بعضی وقتها برای کمک آمادگی بیشتر در مورد برخورد با مواد شیمیایی ما را داخل آسایشگاه جمع می کردند و در پنچره ها را می بستند و گاز اشک آور می زدند عبدالله از قبل دستمال خیس را آماده کرد و وقتی گاز اشک آور می زدند او دستمال خیس را به من می داد و می گفت : چلو دهان وبینی ات بگیر که تو را اذیت نکند خودش با دست جلوی بینی و دهانش می گرفت.<ref>[http://www.yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=%2016397 یاران رضا]</ref>
منبع سایت: http://www.yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID= 16397=پانویس==<references/>