<?xml version="1.0"?>
<?xml-stylesheet type="text/css" href="https://fa.jahad.ir/skins/common/feed.css?303"?>
<feed xmlns="http://www.w3.org/2005/Atom" xml:lang="fa">
		<id>https://fa.jahad.ir/index.php?action=history&amp;feed=atom&amp;title=%D8%B4%D9%87%DB%8C%D8%AF_%D8%B9%D9%84%DB%8C_%D8%A7%D8%B5%D8%BA%D8%B1_%D9%85%D8%B1%D8%B2%D8%AC%DB%8C</id>
		<title>شهید علی اصغر مرزجی - تاریخچهٔ ویرایش‌ها</title>
		<link rel="self" type="application/atom+xml" href="https://fa.jahad.ir/index.php?action=history&amp;feed=atom&amp;title=%D8%B4%D9%87%DB%8C%D8%AF_%D8%B9%D9%84%DB%8C_%D8%A7%D8%B5%D8%BA%D8%B1_%D9%85%D8%B1%D8%B2%D8%AC%DB%8C"/>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.jahad.ir/index.php?title=%D8%B4%D9%87%DB%8C%D8%AF_%D8%B9%D9%84%DB%8C_%D8%A7%D8%B5%D8%BA%D8%B1_%D9%85%D8%B1%D8%B2%D8%AC%DB%8C&amp;action=history"/>
		<updated>2026-06-06T00:20:59Z</updated>
		<subtitle>تاریخچهٔ ویرایش‌های این صفحه در ویکی</subtitle>
		<generator>MediaWiki 1.23.5</generator>

	<entry>
		<id>https://fa.jahad.ir/index.php?title=%D8%B4%D9%87%DB%8C%D8%AF_%D8%B9%D9%84%DB%8C_%D8%A7%D8%B5%D8%BA%D8%B1_%D9%85%D8%B1%D8%B2%D8%AC%DB%8C&amp;diff=105422&amp;oldid=prev</id>
		<title>Sobhani99 در ‏۶ بهمن ۱۳۹۹، ساعت ۱۹:۱۰</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.jahad.ir/index.php?title=%D8%B4%D9%87%DB%8C%D8%AF_%D8%B9%D9%84%DB%8C_%D8%A7%D8%B5%D8%BA%D8%B1_%D9%85%D8%B1%D8%B2%D8%AC%DB%8C&amp;diff=105422&amp;oldid=prev"/>
				<updated>2021-01-25T19:10:18Z</updated>
		
		<summary type="html">&lt;p&gt;&lt;/p&gt;
&lt;table class='diff diff-contentalign-right'&gt;
				&lt;col class='diff-marker' /&gt;
				&lt;col class='diff-content' /&gt;
				&lt;col class='diff-marker' /&gt;
				&lt;col class='diff-content' /&gt;
				&lt;tr style='vertical-align: top;'&gt;
				&lt;td colspan='2' style=&quot;background-color: white; color:black; text-align: center;&quot;&gt;→ نسخهٔ قدیمی‌تر&lt;/td&gt;
				&lt;td colspan='2' style=&quot;background-color: white; color:black; text-align: center;&quot;&gt;نسخهٔ ‏۶ بهمن ۱۳۹۹، ساعت ۱۹:۱۰&lt;/td&gt;
				&lt;/tr&gt;&lt;tr&gt;&lt;td colspan=&quot;2&quot; class=&quot;diff-lineno&quot;&gt;سطر ۱۷:&lt;/td&gt;
&lt;td colspan=&quot;2&quot; class=&quot;diff-lineno&quot;&gt;سطر ۱۷:&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;در عملیات کربلای یک ، منطقة عمومی مهران ، در واحد اطلاعات عملیات برادری بود به نام مرزجی که ساکن قوچان و از برادران مشمول بود که در طول خدمت خود در عملیات های مختلفی شرکت کرده بود، ایشان قبل از عملیات کربلای یک خدمتش تمام شده بود ولی بخاطر تعهدی که در مقابل انقلاب اسلامی و امام داشت به خدمت خود بطور داوطلبی ادامه می داد، یکی از شهیدان این عملیات ایشان بودند بعد از تصرف ارتفاعات قلاویزان و مرحله آخر عملیات بود که نیروهای اسلام یکی از قرارگاه های سپاه دشمن را به تصرف خود در آورده بود و مقر فرماندهی ل25 کربلا و 5 نصر شده بود شبی در آنجا خوابیده بودم و برادرمان شهید مزرجی بعنوان راهنمایی نیروهای زرهی حرکت می کرد تا نیروهای زرهی در جلو نیروهای زرهی حرکت می کرد تا نیروها را به بالای ارتفاعات برساند ، نیروهای دشمن با آر پی جی هفت از بالای ارتفاعات مزرجی را مورد هدف قرار داده بودند به طوری که از گردن به بالا متلاشی شده بود و به شهادت رسیده بود، بعد از عملیات پیکر پاکش را به امور شهدا ء آوردند و برادران از لباس و ساعت پشت دستش شناختند چون سر در بدن نداشت یکی دیگر از امدادهای غیبی خداوند این بود که در قرار گاه که مقر فرماندهی ل 25 کربلا_ ل 5 نصر بود قبلا مقر یکی از سپاه های دشمن بود که به تصرف نیروهای ما در آمده بود هواپیما ها آمدند و آنجا را بمباران کردند و در آنجا شهید فرومندی جانشین ل5 نصر هم بود و خیلی از نیروهای دیگر هم بودند بیاری خدا بجز چند مجروح هیچ کس از نیروها شهید نشدن بعد گفتند این هواپیماهای خودی بوده ، فکر کرده اند که هنوز این جا در دست دشمن می باشد و آن چیز دیگری که در آن عملیات بعد از یاری خداوند و ائمه به انسان قوت قلب می داد حضور فرماندهان لشکر ها در خط مقدم آنهمه آتش سنگین دشمن به هدایت نیروها می پرداختند ما در انجا شاهد بودیم که سردار مرتضی قربانی _ سردار قالیباف _ سردار شوشتری و شهید فرومندی راکه در میان آن آتش سنگین در خط مقدم به هدایت نیروها می پرداختند و از مسؤولین کسانی دیگر هم بودند ما نمی شناختیم و مسئله دیگری که در آن عملیات ما مشاهده کردیم این بود که امدادهای غیبی الهی باعث شده بود که نیروهای اسلام آن طرح و مرحله ای را به یک مرحله انجام و منطقه را به تصرف خود در آورند و شهر مهران را دشمن خود به خود تخلیه نمود ودر آن شب عملیات از یکی از فرماندهان لشکر سؤال نمودیم که در مرحلة اول بایستی نیروها تا کجا پیش روی کنند در جواب فرمودند این بسیجی ها هستند که میزان پیش روی را تعیین می کنند روز آخر عملیات دشمن در روی آخرین ارتفاع مقاومت می کرد نیروها ی اسلام تلاش می کردند تا مقاومت دشمن را در هم بشکنند از خط بر می گشتم خدمت شهید فرومندی رسیدیم در داخل یک سنگری در نزدیکیهای خط روزنامه می خواند ، گفتم: حاج آقا برای قرارگاه پیامی ندارید در حالی که ناراحت بودند گفتند که بچه ها که جلو نمی روند پس بایستی که نیروها ی تخریب بیایند و خط را مین کاری کنند.&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;در عملیات کربلای یک ، منطقة عمومی مهران ، در واحد اطلاعات عملیات برادری بود به نام مرزجی که ساکن قوچان و از برادران مشمول بود که در طول خدمت خود در عملیات های مختلفی شرکت کرده بود، ایشان قبل از عملیات کربلای یک خدمتش تمام شده بود ولی بخاطر تعهدی که در مقابل انقلاب اسلامی و امام داشت به خدمت خود بطور داوطلبی ادامه می داد، یکی از شهیدان این عملیات ایشان بودند بعد از تصرف ارتفاعات قلاویزان و مرحله آخر عملیات بود که نیروهای اسلام یکی از قرارگاه های سپاه دشمن را به تصرف خود در آورده بود و مقر فرماندهی ل25 کربلا و 5 نصر شده بود شبی در آنجا خوابیده بودم و برادرمان شهید مزرجی بعنوان راهنمایی نیروهای زرهی حرکت می کرد تا نیروهای زرهی در جلو نیروهای زرهی حرکت می کرد تا نیروها را به بالای ارتفاعات برساند ، نیروهای دشمن با آر پی جی هفت از بالای ارتفاعات مزرجی را مورد هدف قرار داده بودند به طوری که از گردن به بالا متلاشی شده بود و به شهادت رسیده بود، بعد از عملیات پیکر پاکش را به امور شهدا ء آوردند و برادران از لباس و ساعت پشت دستش شناختند چون سر در بدن نداشت یکی دیگر از امدادهای غیبی خداوند این بود که در قرار گاه که مقر فرماندهی ل 25 کربلا_ ل 5 نصر بود قبلا مقر یکی از سپاه های دشمن بود که به تصرف نیروهای ما در آمده بود هواپیما ها آمدند و آنجا را بمباران کردند و در آنجا شهید فرومندی جانشین ل5 نصر هم بود و خیلی از نیروهای دیگر هم بودند بیاری خدا بجز چند مجروح هیچ کس از نیروها شهید نشدن بعد گفتند این هواپیماهای خودی بوده ، فکر کرده اند که هنوز این جا در دست دشمن می باشد و آن چیز دیگری که در آن عملیات بعد از یاری خداوند و ائمه به انسان قوت قلب می داد حضور فرماندهان لشکر ها در خط مقدم آنهمه آتش سنگین دشمن به هدایت نیروها می پرداختند ما در انجا شاهد بودیم که سردار مرتضی قربانی _ سردار قالیباف _ سردار شوشتری و شهید فرومندی راکه در میان آن آتش سنگین در خط مقدم به هدایت نیروها می پرداختند و از مسؤولین کسانی دیگر هم بودند ما نمی شناختیم و مسئله دیگری که در آن عملیات ما مشاهده کردیم این بود که امدادهای غیبی الهی باعث شده بود که نیروهای اسلام آن طرح و مرحله ای را به یک مرحله انجام و منطقه را به تصرف خود در آورند و شهر مهران را دشمن خود به خود تخلیه نمود ودر آن شب عملیات از یکی از فرماندهان لشکر سؤال نمودیم که در مرحلة اول بایستی نیروها تا کجا پیش روی کنند در جواب فرمودند این بسیجی ها هستند که میزان پیش روی را تعیین می کنند روز آخر عملیات دشمن در روی آخرین ارتفاع مقاومت می کرد نیروها ی اسلام تلاش می کردند تا مقاومت دشمن را در هم بشکنند از خط بر می گشتم خدمت شهید فرومندی رسیدیم در داخل یک سنگری در نزدیکیهای خط روزنامه می خواند ، گفتم: حاج آقا برای قرارگاه پیامی ندارید در حالی که ناراحت بودند گفتند که بچه ها که جلو نمی روند پس بایستی که نیروها ی تخریب بیایند و خط را مین کاری کنند.&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;−&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color:black; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #ffe49c; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;&lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;منبع سایت: &lt;/del&gt;http://yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=19126&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;+&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color:black; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #a3d3ff; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;&lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;&amp;lt;ref&amp;gt;[&lt;/ins&gt;http://yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=19126 &lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;سایت یاران رضا]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;/ins&gt;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td colspan=&quot;2&quot;&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;+&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color:black; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #a3d3ff; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;&lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;==پانویس==&lt;/ins&gt;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td colspan=&quot;2&quot;&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;+&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color:black; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #a3d3ff; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;&lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;&amp;lt;references /&amp;gt;&lt;/ins&gt;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td colspan=&quot;2&quot;&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;+&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color:black; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #a3d3ff; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;&lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;==رده==&lt;/ins&gt;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;/table&gt;</summary>
		<author><name>Sobhani99</name></author>	</entry>

	<entry>
		<id>https://fa.jahad.ir/index.php?title=%D8%B4%D9%87%DB%8C%D8%AF_%D8%B9%D9%84%DB%8C_%D8%A7%D8%B5%D8%BA%D8%B1_%D9%85%D8%B1%D8%B2%D8%AC%DB%8C&amp;diff=105072&amp;oldid=prev</id>
		<title>Vazifeh98: صفحه‌ای جدید حاوی «  کد شهید:	6534354	تاریخ تولد :	 نام :	علی‌اصغر	محل تولد :	مشهد نام خانوادگی :	مرزجی...» ایجاد کرد</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.jahad.ir/index.php?title=%D8%B4%D9%87%DB%8C%D8%AF_%D8%B9%D9%84%DB%8C_%D8%A7%D8%B5%D8%BA%D8%B1_%D9%85%D8%B1%D8%B2%D8%AC%DB%8C&amp;diff=105072&amp;oldid=prev"/>
				<updated>2021-01-07T22:56:49Z</updated>
		
		<summary type="html">&lt;p&gt;صفحه‌ای جدید حاوی «  کد شهید:	6534354	تاریخ تولد :	 نام :	علی‌اصغر	محل تولد :	مشهد نام خانوادگی :	مرزجی...» ایجاد کرد&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;b&gt;صفحهٔ جدید&lt;/b&gt;&lt;/p&gt;&lt;div&gt; &lt;br /&gt;
کد شهید:	6534354	تاریخ تولد :	&lt;br /&gt;
نام :	علی‌اصغر	محل تولد :	مشهد&lt;br /&gt;
نام خانوادگی :	مرزجی‌	تاریخ شهادت :	1365/06/12&lt;br /&gt;
نام پدر :	رضا	مکان شهادت :	&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تحصیلات :	نامشخص	منطقه شهادت :	&lt;br /&gt;
شغل :		یگان خدمتی :	&lt;br /&gt;
گروه مربوط :	گروهی برای این شهید ثبت نشده است.&lt;br /&gt;
نوع عضویت :	سایر شهدا	مسئولیت :	رزمنده‌&lt;br /&gt;
گلزار :	شهدا&lt;br /&gt;
خاطرات&lt;br /&gt;
لحظه و نحوه شهادت&lt;br /&gt;
موضوع	لحظه و نحوه شهادت&lt;br /&gt;
راوی	علی اشرف هاشمی&lt;br /&gt;
متن کامل خاطره&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
در عملیات کربلای یک ، منطقة عمومی مهران ، در واحد اطلاعات عملیات برادری بود به نام مرزجی که ساکن قوچان و از برادران مشمول بود که در طول خدمت خود در عملیات های مختلفی شرکت کرده بود، ایشان قبل از عملیات کربلای یک خدمتش تمام شده بود ولی بخاطر تعهدی که در مقابل انقلاب اسلامی و امام داشت به خدمت خود بطور داوطلبی ادامه می داد، یکی از شهیدان این عملیات ایشان بودند بعد از تصرف ارتفاعات قلاویزان و مرحله آخر عملیات بود که نیروهای اسلام یکی از قرارگاه های سپاه دشمن را به تصرف خود در آورده بود و مقر فرماندهی ل25 کربلا و 5 نصر شده بود شبی در آنجا خوابیده بودم و برادرمان شهید مزرجی بعنوان راهنمایی نیروهای زرهی حرکت می کرد تا نیروهای زرهی در جلو نیروهای زرهی حرکت می کرد تا نیروها را به بالای ارتفاعات برساند ، نیروهای دشمن با آر پی جی هفت از بالای ارتفاعات مزرجی را مورد هدف قرار داده بودند به طوری که از گردن به بالا متلاشی شده بود و به شهادت رسیده بود، بعد از عملیات پیکر پاکش را به امور شهدا ء آوردند و برادران از لباس و ساعت پشت دستش شناختند چون سر در بدن نداشت یکی دیگر از امدادهای غیبی خداوند این بود که در قرار گاه که مقر فرماندهی ل 25 کربلا_ ل 5 نصر بود قبلا مقر یکی از سپاه های دشمن بود که به تصرف نیروهای ما در آمده بود هواپیما ها آمدند و آنجا را بمباران کردند و در آنجا شهید فرومندی جانشین ل5 نصر هم بود و خیلی از نیروهای دیگر هم بودند بیاری خدا بجز چند مجروح هیچ کس از نیروها شهید نشدن بعد گفتند این هواپیماهای خودی بوده ، فکر کرده اند که هنوز این جا در دست دشمن می باشد و آن چیز دیگری که در آن عملیات بعد از یاری خداوند و ائمه به انسان قوت قلب می داد حضور فرماندهان لشکر ها در خط مقدم آنهمه آتش سنگین دشمن به هدایت نیروها می پرداختند ما در انجا شاهد بودیم که سردار مرتضی قربانی _ سردار قالیباف _ سردار شوشتری و شهید فرومندی راکه در میان آن آتش سنگین در خط مقدم به هدایت نیروها می پرداختند و از مسؤولین کسانی دیگر هم بودند ما نمی شناختیم و مسئله دیگری که در آن عملیات ما مشاهده کردیم این بود که امدادهای غیبی الهی باعث شده بود که نیروهای اسلام آن طرح و مرحله ای را به یک مرحله انجام و منطقه را به تصرف خود در آورند و شهر مهران را دشمن خود به خود تخلیه نمود ودر آن شب عملیات از یکی از فرماندهان لشکر سؤال نمودیم که در مرحلة اول بایستی نیروها تا کجا پیش روی کنند در جواب فرمودند این بسیجی ها هستند که میزان پیش روی را تعیین می کنند روز آخر عملیات دشمن در روی آخرین ارتفاع مقاومت می کرد نیروها ی اسلام تلاش می کردند تا مقاومت دشمن را در هم بشکنند از خط بر می گشتم خدمت شهید فرومندی رسیدیم در داخل یک سنگری در نزدیکیهای خط روزنامه می خواند ، گفتم: حاج آقا برای قرارگاه پیامی ندارید در حالی که ناراحت بودند گفتند که بچه ها که جلو نمی روند پس بایستی که نیروها ی تخریب بیایند و خط را مین کاری کنند.&lt;br /&gt;
منبع سایت: http://yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=19126&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Vazifeh98</name></author>	</entry>

	</feed>