rId4
کد شهید : 6219298
گلزار : شهداء
==خاطرات خواب و رویای دیگران درمورد شهید==
موضوع خواب و روياي ديگران درمورد شهيد
راوی احمد رضا قائمی مقدم
متن کامل خاطره* خواب دیدم هواپیماهای عراقی به روستای روئین حمله کردند و تکه ابری که یک پای مصنوعی داخل آن بود به روی پشت بام خانه ما انداختند و اعلام کردند دست نزنید شاید بمب باشد تاریخ را نگاه کردم دقیقا همان شبی بود که عملیات شروع شد و شهید قائمی در آن عملیات شرکت داشت . واز آن تکه ابرهایی که از بالا می افتاد یک تکه روی پشت بام شهید میرزازاده و دیگر بامهای روستا افتاد که به مرور آنها نیز شهید شدند .راوی احمد رضا قائمی مقدم
خواب دیدم هواپیماهای عراقی به روستای روئین حمله کردند و تکه ابری که یک پای مصنوعی داخل آن بود به روی پشت بام خانه ما انداختند و اعلام کردند دست نزنید شاید بمب باشد تاریخ را نگاه کردم دقیقا همان شبی بود که عملیات شروع شد و شهید قائمی در آن عملیات شرکت داشت . واز آن تکه ابرهایی که از بالا می افتاد یک تکه روی پشت بام شهید میرزازاده و دیگر بامهای روستا افتاد که به مرور آنها نیز شهید شدند .
خواب و رویای دیگران درمورد شهید
موضوع خواب و روياي ديگران درمورد شهيد
راوی احمد رضا قائمی مقدم
متن کامل خاطره
* یک شب خواب دیدم که شهید خدابخشی هم رزم برادرم عبدالعلی به روستای روئین آمده و ما به استقبال ایشان رفتیم . وقتی که به او رسیدم اورا در بغل گرفتم و بوسیدم . در همین حال شهید خدابخشی گفت : آرامتر مرا در آغوش بگیر قلبم مجروح است . آهسته به او گفتم : تو که سالم هستی و به سلامتی آمدی . علی کی می آید گفت : او بعدا می آید گفتم حالش چطور است گفت : حالش از من بهتر است .راوی احمد رضا قائمی مقدم<ref>[http://www.yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=%2016272 یاران رضا]</ref>
منبع سایت: http:==پانویس==<references//www.yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID>= 16272=رده=={{ترتیبپیشفرض: عبدالعلی_قائمی_مقدم}}[[رده: شهدا]][[رده: شهدای دفاع مقدس]][[رده: شهدای ایران]][[رده: شهدای استان خراسان شمالی]][[رده: شهدای شهرستان اسفراین]]