<?xml version="1.0"?>
<?xml-stylesheet type="text/css" href="https://fa.jahad.ir/skins/common/feed.css?303"?>
<feed xmlns="http://www.w3.org/2005/Atom" xml:lang="fa">
		<id>https://fa.jahad.ir/index.php?action=history&amp;feed=atom&amp;title=%D8%B4%D9%87%DB%8C%D8%AF_%D8%B9%D9%84%DB%8C_%D8%B1%D8%B6%D8%A7_%D8%A7%D8%B4%D8%B1%D9%81_%DA%AF%D9%86%D8%AC%D9%88%DB%8C</id>
		<title>شهید علی رضا اشرف گنجوی - تاریخچهٔ ویرایش‌ها</title>
		<link rel="self" type="application/atom+xml" href="https://fa.jahad.ir/index.php?action=history&amp;feed=atom&amp;title=%D8%B4%D9%87%DB%8C%D8%AF_%D8%B9%D9%84%DB%8C_%D8%B1%D8%B6%D8%A7_%D8%A7%D8%B4%D8%B1%D9%81_%DA%AF%D9%86%D8%AC%D9%88%DB%8C"/>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.jahad.ir/index.php?title=%D8%B4%D9%87%DB%8C%D8%AF_%D8%B9%D9%84%DB%8C_%D8%B1%D8%B6%D8%A7_%D8%A7%D8%B4%D8%B1%D9%81_%DA%AF%D9%86%D8%AC%D9%88%DB%8C&amp;action=history"/>
		<updated>2026-06-05T23:28:07Z</updated>
		<subtitle>تاریخچهٔ ویرایش‌های این صفحه در ویکی</subtitle>
		<generator>MediaWiki 1.23.5</generator>

	<entry>
		<id>https://fa.jahad.ir/index.php?title=%D8%B4%D9%87%DB%8C%D8%AF_%D8%B9%D9%84%DB%8C_%D8%B1%D8%B6%D8%A7_%D8%A7%D8%B4%D8%B1%D9%81_%DA%AF%D9%86%D8%AC%D9%88%DB%8C&amp;diff=26137&amp;oldid=prev</id>
		<title>Ghanbari9706 در ‏۱۴ دی ۱۳۹۷، ساعت ۱۶:۱۵</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.jahad.ir/index.php?title=%D8%B4%D9%87%DB%8C%D8%AF_%D8%B9%D9%84%DB%8C_%D8%B1%D8%B6%D8%A7_%D8%A7%D8%B4%D8%B1%D9%81_%DA%AF%D9%86%D8%AC%D9%88%DB%8C&amp;diff=26137&amp;oldid=prev"/>
				<updated>2019-01-04T16:15:20Z</updated>
		
		<summary type="html">&lt;p&gt;&lt;/p&gt;
&lt;table class='diff diff-contentalign-right'&gt;
				&lt;col class='diff-marker' /&gt;
				&lt;col class='diff-content' /&gt;
				&lt;col class='diff-marker' /&gt;
				&lt;col class='diff-content' /&gt;
				&lt;tr style='vertical-align: top;'&gt;
				&lt;td colspan='2' style=&quot;background-color: white; color:black; text-align: center;&quot;&gt;→ نسخهٔ قدیمی‌تر&lt;/td&gt;
				&lt;td colspan='2' style=&quot;background-color: white; color:black; text-align: center;&quot;&gt;نسخهٔ ‏۱۴ دی ۱۳۹۷، ساعت ۱۶:۱۵&lt;/td&gt;
				&lt;/tr&gt;&lt;tr&gt;&lt;td colspan=&quot;2&quot; class=&quot;diff-lineno&quot;&gt;سطر ۹:&lt;/td&gt;
&lt;td colspan=&quot;2&quot; class=&quot;diff-lineno&quot;&gt;سطر ۹:&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;[[علیرضا اشرف گنجویی]] در فروردین 1341 در خانواده مذهبی به دنیا آمدند به علت شغل پدرشان که ارتشی بودند در [[مشهد مقدس]] زندگی می کردند بعد از مدتی به شهر [[کرمان]] آمدند ایشان تنها فرزند پسر خانواده بودند دوران تحصیلات را در شهر [[کرمان]] در سال 1359 به پایان رساندند به علت علاقه به نظام مقدس جمهوری اسلامی و [[ارتش جمهوری اسلامی]] سال 1359 در [[دانشکده افسری]] [[تهران]] امتحان دادند و قبول شدند تا زمانی که در دانشکده مشغول به تحصیل بودند چندین بار به جبهه های نبرد حق علیه باطل اعزام شدند سال 1363 [[لشکر 88 زاهدان]] را برای خدمت انتخاب کردند.بعد از 8 ماه لشکر 88 منتقل منطقه غرب شدند اما چون ایشان در قسمت آموزش [[عقیدتی سیاسی]] بودند مسئولشان گفته بودند که شما به [[خاش]] بروید و همه امکانات هم در اختیار شما می گذاریم اما ایشان گفتند خون من رنگین تر از بقیه نیست اگر برای رفتن به [[جبهه]] قرار باشد از این قسمت بیرون می آیم تا از دیگه عقب نمانم به مسائل شرعی خیلی توجه داشتند آن چند ماهی که در [[زاهدان]] زندگی می کردیم چون ایشان در قسمت آموزشی کار می کردند عصرها در محل کارشان کلاس بود وماشین دنبال ایشان می آمد و با هم می رفتند منزل ما تقریبا بیرون از شهر [[زاهدان]] در جاده ای که به طرف [[خاش]] بود و بچه ها خیلی کوچک بود یک روزی خواستم امتحانشان کنم گفتم وقتی ماشین عصرها دنبال شما می آید من هم با بچه سوار می شوم تا از آن طرف خرید منزل را هم بکنیم اما ایشان گفتند ماشین مال [[بیت المال]] است و این کار ما شخصی واصلاً قبول نکردند بسیار مهربان وخوش اخلاق بودند وهر وقت که برایشان امکان داشت در کارهای منزل کمک می کردند اگر در خانواده مشکلی برای کسی پیش می آمد سعی می کردند با سعه صدر وگذشت مشکل را برطرف کنند با افرادی که کار می کردند خیلی برادرانه و دوستانه برخورد می کردند به طوری که وقتی در [[سنگر]] می نشستند یا عکسهایی که از [[جبهه]] می فرستادند اگر کسی ایشان را نمی شناخت نمی فهمید کدام [[فرمانده]] است کدام [[سرباز]] روحیه [[بسیجی]] داشتند یکی از [[همرزمان]] شون که در روز [[27 تیر 66]] در [[عملیات آزادسازی تپه 402 سومار]] شرکت داشته بعداً تعریف کرده که صبح زود آن روز بعد از نماز صبح ایشان همه را جمع کرده بودند وبرایشان صحبت کردند و گفته بودند این جنگی که ما داریم مثل جنگ [[امام حسین علیه السلام]] و [[یزید]] است در این راه کشته شدن ـ [[اسارت]] ـ [[جانبازی]] و معلولیت هست اگر کسی می دونه که هنوز آمادگی این برنامه ها را ندارد همراه ما نیاید بعد از تمام شدن حرفهایشان خودشان با [[بیسمچی]] جلو در [[کانال]] ها حرکت می کنند وبقیه پشت سرآنها وقتی کمی جلو رفتند کتفشان [[تیر]] می خورد و توسط [[عراقی]] ها محاصره می شوند و از آن به بعد هنوز هیچ خبری از ایشان نداریم و سال 1383 طی نامه ای که از [[تهران]] رسید احراز شهادت شدند و به عنوان [[جاویدالاثر]] یاد ونامشان در دلها زنده مانده است .&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;[[علیرضا اشرف گنجویی]] در فروردین 1341 در خانواده مذهبی به دنیا آمدند به علت شغل پدرشان که ارتشی بودند در [[مشهد مقدس]] زندگی می کردند بعد از مدتی به شهر [[کرمان]] آمدند ایشان تنها فرزند پسر خانواده بودند دوران تحصیلات را در شهر [[کرمان]] در سال 1359 به پایان رساندند به علت علاقه به نظام مقدس جمهوری اسلامی و [[ارتش جمهوری اسلامی]] سال 1359 در [[دانشکده افسری]] [[تهران]] امتحان دادند و قبول شدند تا زمانی که در دانشکده مشغول به تحصیل بودند چندین بار به جبهه های نبرد حق علیه باطل اعزام شدند سال 1363 [[لشکر 88 زاهدان]] را برای خدمت انتخاب کردند.بعد از 8 ماه لشکر 88 منتقل منطقه غرب شدند اما چون ایشان در قسمت آموزش [[عقیدتی سیاسی]] بودند مسئولشان گفته بودند که شما به [[خاش]] بروید و همه امکانات هم در اختیار شما می گذاریم اما ایشان گفتند خون من رنگین تر از بقیه نیست اگر برای رفتن به [[جبهه]] قرار باشد از این قسمت بیرون می آیم تا از دیگه عقب نمانم به مسائل شرعی خیلی توجه داشتند آن چند ماهی که در [[زاهدان]] زندگی می کردیم چون ایشان در قسمت آموزشی کار می کردند عصرها در محل کارشان کلاس بود وماشین دنبال ایشان می آمد و با هم می رفتند منزل ما تقریبا بیرون از شهر [[زاهدان]] در جاده ای که به طرف [[خاش]] بود و بچه ها خیلی کوچک بود یک روزی خواستم امتحانشان کنم گفتم وقتی ماشین عصرها دنبال شما می آید من هم با بچه سوار می شوم تا از آن طرف خرید منزل را هم بکنیم اما ایشان گفتند ماشین مال [[بیت المال]] است و این کار ما شخصی واصلاً قبول نکردند بسیار مهربان وخوش اخلاق بودند وهر وقت که برایشان امکان داشت در کارهای منزل کمک می کردند اگر در خانواده مشکلی برای کسی پیش می آمد سعی می کردند با سعه صدر وگذشت مشکل را برطرف کنند با افرادی که کار می کردند خیلی برادرانه و دوستانه برخورد می کردند به طوری که وقتی در [[سنگر]] می نشستند یا عکسهایی که از [[جبهه]] می فرستادند اگر کسی ایشان را نمی شناخت نمی فهمید کدام [[فرمانده]] است کدام [[سرباز]] روحیه [[بسیجی]] داشتند یکی از [[همرزمان]] شون که در روز [[27 تیر 66]] در [[عملیات آزادسازی تپه 402 سومار]] شرکت داشته بعداً تعریف کرده که صبح زود آن روز بعد از نماز صبح ایشان همه را جمع کرده بودند وبرایشان صحبت کردند و گفته بودند این جنگی که ما داریم مثل جنگ [[امام حسین علیه السلام]] و [[یزید]] است در این راه کشته شدن ـ [[اسارت]] ـ [[جانبازی]] و معلولیت هست اگر کسی می دونه که هنوز آمادگی این برنامه ها را ندارد همراه ما نیاید بعد از تمام شدن حرفهایشان خودشان با [[بیسمچی]] جلو در [[کانال]] ها حرکت می کنند وبقیه پشت سرآنها وقتی کمی جلو رفتند کتفشان [[تیر]] می خورد و توسط [[عراقی]] ها محاصره می شوند و از آن به بعد هنوز هیچ خبری از ایشان نداریم و سال 1383 طی نامه ای که از [[تهران]] رسید احراز شهادت شدند و به عنوان [[جاویدالاثر]] یاد ونامشان در دلها زنده مانده است .&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;−&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color:black; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #ffe49c; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;&lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;منبع: &lt;/del&gt;سایت شهدای ارتش&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;+&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color:black; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #a3d3ff; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;&lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;&amp;lt;ref&amp;gt;&lt;/ins&gt;سایت شهدای ارتش&lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;/ins&gt;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td colspan=&quot;2&quot;&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;+&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color:black; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #a3d3ff; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;&amp;#160;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td colspan=&quot;2&quot;&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;+&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color:black; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #a3d3ff; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;&lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;==پانویس==&lt;/ins&gt;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td colspan=&quot;2&quot;&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;+&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color:black; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #a3d3ff; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;&lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;&amp;lt;references /&amp;gt;&lt;/ins&gt;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;/table&gt;</summary>
		<author><name>Ghanbari9706</name></author>	</entry>

	<entry>
		<id>https://fa.jahad.ir/index.php?title=%D8%B4%D9%87%DB%8C%D8%AF_%D8%B9%D9%84%DB%8C_%D8%B1%D8%B6%D8%A7_%D8%A7%D8%B4%D8%B1%D9%81_%DA%AF%D9%86%D8%AC%D9%88%DB%8C&amp;diff=8756&amp;oldid=prev</id>
		<title>Shams9704 در ‏۳۰ تیر ۱۳۹۷، ساعت ۰۴:۵۴</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.jahad.ir/index.php?title=%D8%B4%D9%87%DB%8C%D8%AF_%D8%B9%D9%84%DB%8C_%D8%B1%D8%B6%D8%A7_%D8%A7%D8%B4%D8%B1%D9%81_%DA%AF%D9%86%D8%AC%D9%88%DB%8C&amp;diff=8756&amp;oldid=prev"/>
				<updated>2018-07-21T04:54:51Z</updated>
		
		<summary type="html">&lt;p&gt;&lt;/p&gt;
&lt;table class='diff diff-contentalign-right'&gt;
				&lt;col class='diff-marker' /&gt;
				&lt;col class='diff-content' /&gt;
				&lt;col class='diff-marker' /&gt;
				&lt;col class='diff-content' /&gt;
				&lt;tr style='vertical-align: top;'&gt;
				&lt;td colspan='2' style=&quot;background-color: white; color:black; text-align: center;&quot;&gt;→ نسخهٔ قدیمی‌تر&lt;/td&gt;
				&lt;td colspan='2' style=&quot;background-color: white; color:black; text-align: center;&quot;&gt;نسخهٔ ‏۳۰ تیر ۱۳۹۷، ساعت ۰۴:۵۴&lt;/td&gt;
				&lt;/tr&gt;&lt;tr&gt;&lt;td colspan=&quot;2&quot; class=&quot;diff-lineno&quot;&gt;سطر ۱:&lt;/td&gt;
&lt;td colspan=&quot;2&quot; class=&quot;diff-lineno&quot;&gt;سطر ۱:&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;شهید&amp;#160;  علی رضا اشرف گنجوی&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;شهید&amp;#160;  علی رضا اشرف گنجوی&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;−&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color:black; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #ffe49c; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;تاریخ تولد : 1341/01/25 &amp;#160;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;+&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color:black; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #a3d3ff; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;تاریخ تولد : &lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;[[&lt;/ins&gt;1341/01/25&lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;]]&lt;/ins&gt;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;−&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color:black; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #ffe49c; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;تاریخ شهادت :&amp;#160; 1366/04/27&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;+&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color:black; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #a3d3ff; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;تاریخ شهادت :&amp;#160; &lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;[[&lt;/ins&gt;1366/04/27&lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;]]&lt;/ins&gt;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td colspan=&quot;2&quot; class=&quot;diff-lineno&quot;&gt;سطر ۷:&lt;/td&gt;
&lt;td colspan=&quot;2&quot; class=&quot;diff-lineno&quot;&gt;سطر ۷:&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;بسم الله الرحمن الرحیم&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;بسم الله الرحمن الرحیم&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;−&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color:black; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #ffe49c; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;علیرضا اشرف گنجویی در فروردین 1341 در خانواده مذهبی به دنیا آمدند به علت شغل پدرشان که ارتشی بودند در مشهد مقدس زندگی می کردند بعد از مدتی به شهر کرمان آمدند ایشان تنها فرزند پسر خانواده بودند دوران تحصیلات را در شهر کرمان در سال 1359 به پایان رساندند به علت علاقه به نظام مقدس جمهوری اسلامی و ارتش جمهوری اسلامی سال 1359 در دانشکده افسری تهران امتحان دادند و قبول شدند تا زمانی که در دانشکده مشغول به تحصیل بودند چندین بار به جبهه های نبرد حق علیه باطل اعزام شدند سال 1363 لشکر 88 زاهدان را برای خدمت انتخاب کردند.بعد از 8 ماه لشکر 88 منتقل منطقه غرب شدند اما چون ایشان در قسمت آموزش عقیدتی سیاسی بودند مسئولشان گفته بودند که شما به خاش بروید و همه امکانات هم در اختیار شما می گذاریم اما ایشان گفتند خون من رنگین تر از بقیه نیست اگر برای رفتن به جبهه قرار باشد از &lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;&amp;#160; &lt;/del&gt;این قسمت بیرون می آیم تا از دیگه عقب نمانم به مسائل شرعی خیلی توجه داشتند آن چند ماهی که در زاهدان زندگی می کردیم چون ایشان در قسمت آموزشی کار می کردند عصرها در محل کارشان کلاس بود وماشین دنبال ایشان می آمد و با هم می رفتند منزل ما تقریبا بیرون از شهر زاهدان در جاده ای که به طرف خاش بود و بچه ها خیلی کوچک بود یک روزی خواستم امتحانشان کنم گفتم وقتی ماشین عصرها دنبال شما می آید من هم با بچه سوار می شوم تا از آن طرف خرید منزل را هم بکنیم اما ایشان گفتند ماشین مال بیت المال است و این کار ما شخصی واصلاً قبول نکردند بسیار مهربان وخوش اخلاق بودند وهر وقت که برایشان امکان داشت در کارهای منزل کمک می کردند اگر در خانواده مشکلی برای کسی پیش می آمد سعی می کردند با سعه صدر وگذشت مشکل را برطرف کنند با افرادی که کار می کردند خیلی برادرانه و دوستانه برخورد می کردند به طوری که وقتی در سنگر می نشستند یا عکسهایی که از جبهه می فرستادند اگر کسی ایشان را نمی شناخت نمی فهمید کدام فرمانده است کدام سرباز روحیه بسیجی داشتند یکی از &lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;همرزمانشون &lt;/del&gt;که در روز 27 تیر 66 در عملیات آزادسازی تپه 402 سومار شرکت داشته بعداً تعریف کرده که صبح زود آن روز بعد از نماز صبح ایشان همه را جمع کرده بودند وبرایشان صحبت کردند و گفته بودند این جنگی که ما داریم مثل جنگ امام حسین علیه السلام و یزید است در این راه کشته شدن ـ اسارت ـ جانبازی و معلولیت هست اگر کسی می دونه که هنوز آمادگی این برنامه ها را ندارد همراه ما نیاید بعد از تمام شدن حرفهایشان خودشان با بیسمچی جلو در &lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;کانالها &lt;/del&gt;حرکت می کنند وبقیه پشت سرآنها وقتی کمی جلو رفتند کتفشان تیر می خورد و توسط &lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;عراقیها &lt;/del&gt;محاصره می شوند و از آن به بعد هنوز هیچ خبری از ایشان نداریم و سال 1383 طی نامه ای که از تهران رسید احراز شهادت شدند و به عنوان جاویدالاثر یاد ونامشان در دلها زنده مانده است .&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;+&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color:black; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #a3d3ff; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;&lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;[[&lt;/ins&gt;علیرضا اشرف گنجویی&lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;]] &lt;/ins&gt;در فروردین 1341 در خانواده مذهبی به دنیا آمدند به علت شغل پدرشان که ارتشی بودند در &lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;[[&lt;/ins&gt;مشهد مقدس&lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;]] &lt;/ins&gt;زندگی می کردند بعد از مدتی به شهر &lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;[[&lt;/ins&gt;کرمان&lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;]] &lt;/ins&gt;آمدند ایشان تنها فرزند پسر خانواده بودند دوران تحصیلات را در شهر &lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;[[&lt;/ins&gt;کرمان&lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;]] &lt;/ins&gt;در سال 1359 به پایان رساندند به علت علاقه به نظام مقدس جمهوری اسلامی و &lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;[[&lt;/ins&gt;ارتش جمهوری اسلامی&lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;]] &lt;/ins&gt;سال 1359 در &lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;[[&lt;/ins&gt;دانشکده افسری&lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;]] [[&lt;/ins&gt;تهران&lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;]] &lt;/ins&gt;امتحان دادند و قبول شدند تا زمانی که در دانشکده مشغول به تحصیل بودند چندین بار به جبهه های نبرد حق علیه باطل اعزام شدند سال 1363 &lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;[[&lt;/ins&gt;لشکر 88 زاهدان&lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;]] &lt;/ins&gt;را برای خدمت انتخاب کردند.بعد از 8 ماه لشکر 88 منتقل منطقه غرب شدند اما چون ایشان در قسمت آموزش &lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;[[&lt;/ins&gt;عقیدتی سیاسی&lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;]] &lt;/ins&gt;بودند مسئولشان گفته بودند که شما به &lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;[[&lt;/ins&gt;خاش&lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;]] &lt;/ins&gt;بروید و همه امکانات هم در اختیار شما می گذاریم اما ایشان گفتند خون من رنگین تر از بقیه نیست اگر برای رفتن به &lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;[[&lt;/ins&gt;جبهه&lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;]] &lt;/ins&gt;قرار باشد از این قسمت بیرون می آیم تا از دیگه عقب نمانم به مسائل شرعی خیلی توجه داشتند آن چند ماهی که در &lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;[[&lt;/ins&gt;زاهدان&lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;]] &lt;/ins&gt;زندگی می کردیم چون ایشان در قسمت آموزشی کار می کردند عصرها در محل کارشان کلاس بود وماشین دنبال ایشان می آمد و با هم می رفتند منزل ما تقریبا بیرون از شهر &lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;[[&lt;/ins&gt;زاهدان&lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;]] &lt;/ins&gt;در جاده ای که به طرف &lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;[[&lt;/ins&gt;خاش&lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;]] &lt;/ins&gt;بود و بچه ها خیلی کوچک بود یک روزی خواستم امتحانشان کنم گفتم وقتی ماشین عصرها دنبال شما می آید من هم با بچه سوار می شوم تا از آن طرف خرید منزل را هم بکنیم اما ایشان گفتند ماشین مال &lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;[[&lt;/ins&gt;بیت المال&lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;]] &lt;/ins&gt;است و این کار ما شخصی واصلاً قبول نکردند بسیار مهربان وخوش اخلاق بودند وهر وقت که برایشان امکان داشت در کارهای منزل کمک می کردند اگر در خانواده مشکلی برای کسی پیش می آمد سعی می کردند با سعه صدر وگذشت مشکل را برطرف کنند با افرادی که کار می کردند خیلی برادرانه و دوستانه برخورد می کردند به طوری که وقتی در &lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;[[&lt;/ins&gt;سنگر&lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;]] &lt;/ins&gt;می نشستند یا عکسهایی که از &lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;[[&lt;/ins&gt;جبهه&lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;]] &lt;/ins&gt;می فرستادند اگر کسی ایشان را نمی شناخت نمی فهمید کدام &lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;[[&lt;/ins&gt;فرمانده&lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;]] &lt;/ins&gt;است کدام &lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;[[&lt;/ins&gt;سرباز&lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;]] &lt;/ins&gt;روحیه &lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;[[&lt;/ins&gt;بسیجی&lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;]] &lt;/ins&gt;داشتند یکی از &lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;[[همرزمان]] شون &lt;/ins&gt;که در روز &lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;[[&lt;/ins&gt;27 تیر 66&lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;]] &lt;/ins&gt;در &lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;[[&lt;/ins&gt;عملیات آزادسازی تپه 402 سومار&lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;]] &lt;/ins&gt;شرکت داشته بعداً تعریف کرده که صبح زود آن روز بعد از نماز صبح ایشان همه را جمع کرده بودند وبرایشان صحبت کردند و گفته بودند این جنگی که ما داریم مثل جنگ &lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;[[&lt;/ins&gt;امام حسین علیه السلام&lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;]] &lt;/ins&gt;و &lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;[[&lt;/ins&gt;یزید&lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;]] &lt;/ins&gt;است در این راه کشته شدن ـ &lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;[[&lt;/ins&gt;اسارت&lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;]] &lt;/ins&gt;ـ &lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;[[&lt;/ins&gt;جانبازی&lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;]] &lt;/ins&gt;و معلولیت هست اگر کسی می دونه که هنوز آمادگی این برنامه ها را ندارد همراه ما نیاید بعد از تمام شدن حرفهایشان خودشان با &lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;[[&lt;/ins&gt;بیسمچی&lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;]] &lt;/ins&gt;جلو در &lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;[[کانال]] ها &lt;/ins&gt;حرکت می کنند وبقیه پشت سرآنها وقتی کمی جلو رفتند کتفشان &lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;[[&lt;/ins&gt;تیر&lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;]] &lt;/ins&gt;می خورد و توسط &lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;[[عراقی]] ها &lt;/ins&gt;محاصره می شوند و از آن به بعد هنوز هیچ خبری از ایشان نداریم و سال 1383 طی نامه ای که از &lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;[[&lt;/ins&gt;تهران&lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;]] &lt;/ins&gt;رسید احراز شهادت شدند و به عنوان &lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;[[&lt;/ins&gt;جاویدالاثر&lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;]] &lt;/ins&gt;یاد ونامشان در دلها زنده مانده است .&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;منبع: سایت شهدای ارتش&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;منبع: سایت شهدای ارتش&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;/table&gt;</summary>
		<author><name>Shams9704</name></author>	</entry>

	<entry>
		<id>https://fa.jahad.ir/index.php?title=%D8%B4%D9%87%DB%8C%D8%AF_%D8%B9%D9%84%DB%8C_%D8%B1%D8%B6%D8%A7_%D8%A7%D8%B4%D8%B1%D9%81_%DA%AF%D9%86%D8%AC%D9%88%DB%8C&amp;diff=6733&amp;oldid=prev</id>
		<title>Birgani97: صفحه‌ای جدید حاوی «شهید   علی رضا اشرف گنجوی تاریخ تولد : 1341/01/25  تاریخ شهادت :  1366/04/27   ==زندگینامه==...» ایجاد کرد</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.jahad.ir/index.php?title=%D8%B4%D9%87%DB%8C%D8%AF_%D8%B9%D9%84%DB%8C_%D8%B1%D8%B6%D8%A7_%D8%A7%D8%B4%D8%B1%D9%81_%DA%AF%D9%86%D8%AC%D9%88%DB%8C&amp;diff=6733&amp;oldid=prev"/>
				<updated>2018-06-20T12:31:23Z</updated>
		
		<summary type="html">&lt;p&gt;صفحه‌ای جدید حاوی «شهید   علی رضا اشرف گنجوی تاریخ تولد : 1341/01/25  تاریخ شهادت :  1366/04/27   ==زندگینامه==...» ایجاد کرد&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;b&gt;صفحهٔ جدید&lt;/b&gt;&lt;/p&gt;&lt;div&gt;شهید   علی رضا اشرف گنجوی&lt;br /&gt;
تاریخ تولد : 1341/01/25 &lt;br /&gt;
تاریخ شهادت :  1366/04/27&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
==زندگینامه==&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
بسم الله الرحمن الرحیم&lt;br /&gt;
علیرضا اشرف گنجویی در فروردین 1341 در خانواده مذهبی به دنیا آمدند به علت شغل پدرشان که ارتشی بودند در مشهد مقدس زندگی می کردند بعد از مدتی به شهر کرمان آمدند ایشان تنها فرزند پسر خانواده بودند دوران تحصیلات را در شهر کرمان در سال 1359 به پایان رساندند به علت علاقه به نظام مقدس جمهوری اسلامی و ارتش جمهوری اسلامی سال 1359 در دانشکده افسری تهران امتحان دادند و قبول شدند تا زمانی که در دانشکده مشغول به تحصیل بودند چندین بار به جبهه های نبرد حق علیه باطل اعزام شدند سال 1363 لشکر 88 زاهدان را برای خدمت انتخاب کردند.بعد از 8 ماه لشکر 88 منتقل منطقه غرب شدند اما چون ایشان در قسمت آموزش عقیدتی سیاسی بودند مسئولشان گفته بودند که شما به خاش بروید و همه امکانات هم در اختیار شما می گذاریم اما ایشان گفتند خون من رنگین تر از بقیه نیست اگر برای رفتن به جبهه قرار باشد از   این قسمت بیرون می آیم تا از دیگه عقب نمانم به مسائل شرعی خیلی توجه داشتند آن چند ماهی که در زاهدان زندگی می کردیم چون ایشان در قسمت آموزشی کار می کردند عصرها در محل کارشان کلاس بود وماشین دنبال ایشان می آمد و با هم می رفتند منزل ما تقریبا بیرون از شهر زاهدان در جاده ای که به طرف خاش بود و بچه ها خیلی کوچک بود یک روزی خواستم امتحانشان کنم گفتم وقتی ماشین عصرها دنبال شما می آید من هم با بچه سوار می شوم تا از آن طرف خرید منزل را هم بکنیم اما ایشان گفتند ماشین مال بیت المال است و این کار ما شخصی واصلاً قبول نکردند بسیار مهربان وخوش اخلاق بودند وهر وقت که برایشان امکان داشت در کارهای منزل کمک می کردند اگر در خانواده مشکلی برای کسی پیش می آمد سعی می کردند با سعه صدر وگذشت مشکل را برطرف کنند با افرادی که کار می کردند خیلی برادرانه و دوستانه برخورد می کردند به طوری که وقتی در سنگر می نشستند یا عکسهایی که از جبهه می فرستادند اگر کسی ایشان را نمی شناخت نمی فهمید کدام فرمانده است کدام سرباز روحیه بسیجی داشتند یکی از همرزمانشون که در روز 27 تیر 66 در عملیات آزادسازی تپه 402 سومار شرکت داشته بعداً تعریف کرده که صبح زود آن روز بعد از نماز صبح ایشان همه را جمع کرده بودند وبرایشان صحبت کردند و گفته بودند این جنگی که ما داریم مثل جنگ امام حسین علیه السلام و یزید است در این راه کشته شدن ـ اسارت ـ جانبازی و معلولیت هست اگر کسی می دونه که هنوز آمادگی این برنامه ها را ندارد همراه ما نیاید بعد از تمام شدن حرفهایشان خودشان با بیسمچی جلو در کانالها حرکت می کنند وبقیه پشت سرآنها وقتی کمی جلو رفتند کتفشان تیر می خورد و توسط عراقیها محاصره می شوند و از آن به بعد هنوز هیچ خبری از ایشان نداریم و سال 1383 طی نامه ای که از تهران رسید احراز شهادت شدند و به عنوان جاویدالاثر یاد ونامشان در دلها زنده مانده است .&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
منبع: سایت شهدای ارتش&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Birgani97</name></author>	</entry>

	</feed>