<?xml version="1.0"?>
<?xml-stylesheet type="text/css" href="https://fa.jahad.ir/skins/common/feed.css?303"?>
<feed xmlns="http://www.w3.org/2005/Atom" xml:lang="fa">
		<id>https://fa.jahad.ir/index.php?action=history&amp;feed=atom&amp;title=%D8%B4%D9%87%DB%8C%D8%AF_%D8%B5%D8%AD%D8%A8%D8%AA_%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87_%D9%82%D9%87%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86%DB%8C</id>
		<title>شهید صحبت الله قهرمانی - تاریخچهٔ ویرایش‌ها</title>
		<link rel="self" type="application/atom+xml" href="https://fa.jahad.ir/index.php?action=history&amp;feed=atom&amp;title=%D8%B4%D9%87%DB%8C%D8%AF_%D8%B5%D8%AD%D8%A8%D8%AA_%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87_%D9%82%D9%87%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86%DB%8C"/>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.jahad.ir/index.php?title=%D8%B4%D9%87%DB%8C%D8%AF_%D8%B5%D8%AD%D8%A8%D8%AA_%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87_%D9%82%D9%87%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86%DB%8C&amp;action=history"/>
		<updated>2026-06-13T11:28:15Z</updated>
		<subtitle>تاریخچهٔ ویرایش‌های این صفحه در ویکی</subtitle>
		<generator>MediaWiki 1.23.5</generator>

	<entry>
		<id>https://fa.jahad.ir/index.php?title=%D8%B4%D9%87%DB%8C%D8%AF_%D8%B5%D8%AD%D8%A8%D8%AA_%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87_%D9%82%D9%87%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86%DB%8C&amp;diff=91873&amp;oldid=prev</id>
		<title>Jafarnezhad98 در ‏۶ خرداد ۱۳۹۹، ساعت ۱۸:۳۹</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.jahad.ir/index.php?title=%D8%B4%D9%87%DB%8C%D8%AF_%D8%B5%D8%AD%D8%A8%D8%AA_%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87_%D9%82%D9%87%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86%DB%8C&amp;diff=91873&amp;oldid=prev"/>
				<updated>2020-05-26T18:39:23Z</updated>
		
		<summary type="html">&lt;p&gt;&lt;/p&gt;
&lt;table class='diff diff-contentalign-right'&gt;
				&lt;col class='diff-marker' /&gt;
				&lt;col class='diff-content' /&gt;
				&lt;col class='diff-marker' /&gt;
				&lt;col class='diff-content' /&gt;
				&lt;tr style='vertical-align: top;'&gt;
				&lt;td colspan='2' style=&quot;background-color: white; color:black; text-align: center;&quot;&gt;→ نسخهٔ قدیمی‌تر&lt;/td&gt;
				&lt;td colspan='2' style=&quot;background-color: white; color:black; text-align: center;&quot;&gt;نسخهٔ ‏۶ خرداد ۱۳۹۹، ساعت ۱۸:۳۹&lt;/td&gt;
				&lt;/tr&gt;&lt;tr&gt;&lt;td colspan=&quot;2&quot; class=&quot;diff-lineno&quot;&gt;سطر ۱۰:&lt;/td&gt;
&lt;td colspan=&quot;2&quot; class=&quot;diff-lineno&quot;&gt;سطر ۱۰:&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;به نام خدا&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;به نام خدا&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;می خواستم عمرم را با دست های مهربان تو اندازه بگیرم اما اینک تو کجائی؟ شهید صحبت الله قربانی در نهم شهریور ماه سال هزار و سیصد و چهل و سه متولد شد. ایشان اولین فرزند خانواده بوده که ذوق و شوق زیادی در دل خانواده اش به وجود آورد. شهید صحبت الله قربانی در یک خانواده روستائی که دور از دنیای رنگارنگ شاه هر روز رنگ عوض می کرد بزرگ شد. روزها از پی یک دیگر می رفت و باز گشتی برای روزه از دست رفته نبود. شهید روز به روز بزرگ تر می شد و زمان پا گذاشتن به عرصه علم و دانش نزدیکتر می شد. تا این که مادر با ذوق و شوق شهید را برای اولین روز رفتن به مدرسه از زیر قرآن عبور می دهد و به مدرسه روستائی می برد. پنج سال ابتدائی را در روستا گذراند در این پنج سال رفتار شیرین کودکانه او را در دل هم جا کرده بود. زمان آن فرا رسیده بود که شهید از یک مدرسه ابتدائی به یک مدرسه راهنمائی بورد اما تنها به شهر رفتن کار درستی نبود آن هم برای کودکی روستائی که هیچ آشنائی با شرایط شهری نداشته است که از قول پدر شهید نقل شده بود. اما پدر شهید مجبور شد که تمام زندگی خود را که با ذوق و شوق زیاد در روستا فراهم نموده بود رها کند تا که فرزندش را به مراحل بهبودی برساند. خانواده خود را برای احداث مدرسه به روستائیان واگذار کرد و به شهر نقل مکان کردند. شهید دوران راهنمائی را در مدرسه ای که بعدها به نام شهید شبانپور نام گرفت با نمرات عالی سپری کرد. دوران دبیرستان خود را در مدرسه اسلام منش به اتمام رساند و در رشته معلمی با نمرات بسیار بالا قبول شد. به گفته پدر و مادر شهید، شهید در طول تحصیل خود در مقاطع مختلف هیچ وقت نمره تک نیاورد و همیشه به هم کلاس های خود در درس مختلف کمک می کرد. شهید در زمان دبیرستان با امام خمینی ( ره ) از طریق سخنرانی ها و نوارهای مذهبی ایشان آشنا شد و به دستور امام خمینی ( ره ) رشته معلمی را کنار گذاشت و جبهه اعزام شد. تاریخ اعزام 1363/10/22 زمان آموزشی را در کازرون گذراند و در پایان دوره آموزشی با درجه گروهبان سوم وظیفه نائل گردید و در رسته زرهی به جبهه اعزام شد. در زمان جنگ ایشان خدمه یک ضد هوائی بود که از یک پل نظامی به نام مقدس یا زینب در منطقه ابوغریب حفاظت می کردند و به گفته دوستان شهید در یک حمله هوائی دشمن بعثی از ناحیه سر و گردن به ترکش اصابت کرد و در تاریخ 1365/01/08 به درجه رفیع شهادت نائل آمدند. ایشان در زمان شهادت 22 سال داشتند. هنوز یادم مادرم چگونه بی قراری می کرد و با دست های خود به سر وسینه خود می زد و بلند بلند گریه می کرد. پدرم در خودش فرو رفته بود و بی صدا اشک می ریخت. این جوانان که در خون غلطیدند به خاطر دفاع از آرمان های امام و انقلاب و دفاع از ناموس خود جان دادند که اکنون ما در کشوری آرام و آزاد زندگی کنیم و یاد و خاطر آن ها را همیشه زنده نگه داریم ما خانواده شهید هر پنج شنبه به یاد شهداء هستیم امیدوارم که ملت مسلمان ایران هم قدر این شهداء را بدانند و یاد وخاطره آن ها را زنده نگه دارند.&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;می خواستم عمرم را با دست های مهربان تو اندازه بگیرم اما اینک تو کجائی؟ شهید صحبت الله قربانی در نهم شهریور ماه سال هزار و سیصد و چهل و سه متولد شد. ایشان اولین فرزند خانواده بوده که ذوق و شوق زیادی در دل خانواده اش به وجود آورد. شهید صحبت الله قربانی در یک خانواده روستائی که دور از دنیای رنگارنگ شاه هر روز رنگ عوض می کرد بزرگ شد. روزها از پی یک دیگر می رفت و باز گشتی برای روزه از دست رفته نبود. شهید روز به روز بزرگ تر می شد و زمان پا گذاشتن به عرصه علم و دانش نزدیکتر می شد. تا این که مادر با ذوق و شوق شهید را برای اولین روز رفتن به مدرسه از زیر قرآن عبور می دهد و به مدرسه روستائی می برد. پنج سال ابتدائی را در روستا گذراند در این پنج سال رفتار شیرین کودکانه او را در دل هم جا کرده بود. زمان آن فرا رسیده بود که شهید از یک مدرسه ابتدائی به یک مدرسه راهنمائی بورد اما تنها به شهر رفتن کار درستی نبود آن هم برای کودکی روستائی که هیچ آشنائی با شرایط شهری نداشته است که از قول پدر شهید نقل شده بود. اما پدر شهید مجبور شد که تمام زندگی خود را که با ذوق و شوق زیاد در روستا فراهم نموده بود رها کند تا که فرزندش را به مراحل بهبودی برساند. خانواده خود را برای احداث مدرسه به روستائیان واگذار کرد و به شهر نقل مکان کردند. شهید دوران راهنمائی را در مدرسه ای که بعدها به نام شهید شبانپور نام گرفت با نمرات عالی سپری کرد. دوران دبیرستان خود را در مدرسه اسلام منش به اتمام رساند و در رشته معلمی با نمرات بسیار بالا قبول شد. به گفته پدر و مادر شهید، شهید در طول تحصیل خود در مقاطع مختلف هیچ وقت نمره تک نیاورد و همیشه به هم کلاس های خود در درس مختلف کمک می کرد. شهید در زمان دبیرستان با امام خمینی ( ره ) از طریق سخنرانی ها و نوارهای مذهبی ایشان آشنا شد و به دستور امام خمینی ( ره ) رشته معلمی را کنار گذاشت و جبهه اعزام شد. تاریخ اعزام 1363/10/22 زمان آموزشی را در کازرون گذراند و در پایان دوره آموزشی با درجه گروهبان سوم وظیفه نائل گردید و در رسته زرهی به جبهه اعزام شد. در زمان جنگ ایشان خدمه یک ضد هوائی بود که از یک پل نظامی به نام مقدس یا زینب در منطقه ابوغریب حفاظت می کردند و به گفته دوستان شهید در یک حمله هوائی دشمن بعثی از ناحیه سر و گردن به ترکش اصابت کرد و در تاریخ 1365/01/08 به درجه رفیع شهادت نائل آمدند. ایشان در زمان شهادت 22 سال داشتند. هنوز یادم مادرم چگونه بی قراری می کرد و با دست های خود به سر وسینه خود می زد و بلند بلند گریه می کرد. پدرم در خودش فرو رفته بود و بی صدا اشک می ریخت. این جوانان که در خون غلطیدند به خاطر دفاع از آرمان های امام و انقلاب و دفاع از ناموس خود جان دادند که اکنون ما در کشوری آرام و آزاد زندگی کنیم و یاد و خاطر آن ها را همیشه زنده نگه داریم ما خانواده شهید هر پنج شنبه به یاد شهداء هستیم امیدوارم که ملت مسلمان ایران هم قدر این شهداء را بدانند و یاد وخاطره آن ها را زنده نگه دارند.&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;−&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color:black; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #ffe49c; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;شهادت مبارک برادر عزیزم.&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;+&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color:black; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #a3d3ff; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;شهادت مبارک برادر عزیزم.&lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;&amp;lt;ref&amp;gt;[http://www.ajashohada.ir/home/martyrdetails/2172 سایت شهدای ارتش]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;/ins&gt;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;==نگارخانه تصاویر==&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;==نگارخانه تصاویر==&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;&amp;lt;gallery&amp;gt;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;&amp;lt;gallery&amp;gt;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td colspan=&quot;2&quot; class=&quot;diff-lineno&quot;&gt;سطر ۱۹:&lt;/td&gt;
&lt;td colspan=&quot;2&quot; class=&quot;diff-lineno&quot;&gt;سطر ۱۹:&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;&amp;lt;/gallery&amp;gt;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;&amp;lt;/gallery&amp;gt;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;−&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color:black; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #ffe49c; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;&lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;منبع: سایت شهدای ارتش&lt;/del&gt;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;+&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color:black; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #a3d3ff; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;&lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;==پانویس==&lt;/ins&gt;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;−&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color:black; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #ffe49c; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;&lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;http://www.ajashohada.ir/home/martyrdetails&lt;/del&gt;/&lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;2172&lt;/del&gt;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;+&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color:black; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #a3d3ff; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;&amp;#160;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td colspan=&quot;2&quot;&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;+&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color:black; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #a3d3ff; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;&lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;&amp;lt;references &lt;/ins&gt;/&lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;&amp;gt;&lt;/ins&gt;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;/table&gt;</summary>
		<author><name>Jafarnezhad98</name></author>	</entry>

	<entry>
		<id>https://fa.jahad.ir/index.php?title=%D8%B4%D9%87%DB%8C%D8%AF_%D8%B5%D8%AD%D8%A8%D8%AA_%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87_%D9%82%D9%87%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86%DB%8C&amp;diff=62037&amp;oldid=prev</id>
		<title>Kheyri9803: /* زندگینامه */</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.jahad.ir/index.php?title=%D8%B4%D9%87%DB%8C%D8%AF_%D8%B5%D8%AD%D8%A8%D8%AA_%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87_%D9%82%D9%87%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86%DB%8C&amp;diff=62037&amp;oldid=prev"/>
				<updated>2019-10-08T12:30:09Z</updated>
		
		<summary type="html">&lt;p&gt;‏&lt;span dir=&quot;auto&quot;&gt;&lt;span class=&quot;autocomment&quot;&gt;زندگینامه&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;table class='diff diff-contentalign-right'&gt;
				&lt;col class='diff-marker' /&gt;
				&lt;col class='diff-content' /&gt;
				&lt;col class='diff-marker' /&gt;
				&lt;col class='diff-content' /&gt;
				&lt;tr style='vertical-align: top;'&gt;
				&lt;td colspan='2' style=&quot;background-color: white; color:black; text-align: center;&quot;&gt;→ نسخهٔ قدیمی‌تر&lt;/td&gt;
				&lt;td colspan='2' style=&quot;background-color: white; color:black; text-align: center;&quot;&gt;نسخهٔ ‏۱۶ مهر ۱۳۹۸، ساعت ۱۲:۳۰&lt;/td&gt;
				&lt;/tr&gt;&lt;tr&gt;&lt;td colspan=&quot;2&quot; class=&quot;diff-lineno&quot;&gt;سطر ۱۱:&lt;/td&gt;
&lt;td colspan=&quot;2&quot; class=&quot;diff-lineno&quot;&gt;سطر ۱۱:&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;می خواستم عمرم را با دست های مهربان تو اندازه بگیرم اما اینک تو کجائی؟ شهید صحبت الله قربانی در نهم شهریور ماه سال هزار و سیصد و چهل و سه متولد شد. ایشان اولین فرزند خانواده بوده که ذوق و شوق زیادی در دل خانواده اش به وجود آورد. شهید صحبت الله قربانی در یک خانواده روستائی که دور از دنیای رنگارنگ شاه هر روز رنگ عوض می کرد بزرگ شد. روزها از پی یک دیگر می رفت و باز گشتی برای روزه از دست رفته نبود. شهید روز به روز بزرگ تر می شد و زمان پا گذاشتن به عرصه علم و دانش نزدیکتر می شد. تا این که مادر با ذوق و شوق شهید را برای اولین روز رفتن به مدرسه از زیر قرآن عبور می دهد و به مدرسه روستائی می برد. پنج سال ابتدائی را در روستا گذراند در این پنج سال رفتار شیرین کودکانه او را در دل هم جا کرده بود. زمان آن فرا رسیده بود که شهید از یک مدرسه ابتدائی به یک مدرسه راهنمائی بورد اما تنها به شهر رفتن کار درستی نبود آن هم برای کودکی روستائی که هیچ آشنائی با شرایط شهری نداشته است که از قول پدر شهید نقل شده بود. اما پدر شهید مجبور شد که تمام زندگی خود را که با ذوق و شوق زیاد در روستا فراهم نموده بود رها کند تا که فرزندش را به مراحل بهبودی برساند. خانواده خود را برای احداث مدرسه به روستائیان واگذار کرد و به شهر نقل مکان کردند. شهید دوران راهنمائی را در مدرسه ای که بعدها به نام شهید شبانپور نام گرفت با نمرات عالی سپری کرد. دوران دبیرستان خود را در مدرسه اسلام منش به اتمام رساند و در رشته معلمی با نمرات بسیار بالا قبول شد. به گفته پدر و مادر شهید، شهید در طول تحصیل خود در مقاطع مختلف هیچ وقت نمره تک نیاورد و همیشه به هم کلاس های خود در درس مختلف کمک می کرد. شهید در زمان دبیرستان با امام خمینی ( ره ) از طریق سخنرانی ها و نوارهای مذهبی ایشان آشنا شد و به دستور امام خمینی ( ره ) رشته معلمی را کنار گذاشت و جبهه اعزام شد. تاریخ اعزام 1363/10/22 زمان آموزشی را در کازرون گذراند و در پایان دوره آموزشی با درجه گروهبان سوم وظیفه نائل گردید و در رسته زرهی به جبهه اعزام شد. در زمان جنگ ایشان خدمه یک ضد هوائی بود که از یک پل نظامی به نام مقدس یا زینب در منطقه ابوغریب حفاظت می کردند و به گفته دوستان شهید در یک حمله هوائی دشمن بعثی از ناحیه سر و گردن به ترکش اصابت کرد و در تاریخ 1365/01/08 به درجه رفیع شهادت نائل آمدند. ایشان در زمان شهادت 22 سال داشتند. هنوز یادم مادرم چگونه بی قراری می کرد و با دست های خود به سر وسینه خود می زد و بلند بلند گریه می کرد. پدرم در خودش فرو رفته بود و بی صدا اشک می ریخت. این جوانان که در خون غلطیدند به خاطر دفاع از آرمان های امام و انقلاب و دفاع از ناموس خود جان دادند که اکنون ما در کشوری آرام و آزاد زندگی کنیم و یاد و خاطر آن ها را همیشه زنده نگه داریم ما خانواده شهید هر پنج شنبه به یاد شهداء هستیم امیدوارم که ملت مسلمان ایران هم قدر این شهداء را بدانند و یاد وخاطره آن ها را زنده نگه دارند.&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;می خواستم عمرم را با دست های مهربان تو اندازه بگیرم اما اینک تو کجائی؟ شهید صحبت الله قربانی در نهم شهریور ماه سال هزار و سیصد و چهل و سه متولد شد. ایشان اولین فرزند خانواده بوده که ذوق و شوق زیادی در دل خانواده اش به وجود آورد. شهید صحبت الله قربانی در یک خانواده روستائی که دور از دنیای رنگارنگ شاه هر روز رنگ عوض می کرد بزرگ شد. روزها از پی یک دیگر می رفت و باز گشتی برای روزه از دست رفته نبود. شهید روز به روز بزرگ تر می شد و زمان پا گذاشتن به عرصه علم و دانش نزدیکتر می شد. تا این که مادر با ذوق و شوق شهید را برای اولین روز رفتن به مدرسه از زیر قرآن عبور می دهد و به مدرسه روستائی می برد. پنج سال ابتدائی را در روستا گذراند در این پنج سال رفتار شیرین کودکانه او را در دل هم جا کرده بود. زمان آن فرا رسیده بود که شهید از یک مدرسه ابتدائی به یک مدرسه راهنمائی بورد اما تنها به شهر رفتن کار درستی نبود آن هم برای کودکی روستائی که هیچ آشنائی با شرایط شهری نداشته است که از قول پدر شهید نقل شده بود. اما پدر شهید مجبور شد که تمام زندگی خود را که با ذوق و شوق زیاد در روستا فراهم نموده بود رها کند تا که فرزندش را به مراحل بهبودی برساند. خانواده خود را برای احداث مدرسه به روستائیان واگذار کرد و به شهر نقل مکان کردند. شهید دوران راهنمائی را در مدرسه ای که بعدها به نام شهید شبانپور نام گرفت با نمرات عالی سپری کرد. دوران دبیرستان خود را در مدرسه اسلام منش به اتمام رساند و در رشته معلمی با نمرات بسیار بالا قبول شد. به گفته پدر و مادر شهید، شهید در طول تحصیل خود در مقاطع مختلف هیچ وقت نمره تک نیاورد و همیشه به هم کلاس های خود در درس مختلف کمک می کرد. شهید در زمان دبیرستان با امام خمینی ( ره ) از طریق سخنرانی ها و نوارهای مذهبی ایشان آشنا شد و به دستور امام خمینی ( ره ) رشته معلمی را کنار گذاشت و جبهه اعزام شد. تاریخ اعزام 1363/10/22 زمان آموزشی را در کازرون گذراند و در پایان دوره آموزشی با درجه گروهبان سوم وظیفه نائل گردید و در رسته زرهی به جبهه اعزام شد. در زمان جنگ ایشان خدمه یک ضد هوائی بود که از یک پل نظامی به نام مقدس یا زینب در منطقه ابوغریب حفاظت می کردند و به گفته دوستان شهید در یک حمله هوائی دشمن بعثی از ناحیه سر و گردن به ترکش اصابت کرد و در تاریخ 1365/01/08 به درجه رفیع شهادت نائل آمدند. ایشان در زمان شهادت 22 سال داشتند. هنوز یادم مادرم چگونه بی قراری می کرد و با دست های خود به سر وسینه خود می زد و بلند بلند گریه می کرد. پدرم در خودش فرو رفته بود و بی صدا اشک می ریخت. این جوانان که در خون غلطیدند به خاطر دفاع از آرمان های امام و انقلاب و دفاع از ناموس خود جان دادند که اکنون ما در کشوری آرام و آزاد زندگی کنیم و یاد و خاطر آن ها را همیشه زنده نگه داریم ما خانواده شهید هر پنج شنبه به یاد شهداء هستیم امیدوارم که ملت مسلمان ایران هم قدر این شهداء را بدانند و یاد وخاطره آن ها را زنده نگه دارند.&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;شهادت مبارک برادر عزیزم.&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;شهادت مبارک برادر عزیزم.&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td colspan=&quot;2&quot;&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;+&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color:black; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #a3d3ff; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;&lt;ins style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;==نگارخانه تصاویر==&lt;/ins&gt;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td colspan=&quot;2&quot;&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;+&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color:black; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #a3d3ff; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;&lt;ins style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;&amp;lt;gallery&amp;gt;&lt;/ins&gt;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td colspan=&quot;2&quot;&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;+&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color:black; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #a3d3ff; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;&lt;ins style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;&lt;/ins&gt;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td colspan=&quot;2&quot;&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;+&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color:black; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #a3d3ff; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;&lt;ins style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;Image:6001330 (1).jpg&lt;/ins&gt;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td colspan=&quot;2&quot;&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;+&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color:black; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #a3d3ff; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;&lt;ins style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;&lt;/ins&gt;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td colspan=&quot;2&quot;&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;+&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color:black; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #a3d3ff; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;&lt;ins style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;&lt;/ins&gt;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td colspan=&quot;2&quot;&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;+&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color:black; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #a3d3ff; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;&lt;ins style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;&amp;lt;/gallery&amp;gt;&lt;/ins&gt;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;منبع: سایت شهدای ارتش&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;منبع: سایت شهدای ارتش&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;http://www.ajashohada.ir/home/martyrdetails/2172&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;http://www.ajashohada.ir/home/martyrdetails/2172&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;/table&gt;</summary>
		<author><name>Kheyri9803</name></author>	</entry>

	<entry>
		<id>https://fa.jahad.ir/index.php?title=%D8%B4%D9%87%DB%8C%D8%AF_%D8%B5%D8%AD%D8%A8%D8%AA_%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87_%D9%82%D9%87%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86%DB%8C&amp;diff=22543&amp;oldid=prev</id>
		<title>Hejazi9708 در ‏۷ آذر ۱۳۹۷، ساعت ۰۹:۱۳</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.jahad.ir/index.php?title=%D8%B4%D9%87%DB%8C%D8%AF_%D8%B5%D8%AD%D8%A8%D8%AA_%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87_%D9%82%D9%87%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86%DB%8C&amp;diff=22543&amp;oldid=prev"/>
				<updated>2018-11-28T09:13:30Z</updated>
		
		<summary type="html">&lt;p&gt;&lt;/p&gt;
&lt;table class='diff diff-contentalign-right'&gt;
				&lt;col class='diff-marker' /&gt;
				&lt;col class='diff-content' /&gt;
				&lt;col class='diff-marker' /&gt;
				&lt;col class='diff-content' /&gt;
				&lt;tr style='vertical-align: top;'&gt;
				&lt;td colspan='2' style=&quot;background-color: white; color:black; text-align: center;&quot;&gt;→ نسخهٔ قدیمی‌تر&lt;/td&gt;
				&lt;td colspan='2' style=&quot;background-color: white; color:black; text-align: center;&quot;&gt;نسخهٔ ‏۷ آذر ۱۳۹۷، ساعت ۰۹:۱۳&lt;/td&gt;
				&lt;/tr&gt;&lt;tr&gt;&lt;td colspan=&quot;2&quot; class=&quot;diff-lineno&quot;&gt;سطر ۶:&lt;/td&gt;
&lt;td colspan=&quot;2&quot; class=&quot;diff-lineno&quot;&gt;سطر ۶:&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;−&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color:black; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #ffe49c; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;زندگینامه&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;+&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color:black; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #a3d3ff; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;&lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;==&lt;/ins&gt;زندگینامه&lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;==&lt;/ins&gt;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td colspan=&quot;2&quot;&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;+&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color:black; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #a3d3ff; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;&amp;#160;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;به نام خدا&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;به نام خدا&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;می خواستم عمرم را با دست های مهربان تو اندازه بگیرم اما اینک تو کجائی؟ شهید صحبت الله قربانی در نهم شهریور ماه سال هزار و سیصد و چهل و سه متولد شد. ایشان اولین فرزند خانواده بوده که ذوق و شوق زیادی در دل خانواده اش به وجود آورد. شهید صحبت الله قربانی در یک خانواده روستائی که دور از دنیای رنگارنگ شاه هر روز رنگ عوض می کرد بزرگ شد. روزها از پی یک دیگر می رفت و باز گشتی برای روزه از دست رفته نبود. شهید روز به روز بزرگ تر می شد و زمان پا گذاشتن به عرصه علم و دانش نزدیکتر می شد. تا این که مادر با ذوق و شوق شهید را برای اولین روز رفتن به مدرسه از زیر قرآن عبور می دهد و به مدرسه روستائی می برد. پنج سال ابتدائی را در روستا گذراند در این پنج سال رفتار شیرین کودکانه او را در دل هم جا کرده بود. زمان آن فرا رسیده بود که شهید از یک مدرسه ابتدائی به یک مدرسه راهنمائی بورد اما تنها به شهر رفتن کار درستی نبود آن هم برای کودکی روستائی که هیچ آشنائی با شرایط شهری نداشته است که از قول پدر شهید نقل شده بود. اما پدر شهید مجبور شد که تمام زندگی خود را که با ذوق و شوق زیاد در روستا فراهم نموده بود رها کند تا که فرزندش را به مراحل بهبودی برساند. خانواده خود را برای احداث مدرسه به روستائیان واگذار کرد و به شهر نقل مکان کردند. شهید دوران راهنمائی را در مدرسه ای که بعدها به نام شهید شبانپور نام گرفت با نمرات عالی سپری کرد. دوران دبیرستان خود را در مدرسه اسلام منش به اتمام رساند و در رشته معلمی با نمرات بسیار بالا قبول شد. به گفته پدر و مادر شهید، شهید در طول تحصیل خود در مقاطع مختلف هیچ وقت نمره تک نیاورد و همیشه به هم کلاس های خود در درس مختلف کمک می کرد. شهید در زمان دبیرستان با امام خمینی ( ره ) از طریق سخنرانی ها و نوارهای مذهبی ایشان آشنا شد و به دستور امام خمینی ( ره ) رشته معلمی را کنار گذاشت و جبهه اعزام شد. تاریخ اعزام 1363/10/22 زمان آموزشی را در کازرون گذراند و در پایان دوره آموزشی با درجه گروهبان سوم وظیفه نائل گردید و در رسته زرهی به جبهه اعزام شد. در زمان جنگ ایشان خدمه یک ضد هوائی بود که از یک پل نظامی به نام مقدس یا زینب در منطقه ابوغریب حفاظت می کردند و به گفته دوستان شهید در یک حمله هوائی دشمن بعثی از ناحیه سر و گردن به ترکش اصابت کرد و در تاریخ 1365/01/08 به درجه رفیع شهادت نائل آمدند. ایشان در زمان شهادت 22 سال داشتند. هنوز یادم مادرم چگونه بی قراری می کرد و با دست های خود به سر وسینه خود می زد و بلند بلند گریه می کرد. پدرم در خودش فرو رفته بود و بی صدا اشک می ریخت. این جوانان که در خون غلطیدند به خاطر دفاع از آرمان های امام و انقلاب و دفاع از ناموس خود جان دادند که اکنون ما در کشوری آرام و آزاد زندگی کنیم و یاد و خاطر آن ها را همیشه زنده نگه داریم ما خانواده شهید هر پنج شنبه به یاد شهداء هستیم امیدوارم که ملت مسلمان ایران هم قدر این شهداء را بدانند و یاد وخاطره آن ها را زنده نگه دارند.&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;می خواستم عمرم را با دست های مهربان تو اندازه بگیرم اما اینک تو کجائی؟ شهید صحبت الله قربانی در نهم شهریور ماه سال هزار و سیصد و چهل و سه متولد شد. ایشان اولین فرزند خانواده بوده که ذوق و شوق زیادی در دل خانواده اش به وجود آورد. شهید صحبت الله قربانی در یک خانواده روستائی که دور از دنیای رنگارنگ شاه هر روز رنگ عوض می کرد بزرگ شد. روزها از پی یک دیگر می رفت و باز گشتی برای روزه از دست رفته نبود. شهید روز به روز بزرگ تر می شد و زمان پا گذاشتن به عرصه علم و دانش نزدیکتر می شد. تا این که مادر با ذوق و شوق شهید را برای اولین روز رفتن به مدرسه از زیر قرآن عبور می دهد و به مدرسه روستائی می برد. پنج سال ابتدائی را در روستا گذراند در این پنج سال رفتار شیرین کودکانه او را در دل هم جا کرده بود. زمان آن فرا رسیده بود که شهید از یک مدرسه ابتدائی به یک مدرسه راهنمائی بورد اما تنها به شهر رفتن کار درستی نبود آن هم برای کودکی روستائی که هیچ آشنائی با شرایط شهری نداشته است که از قول پدر شهید نقل شده بود. اما پدر شهید مجبور شد که تمام زندگی خود را که با ذوق و شوق زیاد در روستا فراهم نموده بود رها کند تا که فرزندش را به مراحل بهبودی برساند. خانواده خود را برای احداث مدرسه به روستائیان واگذار کرد و به شهر نقل مکان کردند. شهید دوران راهنمائی را در مدرسه ای که بعدها به نام شهید شبانپور نام گرفت با نمرات عالی سپری کرد. دوران دبیرستان خود را در مدرسه اسلام منش به اتمام رساند و در رشته معلمی با نمرات بسیار بالا قبول شد. به گفته پدر و مادر شهید، شهید در طول تحصیل خود در مقاطع مختلف هیچ وقت نمره تک نیاورد و همیشه به هم کلاس های خود در درس مختلف کمک می کرد. شهید در زمان دبیرستان با امام خمینی ( ره ) از طریق سخنرانی ها و نوارهای مذهبی ایشان آشنا شد و به دستور امام خمینی ( ره ) رشته معلمی را کنار گذاشت و جبهه اعزام شد. تاریخ اعزام 1363/10/22 زمان آموزشی را در کازرون گذراند و در پایان دوره آموزشی با درجه گروهبان سوم وظیفه نائل گردید و در رسته زرهی به جبهه اعزام شد. در زمان جنگ ایشان خدمه یک ضد هوائی بود که از یک پل نظامی به نام مقدس یا زینب در منطقه ابوغریب حفاظت می کردند و به گفته دوستان شهید در یک حمله هوائی دشمن بعثی از ناحیه سر و گردن به ترکش اصابت کرد و در تاریخ 1365/01/08 به درجه رفیع شهادت نائل آمدند. ایشان در زمان شهادت 22 سال داشتند. هنوز یادم مادرم چگونه بی قراری می کرد و با دست های خود به سر وسینه خود می زد و بلند بلند گریه می کرد. پدرم در خودش فرو رفته بود و بی صدا اشک می ریخت. این جوانان که در خون غلطیدند به خاطر دفاع از آرمان های امام و انقلاب و دفاع از ناموس خود جان دادند که اکنون ما در کشوری آرام و آزاد زندگی کنیم و یاد و خاطر آن ها را همیشه زنده نگه داریم ما خانواده شهید هر پنج شنبه به یاد شهداء هستیم امیدوارم که ملت مسلمان ایران هم قدر این شهداء را بدانند و یاد وخاطره آن ها را زنده نگه دارند.&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;/table&gt;</summary>
		<author><name>Hejazi9708</name></author>	</entry>

	<entry>
		<id>https://fa.jahad.ir/index.php?title=%D8%B4%D9%87%DB%8C%D8%AF_%D8%B5%D8%AD%D8%A8%D8%AA_%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87_%D9%82%D9%87%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86%DB%8C&amp;diff=19812&amp;oldid=prev</id>
		<title>Asadpor9707: صفحه‌ای جدید حاوی «شهید صحبت الله قهرمانی تاریخ تولد :1343/06/09 تاریخ شهادت : 1365/01/18 محل شهادت : نام...» ایجاد کرد</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.jahad.ir/index.php?title=%D8%B4%D9%87%DB%8C%D8%AF_%D8%B5%D8%AD%D8%A8%D8%AA_%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87_%D9%82%D9%87%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86%DB%8C&amp;diff=19812&amp;oldid=prev"/>
				<updated>2018-11-14T18:51:10Z</updated>
		
		<summary type="html">&lt;p&gt;صفحه‌ای جدید حاوی «شهید صحبت الله قهرمانی تاریخ تولد :1343/06/09 تاریخ شهادت : 1365/01/18 محل شهادت : نام...» ایجاد کرد&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;b&gt;صفحهٔ جدید&lt;/b&gt;&lt;/p&gt;&lt;div&gt;شهید صحبت الله قهرمانی&lt;br /&gt;
تاریخ تولد :1343/06/09&lt;br /&gt;
تاریخ شهادت : 1365/01/18&lt;br /&gt;
محل شهادت : نامشخص&lt;br /&gt;
محل آرامگاه :فارس - مرودشت - مرودشت&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
زندگینامه&lt;br /&gt;
به نام خدا&lt;br /&gt;
می خواستم عمرم را با دست های مهربان تو اندازه بگیرم اما اینک تو کجائی؟ شهید صحبت الله قربانی در نهم شهریور ماه سال هزار و سیصد و چهل و سه متولد شد. ایشان اولین فرزند خانواده بوده که ذوق و شوق زیادی در دل خانواده اش به وجود آورد. شهید صحبت الله قربانی در یک خانواده روستائی که دور از دنیای رنگارنگ شاه هر روز رنگ عوض می کرد بزرگ شد. روزها از پی یک دیگر می رفت و باز گشتی برای روزه از دست رفته نبود. شهید روز به روز بزرگ تر می شد و زمان پا گذاشتن به عرصه علم و دانش نزدیکتر می شد. تا این که مادر با ذوق و شوق شهید را برای اولین روز رفتن به مدرسه از زیر قرآن عبور می دهد و به مدرسه روستائی می برد. پنج سال ابتدائی را در روستا گذراند در این پنج سال رفتار شیرین کودکانه او را در دل هم جا کرده بود. زمان آن فرا رسیده بود که شهید از یک مدرسه ابتدائی به یک مدرسه راهنمائی بورد اما تنها به شهر رفتن کار درستی نبود آن هم برای کودکی روستائی که هیچ آشنائی با شرایط شهری نداشته است که از قول پدر شهید نقل شده بود. اما پدر شهید مجبور شد که تمام زندگی خود را که با ذوق و شوق زیاد در روستا فراهم نموده بود رها کند تا که فرزندش را به مراحل بهبودی برساند. خانواده خود را برای احداث مدرسه به روستائیان واگذار کرد و به شهر نقل مکان کردند. شهید دوران راهنمائی را در مدرسه ای که بعدها به نام شهید شبانپور نام گرفت با نمرات عالی سپری کرد. دوران دبیرستان خود را در مدرسه اسلام منش به اتمام رساند و در رشته معلمی با نمرات بسیار بالا قبول شد. به گفته پدر و مادر شهید، شهید در طول تحصیل خود در مقاطع مختلف هیچ وقت نمره تک نیاورد و همیشه به هم کلاس های خود در درس مختلف کمک می کرد. شهید در زمان دبیرستان با امام خمینی ( ره ) از طریق سخنرانی ها و نوارهای مذهبی ایشان آشنا شد و به دستور امام خمینی ( ره ) رشته معلمی را کنار گذاشت و جبهه اعزام شد. تاریخ اعزام 1363/10/22 زمان آموزشی را در کازرون گذراند و در پایان دوره آموزشی با درجه گروهبان سوم وظیفه نائل گردید و در رسته زرهی به جبهه اعزام شد. در زمان جنگ ایشان خدمه یک ضد هوائی بود که از یک پل نظامی به نام مقدس یا زینب در منطقه ابوغریب حفاظت می کردند و به گفته دوستان شهید در یک حمله هوائی دشمن بعثی از ناحیه سر و گردن به ترکش اصابت کرد و در تاریخ 1365/01/08 به درجه رفیع شهادت نائل آمدند. ایشان در زمان شهادت 22 سال داشتند. هنوز یادم مادرم چگونه بی قراری می کرد و با دست های خود به سر وسینه خود می زد و بلند بلند گریه می کرد. پدرم در خودش فرو رفته بود و بی صدا اشک می ریخت. این جوانان که در خون غلطیدند به خاطر دفاع از آرمان های امام و انقلاب و دفاع از ناموس خود جان دادند که اکنون ما در کشوری آرام و آزاد زندگی کنیم و یاد و خاطر آن ها را همیشه زنده نگه داریم ما خانواده شهید هر پنج شنبه به یاد شهداء هستیم امیدوارم که ملت مسلمان ایران هم قدر این شهداء را بدانند و یاد وخاطره آن ها را زنده نگه دارند.&lt;br /&gt;
شهادت مبارک برادر عزیزم.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
منبع: سایت شهدای ارتش&lt;br /&gt;
http://www.ajashohada.ir/home/martyrdetails/2172&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Asadpor9707</name></author>	</entry>

	</feed>