<?xml version="1.0"?>
<?xml-stylesheet type="text/css" href="https://fa.jahad.ir/skins/common/feed.css?303"?>
<feed xmlns="http://www.w3.org/2005/Atom" xml:lang="fa">
		<id>https://fa.jahad.ir/index.php?action=history&amp;feed=atom&amp;title=%D8%B4%D9%87%DB%8C%D8%AF_%D8%A8%D8%B1%D8%A7%D8%AA%D8%B9%D9%84%DB%8C_%D9%85%D8%AC%D8%B1%D8%AF</id>
		<title>شهید براتعلی مجرد - تاریخچهٔ ویرایش‌ها</title>
		<link rel="self" type="application/atom+xml" href="https://fa.jahad.ir/index.php?action=history&amp;feed=atom&amp;title=%D8%B4%D9%87%DB%8C%D8%AF_%D8%A8%D8%B1%D8%A7%D8%AA%D8%B9%D9%84%DB%8C_%D9%85%D8%AC%D8%B1%D8%AF"/>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.jahad.ir/index.php?title=%D8%B4%D9%87%DB%8C%D8%AF_%D8%A8%D8%B1%D8%A7%D8%AA%D8%B9%D9%84%DB%8C_%D9%85%D8%AC%D8%B1%D8%AF&amp;action=history"/>
		<updated>2026-06-13T13:13:13Z</updated>
		<subtitle>تاریخچهٔ ویرایش‌های این صفحه در ویکی</subtitle>
		<generator>MediaWiki 1.23.5</generator>

	<entry>
		<id>https://fa.jahad.ir/index.php?title=%D8%B4%D9%87%DB%8C%D8%AF_%D8%A8%D8%B1%D8%A7%D8%AA%D8%B9%D9%84%DB%8C_%D9%85%D8%AC%D8%B1%D8%AF&amp;diff=105381&amp;oldid=prev</id>
		<title>Rasouli98 در ‏۶ بهمن ۱۳۹۹، ساعت ۱۷:۱۱</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.jahad.ir/index.php?title=%D8%B4%D9%87%DB%8C%D8%AF_%D8%A8%D8%B1%D8%A7%D8%AA%D8%B9%D9%84%DB%8C_%D9%85%D8%AC%D8%B1%D8%AF&amp;diff=105381&amp;oldid=prev"/>
				<updated>2021-01-25T17:11:45Z</updated>
		
		<summary type="html">&lt;p&gt;&lt;/p&gt;
&lt;table class='diff diff-contentalign-right'&gt;
				&lt;col class='diff-marker' /&gt;
				&lt;col class='diff-content' /&gt;
				&lt;col class='diff-marker' /&gt;
				&lt;col class='diff-content' /&gt;
				&lt;tr style='vertical-align: top;'&gt;
				&lt;td colspan='2' style=&quot;background-color: white; color:black; text-align: center;&quot;&gt;→ نسخهٔ قدیمی‌تر&lt;/td&gt;
				&lt;td colspan='2' style=&quot;background-color: white; color:black; text-align: center;&quot;&gt;نسخهٔ ‏۶ بهمن ۱۳۹۹، ساعت ۱۷:۱۱&lt;/td&gt;
				&lt;/tr&gt;&lt;tr&gt;&lt;td colspan=&quot;2&quot; class=&quot;diff-lineno&quot;&gt;سطر ۳۴:&lt;/td&gt;
&lt;td colspan=&quot;2&quot; class=&quot;diff-lineno&quot;&gt;سطر ۳۴:&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;−&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color:black; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #ffe49c; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;عملیات والفجر 3 در مهران شروع شد و شهید براتعلی یکی از بهترین سربازان من بود که همیشه همراه من و در خط مقدم جبهه بودند و شهید بارها می گفت : من دوست ندارم در نگهبانی بمانم، من آمده ام دینم را نسبت به انقلاب اداء کنم . من دوست دارم که شب و روز در کمین بمانم . عملیات خیلی شدید بود و تانکهای دشمن هر لحظه به ما نزدیکتر می شدند . شهید براتعلی مجرد آر پی جی زن بود . آرپی جی را برداشت و به سرعت خود را به پشت خاکریزی که بیشتر از یک کمپرسی خاک نبود رساند . در این حال سه تانک دشمن نزدیک می شدند و دشمن چون نمی دانست در پشت چنین خاکریز کوچکی کسی وجود دارد، با خیال راحت به جلو می آمد و تانکها به فاصله بیست الی سی متری خاکریز رسیدند که در همین حال صدای انفجار موشک آر پی جی طنین افکن شد که یک تانک دشمن را به هوا فرستاد و منفجر نمود و شش نفر در داخل تانک سوختند . من فهمیدم که کسی نبود غیر از آن سرباز دلاور یعنی شهید مجرد که آن تانک را به آتش کشید و تانکهای دیگر از ترس به عقب فرار کردند . در اینحال شهید مجرد سریعاً برگشت و گلوله دیگری بر روی آرپی جی نهاد و بار دیگر به پشت آن تل خاک رفت و خود را برای واقعه ای دیگر آماده نمود . بار دیگر تانکها یورش آوردند و گرد و خاک شدیدی ایجاد کردند و به طرف جلو آمدند . شهید مجرد به طرف تانکهای دشمن نشانه رفت و بار دیگر صدای انفجار گلوله آر پی جی به گوش رسید . با نیروی ایمان تانک دیگری را به آتش کشید که سه نفر داخل تانک به هلاکت رسیدند و تانکهای دیگر با مشاهده منهدم شدن تانکهای سوخته شده عقب نشینی کردند و برای سومین بار شهید مجرد خودش را به خط رساند و گلوله دیگری روی آر پی جی نهاد و اولین قدم که از روی خاکریز برداشت، دشمن فهمیده بود از کدام نقطه ضربه های مهلکی متحمل می شود، در همین لحظه شهید براتعلی مجرد ( در تاریخ 21/ 5/ 62) با گلوله سیمینوف دوربین دار از ناحیه چشم مورد اصابت قرار گرفت و چشمان تیزبینی که دشمن از آن وحشت داشت برای همیشه بسته شد و گلی دیگر از گلهای بهشت از دستمان رفت .&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;+&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color:black; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #a3d3ff; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;عملیات والفجر 3 در مهران شروع شد و شهید براتعلی یکی از بهترین سربازان من بود که همیشه همراه من و در خط مقدم جبهه بودند و شهید بارها می گفت : من دوست ندارم در نگهبانی بمانم، من آمده ام دینم را نسبت به انقلاب اداء کنم . من دوست دارم که شب و روز در کمین بمانم . عملیات خیلی شدید بود و تانکهای دشمن هر لحظه به ما نزدیکتر می شدند . شهید براتعلی مجرد آر پی جی زن بود . آرپی جی را برداشت و به سرعت خود را به پشت خاکریزی که بیشتر از یک کمپرسی خاک نبود رساند . در این حال سه تانک دشمن نزدیک می شدند و دشمن چون نمی دانست در پشت چنین خاکریز کوچکی کسی وجود دارد، با خیال راحت به جلو می آمد و تانکها به فاصله بیست الی سی متری خاکریز رسیدند که در همین حال صدای انفجار موشک آر پی جی طنین افکن شد که یک تانک دشمن را به هوا فرستاد و منفجر نمود و شش نفر در داخل تانک سوختند . من فهمیدم که کسی نبود غیر از آن سرباز دلاور یعنی شهید مجرد که آن تانک را به آتش کشید و تانکهای دیگر از ترس به عقب فرار کردند . در اینحال شهید مجرد سریعاً برگشت و گلوله دیگری بر روی آرپی جی نهاد و بار دیگر به پشت آن تل خاک رفت و خود را برای واقعه ای دیگر آماده نمود . بار دیگر تانکها یورش آوردند و گرد و خاک شدیدی ایجاد کردند و به طرف جلو آمدند . شهید مجرد به طرف تانکهای دشمن نشانه رفت و بار دیگر صدای انفجار گلوله آر پی جی به گوش رسید . با نیروی ایمان تانک دیگری را به آتش کشید که سه نفر داخل تانک به هلاکت رسیدند و تانکهای دیگر با مشاهده منهدم شدن تانکهای سوخته شده عقب نشینی کردند و برای سومین بار شهید مجرد خودش را به خط رساند و گلوله دیگری روی آر پی جی نهاد و اولین قدم که از روی خاکریز برداشت، دشمن فهمیده بود از کدام نقطه ضربه های مهلکی متحمل می شود، در همین لحظه شهید براتعلی مجرد ( در تاریخ 21/ 5/ 62) با گلوله سیمینوف دوربین دار از ناحیه چشم مورد اصابت قرار گرفت و چشمان تیزبینی که دشمن از آن وحشت داشت برای همیشه بسته شد و گلی دیگر از گلهای بهشت از دستمان رفت .&lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;&amp;lt;ref&amp;gt;[&lt;/ins&gt;http://yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=&lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;%2018297 سایت یاران رضا]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;/ins&gt;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;−&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color:black; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #ffe49c; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;&amp;#160;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;+&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color:black; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #a3d3ff; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;&lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;==پانویس==&lt;/ins&gt;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;−&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color:black; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #ffe49c; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;&lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;منبع سایت: &lt;/del&gt;http://yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID= &lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;18297&lt;/del&gt;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;+&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color:black; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #a3d3ff; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;&lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;&amp;lt;references /&amp;gt;&lt;/ins&gt;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;/table&gt;</summary>
		<author><name>Rasouli98</name></author>	</entry>

	<entry>
		<id>https://fa.jahad.ir/index.php?title=%D8%B4%D9%87%DB%8C%D8%AF_%D8%A8%D8%B1%D8%A7%D8%AA%D8%B9%D9%84%DB%8C_%D9%85%D8%AC%D8%B1%D8%AF&amp;diff=103561&amp;oldid=prev</id>
		<title>Rajabi98: صفحه‌ای جدید حاوی «نام : براتعلی‌   نام خانوادگی : مجرد   نام پدر : جعفر  تاریخ تولد :  محل تولد : بجن...» ایجاد کرد</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.jahad.ir/index.php?title=%D8%B4%D9%87%DB%8C%D8%AF_%D8%A8%D8%B1%D8%A7%D8%AA%D8%B9%D9%84%DB%8C_%D9%85%D8%AC%D8%B1%D8%AF&amp;diff=103561&amp;oldid=prev"/>
				<updated>2020-10-22T09:17:32Z</updated>
		
		<summary type="html">&lt;p&gt;صفحه‌ای جدید حاوی «نام : براتعلی‌   نام خانوادگی : مجرد   نام پدر : جعفر  تاریخ تولد :  محل تولد : بجن...» ایجاد کرد&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;b&gt;صفحهٔ جدید&lt;/b&gt;&lt;/p&gt;&lt;div&gt;نام : براتعلی‌ &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نام خانوادگی : مجرد &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نام پدر : جعفر&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تاریخ تولد :&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
محل تولد : بجنورد&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تاریخ شهادت :1362/05/16&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مکان شهادت :&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تحصیلات : نامشخص منطقه شهادت :&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شغل : یگان خدمتی :&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
گروه مربوط : گروهی برای این شهید ثبت نشده است .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نوع عضویت : سایر شهدا مسئولیت : رزمنده‌&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
گلزار :&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
خاطرات&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شجاعت و شهامت&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
موضوع : شجاعت و شهامت&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
راوی : قنبر علی مجرد&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
متن کامل خاطره&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
عملیات والفجر 3 در مهران شروع شد و شهید براتعلی یکی از بهترین سربازان من بود که همیشه همراه من و در خط مقدم جبهه بودند و شهید بارها می گفت : من دوست ندارم در نگهبانی بمانم، من آمده ام دینم را نسبت به انقلاب اداء کنم . من دوست دارم که شب و روز در کمین بمانم . عملیات خیلی شدید بود و تانکهای دشمن هر لحظه به ما نزدیکتر می شدند . شهید براتعلی مجرد آر پی جی زن بود . آرپی جی را برداشت و به سرعت خود را به پشت خاکریزی که بیشتر از یک کمپرسی خاک نبود رساند . در این حال سه تانک دشمن نزدیک می شدند و دشمن چون نمی دانست در پشت چنین خاکریز کوچکی کسی وجود دارد، با خیال راحت به جلو می آمد و تانکها به فاصله بیست الی سی متری خاکریز رسیدند که در همین حال صدای انفجار موشک آر پی جی طنین افکن شد که یک تانک دشمن را به هوا فرستاد و منفجر نمود و شش نفر در داخل تانک سوختند . من فهمیدم که کسی نبود غیر از آن سرباز دلاور یعنی شهید مجرد که آن تانک را به آتش کشید و تانکهای دیگر از ترس به عقب فرار کردند . در اینحال شهید مجرد سریعاً برگشت و گلوله دیگری بر روی آرپی جی نهاد و بار دیگر به پشت آن تل خاک رفت و خود را برای واقعه ای دیگر آماده نمود . بار دیگر تانکها یورش آوردند و گرد و خاک شدیدی ایجاد کردند و به طرف جلو آمدند . شهید مجرد به طرف تانکهای دشمن نشانه رفت و بار دیگر صدای انفجار گلوله آر پی جی به گوش رسید . با نیروی ایمان تانک دیگری را به آتش کشید که سه نفر داخل تانک به هلاکت رسیدند و تانکهای دیگر با مشاهده منهدم شدن تانکهای سوخته شده عقب نشینی کردند و برای سومین بار شهید مجرد خودش را به خط رساند و گلوله دیگری روی آر پی جی نهاد و اولین قدم که از روی خاکریز برداشت، دشمن فهمیده بود از کدام نقطه ضربه های مهلکی متحمل می شود، در همین لحظه شهید براتعلی مجرد ( در تاریخ 21/ 5/ 62) با گلوله سیمینوف دوربین دار از ناحیه چشم مورد اصابت قرار گرفت و چشمان تیزبینی که دشمن از آن وحشت داشت برای همیشه بسته شد و گلی دیگر از گلهای بهشت از دستمان رفت .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
منبع سایت: http://yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID= 18297&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Rajabi98</name></author>	</entry>

	</feed>