شهید غلامرضا قالی باف: تفاوت بین نسخهها
از دانشنامه فرهنگ ایثار , جهاد و شهادت
Bozorgmehr98 (بحث | مشارکتها) |
|||
| سطر ۱: | سطر ۱: | ||
| − | کد شهید: 6715201 | + | کد شهید: 6715201 |
| − | نام : غلامرضا | + | |
| − | + | نام : غلامرضا | |
| − | + | ||
| − | + | نام خانوادگی : قالیباف | |
| − | + | ||
| + | نام پدر : رجب | ||
| + | |||
| + | محل تولد : بیرجند | ||
| + | |||
| + | تاریخ شهادت : 1367/02/14 | ||
| + | |||
| + | تحصیلات : نامشخص | ||
| + | |||
گروه مربوط : گروهی برای این شهید ثبت نشده است. | گروه مربوط : گروهی برای این شهید ثبت نشده است. | ||
| − | نوع عضویت : سایر شهدا مسئولیت : اطلاعاتوعملیاتـ ادوات | + | |
| − | + | نوع عضویت : سایر شهدا | |
| − | خاطرات | + | |
| − | + | مسئولیت : اطلاعاتوعملیاتـ ادوات | |
| − | + | ||
| + | ==خاطرات== | ||
| + | |||
| + | ایثار و فداکاری | ||
| + | |||
راوی محمد باقر قالیباف | راوی محمد باقر قالیباف | ||
| − | + | ||
فرمانده گردان فرزندم علیرضا می گفت یک روز سنگری که علیرضا و شهید خواجه در آن بودند مورد اصابت گلوله توپ قرار می گیرد. و هر دو مجروح می شوند . هنگامی که امداد گران قصد انتقال علیرضا را به پشت جبهه دارند به آنها می گوید: بروید و اول آقای خواجه را منتقل کنید که حالش از من وخیم تر است . ولی وقتی به نزد آقای خواجه می روند او نیز می گوید بروید و آقای قالیباف را ببرید. | فرمانده گردان فرزندم علیرضا می گفت یک روز سنگری که علیرضا و شهید خواجه در آن بودند مورد اصابت گلوله توپ قرار می گیرد. و هر دو مجروح می شوند . هنگامی که امداد گران قصد انتقال علیرضا را به پشت جبهه دارند به آنها می گوید: بروید و اول آقای خواجه را منتقل کنید که حالش از من وخیم تر است . ولی وقتی به نزد آقای خواجه می روند او نیز می گوید بروید و آقای قالیباف را ببرید. | ||
| + | |||
<ref>[http://www.yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=16486 یاران رضا]</ref> | <ref>[http://www.yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=16486 یاران رضا]</ref> | ||
==پانویس== | ==پانویس== | ||
<references/> | <references/> | ||
نسخهٔ ۲۶ مرداد ۱۳۹۹، ساعت ۱۳:۵۵
کد شهید: 6715201
نام : غلامرضا
نام خانوادگی : قالیباف
نام پدر : رجب
محل تولد : بیرجند
تاریخ شهادت : 1367/02/14
تحصیلات : نامشخص
گروه مربوط : گروهی برای این شهید ثبت نشده است.
نوع عضویت : سایر شهدا
مسئولیت : اطلاعاتوعملیاتـ ادوات
خاطرات
ایثار و فداکاری
راوی محمد باقر قالیباف
فرمانده گردان فرزندم علیرضا می گفت یک روز سنگری که علیرضا و شهید خواجه در آن بودند مورد اصابت گلوله توپ قرار می گیرد. و هر دو مجروح می شوند . هنگامی که امداد گران قصد انتقال علیرضا را به پشت جبهه دارند به آنها می گوید: بروید و اول آقای خواجه را منتقل کنید که حالش از من وخیم تر است . ولی وقتی به نزد آقای خواجه می روند او نیز می گوید بروید و آقای قالیباف را ببرید.