شهید محمدرضا حبیب اللهی: تفاوت بین نسخه‌ها

از دانش‌نامه فرهنگ ایثار , جهاد و شهادت
پرش به: ناوبری، جستجو
 
(۸ نسخه‌های متوسط توسط ۲ کاربران نشان داده نشده)
سطر ۱: سطر ۱:
 
تاریخ تولد : 1337/01/10
 
تاریخ تولد : 1337/01/10
  
نام : محمدرضا محل تولد : قاین
+
نام : محمدرضا  
  
نام خانوادگی : حبیب‌الهی‌ تاریخ شهادت : 1364/11/22
+
محل تولد : قاین
  
نام پدر : غلامحسین‌ مکان شهادت :
+
نام خانوادگی : حبیب‌الهی‌
  
تحصیلات : نامشخص منطقه شهادت :
+
تاریخ شهادت : 1364/11/22
  
شغل : یگان خدمتی :
+
نام پدر : غلامحسین‌
 +
 
 +
مکان شهادت :
 +
 
 +
تحصیلات : نامشخص
 +
 
 +
منطقه شهادت :
 +
 
 +
شغل :  
 +
 
 +
یگان خدمتی :
  
 
گروه مربوط : سایر شهیدان استان خراسان
 
گروه مربوط : سایر شهیدان استان خراسان
  
نوع عضویت : سایر شهدا مسئولیت : تخریب‌
+
نوع عضویت : سایر شهدا  
 +
 
 +
مسئولیت : تخریب‌
  
 
گلزار : فرج‌ابادباقرجان
 
گلزار : فرج‌ابادباقرجان
سطر ۲۳: سطر ۳۵:
 
-    قبل از عملیات من به مرخصی آمده بودم که پدر وهمسر شهید از آمدن من مطلع شدند وروزی که خواستم برگردم با تاکید زیاد سفارش نمودند که به شهید حبیب الهی بگویم که حداقل تماس تلفنی با همسرش داشته باشد گویا همسرش خیلی نگران ومتاثر بود،به محض اینکه بنده به منطقه رسیدم به محور رفتم واز شهید خواستم که با همسرش تماس بگیرد،ابتدا ایشان پذیرفت وآماده شد که با هم به ستاد لشکر رفته واز تلفن ستاد با قاین تماس بگیرد ولی به هنگام حرکت به خاطر مطلب بسیار ظریف از این کار منصرف شدند وهر چه اصرار کردم قانع نشد،آن مطلبی که مورد نظر است این بود که ایشان فرمود:صدای زن نازک است ودل انسان را می لرزاند ممکن است با تماس تلفنی سبب شود که در انجام وظیفه ام در عملیات دوری کنم وموفق نباشم،الان وقت تماس نیست،که با اصرار وپا فشاری مرا هم قانع کرد،که همیشه این حرف دلنشین او درگوشم طنین انداز است .
 
-    قبل از عملیات من به مرخصی آمده بودم که پدر وهمسر شهید از آمدن من مطلع شدند وروزی که خواستم برگردم با تاکید زیاد سفارش نمودند که به شهید حبیب الهی بگویم که حداقل تماس تلفنی با همسرش داشته باشد گویا همسرش خیلی نگران ومتاثر بود،به محض اینکه بنده به منطقه رسیدم به محور رفتم واز شهید خواستم که با همسرش تماس بگیرد،ابتدا ایشان پذیرفت وآماده شد که با هم به ستاد لشکر رفته واز تلفن ستاد با قاین تماس بگیرد ولی به هنگام حرکت به خاطر مطلب بسیار ظریف از این کار منصرف شدند وهر چه اصرار کردم قانع نشد،آن مطلبی که مورد نظر است این بود که ایشان فرمود:صدای زن نازک است ودل انسان را می لرزاند ممکن است با تماس تلفنی سبب شود که در انجام وظیفه ام در عملیات دوری کنم وموفق نباشم،الان وقت تماس نیست،که با اصرار وپا فشاری مرا هم قانع کرد،که همیشه این حرف دلنشین او درگوشم طنین انداز است .
  
-    یادم هست که در تهران همراه شهید حبیب الهی برای کار رفته بودیم، افرادی که با ما سروکاربودند خیلی از پسرم راضی بودند وبه او احترام می گذاشتند واز محبوبیت خاصی برخوردار بود،آنقدر در محل کارش با دوستان مهربان بود که زمانیکه به فیض شهادت نائل شده بود همان کارکنان از تهران به شهرستان قائن آمدند ودر مراسم تشییع جنازه اش شرکت کردند ونیز هرچند وقت یک بار هم به قائن می آمدند وبر سرمزارشهید می روند وفاتحه می خوانند،که این نشان دهنده علاقه فراوان است که آنها نسبت به شهید بزرگوار دارند.روحش شاد .
+
-    یادم هست که در[[تهران]] همراه شهید حبیب الهی برای کار رفته بودیم، افرادی که با ما سروکاربودند خیلی از پسرم راضی بودند وبه او احترام می گذاشتند واز محبوبیت خاصی برخوردار بود،آنقدر در محل کارش با دوستان مهربان بود که زمانیکه به فیض شهادت نائل شده بود همان کارکنان ازتهران به شهرستان [[قائن]] آمدند ودر مراسم تشییع جنازه اش شرکت کردند ونیز هرچند وقت یک بار هم به قائن می آمدند وبر سرمزارشهید می روند وفاتحه می خوانند،که این نشان دهنده علاقه فراوان است که آنها نسبت به شهید بزرگوار دارند.روحش شاد .
 
+
-    [[شهیدمحمدرضا حبیب الهی]] در[[عملیات والفجرهشت ]] ودر[[کناراروندرود]] و روبه روی [[فاو]] با حمله هواپیمای دشمن ،بوسیله برخورد بمبی درنزدیکی وی،منجربه شهادت ایشان گردید،گویا شهید درآن موقع مشغول هدایت سایرنیروها به داخل پناهگاه ها بوده .
+
 
+
-    به خاطر دارم زمانیکه بنی صدرخائن رئیس جمهوربود،شبی که [[حضرت امام خمینی(ره )]] بنی صدررا ازسمتش عزل کرد یکی ازدوستان که از یک روستا هستیم گفت:چرا بنی صدررا از سمتش عزل کرده،ایشان خیلی مرد شجاعی است که به جبهه می رفت وحالا وضع مملکت از این به بعد خراب می شود.که [[شهید محمدرضاحبیب الهی]] روبه دوستان کرد وگفت:آن جبهه ای که بنی صدررفته به دردخودش می خورد او فقط رفته در[[ اهواز ]] توی سنگرعکس گرفته که مردم بگویند اوبه جبهه رفته است . بنی صدرخائن با این راه وروش سرمردم را کلاه گذاشته است . نام گوینده:حسن علیپور
+
  
-    شهید حبیب الهی از لحاظ هیکل درشت بودند وآدم با ابهتی بودندواز قیافه ایشان برمی آمد که خیلی انسان خشنی هستند در صورتیکه بسیار انسان خوشرو وخوش برخوردی بودند.به یاد دارم یکروز به عنوان شوخی به ایشان گفتم:خدا نکند که شما شهید شوی وگرنه مردم برای تشییع جنازه ات مشکل خواهند داشت مگر اینکه جنازه ات را جلوی آفتاب بگذارند تا کمی خشک شود چون خیلی هیکل درشتی داری که ایشان در جوابم گفتند:من که لیاقت شهادت را ندارم والا بر بال ملائک سوار خواهم بود .
+
-    [[شهید محمدرضا حبیب اللهی]] در[[عملیات والفجرهشت ]] ودرکنار [[اروندرود]] و روبه روی [[فاو]] با حمله هواپیمای دشمن ،بوسیله برخورد بمبی درنزدیکی وی،منجربه شهادت ایشان گردید،گویا شهید درآن موقع مشغول هدایت سایرنیروها به داخل پناهگاه ها بوده .
  
منبع سایت یاران رضا
+
-    به خاطر دارم زمانیکه [[بنی صدر]] خائن رئیس جمهوربود،شبی که [[حضرت امام خمینی(ره )]] بنی صدررا ازسمتش عزل کرد یکی ازدوستان که از یک روستا هستیم گفت:چرا بنی صدررا از سمتش عزل کرده،ایشان خیلی مرد شجاعی است که به جبهه می رفت وحالا وضع مملکت از این به بعد خراب می شود.که [[شهید محمدرضا حبیب اللهی]] روبه دوستان کرد وگفت:آن جبهه ای که بنی صدررفته به دردخودش می خورد او فقط رفته در[[ اهواز ]] توی سنگرعکس گرفته که مردم بگویند اوبه جبهه رفته است . بنی صدرخائن با این راه وروش سرمردم را کلاه گذاشته است . نام گوینده:حسن علیپور
  
http://yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID= 6528
+
-    شهید حبیب الهی از لحاظ هیکل درشت بودند وآدم با ابهتی بودندواز قیافه ایشان برمی آمد که خیلی انسان خشنی هستند در صورتیکه بسیار انسان خوشرو وخوش برخوردی بودند.به یاد دارم یکروز به عنوان شوخی به ایشان گفتم:خدا نکند که شما شهید شوی وگرنه مردم برای تشییع جنازه ات مشکل خواهند داشت مگر اینکه جنازه ات را جلوی آفتاب بگذارند تا کمی خشک شود چون خیلی هیکل درشتی داری که ایشان در جوابم گفتند:من که لیاقت شهادت را ندارم والا بر بال ملائک سوار خواهم بود .<ref>[http://yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=%206528 سایت یاران رضا]</ref>
 +
==پانویس==
 +
<references />

نسخهٔ کنونی تا ‏۲۵ مرداد ۱۳۹۹، ساعت ۰۹:۳۴

تاریخ تولد : 1337/01/10

نام : محمدرضا

محل تولد : قاین

نام خانوادگی : حبیب‌الهی‌

تاریخ شهادت : 1364/11/22

نام پدر : غلامحسین‌

مکان شهادت :

تحصیلات : نامشخص

منطقه شهادت :

شغل :

یگان خدمتی :

گروه مربوط : سایر شهیدان استان خراسان

نوع عضویت : سایر شهدا

مسئولیت : تخریب‌

گلزار : فرج‌ابادباقرجان


خاطرات

- قبل از عملیات من به مرخصی آمده بودم که پدر وهمسر شهید از آمدن من مطلع شدند وروزی که خواستم برگردم با تاکید زیاد سفارش نمودند که به شهید حبیب الهی بگویم که حداقل تماس تلفنی با همسرش داشته باشد گویا همسرش خیلی نگران ومتاثر بود،به محض اینکه بنده به منطقه رسیدم به محور رفتم واز شهید خواستم که با همسرش تماس بگیرد،ابتدا ایشان پذیرفت وآماده شد که با هم به ستاد لشکر رفته واز تلفن ستاد با قاین تماس بگیرد ولی به هنگام حرکت به خاطر مطلب بسیار ظریف از این کار منصرف شدند وهر چه اصرار کردم قانع نشد،آن مطلبی که مورد نظر است این بود که ایشان فرمود:صدای زن نازک است ودل انسان را می لرزاند ممکن است با تماس تلفنی سبب شود که در انجام وظیفه ام در عملیات دوری کنم وموفق نباشم،الان وقت تماس نیست،که با اصرار وپا فشاری مرا هم قانع کرد،که همیشه این حرف دلنشین او درگوشم طنین انداز است .

- یادم هست که درتهران همراه شهید حبیب الهی برای کار رفته بودیم، افرادی که با ما سروکاربودند خیلی از پسرم راضی بودند وبه او احترام می گذاشتند واز محبوبیت خاصی برخوردار بود،آنقدر در محل کارش با دوستان مهربان بود که زمانیکه به فیض شهادت نائل شده بود همان کارکنان ازتهران به شهرستان قائن آمدند ودر مراسم تشییع جنازه اش شرکت کردند ونیز هرچند وقت یک بار هم به قائن می آمدند وبر سرمزارشهید می روند وفاتحه می خوانند،که این نشان دهنده علاقه فراوان است که آنها نسبت به شهید بزرگوار دارند.روحش شاد .

- شهید محمدرضا حبیب اللهی درعملیات والفجرهشت ودرکنار اروندرود و روبه روی فاو با حمله هواپیمای دشمن ،بوسیله برخورد بمبی درنزدیکی وی،منجربه شهادت ایشان گردید،گویا شهید درآن موقع مشغول هدایت سایرنیروها به داخل پناهگاه ها بوده .

- به خاطر دارم زمانیکه بنی صدر خائن رئیس جمهوربود،شبی که حضرت امام خمینی(ره ) بنی صدررا ازسمتش عزل کرد یکی ازدوستان که از یک روستا هستیم گفت:چرا بنی صدررا از سمتش عزل کرده،ایشان خیلی مرد شجاعی است که به جبهه می رفت وحالا وضع مملکت از این به بعد خراب می شود.که شهید محمدرضا حبیب اللهی روبه دوستان کرد وگفت:آن جبهه ای که بنی صدررفته به دردخودش می خورد او فقط رفته در اهواز توی سنگرعکس گرفته که مردم بگویند اوبه جبهه رفته است . بنی صدرخائن با این راه وروش سرمردم را کلاه گذاشته است . نام گوینده:حسن علیپور

- شهید حبیب الهی از لحاظ هیکل درشت بودند وآدم با ابهتی بودندواز قیافه ایشان برمی آمد که خیلی انسان خشنی هستند در صورتیکه بسیار انسان خوشرو وخوش برخوردی بودند.به یاد دارم یکروز به عنوان شوخی به ایشان گفتم:خدا نکند که شما شهید شوی وگرنه مردم برای تشییع جنازه ات مشکل خواهند داشت مگر اینکه جنازه ات را جلوی آفتاب بگذارند تا کمی خشک شود چون خیلی هیکل درشتی داری که ایشان در جوابم گفتند:من که لیاقت شهادت را ندارم والا بر بال ملائک سوار خواهم بود .[۱]

پانویس

  1. سایت یاران رضا