<?xml version="1.0"?>
<?xml-stylesheet type="text/css" href="https://fa.jahad.ir/skins/common/feed.css?303"?>
<feed xmlns="http://www.w3.org/2005/Atom" xml:lang="fa">
		<id>https://fa.jahad.ir/index.php?action=history&amp;feed=atom&amp;title=%D8%B4%D9%87%DB%8C%D8%AF_%DA%A9%D8%B1%D9%85_%D8%B9%D9%84%DB%8C_%D8%B4%D8%B9%D8%A8%D8%A7%D9%86%DB%8C</id>
		<title>شهید کرم علی شعبانی - تاریخچهٔ ویرایش‌ها</title>
		<link rel="self" type="application/atom+xml" href="https://fa.jahad.ir/index.php?action=history&amp;feed=atom&amp;title=%D8%B4%D9%87%DB%8C%D8%AF_%DA%A9%D8%B1%D9%85_%D8%B9%D9%84%DB%8C_%D8%B4%D8%B9%D8%A8%D8%A7%D9%86%DB%8C"/>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.jahad.ir/index.php?title=%D8%B4%D9%87%DB%8C%D8%AF_%DA%A9%D8%B1%D9%85_%D8%B9%D9%84%DB%8C_%D8%B4%D8%B9%D8%A8%D8%A7%D9%86%DB%8C&amp;action=history"/>
		<updated>2026-06-05T20:36:54Z</updated>
		<subtitle>تاریخچهٔ ویرایش‌های این صفحه در ویکی</subtitle>
		<generator>MediaWiki 1.23.5</generator>

	<entry>
		<id>https://fa.jahad.ir/index.php?title=%D8%B4%D9%87%DB%8C%D8%AF_%DA%A9%D8%B1%D9%85_%D8%B9%D9%84%DB%8C_%D8%B4%D8%B9%D8%A8%D8%A7%D9%86%DB%8C&amp;diff=96859&amp;oldid=prev</id>
		<title>Rasouli98 در ‏۲۷ تیر ۱۳۹۹، ساعت ۱۴:۳۰</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.jahad.ir/index.php?title=%D8%B4%D9%87%DB%8C%D8%AF_%DA%A9%D8%B1%D9%85_%D8%B9%D9%84%DB%8C_%D8%B4%D8%B9%D8%A8%D8%A7%D9%86%DB%8C&amp;diff=96859&amp;oldid=prev"/>
				<updated>2020-07-17T14:30:42Z</updated>
		
		<summary type="html">&lt;p&gt;&lt;/p&gt;
&lt;table class='diff diff-contentalign-right'&gt;
				&lt;col class='diff-marker' /&gt;
				&lt;col class='diff-content' /&gt;
				&lt;col class='diff-marker' /&gt;
				&lt;col class='diff-content' /&gt;
				&lt;tr style='vertical-align: top;'&gt;
				&lt;td colspan='2' style=&quot;background-color: white; color:black; text-align: center;&quot;&gt;→ نسخهٔ قدیمی‌تر&lt;/td&gt;
				&lt;td colspan='2' style=&quot;background-color: white; color:black; text-align: center;&quot;&gt;نسخهٔ ‏۲۷ تیر ۱۳۹۹، ساعت ۱۴:۳۰&lt;/td&gt;
				&lt;/tr&gt;&lt;tr&gt;&lt;td colspan=&quot;2&quot; class=&quot;diff-lineno&quot;&gt;سطر ۱۸:&lt;/td&gt;
&lt;td colspan=&quot;2&quot; class=&quot;diff-lineno&quot;&gt;سطر ۱۸:&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;==وصایا==&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;==وصایا==&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;−&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color:black; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #ffe49c; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;شهید، کرمعلی شعبانی: بارخدایا، معبودا، خالقا! از تو میخواهم که یاریام کنی و یاورم باشی. توکل و اعتمادم به توست. مرا به خود وامگذار و محروم و نا امیدم مکن. اینجا صحبت از عشق است و عشق به معبود و عشق به معشوق. هر چند که عاشق باید لایق این عشق باشد؛ ولی چه باید کرد که شدت جمالش کسان را بسوی خویش جلب میکند و لیاقت را در ایشان پدید میآورد و سپس معشوق را بی سر و صبر میکند. بارالها! شُکر میکنم در این دنیای لهو و لعب، مرا از مرداب نجات دادی و از میان لجنزارها بیرون کشیدی و آتش عشقت را در دلم پدید آوردی. بارالها! به درگاهت شُکر میکنم که سعادت حقیقی را نصیبم و با حسینیان همراهم کردی و در جبهه راهم و همنوای مجاهدان قرار دادی و مرا از تخیلات بیهوده رهانیدی و از ظلمت به نور رهنمون ساختی. خدایا! من میبینم که مجاهدان راهت چه زیبا ترا میخوانند و با چه عشقی رابطه برقرار و با چه خلوصی دعا می کننند و با چه خضوعی بر خاک می افتند و نیمه شب بر میخیزند، وضو می سازند و به درگاه تو می ایستند و آه و ناله سر می دهند. آنها با اشکهایشان خاکهای زمین کربلای خوزستان و کردستان را میشویند و بوی معطرشان را در فضای جبهه به مشام دیگر مجاهدان می رسانند و نوای مناجاتشان را در سطح و فضای جبهه سر میدهند و شب هنگامان در سنگرها و چادرها تجمع میکنند و دعای توسل میخوانند و «حسین حسین» و نوای «یا مهدی ادرکنی» سر میدهند. اکنون لحظه امتحان و موقعیت، حساس است. عده ای در پی منافع دنیوی و برخی در پی تحصیل حیات اخروی هستند و هدفشان رضایت الله است. این را بدانید که دنیا محل گذر است و امتحان. سعی کنید با دقت در این امتحان روزها را پشت سر گذاشته و تا آخر به موفقیت برسید و اگر طالب خیر و نیکی هستید، به دنیا پُشت کنید و به متاع آن چشم نیندوزید و سعی کنید در صراط مستقیم حرکت کنید. آنچه رفت، امروز در خط امام خمینی تجلی میکند. لحظهای از این خط منحرف نشوید که در صورت انحراف به بدبختی و هلاکت ابدی میرسید. به معنویات توجه داشته باشید و اصرار میکنم که اگر برای یک بار هم که شده به جبهه بیایید و ببینید که حق چیست و حقیقت طلب کیست و معنای دنیا و آخرت چیست. تقوا و پرهیزگاری را پیشه خود کنید و در امور کارهای الهی قرار دهید و سعی کنید در انجام کارها به نتیجه آخرت آن نظر داشته باشید. وحدت اسلامی را همیشه حفظ کنید و جهاد با نفس را فراموش نکنید، که لازمه پیروزی بر ظالمان و کافران است و تا در امور نفسانی، مهذب نشویم، نمیتوانیم برای دیگران اسوه باشیم. خدایا! میدانی که روسیاهم و از گذشته تلخم و از گناهان کثیرم، فقط تو آگاهی و خود گفتی که برای توبه بیا و خود فرمودی توابین را دوست دارم؛ اکنون آمده ام و با نگاه امید به تو مینگرم و میدانم که قول تو حق است. خدایا! میدانی که برای لقای تو به جبهه آمدم و امیدم جز وصل تو نیست و تو دست رد بر سینه امیدواران نمیزنی و آنان را میخواهی؛ برای همه انسانهای خوب دنیا آرزوی پیروزی میکنم. ...و اضافه میکنم: مرا در زادگاهم به خاک بسپارید که خاک وطن، بوی عشق دارد. از همه دوستان و آشنایان میخواهم حلالم کنند و هر بدی که از من دیده اند، مرا ببخشند. برادران هم محلی خودم! به یک یک شما سفارش میکنم جبهه را فراموش نکنید و از مرگ -که شهادت در راه خدا باشد- ترسی به دلتان راه ندهید و صبور باشید. مرا در امامزاده محلمان دفن نمایید. مادرم! شیرت را حلالم کن و از من راضی باش. برادرانم و خواهرانم! از من راضی باشید و هر بدی که از من دیده اید، حلالم کنید. همسرم! از شما حلالیت می طلبم. من به شما خیلی بدی کردم و شما خیلی مهربان و دلسوز بودی؛ ولی من قدر شما را ندانستم و با شما بداخلاقی می کردم. امیدوارم مرا حلال کنی و به دخترم معصومه بگویی پدرش چه جور بود و وقتی بزرگ شد از من برایش صحبت کنی و نگذاری احساس بیپدری کند. به دخترم نماز و قرآن یاد بده و بگو حجابش را رعایت کند.۱ (۱۴۳۳۳۷۹) کرمعلی شعبانی ۱۱/۱/۶۳&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;+&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color:black; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #a3d3ff; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;شهید، کرمعلی شعبانی: بارخدایا، معبودا، خالقا! از تو میخواهم که یاریام کنی و یاورم باشی. توکل و اعتمادم به توست. مرا به خود وامگذار و محروم و نا امیدم مکن. اینجا صحبت از عشق است و عشق به معبود و عشق به معشوق. هر چند که عاشق باید لایق این عشق باشد؛ ولی چه باید کرد که شدت جمالش کسان را بسوی خویش جلب میکند و لیاقت را در ایشان پدید میآورد و سپس معشوق را بی سر و صبر میکند. بارالها! شُکر میکنم در این دنیای لهو و لعب، مرا از مرداب نجات دادی و از میان لجنزارها بیرون کشیدی و آتش عشقت را در دلم پدید آوردی. بارالها! به درگاهت شُکر میکنم که سعادت حقیقی را نصیبم و با حسینیان همراهم کردی و در جبهه راهم و همنوای مجاهدان قرار دادی و مرا از تخیلات بیهوده رهانیدی و از ظلمت به نور رهنمون ساختی. خدایا! من میبینم که مجاهدان راهت چه زیبا ترا میخوانند و با چه عشقی رابطه برقرار و با چه خلوصی دعا می کننند و با چه خضوعی بر خاک می افتند و نیمه شب بر میخیزند، وضو می سازند و به درگاه تو می ایستند و آه و ناله سر می دهند. آنها با اشکهایشان خاکهای زمین کربلای خوزستان و کردستان را میشویند و بوی معطرشان را در فضای جبهه به مشام دیگر مجاهدان می رسانند و نوای مناجاتشان را در سطح و فضای جبهه سر میدهند و شب هنگامان در سنگرها و چادرها تجمع میکنند و دعای توسل میخوانند و «حسین حسین» و نوای «یا مهدی ادرکنی» سر میدهند. اکنون لحظه امتحان و موقعیت، حساس است. عده ای در پی منافع دنیوی و برخی در پی تحصیل حیات اخروی هستند و هدفشان رضایت الله است. این را بدانید که دنیا محل گذر است و امتحان. سعی کنید با دقت در این امتحان روزها را پشت سر گذاشته و تا آخر به موفقیت برسید و اگر طالب خیر و نیکی هستید، به دنیا پُشت کنید و به متاع آن چشم نیندوزید و سعی کنید در صراط مستقیم حرکت کنید. آنچه رفت، امروز در خط امام خمینی تجلی میکند. لحظهای از این خط منحرف نشوید که در صورت انحراف به بدبختی و هلاکت ابدی میرسید. به معنویات توجه داشته باشید و اصرار میکنم که اگر برای یک بار هم که شده به جبهه بیایید و ببینید که حق چیست و حقیقت طلب کیست و معنای دنیا و آخرت چیست. تقوا و پرهیزگاری را پیشه خود کنید و در امور کارهای الهی قرار دهید و سعی کنید در انجام کارها به نتیجه آخرت آن نظر داشته باشید. وحدت اسلامی را همیشه حفظ کنید و جهاد با نفس را فراموش نکنید، که لازمه پیروزی بر ظالمان و کافران است و تا در امور نفسانی، مهذب نشویم، نمیتوانیم برای دیگران اسوه باشیم. خدایا! میدانی که روسیاهم و از گذشته تلخم و از گناهان کثیرم، فقط تو آگاهی و خود گفتی که برای توبه بیا و خود فرمودی توابین را دوست دارم؛ اکنون آمده ام و با نگاه امید به تو مینگرم و میدانم که قول تو حق است. خدایا! میدانی که برای لقای تو به جبهه آمدم و امیدم جز وصل تو نیست و تو دست رد بر سینه امیدواران نمیزنی و آنان را میخواهی؛ برای همه انسانهای خوب دنیا آرزوی پیروزی میکنم. ...و اضافه میکنم: مرا در زادگاهم به خاک بسپارید که خاک وطن، بوی عشق دارد. از همه دوستان و آشنایان میخواهم حلالم کنند و هر بدی که از من دیده اند، مرا ببخشند. برادران هم محلی خودم! به یک یک شما سفارش میکنم جبهه را فراموش نکنید و از مرگ -که شهادت در راه خدا باشد- ترسی به دلتان راه ندهید و صبور باشید. مرا در امامزاده محلمان دفن نمایید. مادرم! شیرت را حلالم کن و از من راضی باش. برادرانم و خواهرانم! از من راضی باشید و هر بدی که از من دیده اید، حلالم کنید. همسرم! از شما حلالیت می طلبم. من به شما خیلی بدی کردم و شما خیلی مهربان و دلسوز بودی؛ ولی من قدر شما را ندانستم و با شما بداخلاقی می کردم. امیدوارم مرا حلال کنی و به دخترم معصومه بگویی پدرش چه جور بود و وقتی بزرگ شد از من برایش صحبت کنی و نگذاری احساس بیپدری کند. به دخترم نماز و قرآن یاد بده و بگو حجابش را رعایت کند.۱ (۱۴۳۳۳۷۹) کرمعلی شعبانی ۱۱/۱/۶۳&lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;&amp;lt;ref&amp;gt;[&lt;/ins&gt;http://khatesorkh.ir/index.php?martyr_id=2121 &lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;سایت خط سرخ]&amp;lt;/ref&amp;gt;&lt;/ins&gt;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;−&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color:black; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #ffe49c; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;&lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;==منبع==&lt;/del&gt;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;+&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color:black; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #a3d3ff; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;&amp;#160;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;−&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color:black; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #ffe49c; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;&lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;خط سرخ&lt;/del&gt;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;+&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color:black; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #a3d3ff; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;&lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;==پانویس==&lt;/ins&gt;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;−&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color:black; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #ffe49c; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;http://khatesorkh.ir/index.php?martyr_id=2121&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;+&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color:black; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #a3d3ff; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;&lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;	&amp;lt;references /&amp;gt;&lt;/ins&gt;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;/table&gt;</summary>
		<author><name>Rasouli98</name></author>	</entry>

	<entry>
		<id>https://fa.jahad.ir/index.php?title=%D8%B4%D9%87%DB%8C%D8%AF_%DA%A9%D8%B1%D9%85_%D8%B9%D9%84%DB%8C_%D8%B4%D8%B9%D8%A8%D8%A7%D9%86%DB%8C&amp;diff=41053&amp;oldid=prev</id>
		<title>Hoseininasab9802 در ‏۱۷ مرداد ۱۳۹۸، ساعت ۰۵:۰۶</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.jahad.ir/index.php?title=%D8%B4%D9%87%DB%8C%D8%AF_%DA%A9%D8%B1%D9%85_%D8%B9%D9%84%DB%8C_%D8%B4%D8%B9%D8%A8%D8%A7%D9%86%DB%8C&amp;diff=41053&amp;oldid=prev"/>
				<updated>2019-08-08T05:06:16Z</updated>
		
		<summary type="html">&lt;p&gt;&lt;/p&gt;
&lt;table class='diff diff-contentalign-right'&gt;
				&lt;col class='diff-marker' /&gt;
				&lt;col class='diff-content' /&gt;
				&lt;col class='diff-marker' /&gt;
				&lt;col class='diff-content' /&gt;
				&lt;tr style='vertical-align: top;'&gt;
				&lt;td colspan='2' style=&quot;background-color: white; color:black; text-align: center;&quot;&gt;→ نسخهٔ قدیمی‌تر&lt;/td&gt;
				&lt;td colspan='2' style=&quot;background-color: white; color:black; text-align: center;&quot;&gt;نسخهٔ ‏۱۷ مرداد ۱۳۹۸، ساعت ۰۵:۰۶&lt;/td&gt;
				&lt;/tr&gt;&lt;tr&gt;&lt;td colspan=&quot;2&quot; class=&quot;diff-lineno&quot;&gt;سطر ۱۴:&lt;/td&gt;
&lt;td colspan=&quot;2&quot; class=&quot;diff-lineno&quot;&gt;سطر ۱۴:&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;محل کار&amp;#160; &amp;#160;  بنیاد تحت پوشش&amp;#160; &amp;#160;  &amp;#160;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;محل کار&amp;#160; &amp;#160;  بنیاد تحت پوشش&amp;#160; &amp;#160;  &amp;#160;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;مزار شهید&amp;#160; &amp;#160;  قزوین - قزوین - ملامحمد&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;مزار شهید&amp;#160; &amp;#160;  قزوین - قزوین - ملامحمد&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;−&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color:black; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #ffe49c; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;زندگي نامه&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;+&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color:black; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #a3d3ff; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;&lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;==&lt;/ins&gt;زندگي نامه&lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;==&lt;/ins&gt;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;شعبانی، کرمعلی: بیست و یکم اردیبهشت ماه ۱۳۳۷، در روستای ملامحله از توابع رودسر به دنیا آمد. پدرش خالق و مادرش گلزار نام داشت. در حد خواندن و نوشتن سواد آموخت. پس از طی دوران سربازی ازدواج کرد و دارای دو فرزند دختر و پسر بود. کارگر شرکت نخ البرز بود که از طریق بسیج به جبهه ها اعزام شد. سوم تیر ماه ۱۳۶۶، در سردشت و بر اثر اصابت ترکش به پهلویش شهید شد. مزار او در گلزار شهدای بهار نشین ملامحله واقع است.&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;شعبانی، کرمعلی: بیست و یکم اردیبهشت ماه ۱۳۳۷، در روستای ملامحله از توابع رودسر به دنیا آمد. پدرش خالق و مادرش گلزار نام داشت. در حد خواندن و نوشتن سواد آموخت. پس از طی دوران سربازی ازدواج کرد و دارای دو فرزند دختر و پسر بود. کارگر شرکت نخ البرز بود که از طریق بسیج به جبهه ها اعزام شد. سوم تیر ماه ۱۳۶۶، در سردشت و بر اثر اصابت ترکش به پهلویش شهید شد. مزار او در گلزار شهدای بهار نشین ملامحله واقع است.&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;−&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color:black; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #ffe49c; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;وصایا&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;+&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color:black; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #a3d3ff; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;&lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;==&lt;/ins&gt;وصایا&lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;==&lt;/ins&gt;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;شهید، کرمعلی شعبانی: بارخدایا، معبودا، خالقا! از تو میخواهم که یاریام کنی و یاورم باشی. توکل و اعتمادم به توست. مرا به خود وامگذار و محروم و نا امیدم مکن. اینجا صحبت از عشق است و عشق به معبود و عشق به معشوق. هر چند که عاشق باید لایق این عشق باشد؛ ولی چه باید کرد که شدت جمالش کسان را بسوی خویش جلب میکند و لیاقت را در ایشان پدید میآورد و سپس معشوق را بی سر و صبر میکند. بارالها! شُکر میکنم در این دنیای لهو و لعب، مرا از مرداب نجات دادی و از میان لجنزارها بیرون کشیدی و آتش عشقت را در دلم پدید آوردی. بارالها! به درگاهت شُکر میکنم که سعادت حقیقی را نصیبم و با حسینیان همراهم کردی و در جبهه راهم و همنوای مجاهدان قرار دادی و مرا از تخیلات بیهوده رهانیدی و از ظلمت به نور رهنمون ساختی. خدایا! من میبینم که مجاهدان راهت چه زیبا ترا میخوانند و با چه عشقی رابطه برقرار و با چه خلوصی دعا می کننند و با چه خضوعی بر خاک می افتند و نیمه شب بر میخیزند، وضو می سازند و به درگاه تو می ایستند و آه و ناله سر می دهند. آنها با اشکهایشان خاکهای زمین کربلای خوزستان و کردستان را میشویند و بوی معطرشان را در فضای جبهه به مشام دیگر مجاهدان می رسانند و نوای مناجاتشان را در سطح و فضای جبهه سر میدهند و شب هنگامان در سنگرها و چادرها تجمع میکنند و دعای توسل میخوانند و «حسین حسین» و نوای «یا مهدی ادرکنی» سر میدهند. اکنون لحظه امتحان و موقعیت، حساس است. عده ای در پی منافع دنیوی و برخی در پی تحصیل حیات اخروی هستند و هدفشان رضایت الله است. این را بدانید که دنیا محل گذر است و امتحان. سعی کنید با دقت در این امتحان روزها را پشت سر گذاشته و تا آخر به موفقیت برسید و اگر طالب خیر و نیکی هستید، به دنیا پُشت کنید و به متاع آن چشم نیندوزید و سعی کنید در صراط مستقیم حرکت کنید. آنچه رفت، امروز در خط امام خمینی تجلی میکند. لحظهای از این خط منحرف نشوید که در صورت انحراف به بدبختی و هلاکت ابدی میرسید. به معنویات توجه داشته باشید و اصرار میکنم که اگر برای یک بار هم که شده به جبهه بیایید و ببینید که حق چیست و حقیقت طلب کیست و معنای دنیا و آخرت چیست. تقوا و پرهیزگاری را پیشه خود کنید و در امور کارهای الهی قرار دهید و سعی کنید در انجام کارها به نتیجه آخرت آن نظر داشته باشید. وحدت اسلامی را همیشه حفظ کنید و جهاد با نفس را فراموش نکنید، که لازمه پیروزی بر ظالمان و کافران است و تا در امور نفسانی، مهذب نشویم، نمیتوانیم برای دیگران اسوه باشیم. خدایا! میدانی که روسیاهم و از گذشته تلخم و از گناهان کثیرم، فقط تو آگاهی و خود گفتی که برای توبه بیا و خود فرمودی توابین را دوست دارم؛ اکنون آمده ام و با نگاه امید به تو مینگرم و میدانم که قول تو حق است. خدایا! میدانی که برای لقای تو به جبهه آمدم و امیدم جز وصل تو نیست و تو دست رد بر سینه امیدواران نمیزنی و آنان را میخواهی؛ برای همه انسانهای خوب دنیا آرزوی پیروزی میکنم. ...و اضافه میکنم: مرا در زادگاهم به خاک بسپارید که خاک وطن، بوی عشق دارد. از همه دوستان و آشنایان میخواهم حلالم کنند و هر بدی که از من دیده اند، مرا ببخشند. برادران هم محلی خودم! به یک یک شما سفارش میکنم جبهه را فراموش نکنید و از مرگ -که شهادت در راه خدا باشد- ترسی به دلتان راه ندهید و صبور باشید. مرا در امامزاده محلمان دفن نمایید. مادرم! شیرت را حلالم کن و از من راضی باش. برادرانم و خواهرانم! از من راضی باشید و هر بدی که از من دیده اید، حلالم کنید. همسرم! از شما حلالیت می طلبم. من به شما خیلی بدی کردم و شما خیلی مهربان و دلسوز بودی؛ ولی من قدر شما را ندانستم و با شما بداخلاقی می کردم. امیدوارم مرا حلال کنی و به دخترم معصومه بگویی پدرش چه جور بود و وقتی بزرگ شد از من برایش صحبت کنی و نگذاری احساس بیپدری کند. به دخترم نماز و قرآن یاد بده و بگو حجابش را رعایت کند.۱ (۱۴۳۳۳۷۹) کرمعلی شعبانی ۱۱/۱/۶۳&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;شهید، کرمعلی شعبانی: بارخدایا، معبودا، خالقا! از تو میخواهم که یاریام کنی و یاورم باشی. توکل و اعتمادم به توست. مرا به خود وامگذار و محروم و نا امیدم مکن. اینجا صحبت از عشق است و عشق به معبود و عشق به معشوق. هر چند که عاشق باید لایق این عشق باشد؛ ولی چه باید کرد که شدت جمالش کسان را بسوی خویش جلب میکند و لیاقت را در ایشان پدید میآورد و سپس معشوق را بی سر و صبر میکند. بارالها! شُکر میکنم در این دنیای لهو و لعب، مرا از مرداب نجات دادی و از میان لجنزارها بیرون کشیدی و آتش عشقت را در دلم پدید آوردی. بارالها! به درگاهت شُکر میکنم که سعادت حقیقی را نصیبم و با حسینیان همراهم کردی و در جبهه راهم و همنوای مجاهدان قرار دادی و مرا از تخیلات بیهوده رهانیدی و از ظلمت به نور رهنمون ساختی. خدایا! من میبینم که مجاهدان راهت چه زیبا ترا میخوانند و با چه عشقی رابطه برقرار و با چه خلوصی دعا می کننند و با چه خضوعی بر خاک می افتند و نیمه شب بر میخیزند، وضو می سازند و به درگاه تو می ایستند و آه و ناله سر می دهند. آنها با اشکهایشان خاکهای زمین کربلای خوزستان و کردستان را میشویند و بوی معطرشان را در فضای جبهه به مشام دیگر مجاهدان می رسانند و نوای مناجاتشان را در سطح و فضای جبهه سر میدهند و شب هنگامان در سنگرها و چادرها تجمع میکنند و دعای توسل میخوانند و «حسین حسین» و نوای «یا مهدی ادرکنی» سر میدهند. اکنون لحظه امتحان و موقعیت، حساس است. عده ای در پی منافع دنیوی و برخی در پی تحصیل حیات اخروی هستند و هدفشان رضایت الله است. این را بدانید که دنیا محل گذر است و امتحان. سعی کنید با دقت در این امتحان روزها را پشت سر گذاشته و تا آخر به موفقیت برسید و اگر طالب خیر و نیکی هستید، به دنیا پُشت کنید و به متاع آن چشم نیندوزید و سعی کنید در صراط مستقیم حرکت کنید. آنچه رفت، امروز در خط امام خمینی تجلی میکند. لحظهای از این خط منحرف نشوید که در صورت انحراف به بدبختی و هلاکت ابدی میرسید. به معنویات توجه داشته باشید و اصرار میکنم که اگر برای یک بار هم که شده به جبهه بیایید و ببینید که حق چیست و حقیقت طلب کیست و معنای دنیا و آخرت چیست. تقوا و پرهیزگاری را پیشه خود کنید و در امور کارهای الهی قرار دهید و سعی کنید در انجام کارها به نتیجه آخرت آن نظر داشته باشید. وحدت اسلامی را همیشه حفظ کنید و جهاد با نفس را فراموش نکنید، که لازمه پیروزی بر ظالمان و کافران است و تا در امور نفسانی، مهذب نشویم، نمیتوانیم برای دیگران اسوه باشیم. خدایا! میدانی که روسیاهم و از گذشته تلخم و از گناهان کثیرم، فقط تو آگاهی و خود گفتی که برای توبه بیا و خود فرمودی توابین را دوست دارم؛ اکنون آمده ام و با نگاه امید به تو مینگرم و میدانم که قول تو حق است. خدایا! میدانی که برای لقای تو به جبهه آمدم و امیدم جز وصل تو نیست و تو دست رد بر سینه امیدواران نمیزنی و آنان را میخواهی؛ برای همه انسانهای خوب دنیا آرزوی پیروزی میکنم. ...و اضافه میکنم: مرا در زادگاهم به خاک بسپارید که خاک وطن، بوی عشق دارد. از همه دوستان و آشنایان میخواهم حلالم کنند و هر بدی که از من دیده اند، مرا ببخشند. برادران هم محلی خودم! به یک یک شما سفارش میکنم جبهه را فراموش نکنید و از مرگ -که شهادت در راه خدا باشد- ترسی به دلتان راه ندهید و صبور باشید. مرا در امامزاده محلمان دفن نمایید. مادرم! شیرت را حلالم کن و از من راضی باش. برادرانم و خواهرانم! از من راضی باشید و هر بدی که از من دیده اید، حلالم کنید. همسرم! از شما حلالیت می طلبم. من به شما خیلی بدی کردم و شما خیلی مهربان و دلسوز بودی؛ ولی من قدر شما را ندانستم و با شما بداخلاقی می کردم. امیدوارم مرا حلال کنی و به دخترم معصومه بگویی پدرش چه جور بود و وقتی بزرگ شد از من برایش صحبت کنی و نگذاری احساس بیپدری کند. به دخترم نماز و قرآن یاد بده و بگو حجابش را رعایت کند.۱ (۱۴۳۳۳۷۹) کرمعلی شعبانی ۱۱/۱/۶۳&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;−&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color:black; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #ffe49c; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;منبع&lt;del class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;: &lt;/del&gt;خط سرخ&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;+&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color:black; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #a3d3ff; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;&lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;==&lt;/ins&gt;منبع&lt;ins class=&quot;diffchange diffchange-inline&quot;&gt;==&lt;/ins&gt;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td colspan=&quot;2&quot;&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;+&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;color:black; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #a3d3ff; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;خط سرخ&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;http://khatesorkh.ir/index.php?martyr_id=2121&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;td class='diff-marker'&gt;&amp;#160;&lt;/td&gt;&lt;td style=&quot;background-color: #f9f9f9; color: #333333; font-size: 88%; border-style: solid; border-width: 1px 1px 1px 4px; border-radius: 0.33em; border-color: #e6e6e6; vertical-align: top; white-space: pre-wrap;&quot;&gt;&lt;div&gt;http://khatesorkh.ir/index.php?martyr_id=2121&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;/table&gt;</summary>
		<author><name>Hoseininasab9802</name></author>	</entry>

	<entry>
		<id>https://fa.jahad.ir/index.php?title=%D8%B4%D9%87%DB%8C%D8%AF_%DA%A9%D8%B1%D9%85_%D8%B9%D9%84%DB%8C_%D8%B4%D8%B9%D8%A8%D8%A7%D9%86%DB%8C&amp;diff=41028&amp;oldid=prev</id>
		<title>Vazifeh98: صفحه‌ای جدید حاوی «  نام               کرم علی شعبانی نام پدر               خالق نام مادر      گلزار محل شهادت...» ایجاد کرد</title>
		<link rel="alternate" type="text/html" href="https://fa.jahad.ir/index.php?title=%D8%B4%D9%87%DB%8C%D8%AF_%DA%A9%D8%B1%D9%85_%D8%B9%D9%84%DB%8C_%D8%B4%D8%B9%D8%A8%D8%A7%D9%86%DB%8C&amp;diff=41028&amp;oldid=prev"/>
				<updated>2019-08-07T22:01:30Z</updated>
		
		<summary type="html">&lt;p&gt;صفحه‌ای جدید حاوی «  نام               کرم علی شعبانی نام پدر               خالق نام مادر      گلزار محل شهادت...» ایجاد کرد&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;b&gt;صفحهٔ جدید&lt;/b&gt;&lt;/p&gt;&lt;div&gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
نام               کرم علی شعبانی&lt;br /&gt;
نام پدر               خالق&lt;br /&gt;
نام مادر      گلزار&lt;br /&gt;
محل شهادت     سردشت&lt;br /&gt;
محل تولد     رودسر - ملامحله     تاریخ تولد     ۱۳۳۷/۰۲/۲۱&lt;br /&gt;
محل شهادت     سردشت      تاریخ شهادت     ۱۳۶۶/۰۴/۰۳&lt;br /&gt;
استان محل شهادت     آذربایجان غربی     شهر محل شهادت     سردشت&lt;br /&gt;
وضعیت تاهل     متاهل     درجه نظامی     &lt;br /&gt;
تعداد پسر     ۱     تعداد دختر     ۱&lt;br /&gt;
تحصیلات     پنجم ابتدائی     رشته     -&lt;br /&gt;
عملیات         سال تفحص     &lt;br /&gt;
محل کار     بنیاد تحت پوشش     &lt;br /&gt;
مزار شهید     قزوین - قزوین - ملامحمد&lt;br /&gt;
زندگي نامه&lt;br /&gt;
شعبانی، کرمعلی: بیست و یکم اردیبهشت ماه ۱۳۳۷، در روستای ملامحله از توابع رودسر به دنیا آمد. پدرش خالق و مادرش گلزار نام داشت. در حد خواندن و نوشتن سواد آموخت. پس از طی دوران سربازی ازدواج کرد و دارای دو فرزند دختر و پسر بود. کارگر شرکت نخ البرز بود که از طریق بسیج به جبهه ها اعزام شد. سوم تیر ماه ۱۳۶۶، در سردشت و بر اثر اصابت ترکش به پهلویش شهید شد. مزار او در گلزار شهدای بهار نشین ملامحله واقع است.&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
وصایا&lt;br /&gt;
شهید، کرمعلی شعبانی: بارخدایا، معبودا، خالقا! از تو میخواهم که یاریام کنی و یاورم باشی. توکل و اعتمادم به توست. مرا به خود وامگذار و محروم و نا امیدم مکن. اینجا صحبت از عشق است و عشق به معبود و عشق به معشوق. هر چند که عاشق باید لایق این عشق باشد؛ ولی چه باید کرد که شدت جمالش کسان را بسوی خویش جلب میکند و لیاقت را در ایشان پدید میآورد و سپس معشوق را بی سر و صبر میکند. بارالها! شُکر میکنم در این دنیای لهو و لعب، مرا از مرداب نجات دادی و از میان لجنزارها بیرون کشیدی و آتش عشقت را در دلم پدید آوردی. بارالها! به درگاهت شُکر میکنم که سعادت حقیقی را نصیبم و با حسینیان همراهم کردی و در جبهه راهم و همنوای مجاهدان قرار دادی و مرا از تخیلات بیهوده رهانیدی و از ظلمت به نور رهنمون ساختی. خدایا! من میبینم که مجاهدان راهت چه زیبا ترا میخوانند و با چه عشقی رابطه برقرار و با چه خلوصی دعا می کننند و با چه خضوعی بر خاک می افتند و نیمه شب بر میخیزند، وضو می سازند و به درگاه تو می ایستند و آه و ناله سر می دهند. آنها با اشکهایشان خاکهای زمین کربلای خوزستان و کردستان را میشویند و بوی معطرشان را در فضای جبهه به مشام دیگر مجاهدان می رسانند و نوای مناجاتشان را در سطح و فضای جبهه سر میدهند و شب هنگامان در سنگرها و چادرها تجمع میکنند و دعای توسل میخوانند و «حسین حسین» و نوای «یا مهدی ادرکنی» سر میدهند. اکنون لحظه امتحان و موقعیت، حساس است. عده ای در پی منافع دنیوی و برخی در پی تحصیل حیات اخروی هستند و هدفشان رضایت الله است. این را بدانید که دنیا محل گذر است و امتحان. سعی کنید با دقت در این امتحان روزها را پشت سر گذاشته و تا آخر به موفقیت برسید و اگر طالب خیر و نیکی هستید، به دنیا پُشت کنید و به متاع آن چشم نیندوزید و سعی کنید در صراط مستقیم حرکت کنید. آنچه رفت، امروز در خط امام خمینی تجلی میکند. لحظهای از این خط منحرف نشوید که در صورت انحراف به بدبختی و هلاکت ابدی میرسید. به معنویات توجه داشته باشید و اصرار میکنم که اگر برای یک بار هم که شده به جبهه بیایید و ببینید که حق چیست و حقیقت طلب کیست و معنای دنیا و آخرت چیست. تقوا و پرهیزگاری را پیشه خود کنید و در امور کارهای الهی قرار دهید و سعی کنید در انجام کارها به نتیجه آخرت آن نظر داشته باشید. وحدت اسلامی را همیشه حفظ کنید و جهاد با نفس را فراموش نکنید، که لازمه پیروزی بر ظالمان و کافران است و تا در امور نفسانی، مهذب نشویم، نمیتوانیم برای دیگران اسوه باشیم. خدایا! میدانی که روسیاهم و از گذشته تلخم و از گناهان کثیرم، فقط تو آگاهی و خود گفتی که برای توبه بیا و خود فرمودی توابین را دوست دارم؛ اکنون آمده ام و با نگاه امید به تو مینگرم و میدانم که قول تو حق است. خدایا! میدانی که برای لقای تو به جبهه آمدم و امیدم جز وصل تو نیست و تو دست رد بر سینه امیدواران نمیزنی و آنان را میخواهی؛ برای همه انسانهای خوب دنیا آرزوی پیروزی میکنم. ...و اضافه میکنم: مرا در زادگاهم به خاک بسپارید که خاک وطن، بوی عشق دارد. از همه دوستان و آشنایان میخواهم حلالم کنند و هر بدی که از من دیده اند، مرا ببخشند. برادران هم محلی خودم! به یک یک شما سفارش میکنم جبهه را فراموش نکنید و از مرگ -که شهادت در راه خدا باشد- ترسی به دلتان راه ندهید و صبور باشید. مرا در امامزاده محلمان دفن نمایید. مادرم! شیرت را حلالم کن و از من راضی باش. برادرانم و خواهرانم! از من راضی باشید و هر بدی که از من دیده اید، حلالم کنید. همسرم! از شما حلالیت می طلبم. من به شما خیلی بدی کردم و شما خیلی مهربان و دلسوز بودی؛ ولی من قدر شما را ندانستم و با شما بداخلاقی می کردم. امیدوارم مرا حلال کنی و به دخترم معصومه بگویی پدرش چه جور بود و وقتی بزرگ شد از من برایش صحبت کنی و نگذاری احساس بیپدری کند. به دخترم نماز و قرآن یاد بده و بگو حجابش را رعایت کند.۱ (۱۴۳۳۳۷۹) کرمعلی شعبانی ۱۱/۱/۶۳&lt;br /&gt;
منبع: خط سرخ&lt;br /&gt;
http://khatesorkh.ir/index.php?martyr_id=2121&lt;/div&gt;</summary>
		<author><name>Vazifeh98</name></author>	</entry>

	</feed>