<?xml version="1.0"?>
<?xml-stylesheet type="text/css" href="https://fa.jahad.ir/skins/common/feed.css?303"?>
<feed xmlns="http://www.w3.org/2005/Atom" xml:lang="fa">
		<id>https://fa.jahad.ir/index.php?action=history&amp;feed=atom&amp;title=%D8%B4%D9%87%DB%8C%D8%AF_%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF_%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86_%D8%AF%D9%88%D8%AF%D8%A7%D9%86%DA%AF%D9%87</id>
		<title>شهید محمد حسین دودانگه - تاریخچهٔ ویرایش‌ها</title>
		<link rel="self" type="application/atom+xml" href="https://fa.jahad.ir/index.php?action=history&amp;feed=atom&amp;title=%D8%B4%D9%87%DB%8C%D8%AF_%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF_%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86_%D8%AF%D9%88%D8%AF%D8%A7%D9%86%DA%AF%D9%87"/>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.jahad.ir/index.php?title=%D8%B4%D9%87%DB%8C%D8%AF_%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF_%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86_%D8%AF%D9%88%D8%AF%D8%A7%D9%86%DA%AF%D9%87&amp;action=history"/>
		<updated>2026-06-14T05:06:30Z</updated>
		<subtitle>تاریخچهٔ ویرایش‌های این صفحه در ویکی</subtitle>
		<generator>MediaWiki 1.23.5</generator>

	<entry>
		<id>https://fa.jahad.ir/index.php?title=%D8%B4%D9%87%DB%8C%D8%AF_%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF_%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86_%D8%AF%D9%88%D8%AF%D8%A7%D9%86%DA%AF%D9%87&amp;diff=87116&amp;oldid=prev</id>
		<title>Jafari9809 در ‏۳ اسفند ۱۳۹۸، ساعت ۲۰:۰۷</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.jahad.ir/index.php?title=%D8%B4%D9%87%DB%8C%D8%AF_%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF_%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86_%D8%AF%D9%88%D8%AF%D8%A7%D9%86%DA%AF%D9%87&amp;diff=87116&amp;oldid=prev"/>
				<updated>2020-02-22T20:07:53Z</updated>
		
		<summary type="html">&lt;p&gt;&lt;/p&gt;
&lt;table class='diff diff-contentalign-right'&gt;
				&lt;col class='diff-marker' /&gt;
				&lt;col class='diff-content' /&gt;
				&lt;col class='diff-marker' /&gt;
				&lt;col class='diff-content' /&gt;
				&lt;tr style='vertical-align: top;'&gt;
				&lt;td colspan='2' style=&quot;background-color: white; color:black; text-align: center;&quot;&gt;→ نسخهٔ قدیمی‌تر&lt;/td&gt;
				&lt;td colspan='2' style=&quot;background-color: white; color:black; text-align: center;&quot;&gt;نسخهٔ ‏۳ اسفند ۱۳۹۸، ساعت ۲۰:۰۷&lt;/td&gt;
				&lt;/tr&gt;&lt;tr&gt;&lt;td colspan=&quot;2&quot; class=&quot;diff-lineno&quot;&gt;سطر ۶:&lt;/td&gt;
&lt;td colspan=&quot;2&quot; class=&quot;diff-lineno&quot;&gt;سطر ۶:&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;دودانگه، محمدحسین: بیستم فروردین ۱۳۴۱، در شهر قزوین به دنیا آمد. پدرش حسن، کشاورز بود و مادرش خدیجه نام داشت. تا پایان دوره متوسطه در رشته انسانی درس خواند و دیپلم گرفت. به عنوان سرباز ژاندارمری خدمت می‌کرد. دوازدهم فروردین ۱۳۶۲، در بوکان هنگام درگیری با گروه‌های ضدانقلاب بر اثر اصابت گلوله، شهید شد. مزار او در گلزار شهدای زادگاهش واقع است.&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;دودانگه، محمدحسین: بیستم فروردین ۱۳۴۱، در شهر قزوین به دنیا آمد. پدرش حسن، کشاورز بود و مادرش خدیجه نام داشت. تا پایان دوره متوسطه در رشته انسانی درس خواند و دیپلم گرفت. به عنوان سرباز ژاندارمری خدمت می‌کرد. دوازدهم فروردین ۱۳۶۲، در بوکان هنگام درگیری با گروه‌های ضدانقلاب بر اثر اصابت گلوله، شهید شد. مزار او در گلزار شهدای زادگاهش واقع است.&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;==وصیت نامه==&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;==وصیت نامه==&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;−&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color:black; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #ffe49c; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;شهید، محمد حسین دودانگه: به نام خداوند قادر، قهار، جبار، عادل، بخشنده و مهربان و به نام نامی حضرت محمد(ص)، خاتم پیغمبران و به نام مهدی موعود، امام زمان(عج) و به نام بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران، امام خمینی، وصیت نامه خودم را شروع می کنم. پدر و مادر عزیزم! من مدت ها بود آرزوی رفتن به جبهه داشتم تا این که امروز -۲۴/۱۰/۶۱- این توفیق نصیبم شد. من حالا در خودم کمی احساس آرامش می کنم و از عذاب وجدانم کمی آسوده گشته ام؛ زیرا هر وقت شهید و یا مجروحی را -در هر جا، چه در منطقه و چه در شهر- می دیدم، به خود می گفتم: چرا من نباشم؟ مگر خون من از خون آنان رنگین تر است؟ نه، نیست؛ بلکه آن ها ایمان کامل دارند و من در خودم احساس ضعف می کردم، تا این که امروز توانستم -به حول و قوه الهی- این ضعف را از بین ببرم و آماده جنگ در راه اسلام و جمهوری نوپای اسلامی بشوم و بتوانم جان –ناقابل- خود را فدای اسلام و امام خمینی و ایران عزیزمان بنمایم؛ شاید خون من مورد قبول درگاه حق قرار گیرد. پدر و مادر عزیزم! تا دیروز داشتن فرزندی چون من برای شما و ایران ارزشی نداشت؛ اما شاید امروز بتواند برای شما و ایران ارزشی داشته باشد. من می روم به جبهه ها تا علیه صدام، منافقین و وطن فروشان داخلی بجنگم، تا آنان را از بین ببرم و یا خود فدا شوم و قطرات خونم در جبهه های جنگ بر خاک سرزمین قهرمان پرور ایران ریخته شود و از آن لاله ای بروید. پدر و مادر دلبندم! آن قدر هیجان زده و خوشحالم که نمی توانم دُرست بنویسم؛ زیرا چون مرغی می مانم که می خواهد خود را به آشیانش برساند و هر چه زودتر به مقصد برسد. من هم دیوانه وار عاشق رفتن به جبهه هستم و اکنون زمان برای من خیلی طولانی شده و نمی دانم چرا زودگذر نیست. پدر و مادر عزیزم! من در دوران زندگی ام نتوانستم جبران زحمات شما را بنمایم و می دانم که شما حق بسیار بزرگی بر گردن من دارید. از شما در این جا حلالیت می طلبم و اگر به خواست خدا شهادت نصیب من گردید، از شما و برادرانم خواهش می کنم برای من گریه و زاری نکنید؛ زیرا با گریه کردن شما، دشمن شاد می شود. من می دانم که فرزند بزرگ تر شما هستم و شما زیاد ناراحت می شوید؛ ولی هر موقع ناراحت شدید، این آیه را به یاد بیاورید: «الا بذکر الله تطمئن القلوب» (رعد/۲۸). اگر خواستید برای من گریه و عزاداری کنید، برای شهیدان کربلا و برای گلگون کفنان به خون خفته ایران گریه و عزاداری کنید. در آخر از همه فامیل ها می خواهم اگر اسائه ادبی نسبت به آنان کرده ام، مرا مورد عفو و بخشش خود قرار بدهند. از همه شما خواستارم و به برادرانم نیز توصیه می کنم که بعد از شهید شدن من، راه مرا ادامه دهند تا شاید آن ها هم به شکلی به اسلام، ایران عزیز و مردم رنج کشیده و مستضعف آن کمک کنند. امیدوارم همه یار و یاور خمینی بزرگ باشید و همواره در هر جا هستید، انقلاب را یاری نمایید تا انقلاب عظیم ما -به حول و قوه خدا- به پیروزی کامل برسد تا آن را به صاحب اصلی اش -امام زمان(عج) - تحویل دهیم.۱ (۱۳۰۰۳۳۶) سرباز ژاندارمری جمهوری اسلامی ایران محمدحسین دودانگه&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;+&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color:black; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #a3d3ff; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;شهید، محمد حسین دودانگه: به نام خداوند قادر، قهار، جبار، عادل، بخشنده و مهربان و به نام نامی حضرت محمد(ص)، خاتم پیغمبران و به نام مهدی موعود، امام زمان(عج) و به نام بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران، امام خمینی، وصیت نامه خودم را شروع می کنم. پدر و مادر عزیزم! من مدت ها بود آرزوی رفتن به جبهه داشتم تا این که امروز -۲۴/۱۰/۶۱- این توفیق نصیبم شد. من حالا در خودم کمی احساس آرامش می کنم و از عذاب وجدانم کمی آسوده گشته ام؛ زیرا هر وقت شهید و یا مجروحی را -در هر جا، چه در منطقه و چه در شهر- می دیدم، به خود می گفتم: چرا من نباشم؟ مگر خون من از خون آنان رنگین تر است؟ نه، نیست؛ بلکه آن ها ایمان کامل دارند و من در خودم احساس ضعف می کردم، تا این که امروز توانستم -به حول و قوه الهی- این ضعف را از بین ببرم و آماده جنگ در راه اسلام و جمهوری نوپای اسلامی بشوم و بتوانم جان –ناقابل- خود را فدای اسلام و امام خمینی و ایران عزیزمان بنمایم؛ شاید خون من مورد قبول درگاه حق قرار گیرد. پدر و مادر عزیزم! تا دیروز داشتن فرزندی چون من برای شما و ایران ارزشی نداشت؛ اما شاید امروز بتواند برای شما و ایران ارزشی داشته باشد. من می روم به جبهه ها تا علیه صدام، منافقین و وطن فروشان داخلی بجنگم، تا آنان را از بین ببرم و یا خود فدا شوم و قطرات خونم در جبهه های جنگ بر خاک سرزمین قهرمان پرور ایران ریخته شود و از آن لاله ای بروید. پدر و مادر دلبندم! آن قدر هیجان زده و خوشحالم که نمی توانم دُرست بنویسم؛ زیرا چون مرغی می مانم که می خواهد خود را به آشیانش برساند و هر چه زودتر به مقصد برسد. من هم دیوانه وار عاشق رفتن به جبهه هستم و اکنون زمان برای من خیلی طولانی شده و نمی دانم چرا زودگذر نیست. پدر و مادر عزیزم! من در دوران زندگی ام نتوانستم جبران زحمات شما را بنمایم و می دانم که شما حق بسیار بزرگی بر گردن من دارید. از شما در این جا حلالیت می طلبم و اگر به خواست خدا شهادت نصیب من گردید، از شما و برادرانم خواهش می کنم برای من گریه و زاری نکنید؛ زیرا با گریه کردن شما، دشمن شاد می شود. من می دانم که فرزند بزرگ تر شما هستم و شما زیاد ناراحت می شوید؛ ولی هر موقع ناراحت شدید، این آیه را به یاد بیاورید: «الا بذکر الله تطمئن القلوب» (رعد/۲۸). اگر خواستید برای من گریه و عزاداری کنید، برای شهیدان کربلا و برای گلگون کفنان به خون خفته ایران گریه و عزاداری کنید. در آخر از همه فامیل ها می خواهم اگر اسائه ادبی نسبت به آنان کرده ام، مرا مورد عفو و بخشش خود قرار بدهند. از همه شما خواستارم و به برادرانم نیز توصیه می کنم که بعد از شهید شدن من، راه مرا ادامه دهند تا شاید آن ها هم به شکلی به اسلام، ایران عزیز و مردم رنج کشیده و مستضعف آن کمک کنند. امیدوارم همه یار و یاور خمینی بزرگ باشید و همواره در هر جا هستید، انقلاب را یاری نمایید تا انقلاب عظیم ما -به حول و قوه خدا- به پیروزی کامل برسد تا آن را به صاحب اصلی اش -امام زمان(عج) - تحویل دهیم.۱ (۱۳۰۰۳۳۶) سرباز ژاندارمری جمهوری اسلامی ایران محمدحسین دودانگه&lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;&amp;lt;ref&amp;gt;[http://khatesorkh.ir/index.php?martyr_id=1135 سایت خط سرخ]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;/ins&gt;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;==نگارخانه تصاویر==&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;==نگارخانه تصاویر==&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;&amp;lt;gallery&amp;gt;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;&amp;lt;gallery&amp;gt;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;−&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color:black; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #ffe49c; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;Image:&lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;2944&lt;/del&gt;.jpg&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;+&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color:black; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #a3d3ff; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;Image:&lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;شهید محمد حسین دودانگه1&lt;/ins&gt;.jpg&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;−&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color:black; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #ffe49c; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;Image:&lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;2941&lt;/del&gt;.jpg&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;+&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color:black; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #a3d3ff; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;Image:&lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;شهید محمد حسین دودانگه2&lt;/ins&gt;.jpg&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;−&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color:black; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #ffe49c; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;Image:&lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;min-picture (5)&lt;/del&gt;.jpg&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;+&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color:black; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #a3d3ff; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;Image:&lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;شهید محمد حسین دودانگه3.jpg&lt;/ins&gt;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td colspan=&quot;2&quot;&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;+&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color:black; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #a3d3ff; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;&lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;Image:شهید محمد حسین دودانگه4.jpg&lt;/ins&gt;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td colspan=&quot;2&quot;&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;+&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color:black; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #a3d3ff; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;&lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;Image:شهید محمد حسین دودانگه5.jpg&lt;/ins&gt;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td colspan=&quot;2&quot;&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;+&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color:black; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #a3d3ff; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;&lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;Image:شهید محمد حسین دودانگه6.jpg&lt;/ins&gt;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td colspan=&quot;2&quot;&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;+&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color:black; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #a3d3ff; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;&lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;Image:شهید محمد حسین دودانگه7.jpg&lt;/ins&gt;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td colspan=&quot;2&quot;&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;+&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color:black; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #a3d3ff; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;&lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;Image:شهید محمد حسین دودانگه&lt;/ins&gt;.jpg&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;&amp;lt;/gallery&amp;gt;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;&amp;lt;/gallery&amp;gt;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;−&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color:black; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #ffe49c; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;&lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;منبع:سایت خط سرخ&lt;/del&gt;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;+&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color:black; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #a3d3ff; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;&amp;#160;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;−&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color:black; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #ffe49c; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;&lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;http://khatesorkh.ir/index.php?martyr_id&lt;/del&gt;=&lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;1135&lt;/del&gt;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;+&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color:black; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #a3d3ff; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;=&lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;=پانویس==&lt;/ins&gt;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td colspan=&quot;2&quot;&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;+&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color:black; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #a3d3ff; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;&lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;&amp;lt;references /&amp;gt;&lt;/ins&gt;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;/table&gt;</summary>
		<author><name>Jafari9809</name></author>	</entry>

	<entry>
		<id>https://fa.jahad.ir/index.php?title=%D8%B4%D9%87%DB%8C%D8%AF_%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF_%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86_%D8%AF%D9%88%D8%AF%D8%A7%D9%86%DA%AF%D9%87&amp;diff=69364&amp;oldid=prev</id>
		<title>Kheyri9803: /* وصیت نامه */</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.jahad.ir/index.php?title=%D8%B4%D9%87%DB%8C%D8%AF_%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF_%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86_%D8%AF%D9%88%D8%AF%D8%A7%D9%86%DA%AF%D9%87&amp;diff=69364&amp;oldid=prev"/>
				<updated>2019-10-22T05:40:40Z</updated>
		
		<summary type="html">&lt;p&gt;‏&lt;span dir=&quot;auto&quot;&gt;&lt;span class=&quot;autocomment&quot;&gt;وصیت نامه&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;table class='diff diff-contentalign-right'&gt;
				&lt;col class='diff-marker' /&gt;
				&lt;col class='diff-content' /&gt;
				&lt;col class='diff-marker' /&gt;
				&lt;col class='diff-content' /&gt;
				&lt;tr style='vertical-align: top;'&gt;
				&lt;td colspan='2' style=&quot;background-color: white; color:black; text-align: center;&quot;&gt;→ نسخهٔ قدیمی‌تر&lt;/td&gt;
				&lt;td colspan='2' style=&quot;background-color: white; color:black; text-align: center;&quot;&gt;نسخهٔ ‏۳۰ مهر ۱۳۹۸، ساعت ۰۵:۴۰&lt;/td&gt;
				&lt;/tr&gt;&lt;tr&gt;&lt;td colspan=&quot;2&quot; class=&quot;diff-lineno&quot;&gt;سطر ۷:&lt;/td&gt;
&lt;td colspan=&quot;2&quot; class=&quot;diff-lineno&quot;&gt;سطر ۷:&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;==وصیت نامه==&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;==وصیت نامه==&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;شهید، محمد حسین دودانگه: به نام خداوند قادر، قهار، جبار، عادل، بخشنده و مهربان و به نام نامی حضرت محمد(ص)، خاتم پیغمبران و به نام مهدی موعود، امام زمان(عج) و به نام بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران، امام خمینی، وصیت نامه خودم را شروع می کنم. پدر و مادر عزیزم! من مدت ها بود آرزوی رفتن به جبهه داشتم تا این که امروز -۲۴/۱۰/۶۱- این توفیق نصیبم شد. من حالا در خودم کمی احساس آرامش می کنم و از عذاب وجدانم کمی آسوده گشته ام؛ زیرا هر وقت شهید و یا مجروحی را -در هر جا، چه در منطقه و چه در شهر- می دیدم، به خود می گفتم: چرا من نباشم؟ مگر خون من از خون آنان رنگین تر است؟ نه، نیست؛ بلکه آن ها ایمان کامل دارند و من در خودم احساس ضعف می کردم، تا این که امروز توانستم -به حول و قوه الهی- این ضعف را از بین ببرم و آماده جنگ در راه اسلام و جمهوری نوپای اسلامی بشوم و بتوانم جان –ناقابل- خود را فدای اسلام و امام خمینی و ایران عزیزمان بنمایم؛ شاید خون من مورد قبول درگاه حق قرار گیرد. پدر و مادر عزیزم! تا دیروز داشتن فرزندی چون من برای شما و ایران ارزشی نداشت؛ اما شاید امروز بتواند برای شما و ایران ارزشی داشته باشد. من می روم به جبهه ها تا علیه صدام، منافقین و وطن فروشان داخلی بجنگم، تا آنان را از بین ببرم و یا خود فدا شوم و قطرات خونم در جبهه های جنگ بر خاک سرزمین قهرمان پرور ایران ریخته شود و از آن لاله ای بروید. پدر و مادر دلبندم! آن قدر هیجان زده و خوشحالم که نمی توانم دُرست بنویسم؛ زیرا چون مرغی می مانم که می خواهد خود را به آشیانش برساند و هر چه زودتر به مقصد برسد. من هم دیوانه وار عاشق رفتن به جبهه هستم و اکنون زمان برای من خیلی طولانی شده و نمی دانم چرا زودگذر نیست. پدر و مادر عزیزم! من در دوران زندگی ام نتوانستم جبران زحمات شما را بنمایم و می دانم که شما حق بسیار بزرگی بر گردن من دارید. از شما در این جا حلالیت می طلبم و اگر به خواست خدا شهادت نصیب من گردید، از شما و برادرانم خواهش می کنم برای من گریه و زاری نکنید؛ زیرا با گریه کردن شما، دشمن شاد می شود. من می دانم که فرزند بزرگ تر شما هستم و شما زیاد ناراحت می شوید؛ ولی هر موقع ناراحت شدید، این آیه را به یاد بیاورید: «الا بذکر الله تطمئن القلوب» (رعد/۲۸). اگر خواستید برای من گریه و عزاداری کنید، برای شهیدان کربلا و برای گلگون کفنان به خون خفته ایران گریه و عزاداری کنید. در آخر از همه فامیل ها می خواهم اگر اسائه ادبی نسبت به آنان کرده ام، مرا مورد عفو و بخشش خود قرار بدهند. از همه شما خواستارم و به برادرانم نیز توصیه می کنم که بعد از شهید شدن من، راه مرا ادامه دهند تا شاید آن ها هم به شکلی به اسلام، ایران عزیز و مردم رنج کشیده و مستضعف آن کمک کنند. امیدوارم همه یار و یاور خمینی بزرگ باشید و همواره در هر جا هستید، انقلاب را یاری نمایید تا انقلاب عظیم ما -به حول و قوه خدا- به پیروزی کامل برسد تا آن را به صاحب اصلی اش -امام زمان(عج) - تحویل دهیم.۱ (۱۳۰۰۳۳۶) سرباز ژاندارمری جمهوری اسلامی ایران محمدحسین دودانگه&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;شهید، محمد حسین دودانگه: به نام خداوند قادر، قهار، جبار، عادل، بخشنده و مهربان و به نام نامی حضرت محمد(ص)، خاتم پیغمبران و به نام مهدی موعود، امام زمان(عج) و به نام بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران، امام خمینی، وصیت نامه خودم را شروع می کنم. پدر و مادر عزیزم! من مدت ها بود آرزوی رفتن به جبهه داشتم تا این که امروز -۲۴/۱۰/۶۱- این توفیق نصیبم شد. من حالا در خودم کمی احساس آرامش می کنم و از عذاب وجدانم کمی آسوده گشته ام؛ زیرا هر وقت شهید و یا مجروحی را -در هر جا، چه در منطقه و چه در شهر- می دیدم، به خود می گفتم: چرا من نباشم؟ مگر خون من از خون آنان رنگین تر است؟ نه، نیست؛ بلکه آن ها ایمان کامل دارند و من در خودم احساس ضعف می کردم، تا این که امروز توانستم -به حول و قوه الهی- این ضعف را از بین ببرم و آماده جنگ در راه اسلام و جمهوری نوپای اسلامی بشوم و بتوانم جان –ناقابل- خود را فدای اسلام و امام خمینی و ایران عزیزمان بنمایم؛ شاید خون من مورد قبول درگاه حق قرار گیرد. پدر و مادر عزیزم! تا دیروز داشتن فرزندی چون من برای شما و ایران ارزشی نداشت؛ اما شاید امروز بتواند برای شما و ایران ارزشی داشته باشد. من می روم به جبهه ها تا علیه صدام، منافقین و وطن فروشان داخلی بجنگم، تا آنان را از بین ببرم و یا خود فدا شوم و قطرات خونم در جبهه های جنگ بر خاک سرزمین قهرمان پرور ایران ریخته شود و از آن لاله ای بروید. پدر و مادر دلبندم! آن قدر هیجان زده و خوشحالم که نمی توانم دُرست بنویسم؛ زیرا چون مرغی می مانم که می خواهد خود را به آشیانش برساند و هر چه زودتر به مقصد برسد. من هم دیوانه وار عاشق رفتن به جبهه هستم و اکنون زمان برای من خیلی طولانی شده و نمی دانم چرا زودگذر نیست. پدر و مادر عزیزم! من در دوران زندگی ام نتوانستم جبران زحمات شما را بنمایم و می دانم که شما حق بسیار بزرگی بر گردن من دارید. از شما در این جا حلالیت می طلبم و اگر به خواست خدا شهادت نصیب من گردید، از شما و برادرانم خواهش می کنم برای من گریه و زاری نکنید؛ زیرا با گریه کردن شما، دشمن شاد می شود. من می دانم که فرزند بزرگ تر شما هستم و شما زیاد ناراحت می شوید؛ ولی هر موقع ناراحت شدید، این آیه را به یاد بیاورید: «الا بذکر الله تطمئن القلوب» (رعد/۲۸). اگر خواستید برای من گریه و عزاداری کنید، برای شهیدان کربلا و برای گلگون کفنان به خون خفته ایران گریه و عزاداری کنید. در آخر از همه فامیل ها می خواهم اگر اسائه ادبی نسبت به آنان کرده ام، مرا مورد عفو و بخشش خود قرار بدهند. از همه شما خواستارم و به برادرانم نیز توصیه می کنم که بعد از شهید شدن من، راه مرا ادامه دهند تا شاید آن ها هم به شکلی به اسلام، ایران عزیز و مردم رنج کشیده و مستضعف آن کمک کنند. امیدوارم همه یار و یاور خمینی بزرگ باشید و همواره در هر جا هستید، انقلاب را یاری نمایید تا انقلاب عظیم ما -به حول و قوه خدا- به پیروزی کامل برسد تا آن را به صاحب اصلی اش -امام زمان(عج) - تحویل دهیم.۱ (۱۳۰۰۳۳۶) سرباز ژاندارمری جمهوری اسلامی ایران محمدحسین دودانگه&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td colspan=&quot;2&quot;&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;+&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color:black; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #a3d3ff; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;&lt;ins style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;==نگارخانه تصاویر==&lt;/ins&gt;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td colspan=&quot;2&quot;&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;+&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color:black; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #a3d3ff; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;&lt;ins style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;&amp;lt;gallery&amp;gt;&lt;/ins&gt;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td colspan=&quot;2&quot;&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;+&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color:black; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #a3d3ff; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;&lt;ins style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;&lt;/ins&gt;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td colspan=&quot;2&quot;&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;+&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color:black; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #a3d3ff; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;&lt;ins style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;Image:2944.jpg&lt;/ins&gt;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td colspan=&quot;2&quot;&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;+&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color:black; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #a3d3ff; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;&lt;ins style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;Image:2941.jpg&lt;/ins&gt;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td colspan=&quot;2&quot;&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;+&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color:black; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #a3d3ff; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;&lt;ins style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;Image:min-picture (5).jpg&lt;/ins&gt;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td colspan=&quot;2&quot;&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;+&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color:black; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #a3d3ff; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;&lt;ins style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;&lt;/ins&gt;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td colspan=&quot;2&quot;&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;+&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color:black; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #a3d3ff; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;&lt;ins style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;&amp;lt;/gallery&amp;gt;&lt;/ins&gt;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td colspan=&quot;2&quot;&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;+&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color:black; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #a3d3ff; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;&lt;ins style=&quot;font-weight: bold; text-decoration: none;&quot;&gt;&lt;/ins&gt;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;منبع:سایت خط سرخ&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;منبع:سایت خط سرخ&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;http://khatesorkh.ir/index.php?martyr_id=1135&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;http://khatesorkh.ir/index.php?martyr_id=1135&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;/table&gt;</summary>
		<author><name>Kheyri9803</name></author>	</entry>

	<entry>
		<id>https://fa.jahad.ir/index.php?title=%D8%B4%D9%87%DB%8C%D8%AF_%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF_%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86_%D8%AF%D9%88%D8%AF%D8%A7%D9%86%DA%AF%D9%87&amp;diff=43265&amp;oldid=prev</id>
		<title>Bazi9802 در ‏۲۹ مرداد ۱۳۹۸، ساعت ۰۶:۰۳</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.jahad.ir/index.php?title=%D8%B4%D9%87%DB%8C%D8%AF_%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF_%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86_%D8%AF%D9%88%D8%AF%D8%A7%D9%86%DA%AF%D9%87&amp;diff=43265&amp;oldid=prev"/>
				<updated>2019-08-20T06:03:24Z</updated>
		
		<summary type="html">&lt;p&gt;&lt;/p&gt;
&lt;table class='diff diff-contentalign-right'&gt;
				&lt;col class='diff-marker' /&gt;
				&lt;col class='diff-content' /&gt;
				&lt;col class='diff-marker' /&gt;
				&lt;col class='diff-content' /&gt;
				&lt;tr style='vertical-align: top;'&gt;
				&lt;td colspan='2' style=&quot;background-color: white; color:black; text-align: center;&quot;&gt;→ نسخهٔ قدیمی‌تر&lt;/td&gt;
				&lt;td colspan='2' style=&quot;background-color: white; color:black; text-align: center;&quot;&gt;نسخهٔ ‏۲۹ مرداد ۱۳۹۸، ساعت ۰۶:۰۳&lt;/td&gt;
				&lt;/tr&gt;&lt;tr&gt;&lt;td colspan=&quot;2&quot; class=&quot;diff-lineno&quot;&gt;سطر ۳:&lt;/td&gt;
&lt;td colspan=&quot;2&quot; class=&quot;diff-lineno&quot;&gt;سطر ۳:&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;تاریخ شهادت :1362/01/12&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;تاریخ شهادت :1362/01/12&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;&amp;#160; &amp;#160;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;&amp;#160; &amp;#160;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;−&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color:black; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #ffe49c; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;==&lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;زندگینامه&lt;/del&gt;==&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;+&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color:black; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #a3d3ff; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;==&lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;زندگی نامه&lt;/ins&gt;==&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;دودانگه، محمدحسین: بیستم فروردین ۱۳۴۱، در شهر قزوین به دنیا آمد. پدرش حسن، کشاورز بود و مادرش خدیجه نام داشت. تا پایان دوره متوسطه در رشته انسانی درس خواند و دیپلم گرفت. به عنوان سرباز ژاندارمری خدمت می‌کرد. دوازدهم فروردین ۱۳۶۲، در بوکان هنگام درگیری با گروه‌های ضدانقلاب بر اثر اصابت گلوله، شهید شد. مزار او در گلزار شهدای زادگاهش واقع است.&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;دودانگه، محمدحسین: بیستم فروردین ۱۳۴۱، در شهر قزوین به دنیا آمد. پدرش حسن، کشاورز بود و مادرش خدیجه نام داشت. تا پایان دوره متوسطه در رشته انسانی درس خواند و دیپلم گرفت. به عنوان سرباز ژاندارمری خدمت می‌کرد. دوازدهم فروردین ۱۳۶۲، در بوکان هنگام درگیری با گروه‌های ضدانقلاب بر اثر اصابت گلوله، شهید شد. مزار او در گلزار شهدای زادگاهش واقع است.&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;−&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color:black; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #ffe49c; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;==&lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;وصیتنامه&lt;/del&gt;==&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;+&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color:black; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #a3d3ff; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;==&lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;وصیت نامه&lt;/ins&gt;==&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;شهید، محمد حسین دودانگه: به نام خداوند قادر، قهار، جبار، عادل، بخشنده و مهربان و به نام نامی حضرت محمد(ص)، خاتم پیغمبران و به نام مهدی موعود، امام زمان(عج) و به نام بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران، امام خمینی، وصیت نامه خودم را شروع می کنم. پدر و مادر عزیزم! من مدت ها بود آرزوی رفتن به جبهه داشتم تا این که امروز -۲۴/۱۰/۶۱- این توفیق نصیبم شد. من حالا در خودم کمی احساس آرامش می کنم و از عذاب وجدانم کمی آسوده گشته ام؛ زیرا هر وقت شهید و یا مجروحی را -در هر جا، چه در منطقه و چه در شهر- می دیدم، به خود می گفتم: چرا من نباشم؟ مگر خون من از خون آنان رنگین تر است؟ نه، نیست؛ بلکه آن ها ایمان کامل دارند و من در خودم احساس ضعف می کردم، تا این که امروز توانستم -به حول و قوه الهی- این ضعف را از بین ببرم و آماده جنگ در راه اسلام و جمهوری نوپای اسلامی بشوم و بتوانم جان –ناقابل- خود را فدای اسلام و امام خمینی و ایران عزیزمان بنمایم؛ شاید خون من مورد قبول درگاه حق قرار گیرد. پدر و مادر عزیزم! تا دیروز داشتن فرزندی چون من برای شما و ایران ارزشی نداشت؛ اما شاید امروز بتواند برای شما و ایران ارزشی داشته باشد. من می روم به جبهه ها تا علیه صدام، منافقین و وطن فروشان داخلی بجنگم، تا آنان را از بین ببرم و یا خود فدا شوم و قطرات خونم در جبهه های جنگ بر خاک سرزمین قهرمان پرور ایران ریخته شود و از آن لاله ای بروید. پدر و مادر دلبندم! آن قدر هیجان زده و خوشحالم که نمی توانم دُرست بنویسم؛ زیرا چون مرغی می مانم که می خواهد خود را به آشیانش برساند و هر چه زودتر به مقصد برسد. من هم دیوانه وار عاشق رفتن به جبهه هستم و اکنون زمان برای من خیلی طولانی شده و نمی دانم چرا زودگذر نیست. پدر و مادر عزیزم! من در دوران زندگی ام نتوانستم جبران زحمات شما را بنمایم و می دانم که شما حق بسیار بزرگی بر گردن من دارید. از شما در این جا حلالیت می طلبم و اگر به خواست خدا شهادت نصیب من گردید، از شما و برادرانم خواهش می کنم برای من گریه و زاری نکنید؛ زیرا با گریه کردن شما، دشمن شاد می شود. من می دانم که فرزند بزرگ تر شما هستم و شما زیاد ناراحت می شوید؛ ولی هر موقع ناراحت شدید، این آیه را به یاد بیاورید: «الا بذکر الله تطمئن القلوب» (رعد/۲۸). اگر خواستید برای من گریه و عزاداری کنید، برای شهیدان کربلا و برای گلگون کفنان به خون خفته ایران گریه و عزاداری کنید. در آخر از همه فامیل ها می خواهم اگر اسائه ادبی نسبت به آنان کرده ام، مرا مورد عفو و بخشش خود قرار بدهند. از همه شما خواستارم و به برادرانم نیز توصیه می کنم که بعد از شهید شدن من، راه مرا ادامه دهند تا شاید آن ها هم به شکلی به اسلام، ایران عزیز و مردم رنج کشیده و مستضعف آن کمک کنند. امیدوارم همه یار و یاور خمینی بزرگ باشید و همواره در هر جا هستید، انقلاب را یاری نمایید تا انقلاب عظیم ما -به حول و قوه خدا- به پیروزی کامل برسد تا آن را به صاحب اصلی اش -امام زمان(عج) - تحویل دهیم.۱ (۱۳۰۰۳۳۶) سرباز ژاندارمری جمهوری اسلامی ایران محمدحسین دودانگه&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;شهید، محمد حسین دودانگه: به نام خداوند قادر، قهار، جبار، عادل، بخشنده و مهربان و به نام نامی حضرت محمد(ص)، خاتم پیغمبران و به نام مهدی موعود، امام زمان(عج) و به نام بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران، امام خمینی، وصیت نامه خودم را شروع می کنم. پدر و مادر عزیزم! من مدت ها بود آرزوی رفتن به جبهه داشتم تا این که امروز -۲۴/۱۰/۶۱- این توفیق نصیبم شد. من حالا در خودم کمی احساس آرامش می کنم و از عذاب وجدانم کمی آسوده گشته ام؛ زیرا هر وقت شهید و یا مجروحی را -در هر جا، چه در منطقه و چه در شهر- می دیدم، به خود می گفتم: چرا من نباشم؟ مگر خون من از خون آنان رنگین تر است؟ نه، نیست؛ بلکه آن ها ایمان کامل دارند و من در خودم احساس ضعف می کردم، تا این که امروز توانستم -به حول و قوه الهی- این ضعف را از بین ببرم و آماده جنگ در راه اسلام و جمهوری نوپای اسلامی بشوم و بتوانم جان –ناقابل- خود را فدای اسلام و امام خمینی و ایران عزیزمان بنمایم؛ شاید خون من مورد قبول درگاه حق قرار گیرد. پدر و مادر عزیزم! تا دیروز داشتن فرزندی چون من برای شما و ایران ارزشی نداشت؛ اما شاید امروز بتواند برای شما و ایران ارزشی داشته باشد. من می روم به جبهه ها تا علیه صدام، منافقین و وطن فروشان داخلی بجنگم، تا آنان را از بین ببرم و یا خود فدا شوم و قطرات خونم در جبهه های جنگ بر خاک سرزمین قهرمان پرور ایران ریخته شود و از آن لاله ای بروید. پدر و مادر دلبندم! آن قدر هیجان زده و خوشحالم که نمی توانم دُرست بنویسم؛ زیرا چون مرغی می مانم که می خواهد خود را به آشیانش برساند و هر چه زودتر به مقصد برسد. من هم دیوانه وار عاشق رفتن به جبهه هستم و اکنون زمان برای من خیلی طولانی شده و نمی دانم چرا زودگذر نیست. پدر و مادر عزیزم! من در دوران زندگی ام نتوانستم جبران زحمات شما را بنمایم و می دانم که شما حق بسیار بزرگی بر گردن من دارید. از شما در این جا حلالیت می طلبم و اگر به خواست خدا شهادت نصیب من گردید، از شما و برادرانم خواهش می کنم برای من گریه و زاری نکنید؛ زیرا با گریه کردن شما، دشمن شاد می شود. من می دانم که فرزند بزرگ تر شما هستم و شما زیاد ناراحت می شوید؛ ولی هر موقع ناراحت شدید، این آیه را به یاد بیاورید: «الا بذکر الله تطمئن القلوب» (رعد/۲۸). اگر خواستید برای من گریه و عزاداری کنید، برای شهیدان کربلا و برای گلگون کفنان به خون خفته ایران گریه و عزاداری کنید. در آخر از همه فامیل ها می خواهم اگر اسائه ادبی نسبت به آنان کرده ام، مرا مورد عفو و بخشش خود قرار بدهند. از همه شما خواستارم و به برادرانم نیز توصیه می کنم که بعد از شهید شدن من، راه مرا ادامه دهند تا شاید آن ها هم به شکلی به اسلام، ایران عزیز و مردم رنج کشیده و مستضعف آن کمک کنند. امیدوارم همه یار و یاور خمینی بزرگ باشید و همواره در هر جا هستید، انقلاب را یاری نمایید تا انقلاب عظیم ما -به حول و قوه خدا- به پیروزی کامل برسد تا آن را به صاحب اصلی اش -امام زمان(عج) - تحویل دهیم.۱ (۱۳۰۰۳۳۶) سرباز ژاندارمری جمهوری اسلامی ایران محمدحسین دودانگه&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;منبع:سایت خط سرخ&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;منبع:سایت خط سرخ&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;http://khatesorkh.ir/index.php?martyr_id=1135&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;http://khatesorkh.ir/index.php?martyr_id=1135&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;/table&gt;</summary>
		<author><name>Bazi9802</name></author>	</entry>

	<entry>
		<id>https://fa.jahad.ir/index.php?title=%D8%B4%D9%87%DB%8C%D8%AF_%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF_%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86_%D8%AF%D9%88%D8%AF%D8%A7%D9%86%DA%AF%D9%87&amp;diff=43240&amp;oldid=prev</id>
		<title>Hoseininasab9802 در ‏۲۸ مرداد ۱۳۹۸، ساعت ۲۱:۵۴</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.jahad.ir/index.php?title=%D8%B4%D9%87%DB%8C%D8%AF_%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF_%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86_%D8%AF%D9%88%D8%AF%D8%A7%D9%86%DA%AF%D9%87&amp;diff=43240&amp;oldid=prev"/>
				<updated>2019-08-19T21:54:02Z</updated>
		
		<summary type="html">&lt;p&gt;&lt;/p&gt;
&lt;table class='diff diff-contentalign-right'&gt;
				&lt;col class='diff-marker' /&gt;
				&lt;col class='diff-content' /&gt;
				&lt;col class='diff-marker' /&gt;
				&lt;col class='diff-content' /&gt;
				&lt;tr style='vertical-align: top;'&gt;
				&lt;td colspan='2' style=&quot;background-color: white; color:black; text-align: center;&quot;&gt;→ نسخهٔ قدیمی‌تر&lt;/td&gt;
				&lt;td colspan='2' style=&quot;background-color: white; color:black; text-align: center;&quot;&gt;نسخهٔ ‏۲۸ مرداد ۱۳۹۸، ساعت ۲۱:۵۴&lt;/td&gt;
				&lt;/tr&gt;&lt;tr&gt;&lt;td colspan=&quot;2&quot; class=&quot;diff-lineno&quot;&gt;سطر ۳:&lt;/td&gt;
&lt;td colspan=&quot;2&quot; class=&quot;diff-lineno&quot;&gt;سطر ۳:&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;تاریخ شهادت :1362/01/12&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;تاریخ شهادت :1362/01/12&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;&amp;#160; &amp;#160;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;&amp;#160; &amp;#160;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;−&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color:black; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #ffe49c; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;زندگینامه &lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;:&lt;/del&gt;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;+&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color:black; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #a3d3ff; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;&lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;==&lt;/ins&gt;زندگینامه&lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;==&lt;/ins&gt;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;دودانگه، محمدحسین: بیستم فروردین ۱۳۴۱، در شهر قزوین به دنیا آمد. پدرش حسن، کشاورز بود و مادرش خدیجه نام داشت. تا پایان دوره متوسطه در رشته انسانی درس خواند و دیپلم گرفت. به عنوان سرباز ژاندارمری خدمت می‌کرد. دوازدهم فروردین ۱۳۶۲، در بوکان هنگام درگیری با گروه‌های ضدانقلاب بر اثر اصابت گلوله، شهید شد. مزار او در گلزار شهدای زادگاهش واقع است.&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;دودانگه، محمدحسین: بیستم فروردین ۱۳۴۱، در شهر قزوین به دنیا آمد. پدرش حسن، کشاورز بود و مادرش خدیجه نام داشت. تا پایان دوره متوسطه در رشته انسانی درس خواند و دیپلم گرفت. به عنوان سرباز ژاندارمری خدمت می‌کرد. دوازدهم فروردین ۱۳۶۲، در بوکان هنگام درگیری با گروه‌های ضدانقلاب بر اثر اصابت گلوله، شهید شد. مزار او در گلزار شهدای زادگاهش واقع است.&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;−&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color:black; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #ffe49c; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;وصیتنامه &lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;:&lt;/del&gt;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;+&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color:black; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #a3d3ff; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;&lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;==&lt;/ins&gt;وصیتنامه&lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;==&lt;/ins&gt;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;شهید، محمد حسین دودانگه: به نام خداوند قادر، قهار، جبار، عادل، بخشنده و مهربان و به نام نامی حضرت محمد(ص)، خاتم پیغمبران و به نام مهدی موعود، امام زمان(عج) و به نام بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران، امام خمینی، وصیت نامه خودم را شروع می کنم. پدر و مادر عزیزم! من مدت ها بود آرزوی رفتن به جبهه داشتم تا این که امروز -۲۴/۱۰/۶۱- این توفیق نصیبم شد. من حالا در خودم کمی احساس آرامش می کنم و از عذاب وجدانم کمی آسوده گشته ام؛ زیرا هر وقت شهید و یا مجروحی را -در هر جا، چه در منطقه و چه در شهر- می دیدم، به خود می گفتم: چرا من نباشم؟ مگر خون من از خون آنان رنگین تر است؟ نه، نیست؛ بلکه آن ها ایمان کامل دارند و من در خودم احساس ضعف می کردم، تا این که امروز توانستم -به حول و قوه الهی- این ضعف را از بین ببرم و آماده جنگ در راه اسلام و جمهوری نوپای اسلامی بشوم و بتوانم جان –ناقابل- خود را فدای اسلام و امام خمینی و ایران عزیزمان بنمایم؛ شاید خون من مورد قبول درگاه حق قرار گیرد. پدر و مادر عزیزم! تا دیروز داشتن فرزندی چون من برای شما و ایران ارزشی نداشت؛ اما شاید امروز بتواند برای شما و ایران ارزشی داشته باشد. من می روم به جبهه ها تا علیه صدام، منافقین و وطن فروشان داخلی بجنگم، تا آنان را از بین ببرم و یا خود فدا شوم و قطرات خونم در جبهه های جنگ بر خاک سرزمین قهرمان پرور ایران ریخته شود و از آن لاله ای بروید. پدر و مادر دلبندم! آن قدر هیجان زده و خوشحالم که نمی توانم دُرست بنویسم؛ زیرا چون مرغی می مانم که می خواهد خود را به آشیانش برساند و هر چه زودتر به مقصد برسد. من هم دیوانه وار عاشق رفتن به جبهه هستم و اکنون زمان برای من خیلی طولانی شده و نمی دانم چرا زودگذر نیست. پدر و مادر عزیزم! من در دوران زندگی ام نتوانستم جبران زحمات شما را بنمایم و می دانم که شما حق بسیار بزرگی بر گردن من دارید. از شما در این جا حلالیت می طلبم و اگر به خواست خدا شهادت نصیب من گردید، از شما و برادرانم خواهش می کنم برای من گریه و زاری نکنید؛ زیرا با گریه کردن شما، دشمن شاد می شود. من می دانم که فرزند بزرگ تر شما هستم و شما زیاد ناراحت می شوید؛ ولی هر موقع ناراحت شدید، این آیه را به یاد بیاورید: «الا بذکر الله تطمئن القلوب» (رعد/۲۸). اگر خواستید برای من گریه و عزاداری کنید، برای شهیدان کربلا و برای گلگون کفنان به خون خفته ایران گریه و عزاداری کنید. در آخر از همه فامیل ها می خواهم اگر اسائه ادبی نسبت به آنان کرده ام، مرا مورد عفو و بخشش خود قرار بدهند. از همه شما خواستارم و به برادرانم نیز توصیه می کنم که بعد از شهید شدن من، راه مرا ادامه دهند تا شاید آن ها هم به شکلی به اسلام، ایران عزیز و مردم رنج کشیده و مستضعف آن کمک کنند. امیدوارم همه یار و یاور خمینی بزرگ باشید و همواره در هر جا هستید، انقلاب را یاری نمایید تا انقلاب عظیم ما -به حول و قوه خدا- به پیروزی کامل برسد تا آن را به صاحب اصلی اش -امام زمان(عج) - تحویل دهیم.۱ (۱۳۰۰۳۳۶) سرباز ژاندارمری جمهوری اسلامی ایران محمدحسین دودانگه&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;شهید، محمد حسین دودانگه: به نام خداوند قادر، قهار، جبار، عادل، بخشنده و مهربان و به نام نامی حضرت محمد(ص)، خاتم پیغمبران و به نام مهدی موعود، امام زمان(عج) و به نام بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران، امام خمینی، وصیت نامه خودم را شروع می کنم. پدر و مادر عزیزم! من مدت ها بود آرزوی رفتن به جبهه داشتم تا این که امروز -۲۴/۱۰/۶۱- این توفیق نصیبم شد. من حالا در خودم کمی احساس آرامش می کنم و از عذاب وجدانم کمی آسوده گشته ام؛ زیرا هر وقت شهید و یا مجروحی را -در هر جا، چه در منطقه و چه در شهر- می دیدم، به خود می گفتم: چرا من نباشم؟ مگر خون من از خون آنان رنگین تر است؟ نه، نیست؛ بلکه آن ها ایمان کامل دارند و من در خودم احساس ضعف می کردم، تا این که امروز توانستم -به حول و قوه الهی- این ضعف را از بین ببرم و آماده جنگ در راه اسلام و جمهوری نوپای اسلامی بشوم و بتوانم جان –ناقابل- خود را فدای اسلام و امام خمینی و ایران عزیزمان بنمایم؛ شاید خون من مورد قبول درگاه حق قرار گیرد. پدر و مادر عزیزم! تا دیروز داشتن فرزندی چون من برای شما و ایران ارزشی نداشت؛ اما شاید امروز بتواند برای شما و ایران ارزشی داشته باشد. من می روم به جبهه ها تا علیه صدام، منافقین و وطن فروشان داخلی بجنگم، تا آنان را از بین ببرم و یا خود فدا شوم و قطرات خونم در جبهه های جنگ بر خاک سرزمین قهرمان پرور ایران ریخته شود و از آن لاله ای بروید. پدر و مادر دلبندم! آن قدر هیجان زده و خوشحالم که نمی توانم دُرست بنویسم؛ زیرا چون مرغی می مانم که می خواهد خود را به آشیانش برساند و هر چه زودتر به مقصد برسد. من هم دیوانه وار عاشق رفتن به جبهه هستم و اکنون زمان برای من خیلی طولانی شده و نمی دانم چرا زودگذر نیست. پدر و مادر عزیزم! من در دوران زندگی ام نتوانستم جبران زحمات شما را بنمایم و می دانم که شما حق بسیار بزرگی بر گردن من دارید. از شما در این جا حلالیت می طلبم و اگر به خواست خدا شهادت نصیب من گردید، از شما و برادرانم خواهش می کنم برای من گریه و زاری نکنید؛ زیرا با گریه کردن شما، دشمن شاد می شود. من می دانم که فرزند بزرگ تر شما هستم و شما زیاد ناراحت می شوید؛ ولی هر موقع ناراحت شدید، این آیه را به یاد بیاورید: «الا بذکر الله تطمئن القلوب» (رعد/۲۸). اگر خواستید برای من گریه و عزاداری کنید، برای شهیدان کربلا و برای گلگون کفنان به خون خفته ایران گریه و عزاداری کنید. در آخر از همه فامیل ها می خواهم اگر اسائه ادبی نسبت به آنان کرده ام، مرا مورد عفو و بخشش خود قرار بدهند. از همه شما خواستارم و به برادرانم نیز توصیه می کنم که بعد از شهید شدن من، راه مرا ادامه دهند تا شاید آن ها هم به شکلی به اسلام، ایران عزیز و مردم رنج کشیده و مستضعف آن کمک کنند. امیدوارم همه یار و یاور خمینی بزرگ باشید و همواره در هر جا هستید، انقلاب را یاری نمایید تا انقلاب عظیم ما -به حول و قوه خدا- به پیروزی کامل برسد تا آن را به صاحب اصلی اش -امام زمان(عج) - تحویل دهیم.۱ (۱۳۰۰۳۳۶) سرباز ژاندارمری جمهوری اسلامی ایران محمدحسین دودانگه&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;منبع:سایت خط سرخ&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;منبع:سایت خط سرخ&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;http://khatesorkh.ir/index.php?martyr_id=1135&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;http://khatesorkh.ir/index.php?martyr_id=1135&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;/table&gt;</summary>
		<author><name>Hoseininasab9802</name></author>	</entry>

	<entry>
		<id>https://fa.jahad.ir/index.php?title=%D8%B4%D9%87%DB%8C%D8%AF_%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF_%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86_%D8%AF%D9%88%D8%AF%D8%A7%D9%86%DA%AF%D9%87&amp;diff=43089&amp;oldid=prev</id>
		<title>Vazifeh98: صفحه‌ای جدید حاوی «محمدحسین دودانگه تاریخ تولد :1341/01/20 تاریخ شهادت :1362/01/12   زندگینامه : دودانگه،...» ایجاد کرد</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.jahad.ir/index.php?title=%D8%B4%D9%87%DB%8C%D8%AF_%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF_%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86_%D8%AF%D9%88%D8%AF%D8%A7%D9%86%DA%AF%D9%87&amp;diff=43089&amp;oldid=prev"/>
				<updated>2019-08-19T11:23:29Z</updated>
		
		<summary type="html">&lt;p&gt;صفحه‌ای جدید حاوی «محمدحسین دودانگه تاریخ تولد :1341/01/20 تاریخ شهادت :1362/01/12   زندگینامه : دودانگه،...» ایجاد کرد&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;b&gt;صفحهٔ جدید&lt;/b&gt;&lt;/p&gt;&lt;div&gt;محمدحسین دودانگه&lt;br /&gt;
تاریخ تولد :1341/01/20&lt;br /&gt;
تاریخ شهادت :1362/01/12&lt;br /&gt;
 &lt;br /&gt;
زندگینامه :&lt;br /&gt;
دودانگه، محمدحسین: بیستم فروردین ۱۳۴۱، در شهر قزوین به دنیا آمد. پدرش حسن، کشاورز بود و مادرش خدیجه نام داشت. تا پایان دوره متوسطه در رشته انسانی درس خواند و دیپلم گرفت. به عنوان سرباز ژاندارمری خدمت می‌کرد. دوازدهم فروردین ۱۳۶۲، در بوکان هنگام درگیری با گروه‌های ضدانقلاب بر اثر اصابت گلوله، شهید شد. مزار او در گلزار شهدای زادگاهش واقع است.&lt;br /&gt;
وصیتنامه :&lt;br /&gt;
شهید، محمد حسین دودانگه: به نام خداوند قادر، قهار، جبار، عادل، بخشنده و مهربان و به نام نامی حضرت محمد(ص)، خاتم پیغمبران و به نام مهدی موعود، امام زمان(عج) و به نام بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران، امام خمینی، وصیت نامه خودم را شروع می کنم. پدر و مادر عزیزم! من مدت ها بود آرزوی رفتن به جبهه داشتم تا این که امروز -۲۴/۱۰/۶۱- این توفیق نصیبم شد. من حالا در خودم کمی احساس آرامش می کنم و از عذاب وجدانم کمی آسوده گشته ام؛ زیرا هر وقت شهید و یا مجروحی را -در هر جا، چه در منطقه و چه در شهر- می دیدم، به خود می گفتم: چرا من نباشم؟ مگر خون من از خون آنان رنگین تر است؟ نه، نیست؛ بلکه آن ها ایمان کامل دارند و من در خودم احساس ضعف می کردم، تا این که امروز توانستم -به حول و قوه الهی- این ضعف را از بین ببرم و آماده جنگ در راه اسلام و جمهوری نوپای اسلامی بشوم و بتوانم جان –ناقابل- خود را فدای اسلام و امام خمینی و ایران عزیزمان بنمایم؛ شاید خون من مورد قبول درگاه حق قرار گیرد. پدر و مادر عزیزم! تا دیروز داشتن فرزندی چون من برای شما و ایران ارزشی نداشت؛ اما شاید امروز بتواند برای شما و ایران ارزشی داشته باشد. من می روم به جبهه ها تا علیه صدام، منافقین و وطن فروشان داخلی بجنگم، تا آنان را از بین ببرم و یا خود فدا شوم و قطرات خونم در جبهه های جنگ بر خاک سرزمین قهرمان پرور ایران ریخته شود و از آن لاله ای بروید. پدر و مادر دلبندم! آن قدر هیجان زده و خوشحالم که نمی توانم دُرست بنویسم؛ زیرا چون مرغی می مانم که می خواهد خود را به آشیانش برساند و هر چه زودتر به مقصد برسد. من هم دیوانه وار عاشق رفتن به جبهه هستم و اکنون زمان برای من خیلی طولانی شده و نمی دانم چرا زودگذر نیست. پدر و مادر عزیزم! من در دوران زندگی ام نتوانستم جبران زحمات شما را بنمایم و می دانم که شما حق بسیار بزرگی بر گردن من دارید. از شما در این جا حلالیت می طلبم و اگر به خواست خدا شهادت نصیب من گردید، از شما و برادرانم خواهش می کنم برای من گریه و زاری نکنید؛ زیرا با گریه کردن شما، دشمن شاد می شود. من می دانم که فرزند بزرگ تر شما هستم و شما زیاد ناراحت می شوید؛ ولی هر موقع ناراحت شدید، این آیه را به یاد بیاورید: «الا بذکر الله تطمئن القلوب» (رعد/۲۸). اگر خواستید برای من گریه و عزاداری کنید، برای شهیدان کربلا و برای گلگون کفنان به خون خفته ایران گریه و عزاداری کنید. در آخر از همه فامیل ها می خواهم اگر اسائه ادبی نسبت به آنان کرده ام، مرا مورد عفو و بخشش خود قرار بدهند. از همه شما خواستارم و به برادرانم نیز توصیه می کنم که بعد از شهید شدن من، راه مرا ادامه دهند تا شاید آن ها هم به شکلی به اسلام، ایران عزیز و مردم رنج کشیده و مستضعف آن کمک کنند. امیدوارم همه یار و یاور خمینی بزرگ باشید و همواره در هر جا هستید، انقلاب را یاری نمایید تا انقلاب عظیم ما -به حول و قوه خدا- به پیروزی کامل برسد تا آن را به صاحب اصلی اش -امام زمان(عج) - تحویل دهیم.۱ (۱۳۰۰۳۳۶) سرباز ژاندارمری جمهوری اسلامی ایران محمدحسین دودانگه&lt;br /&gt;
منبع:سایت خط سرخ&lt;br /&gt;
http://khatesorkh.ir/index.php?martyr_id=1135&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Vazifeh98</name></author>	</entry>

	</feed>