<?xml version="1.0"?>
<?xml-stylesheet type="text/css" href="https://fa.jahad.ir/skins/common/feed.css?303"?>
<feed xmlns="http://www.w3.org/2005/Atom" xml:lang="fa">
		<id>https://fa.jahad.ir/index.php?action=history&amp;feed=atom&amp;title=%D8%B4%D9%87%DB%8C%D8%AF_%D9%85%D8%B1%D8%AA%D8%B6%DB%8C_%D8%B4%D8%A7%D9%87_%D9%85%D8%B1%D8%A7%D8%AF%DB%8C</id>
		<title>شهید مرتضی شاه مرادی - تاریخچهٔ ویرایش‌ها</title>
		<link rel="self" type="application/atom+xml" href="https://fa.jahad.ir/index.php?action=history&amp;feed=atom&amp;title=%D8%B4%D9%87%DB%8C%D8%AF_%D9%85%D8%B1%D8%AA%D8%B6%DB%8C_%D8%B4%D8%A7%D9%87_%D9%85%D8%B1%D8%A7%D8%AF%DB%8C"/>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.jahad.ir/index.php?title=%D8%B4%D9%87%DB%8C%D8%AF_%D9%85%D8%B1%D8%AA%D8%B6%DB%8C_%D8%B4%D8%A7%D9%87_%D9%85%D8%B1%D8%A7%D8%AF%DB%8C&amp;action=history"/>
		<updated>2026-06-05T19:06:42Z</updated>
		<subtitle>تاریخچهٔ ویرایش‌های این صفحه در ویکی</subtitle>
		<generator>MediaWiki 1.23.5</generator>

	<entry>
		<id>https://fa.jahad.ir/index.php?title=%D8%B4%D9%87%DB%8C%D8%AF_%D9%85%D8%B1%D8%AA%D8%B6%DB%8C_%D8%B4%D8%A7%D9%87_%D9%85%D8%B1%D8%A7%D8%AF%DB%8C&amp;diff=28528&amp;oldid=prev</id>
		<title>Mosavi9711 در ‏۲۳ بهمن ۱۳۹۷، ساعت ۱۷:۴۱</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.jahad.ir/index.php?title=%D8%B4%D9%87%DB%8C%D8%AF_%D9%85%D8%B1%D8%AA%D8%B6%DB%8C_%D8%B4%D8%A7%D9%87_%D9%85%D8%B1%D8%A7%D8%AF%DB%8C&amp;diff=28528&amp;oldid=prev"/>
				<updated>2019-02-12T17:41:21Z</updated>
		
		<summary type="html">&lt;p&gt;&lt;/p&gt;
&lt;table class='diff diff-contentalign-right'&gt;
				&lt;col class='diff-marker' /&gt;
				&lt;col class='diff-content' /&gt;
				&lt;col class='diff-marker' /&gt;
				&lt;col class='diff-content' /&gt;
				&lt;tr style='vertical-align: top;'&gt;
				&lt;td colspan='2' style=&quot;background-color: white; color:black; text-align: center;&quot;&gt;→ نسخهٔ قدیمی‌تر&lt;/td&gt;
				&lt;td colspan='2' style=&quot;background-color: white; color:black; text-align: center;&quot;&gt;نسخهٔ ‏۲۳ بهمن ۱۳۹۷، ساعت ۱۷:۴۱&lt;/td&gt;
				&lt;/tr&gt;&lt;tr&gt;&lt;td colspan=&quot;2&quot; class=&quot;diff-lineno&quot;&gt;سطر ۴۵:&lt;/td&gt;
&lt;td colspan=&quot;2&quot; class=&quot;diff-lineno&quot;&gt;سطر ۴۵:&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;طلبة [[شهيد مرتضي شاه مرادي]]فروردين سال 1344 بود و بهار، زيباترين لباس شكوه را بر تن طبيعت كرده بود. گلهاي اطلس، همراه با نسترن ‌ هاي زيباي بهاري، بر خود مي باليدند و زيبايي ‌ هاي روستا را به يكديگر نشان مي ‌ دادند، كه ناگاه حضور مولودي زيبا آنان را در بُهت زيبايي ‌ اش، در سكوت گذارد. كودكي مرتضي نام در «[[چادگان]]»، از توابع شهرستان فريدن پا به زمين مي ‌ گذارد تا بار ديگر نغمة «تبارك الله احسن الخالقين» را به تصوير كشد. نو رسيدة خانوادة «شاهمرادي» دوران كودكي را زير ساية پر مهر پدر و مادر، در پناه الطاف [[مرتضي علي]]([[عليه السلام]]) سپري كرد و بزرگ شد. هفت ساله بود كه ‌ گام به دبستان نهاد و زورقي از جنس علم براي رسيدن به ساحل سعادت، براي خويشتن ساخت. پس از پايان دورة ابتدايي، به مدرسة راهنمايي «حكيم نظامي» رفت و تحصيل را ادامه داد، همزمان، شب ها در جلسات مسجد شركت مي ‌ كرد و مشغول فراگيري [[قرآن]] و معارف اسلامي مي ‌ شد. در روزهاي آتش و خون و مبارزه و قيام، وي نوجواني سيزده ساله بود كه هم ‌ پاي ديگر دوستان، در تظاهرات و ديگر فعاليت ‌ هاي انقلابي شركت داشت و در سازمان دفاع شهري ـ كه توسط مردم اداره مي شد ـ عضو بود. شجاع بود و نترس. او مي ‌ دانست كه جان شيرين در راه دوست متاعي بس كوچك است كه هر بي ‌ سر و پايي دارد؛ پس تمام وجود خودش را صرف مبارزه و پيشبرد اهداف امام(رحمت ‌ الله ‌ عليه) مي ‌ كرد. در سال 58 آن گاه كه تحصيلات راهنمايي خويش را پايان برد، ندايي از غيب، زيباترين غزل سعادت را براي مرتضي سرود و او را به شاه ‌ راه بندگي و خلوص دعوت كرد. او نيز لبريز از بادة ‌ نياز لبيك ‌ گويان به نداي حق دل سپرد و به مجلس عشاق كوي يار پاي نهاد. حوزه منزلگاه عشاق و سربازان [[مهدي]] ([[سلام الله عليه]]) است كه مرتضي توفيق حضور در آنجا يافت. ابتدا مدرسة «صدرا»ي [[اصفهان]] و سپس مدرسة «ذوالفقاريه» پذيراي اين سرباز عاشق بود كه مي ‌ خواست پيش از جهاد اصغر پاي به ميدان جهاد اكبر بگذارد. مرتضي همزمان با تحصيل، از فعاليت ‌ هاي انقلابي خويش دست نكشيد و مخصوصاً در دوران رياست جمهوري «[[بني صدر]]»، در روشن نمودن ماهيت افكار و اهداف اين جنايت ‌ كار و هم دستانش بسيار كوشيد. در سال 1360 از سوي [[جهادسازندگي]] ، به تدريس دورة آموزش عقايد براي برادران جهاد پرداخت و از فيض كلام گوهر بارش قلوب ايشان را شاد كرد ولي خود همچنان در هجر خاك عاشق طلب جبهه مي ‌ سوخت. هر بار كه آمادگي حضور و اعزام را اعلام مي ‌ كرد، به علت نياز شديد وي در كارهاي فرهنگي از اعزامش خودداري مي ‌ كردند ولي سرانجام اين دل مرتضي بود كه بر عقل مسئولين اعزام، فايق آمد. با ديدن دورة آموزش نظامي كوتاه مدت از سوي [[بسيج سپاه پاسداران]] فريدن، در 30/11/60 پا به جبهة [[شوش]] نهاد. رقص زيباي قاسم ‌ وارِ مرتضي در كربلاي شوش ديري نپاييد و او در دومين مرحله از عمليات ظفرمند «[[فتح المبين]]» در [[3/1/61]] با اصابت گلوله ‌ اي، عروس زيباي شهادت را در آغوش كشيد. پيكر اين عزيز چندي بعد به زادگاهش بازگشت و در تشييعي باشكوه در گلستان شهداي «[[چادگان]]» به خاك سپرده شد. «گوارايش باد شراب نوشين وصال اباعبدالله.»&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;طلبة [[شهيد مرتضي شاه مرادي]]فروردين سال 1344 بود و بهار، زيباترين لباس شكوه را بر تن طبيعت كرده بود. گلهاي اطلس، همراه با نسترن ‌ هاي زيباي بهاري، بر خود مي باليدند و زيبايي ‌ هاي روستا را به يكديگر نشان مي ‌ دادند، كه ناگاه حضور مولودي زيبا آنان را در بُهت زيبايي ‌ اش، در سكوت گذارد. كودكي مرتضي نام در «[[چادگان]]»، از توابع شهرستان فريدن پا به زمين مي ‌ گذارد تا بار ديگر نغمة «تبارك الله احسن الخالقين» را به تصوير كشد. نو رسيدة خانوادة «شاهمرادي» دوران كودكي را زير ساية پر مهر پدر و مادر، در پناه الطاف [[مرتضي علي]]([[عليه السلام]]) سپري كرد و بزرگ شد. هفت ساله بود كه ‌ گام به دبستان نهاد و زورقي از جنس علم براي رسيدن به ساحل سعادت، براي خويشتن ساخت. پس از پايان دورة ابتدايي، به مدرسة راهنمايي «حكيم نظامي» رفت و تحصيل را ادامه داد، همزمان، شب ها در جلسات مسجد شركت مي ‌ كرد و مشغول فراگيري [[قرآن]] و معارف اسلامي مي ‌ شد. در روزهاي آتش و خون و مبارزه و قيام، وي نوجواني سيزده ساله بود كه هم ‌ پاي ديگر دوستان، در تظاهرات و ديگر فعاليت ‌ هاي انقلابي شركت داشت و در سازمان دفاع شهري ـ كه توسط مردم اداره مي شد ـ عضو بود. شجاع بود و نترس. او مي ‌ دانست كه جان شيرين در راه دوست متاعي بس كوچك است كه هر بي ‌ سر و پايي دارد؛ پس تمام وجود خودش را صرف مبارزه و پيشبرد اهداف امام(رحمت ‌ الله ‌ عليه) مي ‌ كرد. در سال 58 آن گاه كه تحصيلات راهنمايي خويش را پايان برد، ندايي از غيب، زيباترين غزل سعادت را براي مرتضي سرود و او را به شاه ‌ راه بندگي و خلوص دعوت كرد. او نيز لبريز از بادة ‌ نياز لبيك ‌ گويان به نداي حق دل سپرد و به مجلس عشاق كوي يار پاي نهاد. حوزه منزلگاه عشاق و سربازان [[مهدي]] ([[سلام الله عليه]]) است كه مرتضي توفيق حضور در آنجا يافت. ابتدا مدرسة «صدرا»ي [[اصفهان]] و سپس مدرسة «ذوالفقاريه» پذيراي اين سرباز عاشق بود كه مي ‌ خواست پيش از جهاد اصغر پاي به ميدان جهاد اكبر بگذارد. مرتضي همزمان با تحصيل، از فعاليت ‌ هاي انقلابي خويش دست نكشيد و مخصوصاً در دوران رياست جمهوري «[[بني صدر]]»، در روشن نمودن ماهيت افكار و اهداف اين جنايت ‌ كار و هم دستانش بسيار كوشيد. در سال 1360 از سوي [[جهادسازندگي]] ، به تدريس دورة آموزش عقايد براي برادران جهاد پرداخت و از فيض كلام گوهر بارش قلوب ايشان را شاد كرد ولي خود همچنان در هجر خاك عاشق طلب جبهه مي ‌ سوخت. هر بار كه آمادگي حضور و اعزام را اعلام مي ‌ كرد، به علت نياز شديد وي در كارهاي فرهنگي از اعزامش خودداري مي ‌ كردند ولي سرانجام اين دل مرتضي بود كه بر عقل مسئولين اعزام، فايق آمد. با ديدن دورة آموزش نظامي كوتاه مدت از سوي [[بسيج سپاه پاسداران]] فريدن، در 30/11/60 پا به جبهة [[شوش]] نهاد. رقص زيباي قاسم ‌ وارِ مرتضي در كربلاي شوش ديري نپاييد و او در دومين مرحله از عمليات ظفرمند «[[فتح المبين]]» در [[3/1/61]] با اصابت گلوله ‌ اي، عروس زيباي شهادت را در آغوش كشيد. پيكر اين عزيز چندي بعد به زادگاهش بازگشت و در تشييعي باشكوه در گلستان شهداي «[[چادگان]]» به خاك سپرده شد. «گوارايش باد شراب نوشين وصال اباعبدالله.»&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;−&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color:black; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #ffe49c; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;&amp;#160;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;+&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color:black; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #a3d3ff; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;&lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;&amp;lt;ref&amp;gt;[&lt;/ins&gt;http://khayyen.ir/shahid/184 &lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;سایت شهدای خین]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;/ins&gt;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;−&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color:black; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #ffe49c; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;&lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;منبع سایت شهدای خین&lt;/del&gt;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;+&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color:black; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #a3d3ff; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;&lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;==پانویس==&lt;/ins&gt;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;−&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color:black; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #ffe49c; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;&amp;#160;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;+&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color:black; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #a3d3ff; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;&lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;&amp;lt;references /&amp;gt;&lt;/ins&gt;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;−&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color:black; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #ffe49c; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;http://khayyen.ir/shahid/184&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;+&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color:black; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #a3d3ff; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;/table&gt;</summary>
		<author><name>Mosavi9711</name></author>	</entry>

	<entry>
		<id>https://fa.jahad.ir/index.php?title=%D8%B4%D9%87%DB%8C%D8%AF_%D9%85%D8%B1%D8%AA%D8%B6%DB%8C_%D8%B4%D8%A7%D9%87_%D9%85%D8%B1%D8%A7%D8%AF%DB%8C&amp;diff=23929&amp;oldid=prev</id>
		<title>Beiranvand297 در ‏۱۴ آذر ۱۳۹۷، ساعت ۰۶:۴۸</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.jahad.ir/index.php?title=%D8%B4%D9%87%DB%8C%D8%AF_%D9%85%D8%B1%D8%AA%D8%B6%DB%8C_%D8%B4%D8%A7%D9%87_%D9%85%D8%B1%D8%A7%D8%AF%DB%8C&amp;diff=23929&amp;oldid=prev"/>
				<updated>2018-12-05T06:48:38Z</updated>
		
		<summary type="html">&lt;p&gt;&lt;/p&gt;
&lt;table class='diff diff-contentalign-right'&gt;
				&lt;col class='diff-marker' /&gt;
				&lt;col class='diff-content' /&gt;
				&lt;col class='diff-marker' /&gt;
				&lt;col class='diff-content' /&gt;
				&lt;tr style='vertical-align: top;'&gt;
				&lt;td colspan='2' style=&quot;background-color: white; color:black; text-align: center;&quot;&gt;→ نسخهٔ قدیمی‌تر&lt;/td&gt;
				&lt;td colspan='2' style=&quot;background-color: white; color:black; text-align: center;&quot;&gt;نسخهٔ ‏۱۴ آذر ۱۳۹۷، ساعت ۰۶:۴۸&lt;/td&gt;
				&lt;/tr&gt;&lt;tr&gt;&lt;td colspan=&quot;2&quot; class=&quot;diff-lineno&quot;&gt;سطر ۳۹:&lt;/td&gt;
&lt;td colspan=&quot;2&quot; class=&quot;diff-lineno&quot;&gt;سطر ۳۹:&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;−&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color:black; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #ffe49c; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;زندگی نامه&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;+&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color:black; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #a3d3ff; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;&lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;==&lt;/ins&gt;زندگی نامه&lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;==&lt;/ins&gt;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;/table&gt;</summary>
		<author><name>Beiranvand297</name></author>	</entry>

	<entry>
		<id>https://fa.jahad.ir/index.php?title=%D8%B4%D9%87%DB%8C%D8%AF_%D9%85%D8%B1%D8%AA%D8%B6%DB%8C_%D8%B4%D8%A7%D9%87_%D9%85%D8%B1%D8%A7%D8%AF%DB%8C&amp;diff=23795&amp;oldid=prev</id>
		<title>Barzegar97 در ‏۱۴ آذر ۱۳۹۷، ساعت ۰۵:۱۱</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.jahad.ir/index.php?title=%D8%B4%D9%87%DB%8C%D8%AF_%D9%85%D8%B1%D8%AA%D8%B6%DB%8C_%D8%B4%D8%A7%D9%87_%D9%85%D8%B1%D8%A7%D8%AF%DB%8C&amp;diff=23795&amp;oldid=prev"/>
				<updated>2018-12-05T05:11:29Z</updated>
		
		<summary type="html">&lt;p&gt;&lt;/p&gt;
&lt;table class='diff diff-contentalign-right'&gt;
				&lt;col class='diff-marker' /&gt;
				&lt;col class='diff-content' /&gt;
				&lt;col class='diff-marker' /&gt;
				&lt;col class='diff-content' /&gt;
				&lt;tr style='vertical-align: top;'&gt;
				&lt;td colspan='2' style=&quot;background-color: white; color:black; text-align: center;&quot;&gt;→ نسخهٔ قدیمی‌تر&lt;/td&gt;
				&lt;td colspan='2' style=&quot;background-color: white; color:black; text-align: center;&quot;&gt;نسخهٔ ‏۱۴ آذر ۱۳۹۷، ساعت ۰۵:۱۱&lt;/td&gt;
				&lt;/tr&gt;&lt;tr&gt;&lt;td colspan=&quot;2&quot; class=&quot;diff-lineno&quot;&gt;سطر ۴۴:&lt;/td&gt;
&lt;td colspan=&quot;2&quot; class=&quot;diff-lineno&quot;&gt;سطر ۴۴:&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;−&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color:black; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #ffe49c; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;طلبة [[شهيد مرتضي شاه مرادي]]فروردين سال 1344 بود و بهار، زيباترين لباس شكوه را بر تن طبيعت كرده بود. گلهاي اطلس، همراه با نسترن ‌ هاي زيباي بهاري، بر خود مي باليدند و زيبايي ‌ هاي روستا را به يكديگر نشان مي ‌ دادند، كه ناگاه حضور مولودي زيبا آنان را در بُهت زيبايي ‌ اش، در سكوت گذارد. كودكي مرتضي نام در &lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;«چادگان»، &lt;/del&gt;از توابع شهرستان فريدن پا به زمين مي ‌ گذارد تا بار ديگر نغمة «تبارك الله احسن الخالقين» را به تصوير كشد. نو رسيدة خانوادة «شاهمرادي» دوران كودكي را زير ساية پر مهر پدر و مادر، در پناه الطاف [[مرتضي علي]]([[عليه السلام]]) سپري كرد و بزرگ شد. هفت ساله بود كه ‌ گام به دبستان نهاد و زورقي از جنس علم براي رسيدن به ساحل سعادت، براي خويشتن ساخت. پس از پايان دورة ابتدايي، به مدرسة راهنمايي «حكيم نظامي» رفت و تحصيل را ادامه داد، همزمان، شب ها در جلسات مسجد شركت مي ‌ كرد و مشغول فراگيري [[قرآن]] و معارف اسلامي مي ‌ شد. در روزهاي آتش و خون و مبارزه و قيام، وي نوجواني سيزده ساله بود كه هم ‌ پاي ديگر دوستان، در تظاهرات و ديگر فعاليت ‌ هاي انقلابي شركت داشت و در سازمان دفاع شهري ـ كه توسط مردم اداره مي شد ـ عضو بود. شجاع بود و نترس. او مي ‌ دانست كه جان شيرين در راه دوست متاعي بس كوچك است كه هر بي ‌ سر و پايي دارد؛ پس تمام وجود خودش را صرف مبارزه و پيشبرد اهداف امام(رحمت ‌ الله ‌ عليه) مي ‌ كرد. در سال 58 آن گاه كه تحصيلات راهنمايي خويش را پايان برد، ندايي از غيب، زيباترين غزل سعادت را براي مرتضي سرود و او را به شاه ‌ راه بندگي و خلوص دعوت كرد. او نيز لبريز از بادة ‌ نياز لبيك ‌ گويان به نداي حق دل سپرد و به مجلس عشاق كوي يار پاي نهاد. حوزه منزلگاه عشاق و سربازان [[مهدي]] ([[سلام الله عليه]]) است كه مرتضي توفيق حضور در آنجا يافت. ابتدا مدرسة «صدرا»ي [[اصفهان]] و سپس مدرسة «ذوالفقاريه» پذيراي اين سرباز عاشق بود كه مي ‌ خواست پيش از جهاد اصغر پاي به ميدان جهاد اكبر بگذارد. مرتضي همزمان با تحصيل، از فعاليت ‌ هاي انقلابي خويش دست نكشيد و مخصوصاً در دوران رياست جمهوري «[[بني صدر]]»، در روشن نمودن ماهيت افكار و اهداف اين جنايت ‌ كار و هم دستانش بسيار كوشيد. در سال 1360 از سوي [[جهادسازندگي]] ، به تدريس دورة آموزش عقايد براي برادران جهاد پرداخت و از فيض كلام گوهر بارش قلوب ايشان را شاد كرد ولي خود همچنان در هجر خاك عاشق طلب جبهه مي ‌ سوخت. هر بار كه آمادگي حضور و اعزام را اعلام مي ‌ كرد، به علت نياز شديد وي در كارهاي فرهنگي از اعزامش خودداري مي ‌ كردند ولي سرانجام اين دل مرتضي بود كه بر عقل مسئولين اعزام، فايق آمد. با ديدن دورة آموزش نظامي كوتاه مدت از سوي [[بسيج سپاه پاسداران]] فريدن، در 30/11/60 پا به جبهة شوش نهاد. رقص زيباي قاسم ‌ وارِ مرتضي در كربلاي شوش ديري نپاييد و او در دومين مرحله از عمليات ظفرمند «[[فتح المبين]]» در [[3/1/61]] با اصابت گلوله ‌ اي، عروس زيباي شهادت را در آغوش كشيد. پيكر اين عزيز چندي بعد به زادگاهش بازگشت و در تشييعي باشكوه در گلستان شهداي «[[چادگان]]» به خاك سپرده شد. «گوارايش باد شراب نوشين وصال اباعبدالله.»&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;+&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color:black; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #a3d3ff; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;طلبة [[شهيد مرتضي شاه مرادي]]فروردين سال 1344 بود و بهار، زيباترين لباس شكوه را بر تن طبيعت كرده بود. گلهاي اطلس، همراه با نسترن ‌ هاي زيباي بهاري، بر خود مي باليدند و زيبايي ‌ هاي روستا را به يكديگر نشان مي ‌ دادند، كه ناگاه حضور مولودي زيبا آنان را در بُهت زيبايي ‌ اش، در سكوت گذارد. كودكي مرتضي نام در &lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;«[[چادگان]]»، &lt;/ins&gt;از توابع شهرستان فريدن پا به زمين مي ‌ گذارد تا بار ديگر نغمة «تبارك الله احسن الخالقين» را به تصوير كشد. نو رسيدة خانوادة «شاهمرادي» دوران كودكي را زير ساية پر مهر پدر و مادر، در پناه الطاف [[مرتضي علي]]([[عليه السلام]]) سپري كرد و بزرگ شد. هفت ساله بود كه ‌ گام به دبستان نهاد و زورقي از جنس علم براي رسيدن به ساحل سعادت، براي خويشتن ساخت. پس از پايان دورة ابتدايي، به مدرسة راهنمايي «حكيم نظامي» رفت و تحصيل را ادامه داد، همزمان، شب ها در جلسات مسجد شركت مي ‌ كرد و مشغول فراگيري [[قرآن]] و معارف اسلامي مي ‌ شد. در روزهاي آتش و خون و مبارزه و قيام، وي نوجواني سيزده ساله بود كه هم ‌ پاي ديگر دوستان، در تظاهرات و ديگر فعاليت ‌ هاي انقلابي شركت داشت و در سازمان دفاع شهري ـ كه توسط مردم اداره مي شد ـ عضو بود. شجاع بود و نترس. او مي ‌ دانست كه جان شيرين در راه دوست متاعي بس كوچك است كه هر بي ‌ سر و پايي دارد؛ پس تمام وجود خودش را صرف مبارزه و پيشبرد اهداف امام(رحمت ‌ الله ‌ عليه) مي ‌ كرد. در سال 58 آن گاه كه تحصيلات راهنمايي خويش را پايان برد، ندايي از غيب، زيباترين غزل سعادت را براي مرتضي سرود و او را به شاه ‌ راه بندگي و خلوص دعوت كرد. او نيز لبريز از بادة ‌ نياز لبيك ‌ گويان به نداي حق دل سپرد و به مجلس عشاق كوي يار پاي نهاد. حوزه منزلگاه عشاق و سربازان [[مهدي]] ([[سلام الله عليه]]) است كه مرتضي توفيق حضور در آنجا يافت. ابتدا مدرسة «صدرا»ي [[اصفهان]] و سپس مدرسة «ذوالفقاريه» پذيراي اين سرباز عاشق بود كه مي ‌ خواست پيش از جهاد اصغر پاي به ميدان جهاد اكبر بگذارد. مرتضي همزمان با تحصيل، از فعاليت ‌ هاي انقلابي خويش دست نكشيد و مخصوصاً در دوران رياست جمهوري «[[بني صدر]]»، در روشن نمودن ماهيت افكار و اهداف اين جنايت ‌ كار و هم دستانش بسيار كوشيد. در سال 1360 از سوي [[جهادسازندگي]] ، به تدريس دورة آموزش عقايد براي برادران جهاد پرداخت و از فيض كلام گوهر بارش قلوب ايشان را شاد كرد ولي خود همچنان در هجر خاك عاشق طلب جبهه مي ‌ سوخت. هر بار كه آمادگي حضور و اعزام را اعلام مي ‌ كرد، به علت نياز شديد وي در كارهاي فرهنگي از اعزامش خودداري مي ‌ كردند ولي سرانجام اين دل مرتضي بود كه بر عقل مسئولين اعزام، فايق آمد. با ديدن دورة آموزش نظامي كوتاه مدت از سوي [[بسيج سپاه پاسداران]] فريدن، در 30/11/60 پا به جبهة &lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;[[&lt;/ins&gt;شوش&lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;]] &lt;/ins&gt;نهاد. رقص زيباي قاسم ‌ وارِ مرتضي در كربلاي شوش ديري نپاييد و او در دومين مرحله از عمليات ظفرمند «[[فتح المبين]]» در [[3/1/61]] با اصابت گلوله ‌ اي، عروس زيباي شهادت را در آغوش كشيد. پيكر اين عزيز چندي بعد به زادگاهش بازگشت و در تشييعي باشكوه در گلستان شهداي «[[چادگان]]» به خاك سپرده شد. «گوارايش باد شراب نوشين وصال اباعبدالله.»&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;منبع سایت شهدای خین&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;منبع سایت شهدای خین&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;http://khayyen.ir/shahid/184&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;http://khayyen.ir/shahid/184&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;/table&gt;</summary>
		<author><name>Barzegar97</name></author>	</entry>

	<entry>
		<id>https://fa.jahad.ir/index.php?title=%D8%B4%D9%87%DB%8C%D8%AF_%D9%85%D8%B1%D8%AA%D8%B6%DB%8C_%D8%B4%D8%A7%D9%87_%D9%85%D8%B1%D8%A7%D8%AF%DB%8C&amp;diff=23794&amp;oldid=prev</id>
		<title>Barzegar97 در ‏۱۴ آذر ۱۳۹۷، ساعت ۰۵:۰۹</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.jahad.ir/index.php?title=%D8%B4%D9%87%DB%8C%D8%AF_%D9%85%D8%B1%D8%AA%D8%B6%DB%8C_%D8%B4%D8%A7%D9%87_%D9%85%D8%B1%D8%A7%D8%AF%DB%8C&amp;diff=23794&amp;oldid=prev"/>
				<updated>2018-12-05T05:09:39Z</updated>
		
		<summary type="html">&lt;p&gt;&lt;/p&gt;
&lt;table class='diff diff-contentalign-right'&gt;
				&lt;col class='diff-marker' /&gt;
				&lt;col class='diff-content' /&gt;
				&lt;col class='diff-marker' /&gt;
				&lt;col class='diff-content' /&gt;
				&lt;tr style='vertical-align: top;'&gt;
				&lt;td colspan='2' style=&quot;background-color: white; color:black; text-align: center;&quot;&gt;→ نسخهٔ قدیمی‌تر&lt;/td&gt;
				&lt;td colspan='2' style=&quot;background-color: white; color:black; text-align: center;&quot;&gt;نسخهٔ ‏۱۴ آذر ۱۳۹۷، ساعت ۰۵:۰۹&lt;/td&gt;
				&lt;/tr&gt;&lt;tr&gt;&lt;td colspan=&quot;2&quot; class=&quot;diff-lineno&quot;&gt;سطر ۴۴:&lt;/td&gt;
&lt;td colspan=&quot;2&quot; class=&quot;diff-lineno&quot;&gt;سطر ۴۴:&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;−&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color:black; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #ffe49c; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;طلبة [[شهيد مرتضي شاه مرادي]]فروردين سال 1344 بود و بهار، زيباترين لباس شكوه را بر تن طبيعت كرده بود. گلهاي اطلس، همراه با نسترن ‌ هاي زيباي بهاري، بر خود مي باليدند و زيبايي ‌ هاي روستا را به يكديگر نشان مي ‌ دادند، كه ناگاه حضور مولودي زيبا آنان را در بُهت زيبايي ‌ اش، در سكوت گذارد. كودكي مرتضي نام در «چادگان»، از توابع شهرستان فريدن پا به زمين مي ‌ گذارد تا بار ديگر نغمة «تبارك الله احسن الخالقين» را به تصوير كشد. نو رسيدة خانوادة «شاهمرادي» دوران كودكي را زير ساية پر مهر پدر و مادر، در پناه الطاف [[مرتضي علي(عليه السلام&lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;)&lt;/del&gt;]] سپري كرد و بزرگ شد. هفت ساله بود كه ‌ گام به دبستان نهاد و زورقي از جنس علم براي رسيدن به ساحل سعادت، براي خويشتن ساخت. پس از پايان دورة ابتدايي، به مدرسة راهنمايي «حكيم نظامي» رفت و تحصيل را ادامه داد، همزمان، شب ها در جلسات مسجد شركت مي ‌ كرد و مشغول فراگيري [[قرآن]] و معارف اسلامي مي ‌ شد. در روزهاي آتش و خون و مبارزه و قيام، وي نوجواني سيزده ساله بود كه هم ‌ پاي ديگر دوستان، در تظاهرات و ديگر فعاليت ‌ هاي انقلابي شركت داشت و در سازمان دفاع شهري ـ كه توسط مردم اداره مي شد ـ عضو بود. شجاع بود و نترس. او مي ‌ دانست كه جان شيرين در راه دوست متاعي بس كوچك است كه هر بي ‌ سر و پايي دارد؛ پس تمام وجود خودش را صرف مبارزه و پيشبرد اهداف امام(رحمت ‌ الله ‌ عليه) مي ‌ كرد. در سال 58 آن گاه كه تحصيلات راهنمايي خويش را پايان برد، ندايي از غيب، زيباترين غزل سعادت را براي مرتضي سرود و او را به شاه ‌ راه بندگي و خلوص دعوت كرد. او نيز لبريز از بادة ‌ نياز لبيك ‌ گويان به نداي حق دل سپرد و به مجلس عشاق كوي يار پاي نهاد. حوزه منزلگاه عشاق و سربازان [[مهدي (سلام الله عليه&lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;)&lt;/del&gt;]] است كه مرتضي توفيق حضور در آنجا يافت. ابتدا مدرسة «صدرا»ي [[اصفهان]] و سپس مدرسة «ذوالفقاريه» پذيراي اين سرباز عاشق بود كه مي ‌ خواست پيش از جهاد اصغر پاي به ميدان جهاد اكبر بگذارد. مرتضي همزمان با تحصيل، از فعاليت ‌ هاي انقلابي خويش دست نكشيد و مخصوصاً در دوران رياست جمهوري «[[بني صدر]]»، در روشن نمودن ماهيت افكار و اهداف اين جنايت ‌ كار و هم دستانش بسيار كوشيد. در سال 1360 از سوي [[جهادسازندگي]] ، به تدريس دورة آموزش عقايد براي برادران جهاد پرداخت و از فيض كلام گوهر بارش قلوب ايشان را شاد كرد ولي خود همچنان در هجر خاك عاشق طلب جبهه مي ‌ سوخت. هر بار كه آمادگي حضور و اعزام را اعلام مي ‌ كرد، به علت نياز شديد وي در كارهاي فرهنگي از اعزامش خودداري مي ‌ كردند ولي سرانجام اين دل مرتضي بود كه بر عقل مسئولين اعزام، فايق آمد. با ديدن دورة آموزش نظامي كوتاه مدت از سوي [[بسيج سپاه پاسداران]] فريدن، در 30/11/60 پا به جبهة شوش نهاد. رقص زيباي قاسم ‌ وارِ مرتضي در كربلاي شوش ديري نپاييد و او در دومين مرحله از عمليات ظفرمند «[[فتح المبين]]» در [[3/1/61]] با اصابت گلوله ‌ اي، عروس زيباي شهادت را در آغوش كشيد. پيكر اين عزيز چندي بعد به زادگاهش بازگشت و در تشييعي باشكوه در گلستان شهداي «[[چادگان]]» به خاك سپرده شد. «گوارايش باد شراب نوشين وصال اباعبدالله.»&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;+&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color:black; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #a3d3ff; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;طلبة [[شهيد مرتضي شاه مرادي]]فروردين سال 1344 بود و بهار، زيباترين لباس شكوه را بر تن طبيعت كرده بود. گلهاي اطلس، همراه با نسترن ‌ هاي زيباي بهاري، بر خود مي باليدند و زيبايي ‌ هاي روستا را به يكديگر نشان مي ‌ دادند، كه ناگاه حضور مولودي زيبا آنان را در بُهت زيبايي ‌ اش، در سكوت گذارد. كودكي مرتضي نام در «چادگان»، از توابع شهرستان فريدن پا به زمين مي ‌ گذارد تا بار ديگر نغمة «تبارك الله احسن الخالقين» را به تصوير كشد. نو رسيدة خانوادة «شاهمرادي» دوران كودكي را زير ساية پر مهر پدر و مادر، در پناه الطاف [[مرتضي علي&lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;]]&lt;/ins&gt;(&lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;[[&lt;/ins&gt;عليه السلام]]&lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;) &lt;/ins&gt;سپري كرد و بزرگ شد. هفت ساله بود كه ‌ گام به دبستان نهاد و زورقي از جنس علم براي رسيدن به ساحل سعادت، براي خويشتن ساخت. پس از پايان دورة ابتدايي، به مدرسة راهنمايي «حكيم نظامي» رفت و تحصيل را ادامه داد، همزمان، شب ها در جلسات مسجد شركت مي ‌ كرد و مشغول فراگيري [[قرآن]] و معارف اسلامي مي ‌ شد. در روزهاي آتش و خون و مبارزه و قيام، وي نوجواني سيزده ساله بود كه هم ‌ پاي ديگر دوستان، در تظاهرات و ديگر فعاليت ‌ هاي انقلابي شركت داشت و در سازمان دفاع شهري ـ كه توسط مردم اداره مي شد ـ عضو بود. شجاع بود و نترس. او مي ‌ دانست كه جان شيرين در راه دوست متاعي بس كوچك است كه هر بي ‌ سر و پايي دارد؛ پس تمام وجود خودش را صرف مبارزه و پيشبرد اهداف امام(رحمت ‌ الله ‌ عليه) مي ‌ كرد. در سال 58 آن گاه كه تحصيلات راهنمايي خويش را پايان برد، ندايي از غيب، زيباترين غزل سعادت را براي مرتضي سرود و او را به شاه ‌ راه بندگي و خلوص دعوت كرد. او نيز لبريز از بادة ‌ نياز لبيك ‌ گويان به نداي حق دل سپرد و به مجلس عشاق كوي يار پاي نهاد. حوزه منزلگاه عشاق و سربازان [[مهدي&lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;]] &lt;/ins&gt;(&lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;[[&lt;/ins&gt;سلام الله عليه]]&lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;) &lt;/ins&gt;است كه مرتضي توفيق حضور در آنجا يافت. ابتدا مدرسة «صدرا»ي [[اصفهان]] و سپس مدرسة «ذوالفقاريه» پذيراي اين سرباز عاشق بود كه مي ‌ خواست پيش از جهاد اصغر پاي به ميدان جهاد اكبر بگذارد. مرتضي همزمان با تحصيل، از فعاليت ‌ هاي انقلابي خويش دست نكشيد و مخصوصاً در دوران رياست جمهوري «[[بني صدر]]»، در روشن نمودن ماهيت افكار و اهداف اين جنايت ‌ كار و هم دستانش بسيار كوشيد. در سال 1360 از سوي [[جهادسازندگي]] ، به تدريس دورة آموزش عقايد براي برادران جهاد پرداخت و از فيض كلام گوهر بارش قلوب ايشان را شاد كرد ولي خود همچنان در هجر خاك عاشق طلب جبهه مي ‌ سوخت. هر بار كه آمادگي حضور و اعزام را اعلام مي ‌ كرد، به علت نياز شديد وي در كارهاي فرهنگي از اعزامش خودداري مي ‌ كردند ولي سرانجام اين دل مرتضي بود كه بر عقل مسئولين اعزام، فايق آمد. با ديدن دورة آموزش نظامي كوتاه مدت از سوي [[بسيج سپاه پاسداران]] فريدن، در 30/11/60 پا به جبهة شوش نهاد. رقص زيباي قاسم ‌ وارِ مرتضي در كربلاي شوش ديري نپاييد و او در دومين مرحله از عمليات ظفرمند «[[فتح المبين]]» در [[3/1/61]] با اصابت گلوله ‌ اي، عروس زيباي شهادت را در آغوش كشيد. پيكر اين عزيز چندي بعد به زادگاهش بازگشت و در تشييعي باشكوه در گلستان شهداي «[[چادگان]]» به خاك سپرده شد. «گوارايش باد شراب نوشين وصال اباعبدالله.»&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;منبع سایت شهدای خین&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;منبع سایت شهدای خین&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;http://khayyen.ir/shahid/184&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;http://khayyen.ir/shahid/184&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;/table&gt;</summary>
		<author><name>Barzegar97</name></author>	</entry>

	<entry>
		<id>https://fa.jahad.ir/index.php?title=%D8%B4%D9%87%DB%8C%D8%AF_%D9%85%D8%B1%D8%AA%D8%B6%DB%8C_%D8%B4%D8%A7%D9%87_%D9%85%D8%B1%D8%A7%D8%AF%DB%8C&amp;diff=23793&amp;oldid=prev</id>
		<title>Barzegar97 در ‏۱۴ آذر ۱۳۹۷، ساعت ۰۵:۰۷</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.jahad.ir/index.php?title=%D8%B4%D9%87%DB%8C%D8%AF_%D9%85%D8%B1%D8%AA%D8%B6%DB%8C_%D8%B4%D8%A7%D9%87_%D9%85%D8%B1%D8%A7%D8%AF%DB%8C&amp;diff=23793&amp;oldid=prev"/>
				<updated>2018-12-05T05:07:20Z</updated>
		
		<summary type="html">&lt;p&gt;&lt;/p&gt;
&lt;table class='diff diff-contentalign-right'&gt;
				&lt;col class='diff-marker' /&gt;
				&lt;col class='diff-content' /&gt;
				&lt;col class='diff-marker' /&gt;
				&lt;col class='diff-content' /&gt;
				&lt;tr style='vertical-align: top;'&gt;
				&lt;td colspan='2' style=&quot;background-color: white; color:black; text-align: center;&quot;&gt;→ نسخهٔ قدیمی‌تر&lt;/td&gt;
				&lt;td colspan='2' style=&quot;background-color: white; color:black; text-align: center;&quot;&gt;نسخهٔ ‏۱۴ آذر ۱۳۹۷، ساعت ۰۵:۰۷&lt;/td&gt;
				&lt;/tr&gt;&lt;tr&gt;&lt;td colspan=&quot;2&quot; class=&quot;diff-lineno&quot;&gt;سطر ۴۴:&lt;/td&gt;
&lt;td colspan=&quot;2&quot; class=&quot;diff-lineno&quot;&gt;سطر ۴۴:&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;−&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color:black; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #ffe49c; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;طلبة شهيد&lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;: &lt;/del&gt;مرتضي &lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;شاهمرادي &lt;/del&gt;فروردين سال 1344 بود و بهار، زيباترين لباس شكوه را بر تن طبيعت كرده بود. گلهاي اطلس، همراه با نسترن ‌ هاي زيباي بهاري، بر خود مي باليدند و زيبايي ‌ هاي روستا را به يكديگر نشان مي ‌ دادند، كه ناگاه حضور مولودي زيبا آنان را در بُهت زيبايي ‌ اش، در سكوت گذارد. كودكي مرتضي نام در «چادگان»، از توابع شهرستان فريدن پا به زمين مي ‌ گذارد تا بار ديگر نغمة «تبارك الله احسن الخالقين» را به تصوير كشد. نو رسيدة خانوادة «شاهمرادي» دوران كودكي را زير ساية پر مهر پدر و مادر، در پناه الطاف مرتضي علي(عليه السلام) سپري كرد و بزرگ شد. هفت ساله بود كه ‌ گام به دبستان نهاد و زورقي از جنس علم براي رسيدن به ساحل سعادت، براي خويشتن ساخت. پس از پايان دورة ابتدايي، به مدرسة راهنمايي «حكيم نظامي» رفت و تحصيل را ادامه داد، همزمان، شب ها در جلسات مسجد شركت مي ‌ كرد و مشغول فراگيري قرآن و معارف اسلامي مي ‌ شد. در روزهاي آتش و خون و مبارزه و قيام، وي نوجواني سيزده ساله بود كه هم ‌ پاي ديگر دوستان، در تظاهرات و ديگر فعاليت ‌ هاي انقلابي شركت داشت و در سازمان دفاع شهري ـ كه توسط مردم اداره مي شد ـ عضو بود. شجاع بود و نترس. او مي ‌ دانست كه جان شيرين در راه دوست متاعي بس كوچك است كه هر بي ‌ سر و پايي دارد؛ پس تمام وجود خودش را صرف مبارزه و پيشبرد اهداف امام(رحمت ‌ الله ‌ عليه) مي ‌ كرد. در سال 58 آن گاه كه تحصيلات راهنمايي خويش را پايان برد، ندايي از غيب، زيباترين غزل سعادت را براي مرتضي سرود و او را به شاه ‌ راه بندگي و خلوص دعوت كرد. او نيز لبريز از بادة ‌ نياز لبيك ‌ گويان به نداي حق دل سپرد و به مجلس عشاق كوي يار پاي نهاد. حوزه منزلگاه عشاق و سربازان مهدي (سلام الله عليه) است كه مرتضي توفيق حضور در آنجا يافت. ابتدا مدرسة «صدرا»ي اصفهان و سپس مدرسة «ذوالفقاريه» پذيراي اين سرباز عاشق بود كه مي ‌ خواست پيش از جهاد اصغر پاي به ميدان جهاد اكبر بگذارد. مرتضي همزمان با تحصيل، از فعاليت ‌ هاي انقلابي خويش دست نكشيد و مخصوصاً در دوران رياست جمهوري &lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;«بني صدر»، &lt;/del&gt;در روشن نمودن ماهيت افكار و اهداف اين جنايت ‌ كار و هم دستانش بسيار كوشيد. در سال 1360 از سوي &lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;جهادسازندگي، &lt;/del&gt;به تدريس دورة آموزش عقايد براي برادران جهاد پرداخت و از فيض كلام گوهر بارش قلوب ايشان را شاد كرد ولي خود همچنان در هجر خاك عاشق طلب جبهه مي ‌ سوخت. هر بار كه آمادگي حضور و اعزام را اعلام مي ‌ كرد، به علت نياز شديد وي در كارهاي فرهنگي از اعزامش خودداري مي ‌ كردند ولي سرانجام اين دل مرتضي بود كه بر عقل مسئولين اعزام، فايق آمد. با ديدن دورة آموزش نظامي كوتاه مدت از سوي بسيج سپاه پاسداران فريدن، در 30/11/60 پا به جبهة شوش نهاد. رقص زيباي قاسم ‌ وارِ مرتضي در كربلاي شوش ديري نپاييد و او در دومين مرحله از عمليات ظفرمند &lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;«فتح المبين» &lt;/del&gt;در 3/1/61 با اصابت گلوله ‌ اي، عروس زيباي شهادت را در آغوش كشيد. پيكر اين عزيز چندي بعد به زادگاهش بازگشت و در تشييعي باشكوه در گلستان شهداي &lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;«چادگان» &lt;/del&gt;به خاك سپرده شد. «گوارايش باد شراب نوشين وصال اباعبدالله.»&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;+&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color:black; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #a3d3ff; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;طلبة &lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;[[&lt;/ins&gt;شهيد مرتضي &lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;شاه مرادي]]&lt;/ins&gt;فروردين سال 1344 بود و بهار، زيباترين لباس شكوه را بر تن طبيعت كرده بود. گلهاي اطلس، همراه با نسترن ‌ هاي زيباي بهاري، بر خود مي باليدند و زيبايي ‌ هاي روستا را به يكديگر نشان مي ‌ دادند، كه ناگاه حضور مولودي زيبا آنان را در بُهت زيبايي ‌ اش، در سكوت گذارد. كودكي مرتضي نام در «چادگان»، از توابع شهرستان فريدن پا به زمين مي ‌ گذارد تا بار ديگر نغمة «تبارك الله احسن الخالقين» را به تصوير كشد. نو رسيدة خانوادة «شاهمرادي» دوران كودكي را زير ساية پر مهر پدر و مادر، در پناه الطاف &lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;[[&lt;/ins&gt;مرتضي علي(عليه السلام)&lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;]] &lt;/ins&gt;سپري كرد و بزرگ شد. هفت ساله بود كه ‌ گام به دبستان نهاد و زورقي از جنس علم براي رسيدن به ساحل سعادت، براي خويشتن ساخت. پس از پايان دورة ابتدايي، به مدرسة راهنمايي «حكيم نظامي» رفت و تحصيل را ادامه داد، همزمان، شب ها در جلسات مسجد شركت مي ‌ كرد و مشغول فراگيري &lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;[[&lt;/ins&gt;قرآن&lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;]] &lt;/ins&gt;و معارف اسلامي مي ‌ شد. در روزهاي آتش و خون و مبارزه و قيام، وي نوجواني سيزده ساله بود كه هم ‌ پاي ديگر دوستان، در تظاهرات و ديگر فعاليت ‌ هاي انقلابي شركت داشت و در سازمان دفاع شهري ـ كه توسط مردم اداره مي شد ـ عضو بود. شجاع بود و نترس. او مي ‌ دانست كه جان شيرين در راه دوست متاعي بس كوچك است كه هر بي ‌ سر و پايي دارد؛ پس تمام وجود خودش را صرف مبارزه و پيشبرد اهداف امام(رحمت ‌ الله ‌ عليه) مي ‌ كرد. در سال 58 آن گاه كه تحصيلات راهنمايي خويش را پايان برد، ندايي از غيب، زيباترين غزل سعادت را براي مرتضي سرود و او را به شاه ‌ راه بندگي و خلوص دعوت كرد. او نيز لبريز از بادة ‌ نياز لبيك ‌ گويان به نداي حق دل سپرد و به مجلس عشاق كوي يار پاي نهاد. حوزه منزلگاه عشاق و سربازان &lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;[[&lt;/ins&gt;مهدي (سلام الله عليه)&lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;]] &lt;/ins&gt;است كه مرتضي توفيق حضور در آنجا يافت. ابتدا مدرسة «صدرا»ي &lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;[[&lt;/ins&gt;اصفهان&lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;]] &lt;/ins&gt;و سپس مدرسة «ذوالفقاريه» پذيراي اين سرباز عاشق بود كه مي ‌ خواست پيش از جهاد اصغر پاي به ميدان جهاد اكبر بگذارد. مرتضي همزمان با تحصيل، از فعاليت ‌ هاي انقلابي خويش دست نكشيد و مخصوصاً در دوران رياست جمهوري &lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;«[[بني صدر]]»، &lt;/ins&gt;در روشن نمودن ماهيت افكار و اهداف اين جنايت ‌ كار و هم دستانش بسيار كوشيد. در سال 1360 از سوي &lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;[[جهادسازندگي]] ، &lt;/ins&gt;به تدريس دورة آموزش عقايد براي برادران جهاد پرداخت و از فيض كلام گوهر بارش قلوب ايشان را شاد كرد ولي خود همچنان در هجر خاك عاشق طلب جبهه مي ‌ سوخت. هر بار كه آمادگي حضور و اعزام را اعلام مي ‌ كرد، به علت نياز شديد وي در كارهاي فرهنگي از اعزامش خودداري مي ‌ كردند ولي سرانجام اين دل مرتضي بود كه بر عقل مسئولين اعزام، فايق آمد. با ديدن دورة آموزش نظامي كوتاه مدت از سوي &lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;[[&lt;/ins&gt;بسيج سپاه پاسداران&lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;]] &lt;/ins&gt;فريدن، در 30/11/60 پا به جبهة شوش نهاد. رقص زيباي قاسم ‌ وارِ مرتضي در كربلاي شوش ديري نپاييد و او در دومين مرحله از عمليات ظفرمند &lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;«[[فتح المبين]]» &lt;/ins&gt;در &lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;[[&lt;/ins&gt;3/1/61&lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;]] &lt;/ins&gt;با اصابت گلوله ‌ اي، عروس زيباي شهادت را در آغوش كشيد. پيكر اين عزيز چندي بعد به زادگاهش بازگشت و در تشييعي باشكوه در گلستان شهداي &lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;«[[چادگان]]» &lt;/ins&gt;به خاك سپرده شد. «گوارايش باد شراب نوشين وصال اباعبدالله.»&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;منبع سایت شهدای خین&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;منبع سایت شهدای خین&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;http://khayyen.ir/shahid/184&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;http://khayyen.ir/shahid/184&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;/table&gt;</summary>
		<author><name>Barzegar97</name></author>	</entry>

	<entry>
		<id>https://fa.jahad.ir/index.php?title=%D8%B4%D9%87%DB%8C%D8%AF_%D9%85%D8%B1%D8%AA%D8%B6%DB%8C_%D8%B4%D8%A7%D9%87_%D9%85%D8%B1%D8%A7%D8%AF%DB%8C&amp;diff=23642&amp;oldid=prev</id>
		<title>Atashbar97: صفحه‌ای جدید حاوی «  نام : شاهمرادی / مرتضی   نام پدر : محمد   تاریخ تولد : ۱۳۴۳-۱۲-۲۹   محل تولد : چادگ...» ایجاد کرد</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.jahad.ir/index.php?title=%D8%B4%D9%87%DB%8C%D8%AF_%D9%85%D8%B1%D8%AA%D8%B6%DB%8C_%D8%B4%D8%A7%D9%87_%D9%85%D8%B1%D8%A7%D8%AF%DB%8C&amp;diff=23642&amp;oldid=prev"/>
				<updated>2018-12-04T12:00:05Z</updated>
		
		<summary type="html">&lt;p&gt;صفحه‌ای جدید حاوی «  نام : شاهمرادی / مرتضی   نام پدر : محمد   تاریخ تولد : ۱۳۴۳-۱۲-۲۹   محل تولد : چادگ...» ایجاد کرد&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;b&gt;صفحهٔ جدید&lt;/b&gt;&lt;/p&gt;&lt;div&gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نام : شاهمرادی / مرتضی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نام پدر : محمد&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تاریخ تولد : ۱۳۴۳-۱۲-۲۹&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
محل تولد : چادگان&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تاریخ شهادت : ۱۳۶۱-۱-۱&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
محل شهادت : شوش&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
شهرستان : چادگان&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
یگان :&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
مسئولیت : رزمی تبلیغی&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
تحصیلات :&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
محل تحصیل : مدرسه ذوالفقار-امام صادق(ع) و صدراصفهان&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
گلزار : گلزار شهدای چادگان&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
زندگی نامه&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
طلبة شهيد: مرتضي شاهمرادي فروردين سال 1344 بود و بهار، زيباترين لباس شكوه را بر تن طبيعت كرده بود. گلهاي اطلس، همراه با نسترن ‌ هاي زيباي بهاري، بر خود مي باليدند و زيبايي ‌ هاي روستا را به يكديگر نشان مي ‌ دادند، كه ناگاه حضور مولودي زيبا آنان را در بُهت زيبايي ‌ اش، در سكوت گذارد. كودكي مرتضي نام در «چادگان»، از توابع شهرستان فريدن پا به زمين مي ‌ گذارد تا بار ديگر نغمة «تبارك الله احسن الخالقين» را به تصوير كشد. نو رسيدة خانوادة «شاهمرادي» دوران كودكي را زير ساية پر مهر پدر و مادر، در پناه الطاف مرتضي علي(عليه السلام) سپري كرد و بزرگ شد. هفت ساله بود كه ‌ گام به دبستان نهاد و زورقي از جنس علم براي رسيدن به ساحل سعادت، براي خويشتن ساخت. پس از پايان دورة ابتدايي، به مدرسة راهنمايي «حكيم نظامي» رفت و تحصيل را ادامه داد، همزمان، شب ها در جلسات مسجد شركت مي ‌ كرد و مشغول فراگيري قرآن و معارف اسلامي مي ‌ شد. در روزهاي آتش و خون و مبارزه و قيام، وي نوجواني سيزده ساله بود كه هم ‌ پاي ديگر دوستان، در تظاهرات و ديگر فعاليت ‌ هاي انقلابي شركت داشت و در سازمان دفاع شهري ـ كه توسط مردم اداره مي شد ـ عضو بود. شجاع بود و نترس. او مي ‌ دانست كه جان شيرين در راه دوست متاعي بس كوچك است كه هر بي ‌ سر و پايي دارد؛ پس تمام وجود خودش را صرف مبارزه و پيشبرد اهداف امام(رحمت ‌ الله ‌ عليه) مي ‌ كرد. در سال 58 آن گاه كه تحصيلات راهنمايي خويش را پايان برد، ندايي از غيب، زيباترين غزل سعادت را براي مرتضي سرود و او را به شاه ‌ راه بندگي و خلوص دعوت كرد. او نيز لبريز از بادة ‌ نياز لبيك ‌ گويان به نداي حق دل سپرد و به مجلس عشاق كوي يار پاي نهاد. حوزه منزلگاه عشاق و سربازان مهدي (سلام الله عليه) است كه مرتضي توفيق حضور در آنجا يافت. ابتدا مدرسة «صدرا»ي اصفهان و سپس مدرسة «ذوالفقاريه» پذيراي اين سرباز عاشق بود كه مي ‌ خواست پيش از جهاد اصغر پاي به ميدان جهاد اكبر بگذارد. مرتضي همزمان با تحصيل، از فعاليت ‌ هاي انقلابي خويش دست نكشيد و مخصوصاً در دوران رياست جمهوري «بني صدر»، در روشن نمودن ماهيت افكار و اهداف اين جنايت ‌ كار و هم دستانش بسيار كوشيد. در سال 1360 از سوي جهادسازندگي، به تدريس دورة آموزش عقايد براي برادران جهاد پرداخت و از فيض كلام گوهر بارش قلوب ايشان را شاد كرد ولي خود همچنان در هجر خاك عاشق طلب جبهه مي ‌ سوخت. هر بار كه آمادگي حضور و اعزام را اعلام مي ‌ كرد، به علت نياز شديد وي در كارهاي فرهنگي از اعزامش خودداري مي ‌ كردند ولي سرانجام اين دل مرتضي بود كه بر عقل مسئولين اعزام، فايق آمد. با ديدن دورة آموزش نظامي كوتاه مدت از سوي بسيج سپاه پاسداران فريدن، در 30/11/60 پا به جبهة شوش نهاد. رقص زيباي قاسم ‌ وارِ مرتضي در كربلاي شوش ديري نپاييد و او در دومين مرحله از عمليات ظفرمند «فتح المبين» در 3/1/61 با اصابت گلوله ‌ اي، عروس زيباي شهادت را در آغوش كشيد. پيكر اين عزيز چندي بعد به زادگاهش بازگشت و در تشييعي باشكوه در گلستان شهداي «چادگان» به خاك سپرده شد. «گوارايش باد شراب نوشين وصال اباعبدالله.»&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
منبع سایت شهدای خین&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
http://khayyen.ir/shahid/184&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Atashbar97</name></author>	</entry>

	</feed>