نوع عضویت : سایر شهدا مسئولیت : فرمانده گروهان-ادوات
گلزار : بهشتشهدا
==خاطرات==
عشق شهادت
موضوع عشق شهادت
متن کامل خاطره
*یک بار ایشان به سختی مجروح شدند ،خودش تعریف می کرد که تیری به قفسه سینه اش خورده و تنفسش قطع شده بود دوستانش او را از منطقه به بیمارستان منتقل می کنند و در آنجا همه فکر می کنند که او زنده نخواهد ماند و قطعا"شهید خواهد شد ولی کم کم بهبودی حاصل شد و نجات پیدا کرد و به جبهه برگشت ایشان هیچ گاه در مورد شهادت سخنی به زبان نمی راند اما با توجه به حالت ها و حرکاتش این طور احساسی می شد که بزرگترین آرزویش شهادت در راه خداست که به آرزویش نیز رسید .
عشق به جهاد
موضوع عشق به جهاد
متن کامل خاطره
یک بار عباسعلی به مرخصی آمده بود به او گفتم : تو زن و چهار پنج تا بچه داری ،فکر اینها هم باش دیگر نمی خواهد به جبهه بروی . عباسعلی در جوابم گفت :اگر من و امثال من نروند ،چه کسی ار میهن مان دفاع کند . گفتم مادر جان حاضرم خانه و زندیگیم را فروخته و به جبهه اهداء کنم . در عوض تو به جبهه نروی او در جواب من گفت :مادر جان امام حسین (ع) هم خیلی پول داشت ما تا خون ندهیم ،پیروز نخواهیم شد.منبع سایت: <ref>[http://www.yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=14875سایت یاران رضا]</ref> ==پانویس== <references /> ==نگارخانه تصاویر==<gallery>Image:شهید عباس علی عظیمی نژاد.jpg</gallery>