<?xml version="1.0"?>
<?xml-stylesheet type="text/css" href="https://fa.jahad.ir/skins/common/feed.css?303"?>
<feed xmlns="http://www.w3.org/2005/Atom" xml:lang="fa">
		<id>https://fa.jahad.ir/index.php?action=history&amp;feed=atom&amp;title=%D8%B4%D9%87%DB%8C%D8%AF_%D8%B5%D9%81%D8%B1_%D8%B9%D9%84%DB%8C_%D8%A7%D9%86%D8%AC%DB%8C%D8%AF%D9%86%DB%8C</id>
		<title>شهید صفر علی انجیدنی - تاریخچهٔ ویرایش‌ها</title>
		<link rel="self" type="application/atom+xml" href="https://fa.jahad.ir/index.php?action=history&amp;feed=atom&amp;title=%D8%B4%D9%87%DB%8C%D8%AF_%D8%B5%D9%81%D8%B1_%D8%B9%D9%84%DB%8C_%D8%A7%D9%86%D8%AC%DB%8C%D8%AF%D9%86%DB%8C"/>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.jahad.ir/index.php?title=%D8%B4%D9%87%DB%8C%D8%AF_%D8%B5%D9%81%D8%B1_%D8%B9%D9%84%DB%8C_%D8%A7%D9%86%D8%AC%DB%8C%D8%AF%D9%86%DB%8C&amp;action=history"/>
		<updated>2026-06-13T13:52:58Z</updated>
		<subtitle>تاریخچهٔ ویرایش‌های این صفحه در ویکی</subtitle>
		<generator>MediaWiki 1.23.5</generator>

	<entry>
		<id>https://fa.jahad.ir/index.php?title=%D8%B4%D9%87%DB%8C%D8%AF_%D8%B5%D9%81%D8%B1_%D8%B9%D9%84%DB%8C_%D8%A7%D9%86%D8%AC%DB%8C%D8%AF%D9%86%DB%8C&amp;diff=94910&amp;oldid=prev</id>
		<title>Jafarnezhad98 در ‏۱۷ تیر ۱۳۹۹، ساعت ۰۶:۲۰</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.jahad.ir/index.php?title=%D8%B4%D9%87%DB%8C%D8%AF_%D8%B5%D9%81%D8%B1_%D8%B9%D9%84%DB%8C_%D8%A7%D9%86%D8%AC%DB%8C%D8%AF%D9%86%DB%8C&amp;diff=94910&amp;oldid=prev"/>
				<updated>2020-07-07T06:20:44Z</updated>
		
		<summary type="html">&lt;p&gt;&lt;/p&gt;
&lt;table class='diff diff-contentalign-right'&gt;
				&lt;col class='diff-marker' /&gt;
				&lt;col class='diff-content' /&gt;
				&lt;col class='diff-marker' /&gt;
				&lt;col class='diff-content' /&gt;
				&lt;tr style='vertical-align: top;'&gt;
				&lt;td colspan='2' style=&quot;background-color: white; color:black; text-align: center;&quot;&gt;→ نسخهٔ قدیمی‌تر&lt;/td&gt;
				&lt;td colspan='2' style=&quot;background-color: white; color:black; text-align: center;&quot;&gt;نسخهٔ ‏۱۷ تیر ۱۳۹۹، ساعت ۰۶:۲۰&lt;/td&gt;
				&lt;/tr&gt;&lt;tr&gt;&lt;td colspan=&quot;2&quot; class=&quot;diff-lineno&quot;&gt;سطر ۱۳:&lt;/td&gt;
&lt;td colspan=&quot;2&quot; class=&quot;diff-lineno&quot;&gt;سطر ۱۳:&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;==وصیت نامه==&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;==وصیت نامه==&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;−&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color:black; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #ffe49c; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;ان الله اشتري من المومنين انفسهم و اموالهم بان لهم الجنه يقاتلون في سبيل الله فيقتلونو يقتلون…و ذلک هوالفوز العظيم از نوشتن چيزي به نام وصيتنامه هراسي عجيب به دل دارم چون مي ترسم که نفسم که هنوز نتوانسته ام بر آن غلبه کنم بر من غلبه کند و ماندنم را در قالب کلمات، جوري ادا کنم که قهرمان جلوه کنم. بدين جهت هراس عجيبي دارم. نمي دانم چه بنويسم ولي اين را به خوبي مي دانم که امام خميني، نايب بر حق امام زمان (عج) است و به اين جمله ايمان دارم که تنها چيزي را که بايد به همه بگويم اين است که امام را تنها نگذاريد و برادرانم دايم با به شهادت رسيدن برادري، شعار مي دهيم که راهت ادامه دارد، من مي گويم راه شهيد در اين نهفته است که براي خدا بجنگيد نه براي قهرمان شدن. و همه شمايي که به اينجا آمده‌ايد، بعد از آنکه جسد مرا به خاک گزارديد، مردانه پيش وجدانتان فکر کنيد و ببينيد اگر به اندازه سر سوزن در اينجا ماندتان براي خدا نيست، بگذاريد واز اينجا برويد و اگر مرديد شهيد نيستيد و زندگي را مفت باخته‌ايد. از مقدمه که گذشته، سلام مادر. از راه دور دستانت را مي بوسم دستاني که با دستم آشنايي دارد و هر وقت آنها را مي فشردم، گرمي ملايم آن خستگي درس را از تنم بيرون مي کرد. آه مادر، من در کودکي قدر زحمتات تو را نمي دانستم ولي برايم روشن شده است که چه زحماتي که نکشيده‌اي ومن فرزند کوچکت، ارج مي گذارم زحماتت را و اميدوارم که بپذيري. مادر مهربانم. مادر جان اينجا جنگ است بين اسلام و کفر ومن اين را به خوبي مشاهده کردم و افتخار کن که پسرت تا خون در رگهايش است دست از حمايت امامش بر نخواهد داشت و با صدام و صداميان خواهد جنگيد همانطور که دلت مي خواهد. تو نيز مادر از شهادت من ناراحت نشو که نمي شوي. دوست دارم همانطور وقتي که براي بدرقه من آمده بودي و مي خنديدي، الآن هم بخندي و خوشحال باشي که پسري داشتي و در راه اسلام، دين مبين اسلام فدا کردي. و اما پدرجان شما هم ناراحت نباش. من به تمام آرزوي خود رسيدم. پدرجان اميدوارم از من راضي باشيد، و اميدوارم که در شهادت من گريه و زاري نکنيد. برادرم، هرچند شايد شما جلو از من و يا بعد از من شهيد شوي و اگر جلو از من شهيد شدي، من را شفاعت کن و من اگر جلوتر از شما شهيد شدم، هر چند لياقت شفاعت کردن ندارم ولي کوشش خود را مي کنم و خدا وند ان‌شاء‌الله اين دعا را اجابت مي کند. و يک چند کلمه اي صحبت دارم با امت قهرمان. برادران وخواهران، پيرو خط امام باشيد و به خط ديگري هيچ گرايشي نداشته باشيد. خدايا! ارتش اسلام را در سرتاسر دنيا پيروز بگردان. والسلام صفرعلي انجيدني 15/11/1361 &amp;#160;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;+&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color:black; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #a3d3ff; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;ان الله اشتري من المومنين انفسهم و اموالهم بان لهم الجنه يقاتلون في سبيل الله فيقتلونو يقتلون…و ذلک هوالفوز العظيم از نوشتن چيزي به نام وصيتنامه هراسي عجيب به دل دارم چون مي ترسم که نفسم که هنوز نتوانسته ام بر آن غلبه کنم بر من غلبه کند و ماندنم را در قالب کلمات، جوري ادا کنم که قهرمان جلوه کنم. بدين جهت هراس عجيبي دارم. نمي دانم چه بنويسم ولي اين را به خوبي مي دانم که امام خميني، نايب بر حق امام زمان (عج) است و به اين جمله ايمان دارم که تنها چيزي را که بايد به همه بگويم اين است که امام را تنها نگذاريد و برادرانم دايم با به شهادت رسيدن برادري، شعار مي دهيم که راهت ادامه دارد، من مي گويم راه شهيد در اين نهفته است که براي خدا بجنگيد نه براي قهرمان شدن. و همه شمايي که به اينجا آمده‌ايد، بعد از آنکه جسد مرا به خاک گزارديد، مردانه پيش وجدانتان فکر کنيد و ببينيد اگر به اندازه سر سوزن در اينجا ماندتان براي خدا نيست، بگذاريد واز اينجا برويد و اگر مرديد شهيد نيستيد و زندگي را مفت باخته‌ايد. از مقدمه که گذشته، سلام مادر. از راه دور دستانت را مي بوسم دستاني که با دستم آشنايي دارد و هر وقت آنها را مي فشردم، گرمي ملايم آن خستگي درس را از تنم بيرون مي کرد. آه مادر، من در کودکي قدر زحمتات تو را نمي دانستم ولي برايم روشن شده است که چه زحماتي که نکشيده‌اي ومن فرزند کوچکت، ارج مي گذارم زحماتت را و اميدوارم که بپذيري. مادر مهربانم. مادر جان اينجا جنگ است بين اسلام و کفر ومن اين را به خوبي مشاهده کردم و افتخار کن که پسرت تا خون در رگهايش است دست از حمايت امامش بر نخواهد داشت و با صدام و صداميان خواهد جنگيد همانطور که دلت مي خواهد. تو نيز مادر از شهادت من ناراحت نشو که نمي شوي. دوست دارم همانطور وقتي که براي بدرقه من آمده بودي و مي خنديدي، الآن هم بخندي و خوشحال باشي که پسري داشتي و در راه اسلام، دين مبين اسلام فدا کردي. و اما پدرجان شما هم ناراحت نباش. من به تمام آرزوي خود رسيدم. پدرجان اميدوارم از من راضي باشيد، و اميدوارم که در شهادت من گريه و زاري نکنيد. برادرم، هرچند شايد شما جلو از من و يا بعد از من شهيد شوي و اگر جلو از من شهيد شدي، من را شفاعت کن و من اگر جلوتر از شما شهيد شدم، هر چند لياقت شفاعت کردن ندارم ولي کوشش خود را مي کنم و خدا وند ان‌شاء‌الله اين دعا را اجابت مي کند. و يک چند کلمه اي صحبت دارم با امت قهرمان. برادران وخواهران، پيرو خط امام باشيد و به خط ديگري هيچ گرايشي نداشته باشيد. خدايا! ارتش اسلام را در سرتاسر دنيا پيروز بگردان. والسلام صفرعلي انجيدني 15/11/1361&lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;.&amp;lt;ref&amp;gt;[&lt;/ins&gt;http://yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=3105 &lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;سایت یاران رضا]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;/ins&gt;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;−&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color:black; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #ffe49c; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;&amp;#160;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;+&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color:black; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #a3d3ff; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;&lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;==پانویس== &lt;/ins&gt;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;−&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color:black; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #ffe49c; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;&amp;#160;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;+&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color:black; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #a3d3ff; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;&lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;&amp;lt;references /&amp;gt;&lt;/ins&gt;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;−&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color:black; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #ffe49c; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;&lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;منبع سایت یاران رضا&lt;/del&gt;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;+&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color:black; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #a3d3ff; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;−&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color:black; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #ffe49c; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;http://yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=3105&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;+&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color:black; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #a3d3ff; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;/table&gt;</summary>
		<author><name>Jafarnezhad98</name></author>	</entry>

	<entry>
		<id>https://fa.jahad.ir/index.php?title=%D8%B4%D9%87%DB%8C%D8%AF_%D8%B5%D9%81%D8%B1_%D8%B9%D9%84%DB%8C_%D8%A7%D9%86%D8%AC%DB%8C%D8%AF%D9%86%DB%8C&amp;diff=22328&amp;oldid=prev</id>
		<title>Hejazi9708 در ‏۶ آذر ۱۳۹۷، ساعت ۰۹:۴۷</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.jahad.ir/index.php?title=%D8%B4%D9%87%DB%8C%D8%AF_%D8%B5%D9%81%D8%B1_%D8%B9%D9%84%DB%8C_%D8%A7%D9%86%D8%AC%DB%8C%D8%AF%D9%86%DB%8C&amp;diff=22328&amp;oldid=prev"/>
				<updated>2018-11-27T09:47:58Z</updated>
		
		<summary type="html">&lt;p&gt;&lt;/p&gt;
&lt;table class='diff diff-contentalign-right'&gt;
				&lt;col class='diff-marker' /&gt;
				&lt;col class='diff-content' /&gt;
				&lt;col class='diff-marker' /&gt;
				&lt;col class='diff-content' /&gt;
				&lt;tr style='vertical-align: top;'&gt;
				&lt;td colspan='2' style=&quot;background-color: white; color:black; text-align: center;&quot;&gt;→ نسخهٔ قدیمی‌تر&lt;/td&gt;
				&lt;td colspan='2' style=&quot;background-color: white; color:black; text-align: center;&quot;&gt;نسخهٔ ‏۶ آذر ۱۳۹۷، ساعت ۰۹:۴۷&lt;/td&gt;
				&lt;/tr&gt;&lt;tr&gt;&lt;td colspan=&quot;2&quot; class=&quot;diff-lineno&quot;&gt;سطر ۱۱:&lt;/td&gt;
&lt;td colspan=&quot;2&quot; class=&quot;diff-lineno&quot;&gt;سطر ۱۱:&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;−&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color:black; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #ffe49c; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;وصیت نامه&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;+&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color:black; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #a3d3ff; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;&lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;==&lt;/ins&gt;وصیت نامه&lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;==&lt;/ins&gt;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td colspan=&quot;2&quot;&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;+&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color:black; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #a3d3ff; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;&amp;#160;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;ان الله اشتري من المومنين انفسهم و اموالهم بان لهم الجنه يقاتلون في سبيل الله فيقتلونو يقتلون…و ذلک هوالفوز العظيم از نوشتن چيزي به نام وصيتنامه هراسي عجيب به دل دارم چون مي ترسم که نفسم که هنوز نتوانسته ام بر آن غلبه کنم بر من غلبه کند و ماندنم را در قالب کلمات، جوري ادا کنم که قهرمان جلوه کنم. بدين جهت هراس عجيبي دارم. نمي دانم چه بنويسم ولي اين را به خوبي مي دانم که امام خميني، نايب بر حق امام زمان (عج) است و به اين جمله ايمان دارم که تنها چيزي را که بايد به همه بگويم اين است که امام را تنها نگذاريد و برادرانم دايم با به شهادت رسيدن برادري، شعار مي دهيم که راهت ادامه دارد، من مي گويم راه شهيد در اين نهفته است که براي خدا بجنگيد نه براي قهرمان شدن. و همه شمايي که به اينجا آمده‌ايد، بعد از آنکه جسد مرا به خاک گزارديد، مردانه پيش وجدانتان فکر کنيد و ببينيد اگر به اندازه سر سوزن در اينجا ماندتان براي خدا نيست، بگذاريد واز اينجا برويد و اگر مرديد شهيد نيستيد و زندگي را مفت باخته‌ايد. از مقدمه که گذشته، سلام مادر. از راه دور دستانت را مي بوسم دستاني که با دستم آشنايي دارد و هر وقت آنها را مي فشردم، گرمي ملايم آن خستگي درس را از تنم بيرون مي کرد. آه مادر، من در کودکي قدر زحمتات تو را نمي دانستم ولي برايم روشن شده است که چه زحماتي که نکشيده‌اي ومن فرزند کوچکت، ارج مي گذارم زحماتت را و اميدوارم که بپذيري. مادر مهربانم. مادر جان اينجا جنگ است بين اسلام و کفر ومن اين را به خوبي مشاهده کردم و افتخار کن که پسرت تا خون در رگهايش است دست از حمايت امامش بر نخواهد داشت و با صدام و صداميان خواهد جنگيد همانطور که دلت مي خواهد. تو نيز مادر از شهادت من ناراحت نشو که نمي شوي. دوست دارم همانطور وقتي که براي بدرقه من آمده بودي و مي خنديدي، الآن هم بخندي و خوشحال باشي که پسري داشتي و در راه اسلام، دين مبين اسلام فدا کردي. و اما پدرجان شما هم ناراحت نباش. من به تمام آرزوي خود رسيدم. پدرجان اميدوارم از من راضي باشيد، و اميدوارم که در شهادت من گريه و زاري نکنيد. برادرم، هرچند شايد شما جلو از من و يا بعد از من شهيد شوي و اگر جلو از من شهيد شدي، من را شفاعت کن و من اگر جلوتر از شما شهيد شدم، هر چند لياقت شفاعت کردن ندارم ولي کوشش خود را مي کنم و خدا وند ان‌شاء‌الله اين دعا را اجابت مي کند. و يک چند کلمه اي صحبت دارم با امت قهرمان. برادران وخواهران، پيرو خط امام باشيد و به خط ديگري هيچ گرايشي نداشته باشيد. خدايا! ارتش اسلام را در سرتاسر دنيا پيروز بگردان. والسلام صفرعلي انجيدني 15/11/1361 &amp;#160;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;ان الله اشتري من المومنين انفسهم و اموالهم بان لهم الجنه يقاتلون في سبيل الله فيقتلونو يقتلون…و ذلک هوالفوز العظيم از نوشتن چيزي به نام وصيتنامه هراسي عجيب به دل دارم چون مي ترسم که نفسم که هنوز نتوانسته ام بر آن غلبه کنم بر من غلبه کند و ماندنم را در قالب کلمات، جوري ادا کنم که قهرمان جلوه کنم. بدين جهت هراس عجيبي دارم. نمي دانم چه بنويسم ولي اين را به خوبي مي دانم که امام خميني، نايب بر حق امام زمان (عج) است و به اين جمله ايمان دارم که تنها چيزي را که بايد به همه بگويم اين است که امام را تنها نگذاريد و برادرانم دايم با به شهادت رسيدن برادري، شعار مي دهيم که راهت ادامه دارد، من مي گويم راه شهيد در اين نهفته است که براي خدا بجنگيد نه براي قهرمان شدن. و همه شمايي که به اينجا آمده‌ايد، بعد از آنکه جسد مرا به خاک گزارديد، مردانه پيش وجدانتان فکر کنيد و ببينيد اگر به اندازه سر سوزن در اينجا ماندتان براي خدا نيست، بگذاريد واز اينجا برويد و اگر مرديد شهيد نيستيد و زندگي را مفت باخته‌ايد. از مقدمه که گذشته، سلام مادر. از راه دور دستانت را مي بوسم دستاني که با دستم آشنايي دارد و هر وقت آنها را مي فشردم، گرمي ملايم آن خستگي درس را از تنم بيرون مي کرد. آه مادر، من در کودکي قدر زحمتات تو را نمي دانستم ولي برايم روشن شده است که چه زحماتي که نکشيده‌اي ومن فرزند کوچکت، ارج مي گذارم زحماتت را و اميدوارم که بپذيري. مادر مهربانم. مادر جان اينجا جنگ است بين اسلام و کفر ومن اين را به خوبي مشاهده کردم و افتخار کن که پسرت تا خون در رگهايش است دست از حمايت امامش بر نخواهد داشت و با صدام و صداميان خواهد جنگيد همانطور که دلت مي خواهد. تو نيز مادر از شهادت من ناراحت نشو که نمي شوي. دوست دارم همانطور وقتي که براي بدرقه من آمده بودي و مي خنديدي، الآن هم بخندي و خوشحال باشي که پسري داشتي و در راه اسلام، دين مبين اسلام فدا کردي. و اما پدرجان شما هم ناراحت نباش. من به تمام آرزوي خود رسيدم. پدرجان اميدوارم از من راضي باشيد، و اميدوارم که در شهادت من گريه و زاري نکنيد. برادرم، هرچند شايد شما جلو از من و يا بعد از من شهيد شوي و اگر جلو از من شهيد شدي، من را شفاعت کن و من اگر جلوتر از شما شهيد شدم، هر چند لياقت شفاعت کردن ندارم ولي کوشش خود را مي کنم و خدا وند ان‌شاء‌الله اين دعا را اجابت مي کند. و يک چند کلمه اي صحبت دارم با امت قهرمان. برادران وخواهران، پيرو خط امام باشيد و به خط ديگري هيچ گرايشي نداشته باشيد. خدايا! ارتش اسلام را در سرتاسر دنيا پيروز بگردان. والسلام صفرعلي انجيدني 15/11/1361 &amp;#160;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;/table&gt;</summary>
		<author><name>Hejazi9708</name></author>	</entry>

	<entry>
		<id>https://fa.jahad.ir/index.php?title=%D8%B4%D9%87%DB%8C%D8%AF_%D8%B5%D9%81%D8%B1_%D8%B9%D9%84%DB%8C_%D8%A7%D9%86%D8%AC%DB%8C%D8%AF%D9%86%DB%8C&amp;diff=20077&amp;oldid=prev</id>
		<title>Ghanbari97: صفحه‌ای جدید حاوی «تاریخ تولد : 	1345/07/01 نام : 	صفرعلی‌ 	محل تولد : 	نیشابور نام خانوادگی : 	انجیدنی‌...» ایجاد کرد</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.jahad.ir/index.php?title=%D8%B4%D9%87%DB%8C%D8%AF_%D8%B5%D9%81%D8%B1_%D8%B9%D9%84%DB%8C_%D8%A7%D9%86%D8%AC%DB%8C%D8%AF%D9%86%DB%8C&amp;diff=20077&amp;oldid=prev"/>
				<updated>2018-11-18T20:58:34Z</updated>
		
		<summary type="html">&lt;p&gt;صفحه‌ای جدید حاوی «تاریخ تولد : 	1345/07/01 نام : 	صفرعلی‌ 	محل تولد : 	نیشابور نام خانوادگی : 	انجیدنی‌...» ایجاد کرد&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;b&gt;صفحهٔ جدید&lt;/b&gt;&lt;/p&gt;&lt;div&gt;تاریخ تولد : 	1345/07/01&lt;br /&gt;
نام : 	صفرعلی‌ 	محل تولد : 	نیشابور&lt;br /&gt;
نام خانوادگی : 	انجیدنی‌ 	تاریخ شهادت : 	1362/12/06&lt;br /&gt;
نام پدر : 	ابوالفضل‌ 	مکان شهادت : 	&lt;br /&gt;
تحصیلات : 	نامشخص 	منطقه شهادت : 	&lt;br /&gt;
شغل : 	دانش آموز 	یگان خدمتی : 	&lt;br /&gt;
گروه مربوط : 	سایر شهیدان استان خراسان&lt;br /&gt;
نوع عضویت : 	سایر شهدا 	مسئولیت : 	رزمنده‌&lt;br /&gt;
گلزار : 	بهشت‌فضل‌&lt;br /&gt;
 &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وصیت نامه&lt;br /&gt;
ان الله اشتري من المومنين انفسهم و اموالهم بان لهم الجنه يقاتلون في سبيل الله فيقتلونو يقتلون…و ذلک هوالفوز العظيم از نوشتن چيزي به نام وصيتنامه هراسي عجيب به دل دارم چون مي ترسم که نفسم که هنوز نتوانسته ام بر آن غلبه کنم بر من غلبه کند و ماندنم را در قالب کلمات، جوري ادا کنم که قهرمان جلوه کنم. بدين جهت هراس عجيبي دارم. نمي دانم چه بنويسم ولي اين را به خوبي مي دانم که امام خميني، نايب بر حق امام زمان (عج) است و به اين جمله ايمان دارم که تنها چيزي را که بايد به همه بگويم اين است که امام را تنها نگذاريد و برادرانم دايم با به شهادت رسيدن برادري، شعار مي دهيم که راهت ادامه دارد، من مي گويم راه شهيد در اين نهفته است که براي خدا بجنگيد نه براي قهرمان شدن. و همه شمايي که به اينجا آمده‌ايد، بعد از آنکه جسد مرا به خاک گزارديد، مردانه پيش وجدانتان فکر کنيد و ببينيد اگر به اندازه سر سوزن در اينجا ماندتان براي خدا نيست، بگذاريد واز اينجا برويد و اگر مرديد شهيد نيستيد و زندگي را مفت باخته‌ايد. از مقدمه که گذشته، سلام مادر. از راه دور دستانت را مي بوسم دستاني که با دستم آشنايي دارد و هر وقت آنها را مي فشردم، گرمي ملايم آن خستگي درس را از تنم بيرون مي کرد. آه مادر، من در کودکي قدر زحمتات تو را نمي دانستم ولي برايم روشن شده است که چه زحماتي که نکشيده‌اي ومن فرزند کوچکت، ارج مي گذارم زحماتت را و اميدوارم که بپذيري. مادر مهربانم. مادر جان اينجا جنگ است بين اسلام و کفر ومن اين را به خوبي مشاهده کردم و افتخار کن که پسرت تا خون در رگهايش است دست از حمايت امامش بر نخواهد داشت و با صدام و صداميان خواهد جنگيد همانطور که دلت مي خواهد. تو نيز مادر از شهادت من ناراحت نشو که نمي شوي. دوست دارم همانطور وقتي که براي بدرقه من آمده بودي و مي خنديدي، الآن هم بخندي و خوشحال باشي که پسري داشتي و در راه اسلام، دين مبين اسلام فدا کردي. و اما پدرجان شما هم ناراحت نباش. من به تمام آرزوي خود رسيدم. پدرجان اميدوارم از من راضي باشيد، و اميدوارم که در شهادت من گريه و زاري نکنيد. برادرم، هرچند شايد شما جلو از من و يا بعد از من شهيد شوي و اگر جلو از من شهيد شدي، من را شفاعت کن و من اگر جلوتر از شما شهيد شدم، هر چند لياقت شفاعت کردن ندارم ولي کوشش خود را مي کنم و خدا وند ان‌شاء‌الله اين دعا را اجابت مي کند. و يک چند کلمه اي صحبت دارم با امت قهرمان. برادران وخواهران، پيرو خط امام باشيد و به خط ديگري هيچ گرايشي نداشته باشيد. خدايا! ارتش اسلام را در سرتاسر دنيا پيروز بگردان. والسلام صفرعلي انجيدني 15/11/1361 &lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
منبع سایت یاران رضا&lt;br /&gt;
http://yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=3105&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Ghanbari97</name></author>	</entry>

	</feed>