{{جعبه اطلاعات افراد نظامی
|نام فرد = رسول فیروزی سفتوک
|تصویر =رسول فیروزی سفتوک.jpg
|توضیح تصویر =
|ملیت = [[پرونده:پرچم ایران.png|22px]] ایرانی
|شهرت =
|دین و مذهب = [[مسلمان]]، [[شیعه]]
|تولد = [[ قاین]]
|شهادت = [[ ۱۳۶۵/۱۰/۴]]
|وفات =
|مرگ =
|محل دفن =
|مفقود =
|جانباز =
|اسارت =
|نیرو =
|یگانهای خدمت =
|طول خدمت =
|درجه =
|سمتها = رزمنده
|جنگها = [[جنگ ایران و عراق]]
|نشانهای لیاقت =
|عملیات =
|فعالیتها =
|تحصیلات =
|تخصصها =
|شغل =
|خانواده = نام پدر[[محمد]]
}}
==خاطرات==
* موضوع حسن برخورد
کد شهید: 6528034 تاریخ تولد : نام : رسول محل تولد : قایننام خانوادگی : فیروزیسفتوک تاریخ شهادت : 1365/10/04نام پدر : محمد مکان شهادت : یک روز پدرم مرا کتک زد ایشان جلو آمد و گفت آیا تحقیق کردید که او مقصر است سپس پدرم را از من جدا کرد.راوی حسن فیروزی
تحصیلات : * موضوع نامشخص منطقه پيش بيني شهادت : شغل : یگان خدمتی : گروه مربوط : گروهی برای این شهید ثبت نشده است.نوع عضویت : سایر شهدا مسئولیت : رزمندهگلزار : خاطرات حسن برخوردموضوع حسن برخوردراوی حسن فیروزیمتن کامل خاطره
آخرین باری که راهی جبهه بودند، بعلت یک روز پدرم مرا کتک زد سری مشکلاتی که در داخل روستا بود نمی توانستند به جبهه بروند. ولی ایشان جلو آمد و گفت آیا تحقیق کردید تلاش داشتند که او مقصر است سپس پدرم این دفعه را از من جدا کردحتما به جبهه بروند. چون می گفتند خواب شهادتم را دیده ام و اگر نروم همین جا برایم اتفاقی می افتد. پیش بینی شهادتموضوع پيش بيني شهادتراوی کلثوم خنجرکیمتن کامل خاطره<ref>[http://www.yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=16197 یاران رضا]</ref>
آخرین باری که راهی جبهه بودند، بعلت یک سری مشکلاتی که در داخل روستا بود نمی توانستند به جبهه بروند. ولی ایشان تلاش داشتند که این دفعه را حتما به جبهه بروند. چون می گفتند خواب شهادتم را دیده ام و اگر نروم همین جا برایم اتفاقی می افتد.==پانویس==منبع سایت: http:<references//www>==نگارخانه تصاویر== <gallery>Image:رسول فیروزی سفتوک.yaranereza.irjpg</ShowSoldier.aspx?SIDgallery>=16197=رده=={{ترتیبپیشفرض: ناصر_جعفری_دولت_آبادی}}[[رده: شهدا]][[رده: شهدای دفاع مقدس]][[رده: شهدای ایران]][[رده: شهدای استان تهران]][[رده: شهدای شهرستان تهران]]