==زندگی نامه==
در دوم فروردین ماه سال 1342، یعنی در زمان مبارزات شدید انقلابیون در ایران و کشتار بی رحمانه رژیم سفاک پهلوی در آن خفقان سیاسی در خانواده ای مذهبی و متدین متولد شد. در روستای «اغلان تپه» از توابع شهرستان [[ساوجبلاغ]] و در عین فقر و محرومیت استواری و قناعت آموخت و بالندگی و توانمندی آغاز کرد. سه سال از دوران ابتدائی تحصیل را در روستای زادگاهی سپری کرد و برای سال چهارم و پنجم در روستای «قاسم آباد» و مقطع راهنمایی را در روستای «سنقر آباد» و از اول دبیرستان تا پایان این مقطع و اخذ دیپلم را در رشته ی اقتصاد در مدرسه ای در شهر [[کرج]] تحصیل علم کرد اما با وجود مشقات و رنج هایی که در راه کسب علم متحمل شد، اوج و عظمت علم و دانش بیش از پیش در وجودش جلوه گر بود و از دانایی خود در هر جا که به کار می آمد در راه یاری دیگران بهره می گرفت. از رفتار نیک او تواضع و فروتنی اش دوستان و آشنایان و افراد خانواده خاطرات بسیار نقل می کنند. وی در کنار تحصیل از بانبان تاسیس پایگاه [[بسیج ]] محل خود بود و از تبلیغات اسلامی و اداره پایگاه بسیج و ارائه خدمات فرهنگی به روستاییان و انجام امور خیریه همواره تلاش و هم بسیار داشت.وی در هدایت و روشنگری افراد غافل از دین و غیرت و مردانگی بسیار می کوشید. در فعالیت های پشت جبهه و حمایت های وی از اسلام و انقلاب بسیار سخن های می توان گفت. وی در سه مرحله به جبهه های حق علیه باطل اعزام شد. در مرحله اول از سوی [[بسیج دانش آموزی ]] از دبیرستان وارد مناطق جنگی شد و به مدت سه ماه در جبهه های جنوب به نبرد و جنگاوری سپری کرد و در [[عملیات والفجر سه ]] شرکت کرد. در این عملیات از ناحیه پا مورد اصابت [[ترکش ]] قرار گرفت و جراحت سختی برداشت و پس از مداوای طولانی وقتی سلامتی خود را باز یافت مجددا" داوطلب اعزام به جبهه شد و مرحله دوم در [[عملیات «بدر» ]] شرکت کرد و در سمت «توپ چی» «[[توپ چی]] » به ساماندهی فعالیت های رزمی گروه خود می پرداخت. در مرحله سوم نیز به عنوان [[پاسدار وظیفه ]] در [[عملیات والفجر هشت ]] شرکت کرد و در [[عملیات آزاد سازی «فاو» ]] در کنار همسنگران بسیار تلاش کرد و در همان اعزام در [[عملیات کربلای یک ]] شرکت جسته و پس از «آزاد سازی ]][[مهران]] » هم سنگرانش نقل می کنند وقتی در منطقه یک دسته از نیروهای بعثی دیده می شوند و فرمانده یک داوطلب می خواهد که برای جمع آوری آنان اقدام کند. ایشان داوطلبانه با یک [[تانک ]] به سوی دشمن می شتابد و یک تنه سی و پنج نفر از آنان را بدون خونریزی اسیر می کند و از این نوع شهامت ها از او بسیار دیده شد تا سرانجام در «عملیات مهران» «[[عملیات مهران]] » در حالی که در قنوت نماز شب چهاردهم تیر ماه بوده است به او الهام می شود و پیکر خود را بر دستان مشتاق اهالی روستا می بیند. پس از پایان [[نماز ]] به دوست و همسنگرانش مژده شهادتش را با شادی و شعف می گوید و از او می خواهد که این الهام قلبی را برای مردم نقل کند که بر حقی این بسیجیان بر همگان آشکار شود و سپس در روز پانزدم تیر ماه 1365، یعنی فردای همان شب در پی [[عملیات آزادسازی مهران ]] با اصابت ترکش [[خمپاره]] به فیض عظیم شهادت می رسد. تربت پاک شهید در گلزار شهدای روستای «اغلان تپه» در ساوجبلاغ نمادی از [[ایثار ]] و پایداری در راه وطن است.
منبع:سایت نویدشاهد