تصویر&amp;#160; &amp;#160; &amp;#160; &amp;#160; &amp;#160; &amp;#160; = &lt;/ins&gt;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td colspan=&quot;2&quot;&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;+&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color:black; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #a3d3ff; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;&lt;ins style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;|ملیت&amp;#160; &amp;#160; &amp;#160; &amp;#160; &amp;#160; &amp;#160; &amp;#160; &amp;#160; &amp;#160;  = [[پرونده:پرچم ایران.png|22px]] ایرانی&lt;/ins&gt;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td colspan=&quot;2&quot;&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;+&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color:black; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #a3d3ff; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;&lt;ins style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;|شهرت&amp;#160; &amp;#160; &amp;#160; &amp;#160; &amp;#160; &amp;#160; &amp;#160; &amp;#160; &amp;#160;  = &lt;/ins&gt;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td colspan=&quot;2&quot;&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;+&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color:black; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #a3d3ff; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;&lt;ins style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;|دین و مذهب&amp;#160; &amp;#160; &amp;#160; &amp;#160; &amp;#160; &amp;#160;  = [[مسلمان]]، [[شیعه]]&lt;/ins&gt;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td colspan=&quot;2&quot;&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;+&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color:black; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #a3d3ff; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;&lt;ins style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;|تولد&amp;#160; &amp;#160; &amp;#160; &amp;#160; &amp;#160; &amp;#160; &amp;#160; &amp;#160; &amp;#160;  = بوئین زهرا، روستای نوده [[زادروزهای|1341/01/01]] &lt;/ins&gt;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td colspan=&quot;2&quot;&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;+&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color:black; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #a3d3ff; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;&lt;ins style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;|شهادت&amp;#160; &amp;#160; &amp;#160; &amp;#160; &amp;#160; &amp;#160; &amp;#160; &amp;#160; &amp;#160; = عراق، جزیره مجنون [[الگو:شهدای 7 اسفند |1362/12/07]] &lt;/ins&gt;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td colspan=&quot;2&quot;&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;+&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color:black; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #a3d3ff; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;&lt;ins style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;|وفات&amp;#160; &amp;#160; &amp;#160; &amp;#160; &amp;#160; &amp;#160; &amp;#160; &amp;#160; &amp;#160;  = &lt;/ins&gt;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td colspan=&quot;2&quot;&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;+&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color:black; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #a3d3ff; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;&lt;ins style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;|مرگ&amp;#160; &amp;#160; &amp;#160; &amp;#160; &amp;#160; &amp;#160; &amp;#160; &amp;#160; &amp;#160; &amp;#160; = &lt;/ins&gt;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td colspan=&quot;2&quot;&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;+&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color:black; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #a3d3ff; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;&lt;ins style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;|محل شهادت&amp;#160; &amp;#160; &amp;#160; &amp;#160; &amp;#160; &amp;#160; &amp;#160; = [[عراق]] &lt;/ins&gt;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td colspan=&quot;2&quot;&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;+&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color:black; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #a3d3ff; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;&lt;ins style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;|محل دفن&amp;#160; &amp;#160; &amp;#160; &amp;#160; &amp;#160; &amp;#160; &amp;#160; &amp;#160; = گلزار شهداى روستای نوده&lt;/ins&gt;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td colspan=&quot;2&quot;&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;+&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color:black; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #a3d3ff; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;&lt;ins style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;|مفقود&amp;#160; &amp;#160; &amp;#160; &amp;#160; &amp;#160; &amp;#160; &amp;#160; &amp;#160; &amp;#160; = &lt;/ins&gt;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td colspan=&quot;2&quot;&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;+&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color:black; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #a3d3ff; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;&lt;ins style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;|جانباز&amp;#160; &amp;#160; &amp;#160; &amp;#160; &amp;#160; &amp;#160; &amp;#160; &amp;#160;  = &lt;/ins&gt;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td colspan=&quot;2&quot;&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;+&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color:black; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #a3d3ff; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;&lt;ins style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;|اسارت&amp;#160; &amp;#160; &amp;#160; &amp;#160; &amp;#160; &amp;#160; &amp;#160; &amp;#160; &amp;#160; = &lt;/ins&gt;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td colspan=&quot;2&quot;&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;+&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color:black; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #a3d3ff; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;&lt;ins style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;|نیرو&amp;#160; &amp;#160; &amp;#160; &amp;#160; &amp;#160; &amp;#160; &amp;#160; &amp;#160; &amp;#160;  = &lt;/ins&gt;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td colspan=&quot;2&quot;&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;+&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color:black; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #a3d3ff; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;&lt;ins style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;|یگانهای خدمت&amp;#160; &amp;#160; &amp;#160; &amp;#160; &amp;#160;  = &lt;/ins&gt;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td colspan=&quot;2&quot;&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;+&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color:black; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #a3d3ff; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;&lt;ins style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;|طول خدمت&amp;#160; &amp;#160; &amp;#160; &amp;#160; &amp;#160; &amp;#160; &amp;#160;  = &lt;/ins&gt;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td colspan=&quot;2&quot;&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;+&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color:black; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #a3d3ff; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;&lt;ins style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;|درجه&amp;#160; &amp;#160; &amp;#160; &amp;#160; &amp;#160; &amp;#160; &amp;#160; &amp;#160; &amp;#160;  = &lt;/ins&gt;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td colspan=&quot;2&quot;&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;+&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color:black; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #a3d3ff; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;&lt;ins style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;|سمت‌ها&amp;#160; &amp;#160; &amp;#160; &amp;#160; &amp;#160; &amp;#160; &amp;#160; &amp;#160; &amp;#160; = معاون فرمانده گروهان، بسیجی&lt;/ins&gt;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td colspan=&quot;2&quot;&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;+&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color:black; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #a3d3ff; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;&lt;ins style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;|جنگ‌‌ها&amp;#160; &amp;#160; &amp;#160; &amp;#160; &amp;#160; &amp;#160; &amp;#160; &amp;#160; &amp;#160; = &lt;/ins&gt;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td colspan=&quot;2&quot;&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;+&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color:black; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #a3d3ff; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;&lt;ins style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;|نشان‌های لیاقت&amp;#160; &amp;#160; &amp;#160; &amp;#160; &amp;#160; = &lt;/ins&gt;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td colspan=&quot;2&quot;&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;+&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color:black; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #a3d3ff; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;&lt;ins style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;|عملیات‌&amp;#160; &amp;#160; &amp;#160; &amp;#160; &amp;#160; &amp;#160; &amp;#160; &amp;#160;  = &lt;/ins&gt;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td colspan=&quot;2&quot;&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;+&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color:black; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #a3d3ff; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;&lt;ins style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;|فعالیت‌ها&amp;#160; &amp;#160; &amp;#160; &amp;#160; &amp;#160; &amp;#160; &amp;#160;  = &lt;/ins&gt;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td colspan=&quot;2&quot;&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;+&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color:black; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #a3d3ff; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;&lt;ins style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;|تحصیلات&amp;#160; &amp;#160; &amp;#160; &amp;#160; &amp;#160; &amp;#160; &amp;#160; &amp;#160;  = سوم راهنمایی&lt;/ins&gt;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td colspan=&quot;2&quot;&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;+&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color:black; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #a3d3ff; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;&lt;ins style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;|تخصص‌ها&amp;#160; &amp;#160; &amp;#160; &amp;#160; &amp;#160; &amp;#160; &amp;#160; &amp;#160;  = &lt;/ins&gt;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td colspan=&quot;2&quot;&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;+&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color:black; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #a3d3ff; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;&lt;ins style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;|شغل&amp;#160; &amp;#160; &amp;#160; &amp;#160; &amp;#160; &amp;#160; &amp;#160; &amp;#160; &amp;#160; &amp;#160; = پاسدار&lt;/ins&gt;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td colspan=&quot;2&quot;&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;+&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color:black; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #a3d3ff; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;&lt;ins style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;|خانواده&amp;#160; &amp;#160; &amp;#160; &amp;#160; &amp;#160; &amp;#160; &amp;#160; &amp;#160; = &lt;/ins&gt;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td colspan=&quot;2&quot;&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;+&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color:black; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #a3d3ff; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;&lt;ins style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;}}&lt;/ins&gt;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td colspan=&quot;2&quot;&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;+&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color:black; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #a3d3ff; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;&lt;ins style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;&lt;/ins&gt;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;حسین تاتلاری&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;حسین تاتلاری&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td colspan=&quot;2&quot; class=&quot;diff-lineno&quot;&gt;سطر ۵:&lt;/td&gt;
&lt;td colspan=&quot;2&quot; class=&quot;diff-lineno&quot;&gt;سطر ۳۶:&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;تاریخ شهادت : 1362/12/07&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;تاریخ شهادت : 1362/12/07&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;−&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color:black; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #ffe49c; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;&lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;rId2&lt;/del&gt;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;+&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color:black; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #a3d3ff; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;&amp;#160;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;==زندگی نامه==&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;==زندگی نامه==&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;/table&gt;</summary>
		<author><name>Pakniyat98</name></author>	</entry>

	<entry>
		<id>https://fa.jahad.ir/index.php?title=%D8%B4%D9%87%DB%8C%D8%AF%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86_%D8%AA%D8%A7%D8%AA%D9%84%D8%A7%D8%B1%DB%8C&amp;diff=41612&amp;oldid=prev</id>
		<title>Barkhordari در ‏۱۹ مرداد ۱۳۹۸، ساعت ۱۶:۴۹</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.jahad.ir/index.php?title=%D8%B4%D9%87%DB%8C%D8%AF%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86_%D8%AA%D8%A7%D8%AA%D9%84%D8%A7%D8%B1%DB%8C&amp;diff=41612&amp;oldid=prev"/>
				<updated>2019-08-10T16:49:51Z</updated>
		
		<summary type="html">&lt;p&gt;&lt;/p&gt;
&lt;table class='diff diff-contentalign-right'&gt;
				&lt;col class='diff-marker' /&gt;
				&lt;col class='diff-content' /&gt;
				&lt;col class='diff-marker' /&gt;
				&lt;col class='diff-content' /&gt;
				&lt;tr style='vertical-align: top;'&gt;
				&lt;td colspan='2' style=&quot;background-color: white; color:black; text-align: center;&quot;&gt;→ نسخهٔ قدیمی‌تر&lt;/td&gt;
				&lt;td colspan='2' style=&quot;background-color: white; color:black; text-align: center;&quot;&gt;نسخهٔ ‏۱۹ مرداد ۱۳۹۸، ساعت ۱۶:۴۹&lt;/td&gt;
				&lt;/tr&gt;&lt;tr&gt;&lt;td colspan=&quot;2&quot; class=&quot;diff-lineno&quot;&gt;سطر ۱۸:&lt;/td&gt;
&lt;td colspan=&quot;2&quot; class=&quot;diff-lineno&quot;&gt;سطر ۱۸:&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;http://www.khatesorkh.ir/index.php?martyr_id=1073&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;http://www.khatesorkh.ir/index.php?martyr_id=1073&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td colspan=&quot;2&quot;&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;+&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color:black; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #a3d3ff; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;&lt;ins style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;== رده‌ها ==&lt;/ins&gt;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td colspan=&quot;2&quot;&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;+&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color:black; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #a3d3ff; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;&lt;ins style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;{{ترتیب‌پیش‌فرض:حیسن_تاتلاری}}&lt;/ins&gt;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td colspan=&quot;2&quot;&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;+&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color:black; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #a3d3ff; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;&lt;ins style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;[[رده: شهدا]]&lt;/ins&gt;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td colspan=&quot;2&quot;&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;+&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color:black; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #a3d3ff; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;&lt;ins style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;[[رده: شهدای دفاع مقدس]]&lt;/ins&gt;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td colspan=&quot;2&quot;&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;+&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color:black; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #a3d3ff; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;&lt;ins style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;[[رده: شهدای ایران]]&lt;/ins&gt;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td colspan=&quot;2&quot;&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;+&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color:black; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #a3d3ff; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;&lt;ins style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;[[رده: شهدای استان قزوین]]&lt;/ins&gt;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td colspan=&quot;2&quot;&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;+&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color:black; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #a3d3ff; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;&lt;ins style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;[[رده: شهدای شهرستان بوئین زهرا]]&lt;/ins&gt;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;/table&gt;</summary>
		<author><name>Barkhordari</name></author>	</entry>

	<entry>
		<id>https://fa.jahad.ir/index.php?title=%D8%B4%D9%87%DB%8C%D8%AF%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86_%D8%AA%D8%A7%D8%AA%D9%84%D8%A7%D8%B1%DB%8C&amp;diff=41544&amp;oldid=prev</id>
		<title>Bazi9802 در ‏۱۹ مرداد ۱۳۹۸، ساعت ۱۱:۰۶</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.jahad.ir/index.php?title=%D8%B4%D9%87%DB%8C%D8%AF%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86_%D8%AA%D8%A7%D8%AA%D9%84%D8%A7%D8%B1%DB%8C&amp;diff=41544&amp;oldid=prev"/>
				<updated>2019-08-10T11:06:52Z</updated>
		
		<summary type="html">&lt;p&gt;&lt;/p&gt;
&lt;table class='diff diff-contentalign-right'&gt;
				&lt;col class='diff-marker' /&gt;
				&lt;col class='diff-content' /&gt;
				&lt;col class='diff-marker' /&gt;
				&lt;col class='diff-content' /&gt;
				&lt;tr style='vertical-align: top;'&gt;
				&lt;td colspan='2' style=&quot;background-color: white; color:black; text-align: center;&quot;&gt;→ نسخهٔ قدیمی‌تر&lt;/td&gt;
				&lt;td colspan='2' style=&quot;background-color: white; color:black; text-align: center;&quot;&gt;نسخهٔ ‏۱۹ مرداد ۱۳۹۸، ساعت ۱۱:۰۶&lt;/td&gt;
				&lt;/tr&gt;&lt;tr&gt;&lt;td colspan=&quot;2&quot; class=&quot;diff-lineno&quot;&gt;سطر ۷:&lt;/td&gt;
&lt;td colspan=&quot;2&quot; class=&quot;diff-lineno&quot;&gt;سطر ۷:&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;rId2&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;rId2&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;−&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color:black; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #ffe49c; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;&lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;زندگینامه:&lt;/del&gt;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;+&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color:black; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #a3d3ff; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;&lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;==زندگی نامه==&lt;/ins&gt;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;تاتلاری، حسن : یکم فروردین ۱۳۴۱ ، در روستای نوده از توابع شهر بوئین‌زهرا به دنیا آمد . پدرش عربعلی، کشاورز بود و مادرش قمری نام داشت . تا پایان دوره راهنمایی درس خواند . پاسدار بود . از سوی بسیج در جبهه حضور یافت . هفتم اسفند ۱۳۶۲ ، با سمت معاون فرمانده گروهان در جزیره مجنون عراق به شهادت رسید . پیکرش مدت‌ها در منطقه برجا ماند و پس از تفحص در گلزار شهدای زادگاهش به خاک سپرده شد .&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;تاتلاری، حسن : یکم فروردین ۱۳۴۱ ، در روستای نوده از توابع شهر بوئین‌زهرا به دنیا آمد . پدرش عربعلی، کشاورز بود و مادرش قمری نام داشت . تا پایان دوره راهنمایی درس خواند . پاسدار بود . از سوی بسیج در جبهه حضور یافت . هفتم اسفند ۱۳۶۲ ، با سمت معاون فرمانده گروهان در جزیره مجنون عراق به شهادت رسید . پیکرش مدت‌ها در منطقه برجا ماند و پس از تفحص در گلزار شهدای زادگاهش به خاک سپرده شد .&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;−&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color:black; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #ffe49c; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;&lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;وصیتنامه :&lt;/del&gt;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;+&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color:black; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #a3d3ff; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;&lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;==وصیت نامه==&lt;/ins&gt;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;شهید، حسن تاتلاری : شما پدر و مادر عزیزم ! در روزهای اول جنگ وقتی به منزل آمده و تقاضای جبهه رفتن نمودم در چهره ی شما غیر از رضایت چیزی ندیدم و وقتی به اتفاق برادران به منطقه نور علیه ظلمت و حق علیه باطل قدم نهادیم احساس نمودم که ندای هل من ناصر حسینی از کربلای خونین ایران به گوش می رسد و لذا با برادران هم پیمان شدیم که تا آخرین قطره ی خون در راه اعتلای حکومت الله بجنگیم و بر این عهد استوار ماندیم و تمام دوستانم در برابر چشمان خیره ام به شهادت رسیدند و هر روز بر مسؤولیت این بنده گنهکار افزودند و اکنون نیز ندای « هل من ناصرٍ ینصرنی؟ » حسین زمان، خمینی کبیر به گوش می رسد و الآن اسلام عزیز نیاز مبرم به خون دارد که امیدوارم با ریختن خون ناقابلم برگی از این درخت سبز بماند . پدر جان و مادر جان ! اکنون به عنوان وظیفه و به عنوان ادامه دهنده ی راه شهدا قدم به عرصه ی نبرد نهاده ام تا با خون سرخم چهره سیاه دشمن را رسوا نمایم و با گلوله های سرخم قلب سیاه دشمن را نشانه روم و به تمامی خفاشان و شب پرستان و به تمامی جهانخواران بگویم که : ای گرگان در لباس میش و ای مزدوران غرق در شهوت ! بدانید که من پیرو حسینم و مکتبم قرآن و هدفم اسلام و نتیجه جهادم احدی الحسنین است و جهانیان بدانند که شهادت و مرگ را می پذیرم؛ ولی شکست اسلام را هرگز ! اسارت در بند دشمن را می پذیرم؛ ولی نمی توانم اسلام را اسیر ببینم ! تمام ضربات شما را به جان می پذیرم؛ ولی هرگز ضربه به اسلام را تحمل نخواهم کرد ! به زیر تانک هایتان می روم؛ ولی زیر ظلم و زور هرگز و تمامی مشکلات و مصایب را می پذیرم؛ ولی نمی توانم خَم ابروی رهبرم را تحمل کنم ! خونم را در حال ریزش از بدنم تحمل می کنم؛ ولی اشک رهبرم را هرگز ! غُرش توپ ها و خمپاره ها را به جان می خرم؛ ولی مرا تاب ناله ی یتیمان نیست و بدانید ای جهانیانِ از جهانِ آخرت بی خبر ! اگر هزار جان داشتم در راه اسلام فدا می کردم . افسوس که غیر یک جسم ضعیف چیزی ندارم؛ ولی بدانید که با این جسم ضعیفم به حول و قوه الهی شوکت شما را تبدیل به ذلت خواهم نمود و عزیزانتان را ذلیل خواهم نمود و از خداوند می خواهم که این جسم غرق در گناهم را، قابل معامله با بهشتش بداند و شهادت را - که سعادت است - نصیبم نماید؛ آمین ! ... و تو پدرم و مادرم ! من خود می دانم که فرزندی خوب برای شما نبودم؛ ولی امیدوارم با ریختن خونم و با گشودن راه کربلا شما را از خودم راضی نمایم . پدر جان ! شاید شما آرزو داشتید که من در پیری عصای دستتان و چراغ راهتان باشم؛ ولی قضا و قدر الهی بر این بود که در این راه فدا شوم . اما برادرانم ! ما پنج برادر بودیم و یکی از ما می بایست به عنوان خمس از خانه به خدا هدیه می شد و چه بهتر که این قرعه به اسم برادر کوچکتر و گناهکارتر بیفتد تا شاید مورد مغفرت الهی قرار گیرد . عزیزانم ! دل از دنیا بَر کَنید و ساعتی به قیامت فکر کنید و سعی کنید در خدمت به مردم و در برقراری عزاداری و مجالس دعا و روضه کوشا باشید و هیچ گاه از نظر مادیات خود را با مردم نسنجید و به خود بنگرید که در برابر افراد مؤمن چیزی کم دارید . دنیا محل گذر است؛ فکر به تاریکی قبر کنید و با انفاق در راه خدا و فقرا، قبر خود را روشن و آتش قهر الهی را خاموش کنید . برادران ! در مجلس ترحیم برادرتان، خندان و با رویی گشاده با مردم برخورد نمایید؛ طوری که افراد تشخیص ندهند که خانواده شهید چه کسانی هستند و به دوستان این بنده خدمتی شایان نمایید؛ مبادا عملی انجام دهید که رفقایم رنجیده خاطر شوند . پدر جان ! از تمامی افرادی که مرا می شناسند، برایم حلالیّت بگیرید؛ حتماً، حتماً، حتماً ! ... و اما سخنی با برادران رزمنده و برادران سپاهی عزیزم؛ عزیزانم ! شما مَحرَم راز مردم هستید؛ شما افرادی هستید که وقتی خانواده های شهدا شما را می بینند، احساس می کنند که فرزندشان در کنارشان است؛ مبادا با اعمال خود خدای نخواسته آنها را برنجانید و کاری کنید که آنها آزرده خاطر شوند . برادرانم ! شما ادامه دهنده ی راه خونین حسین ( ع ) و یارانش هستید و شما وارثان شهیدانی چون چمران ها، شالی ها، مسعود پرویزها، آشوری ها، قنبری ها، رسولی ها، مهدوی ها، لطیفی ها و هزاران شهید در خون طپیده اید . شما افرادی هستید که مسؤولیت سنگینی بر گرده ی شماست . شما امانتدار خون شهدایید؛ شهدایی که در هویزه به خون غلطیدند و آنهایی که در سوسنگرد در خاک و خون غلطیدند و شما را به ادامه ی راهشان دعوت نمودند و آنهایی که در شهر خونین « خونین شهر » با نثار خونشان و ایثار وجودشان استکبار جهانی را به زانو در آوردند؛ چه آنهایی که در بُستان به لقاء الله پیوستند و آنهایی که در فتح بزرگ « فتح المبین » جانانه جنگیدند و به دیار عاشقان شتافتند و آنهایی که در تپه های الله اکبر با فریاد الله اکبر به ندای حسین ( ع ) پاسخ دادند و آن عزیزانی که هنوز پیکر پاکشان در میان خاک و خون در منطقه عملیاتی رمضان قرار دارد و چه آنهایی که جسم پاکشان در منطقه والفجر مقدماتی در برابر آفتاب سوزان، همچون جسم سرورشان حسین ( ع ) می درخشد . عزیزان ! فقط ساعتی فکر کنید به مسؤولیت خودتان و ببینید چه کار باید بکنید و چگونه باید در قبال خون شهدا انجام وظیفه کنید؛ تفکر کنید در برابر پیام شهدا؛ اگر خود را تبرئه نمودید، وای به حالتان و اگر احساس مسؤولیت کردید، پس بر شماست شب و روزتان یکی باشد در راه خدمت به اسلام؛ خداوند اجرتان بدهد . عزیزانم ! شما را به دوری از غیبت دعوت می کنم . نور چشمانم ! نماز شب یادتان نرود؛ چون تنها راه رسیدن به اوج انسانیت و صعود به جایگاه حزب اللهی، شب زنده داری است . شستن گناهان با اشک چشم در تاریکی شب بسیار عالی و زیبنده است؛ در دل شب رهبر انقلاب را دعا کنید . عزیزان ! همه ی شما را به دعا کردن برای رهبر دعوت می کنم . ... و شما دوستان و عزیزان همسنگرم، برادران کادر گروهان ! اگر هر اشتباهی، غلطی، بدی از این بنده ی شرمنده دیدید، حلالم کنید . خداوندا ! از مُردن در بستر مرگ وحشت دارم؛ مرا در جبهه نبرد و در راه خودت به شهادت برسان . پروردگارا ! گناهانم که سنگین تر از کوه است بر من ببخش .۱ (۱۱۵۹۵۰۵) حسن تاتلاری&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;شهید، حسن تاتلاری : شما پدر و مادر عزیزم ! در روزهای اول جنگ وقتی به منزل آمده و تقاضای جبهه رفتن نمودم در چهره ی شما غیر از رضایت چیزی ندیدم و وقتی به اتفاق برادران به منطقه نور علیه ظلمت و حق علیه باطل قدم نهادیم احساس نمودم که ندای هل من ناصر حسینی از کربلای خونین ایران به گوش می رسد و لذا با برادران هم پیمان شدیم که تا آخرین قطره ی خون در راه اعتلای حکومت الله بجنگیم و بر این عهد استوار ماندیم و تمام دوستانم در برابر چشمان خیره ام به شهادت رسیدند و هر روز بر مسؤولیت این بنده گنهکار افزودند و اکنون نیز ندای « هل من ناصرٍ ینصرنی؟ » حسین زمان، خمینی کبیر به گوش می رسد و الآن اسلام عزیز نیاز مبرم به خون دارد که امیدوارم با ریختن خون ناقابلم برگی از این درخت سبز بماند . پدر جان و مادر جان ! اکنون به عنوان وظیفه و به عنوان ادامه دهنده ی راه شهدا قدم به عرصه ی نبرد نهاده ام تا با خون سرخم چهره سیاه دشمن را رسوا نمایم و با گلوله های سرخم قلب سیاه دشمن را نشانه روم و به تمامی خفاشان و شب پرستان و به تمامی جهانخواران بگویم که : ای گرگان در لباس میش و ای مزدوران غرق در شهوت ! بدانید که من پیرو حسینم و مکتبم قرآن و هدفم اسلام و نتیجه جهادم احدی الحسنین است و جهانیان بدانند که شهادت و مرگ را می پذیرم؛ ولی شکست اسلام را هرگز ! اسارت در بند دشمن را می پذیرم؛ ولی نمی توانم اسلام را اسیر ببینم ! تمام ضربات شما را به جان می پذیرم؛ ولی هرگز ضربه به اسلام را تحمل نخواهم کرد ! به زیر تانک هایتان می روم؛ ولی زیر ظلم و زور هرگز و تمامی مشکلات و مصایب را می پذیرم؛ ولی نمی توانم خَم ابروی رهبرم را تحمل کنم ! خونم را در حال ریزش از بدنم تحمل می کنم؛ ولی اشک رهبرم را هرگز ! غُرش توپ ها و خمپاره ها را به جان می خرم؛ ولی مرا تاب ناله ی یتیمان نیست و بدانید ای جهانیانِ از جهانِ آخرت بی خبر ! اگر هزار جان داشتم در راه اسلام فدا می کردم . افسوس که غیر یک جسم ضعیف چیزی ندارم؛ ولی بدانید که با این جسم ضعیفم به حول و قوه الهی شوکت شما را تبدیل به ذلت خواهم نمود و عزیزانتان را ذلیل خواهم نمود و از خداوند می خواهم که این جسم غرق در گناهم را، قابل معامله با بهشتش بداند و شهادت را - که سعادت است - نصیبم نماید؛ آمین ! ... و تو پدرم و مادرم ! من خود می دانم که فرزندی خوب برای شما نبودم؛ ولی امیدوارم با ریختن خونم و با گشودن راه کربلا شما را از خودم راضی نمایم . پدر جان ! شاید شما آرزو داشتید که من در پیری عصای دستتان و چراغ راهتان باشم؛ ولی قضا و قدر الهی بر این بود که در این راه فدا شوم . اما برادرانم ! ما پنج برادر بودیم و یکی از ما می بایست به عنوان خمس از خانه به خدا هدیه می شد و چه بهتر که این قرعه به اسم برادر کوچکتر و گناهکارتر بیفتد تا شاید مورد مغفرت الهی قرار گیرد . عزیزانم ! دل از دنیا بَر کَنید و ساعتی به قیامت فکر کنید و سعی کنید در خدمت به مردم و در برقراری عزاداری و مجالس دعا و روضه کوشا باشید و هیچ گاه از نظر مادیات خود را با مردم نسنجید و به خود بنگرید که در برابر افراد مؤمن چیزی کم دارید . دنیا محل گذر است؛ فکر به تاریکی قبر کنید و با انفاق در راه خدا و فقرا، قبر خود را روشن و آتش قهر الهی را خاموش کنید . برادران ! در مجلس ترحیم برادرتان، خندان و با رویی گشاده با مردم برخورد نمایید؛ طوری که افراد تشخیص ندهند که خانواده شهید چه کسانی هستند و به دوستان این بنده خدمتی شایان نمایید؛ مبادا عملی انجام دهید که رفقایم رنجیده خاطر شوند . پدر جان ! از تمامی افرادی که مرا می شناسند، برایم حلالیّت بگیرید؛ حتماً، حتماً، حتماً ! ... و اما سخنی با برادران رزمنده و برادران سپاهی عزیزم؛ عزیزانم ! شما مَحرَم راز مردم هستید؛ شما افرادی هستید که وقتی خانواده های شهدا شما را می بینند، احساس می کنند که فرزندشان در کنارشان است؛ مبادا با اعمال خود خدای نخواسته آنها را برنجانید و کاری کنید که آنها آزرده خاطر شوند . برادرانم ! شما ادامه دهنده ی راه خونین حسین ( ع ) و یارانش هستید و شما وارثان شهیدانی چون چمران ها، شالی ها، مسعود پرویزها، آشوری ها، قنبری ها، رسولی ها، مهدوی ها، لطیفی ها و هزاران شهید در خون طپیده اید . شما افرادی هستید که مسؤولیت سنگینی بر گرده ی شماست . شما امانتدار خون شهدایید؛ شهدایی که در هویزه به خون غلطیدند و آنهایی که در سوسنگرد در خاک و خون غلطیدند و شما را به ادامه ی راهشان دعوت نمودند و آنهایی که در شهر خونین « خونین شهر » با نثار خونشان و ایثار وجودشان استکبار جهانی را به زانو در آوردند؛ چه آنهایی که در بُستان به لقاء الله پیوستند و آنهایی که در فتح بزرگ « فتح المبین » جانانه جنگیدند و به دیار عاشقان شتافتند و آنهایی که در تپه های الله اکبر با فریاد الله اکبر به ندای حسین ( ع ) پاسخ دادند و آن عزیزانی که هنوز پیکر پاکشان در میان خاک و خون در منطقه عملیاتی رمضان قرار دارد و چه آنهایی که جسم پاکشان در منطقه والفجر مقدماتی در برابر آفتاب سوزان، همچون جسم سرورشان حسین ( ع ) می درخشد . عزیزان ! فقط ساعتی فکر کنید به مسؤولیت خودتان و ببینید چه کار باید بکنید و چگونه باید در قبال خون شهدا انجام وظیفه کنید؛ تفکر کنید در برابر پیام شهدا؛ اگر خود را تبرئه نمودید، وای به حالتان و اگر احساس مسؤولیت کردید، پس بر شماست شب و روزتان یکی باشد در راه خدمت به اسلام؛ خداوند اجرتان بدهد . عزیزانم ! شما را به دوری از غیبت دعوت می کنم . نور چشمانم ! نماز شب یادتان نرود؛ چون تنها راه رسیدن به اوج انسانیت و صعود به جایگاه حزب اللهی، شب زنده داری است . شستن گناهان با اشک چشم در تاریکی شب بسیار عالی و زیبنده است؛ در دل شب رهبر انقلاب را دعا کنید . عزیزان ! همه ی شما را به دعا کردن برای رهبر دعوت می کنم . ... و شما دوستان و عزیزان همسنگرم، برادران کادر گروهان ! اگر هر اشتباهی، غلطی، بدی از این بنده ی شرمنده دیدید، حلالم کنید . خداوندا ! از مُردن در بستر مرگ وحشت دارم؛ مرا در جبهه نبرد و در راه خودت به شهادت برسان . پروردگارا ! گناهانم که سنگین تر از کوه است بر من ببخش .۱ (۱۱۵۹۵۰۵) حسن تاتلاری&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;/table&gt;</summary>
		<author><name>Bazi9802</name></author>	</entry>

	<entry>
		<id>https://fa.jahad.ir/index.php?title=%D8%B4%D9%87%DB%8C%D8%AF%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86_%D8%AA%D8%A7%D8%AA%D9%84%D8%A7%D8%B1%DB%8C&amp;diff=41517&amp;oldid=prev</id>
		<title>Bagheri9711: صفحه‌ای جدید حاوی «حسین تاتلاری  تاریخ تولد : 1341/01/01  تاریخ شهادت : 1362/12/07  rId2  زندگینامه:  تاتلاری،...» ایجاد کرد</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.jahad.ir/index.php?title=%D8%B4%D9%87%DB%8C%D8%AF%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86_%D8%AA%D8%A7%D8%AA%D9%84%D8%A7%D8%B1%DB%8C&amp;diff=41517&amp;oldid=prev"/>
				<updated>2019-08-10T10:07:55Z</updated>
		
		<summary type="html">&lt;p&gt;صفحه‌ای جدید حاوی «حسین تاتلاری  تاریخ تولد : 1341/01/01  تاریخ شهادت : 1362/12/07  rId2  زندگینامه:  تاتلاری،...» ایجاد کرد&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;b&gt;صفحهٔ جدید&lt;/b&gt;&lt;/p&gt;&lt;div&gt;حسین تاتلاری&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تاریخ تولد : 1341/01/01&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تاریخ شهادت : 1362/12/07&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
rId2&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
زندگینامه:&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تاتلاری، حسن : یکم فروردین ۱۳۴۱ ، در روستای نوده از توابع شهر بوئین‌زهرا به دنیا آمد . پدرش عربعلی، کشاورز بود و مادرش قمری نام داشت . تا پایان دوره راهنمایی درس خواند . پاسدار بود . از سوی بسیج در جبهه حضور یافت . هفتم اسفند ۱۳۶۲ ، با سمت معاون فرمانده گروهان در جزیره مجنون عراق به شهادت رسید . پیکرش مدت‌ها در منطقه برجا ماند و پس از تفحص در گلزار شهدای زادگاهش به خاک سپرده شد .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وصیتنامه :&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شهید، حسن تاتلاری : شما پدر و مادر عزیزم ! در روزهای اول جنگ وقتی به منزل آمده و تقاضای جبهه رفتن نمودم در چهره ی شما غیر از رضایت چیزی ندیدم و وقتی به اتفاق برادران به منطقه نور علیه ظلمت و حق علیه باطل قدم نهادیم احساس نمودم که ندای هل من ناصر حسینی از کربلای خونین ایران به گوش می رسد و لذا با برادران هم پیمان شدیم که تا آخرین قطره ی خون در راه اعتلای حکومت الله بجنگیم و بر این عهد استوار ماندیم و تمام دوستانم در برابر چشمان خیره ام به شهادت رسیدند و هر روز بر مسؤولیت این بنده گنهکار افزودند و اکنون نیز ندای « هل من ناصرٍ ینصرنی؟ » حسین زمان، خمینی کبیر به گوش می رسد و الآن اسلام عزیز نیاز مبرم به خون دارد که امیدوارم با ریختن خون ناقابلم برگی از این درخت سبز بماند . پدر جان و مادر جان ! اکنون به عنوان وظیفه و به عنوان ادامه دهنده ی راه شهدا قدم به عرصه ی نبرد نهاده ام تا با خون سرخم چهره سیاه دشمن را رسوا نمایم و با گلوله های سرخم قلب سیاه دشمن را نشانه روم و به تمامی خفاشان و شب پرستان و به تمامی جهانخواران بگویم که : ای گرگان در لباس میش و ای مزدوران غرق در شهوت ! بدانید که من پیرو حسینم و مکتبم قرآن و هدفم اسلام و نتیجه جهادم احدی الحسنین است و جهانیان بدانند که شهادت و مرگ را می پذیرم؛ ولی شکست اسلام را هرگز ! اسارت در بند دشمن را می پذیرم؛ ولی نمی توانم اسلام را اسیر ببینم ! تمام ضربات شما را به جان می پذیرم؛ ولی هرگز ضربه به اسلام را تحمل نخواهم کرد ! به زیر تانک هایتان می روم؛ ولی زیر ظلم و زور هرگز و تمامی مشکلات و مصایب را می پذیرم؛ ولی نمی توانم خَم ابروی رهبرم را تحمل کنم ! خونم را در حال ریزش از بدنم تحمل می کنم؛ ولی اشک رهبرم را هرگز ! غُرش توپ ها و خمپاره ها را به جان می خرم؛ ولی مرا تاب ناله ی یتیمان نیست و بدانید ای جهانیانِ از جهانِ آخرت بی خبر ! اگر هزار جان داشتم در راه اسلام فدا می کردم . افسوس که غیر یک جسم ضعیف چیزی ندارم؛ ولی بدانید که با این جسم ضعیفم به حول و قوه الهی شوکت شما را تبدیل به ذلت خواهم نمود و عزیزانتان را ذلیل خواهم نمود و از خداوند می خواهم که این جسم غرق در گناهم را، قابل معامله با بهشتش بداند و شهادت را - که سعادت است - نصیبم نماید؛ آمین ! ... و تو پدرم و مادرم ! من خود می دانم که فرزندی خوب برای شما نبودم؛ ولی امیدوارم با ریختن خونم و با گشودن راه کربلا شما را از خودم راضی نمایم . پدر جان ! شاید شما آرزو داشتید که من در پیری عصای دستتان و چراغ راهتان باشم؛ ولی قضا و قدر الهی بر این بود که در این راه فدا شوم . اما برادرانم ! ما پنج برادر بودیم و یکی از ما می بایست به عنوان خمس از خانه به خدا هدیه می شد و چه بهتر که این قرعه به اسم برادر کوچکتر و گناهکارتر بیفتد تا شاید مورد مغفرت الهی قرار گیرد . عزیزانم ! دل از دنیا بَر کَنید و ساعتی به قیامت فکر کنید و سعی کنید در خدمت به مردم و در برقراری عزاداری و مجالس دعا و روضه کوشا باشید و هیچ گاه از نظر مادیات خود را با مردم نسنجید و به خود بنگرید که در برابر افراد مؤمن چیزی کم دارید . دنیا محل گذر است؛ فکر به تاریکی قبر کنید و با انفاق در راه خدا و فقرا، قبر خود را روشن و آتش قهر الهی را خاموش کنید . برادران ! در مجلس ترحیم برادرتان، خندان و با رویی گشاده با مردم برخورد نمایید؛ طوری که افراد تشخیص ندهند که خانواده شهید چه کسانی هستند و به دوستان این بنده خدمتی شایان نمایید؛ مبادا عملی انجام دهید که رفقایم رنجیده خاطر شوند . پدر جان ! از تمامی افرادی که مرا می شناسند، برایم حلالیّت بگیرید؛ حتماً، حتماً، حتماً ! ... و اما سخنی با برادران رزمنده و برادران سپاهی عزیزم؛ عزیزانم ! شما مَحرَم راز مردم هستید؛ شما افرادی هستید که وقتی خانواده های شهدا شما را می بینند، احساس می کنند که فرزندشان در کنارشان است؛ مبادا با اعمال خود خدای نخواسته آنها را برنجانید و کاری کنید که آنها آزرده خاطر شوند . برادرانم ! شما ادامه دهنده ی راه خونین حسین ( ع ) و یارانش هستید و شما وارثان شهیدانی چون چمران ها، شالی ها، مسعود پرویزها، آشوری ها، قنبری ها، رسولی ها، مهدوی ها، لطیفی ها و هزاران شهید در خون طپیده اید . شما افرادی هستید که مسؤولیت سنگینی بر گرده ی شماست . شما امانتدار خون شهدایید؛ شهدایی که در هویزه به خون غلطیدند و آنهایی که در سوسنگرد در خاک و خون غلطیدند و شما را به ادامه ی راهشان دعوت نمودند و آنهایی که در شهر خونین « خونین شهر » با نثار خونشان و ایثار وجودشان استکبار جهانی را به زانو در آوردند؛ چه آنهایی که در بُستان به لقاء الله پیوستند و آنهایی که در فتح بزرگ « فتح المبین » جانانه جنگیدند و به دیار عاشقان شتافتند و آنهایی که در تپه های الله اکبر با فریاد الله اکبر به ندای حسین ( ع ) پاسخ دادند و آن عزیزانی که هنوز پیکر پاکشان در میان خاک و خون در منطقه عملیاتی رمضان قرار دارد و چه آنهایی که جسم پاکشان در منطقه والفجر مقدماتی در برابر آفتاب سوزان، همچون جسم سرورشان حسین ( ع ) می درخشد . عزیزان ! فقط ساعتی فکر کنید به مسؤولیت خودتان و ببینید چه کار باید بکنید و چگونه باید در قبال خون شهدا انجام وظیفه کنید؛ تفکر کنید در برابر پیام شهدا؛ اگر خود را تبرئه نمودید، وای به حالتان و اگر احساس مسؤولیت کردید، پس بر شماست شب و روزتان یکی باشد در راه خدمت به اسلام؛ خداوند اجرتان بدهد . عزیزانم ! شما را به دوری از غیبت دعوت می کنم . نور چشمانم ! نماز شب یادتان نرود؛ چون تنها راه رسیدن به اوج انسانیت و صعود به جایگاه حزب اللهی، شب زنده داری است . شستن گناهان با اشک چشم در تاریکی شب بسیار عالی و زیبنده است؛ در دل شب رهبر انقلاب را دعا کنید . عزیزان ! همه ی شما را به دعا کردن برای رهبر دعوت می کنم . ... و شما دوستان و عزیزان همسنگرم، برادران کادر گروهان ! اگر هر اشتباهی، غلطی، بدی از این بنده ی شرمنده دیدید، حلالم کنید . خداوندا ! از مُردن در بستر مرگ وحشت دارم؛ مرا در جبهه نبرد و در راه خودت به شهادت برسان . پروردگارا ! گناهانم که سنگین تر از کوه است بر من ببخش .۱ (۱۱۵۹۵۰۵) حسن تاتلاری&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
منبع:سایت خط سرخ&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
http://www.khatesorkh.ir/index.php?martyr_id=1073&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Bagheri9711</name></author>	</entry>

	</feed>