ویرایش‌ها

شهید محمود ابراهیمی دره بید

۳۷۶ بایت اضافه‌شده، ‏۲۷ مرداد ۱۳۹۹، ساعت ۱۸:۴۱
==زندگی نامه== محمود ابراهیمی دره بیدی ،شمشین فرزند حسینعلی و خانم گل بانو صالحی ابراهیمی، در سال 1341 در اصفهان در خانواده ای متوسط و مذهبی متولد شد.
ایشان با پدر و برادرانش رابطه نزدیکی داشت و اوقات فراغت خود را بازی می کرد و بیشتر بیرون از خانه بود و به باغ و صحرا می رفت. وی به مادرش علاقه شدیدی داشت و بسیار خوش اخلاق و مهربان بود.
اوایل زندگیمان او به دلیل مجروحیت پایش بی کار بود و از طریق کمک های مالی پدر شوهرم امرار معاش می کردیم. بعد وارد بسیج شد و در نهضت سوادآموزی خدمت می کرد، پس از آن مخارج زندگی را خودش تأمین می نمود. زمانی که به جبهه می رفت و به مرخصی می آمد، به کارهای تدارکات نهضت سوادآموزی مشغول بود. هنگام مشکلات اگر از عهده اش برمی آمد، آن مشکل را حل می کرد . آرزویش این بود که شهید شود.
آقای علیرضا نوری، همرزم ایشان، می گویند: از دوران کودکی با هم آشنا و همسایه بودیم. ایشان جزو اولین نیروهایی بودند که به جبهه اعزام شدند. چند بار در عملیات های مختلف مجروح شد. وقتی او را می دیدم به ما روحیه می داد و می گفت: مسأله ای نیست. آنها را نمی گذاشت ناامید شوند. در مراسم ادعیه شرکت و فعالیت های زیادی داشت به خصوص دعای عهد و زیارت عاشورا می خواند. او در گردان یا زهرا(س) خدمت می کرد و پس از مدتی از طرف بسیج اصفهان به نهضت سواد آموزی مأمور شد. هدف و انگیزه اش از رفتن به جبهه تنها رضای خدا و احساس وظیفه بود.
خصوصیت بارزی که ایشان در زمان جبهه داشتند، خوش خلقی و خنده رو بودن بود. به آقای صادقی، فرمانده خوانسار، علاقه زیادی داشتند و وقتی او شهید شد، خیلی غمگین شدند.
محمود ابراهیمی دره بیدی در تاریخ 23/3/1367در منطقه شلمچه در عملیات بیت المقدس 7 بر اثر اصابت ترکش های فراوان خمپاره به بدن ایشان شهید رسید.
==وصیت نامه==
در قسمتی از وصیت نامه خود چنین نوشته است :
شاکر و سپاسگزارم که به ما توفیقی بزرگ عنایت فرمودی تا بتوانیم به این جا (جبهه) بیاییم و دور از تمام مسایل داخل شهرها باشیم . با تو راز و نیاز کرده و طلب استغفار جهت گناهان گذشته مان کنیم. خداوندا، از تو می خواهم که هر چه زودتر فرج حضرت حجت بن الحسن(عج) را نزدیکتر بفرمائی و عمر رهبر عزیزمان را طولانی و اسلام را بر کفر جهانی پیروز و غالب بگردانی. از شما سپاسگزارم پدرجان، به خاطر زحماتی که برایم کشیدید تا مرا بزرگ کرده و این طور تحویل جامعه داد ه اید.
خدا را شکر می کنم که به من همچنین پدری داده که در طول عمر یک حرف رکیک و ضد اسلامی از ایشان نشنیده ام. حضور محترم مادر عزیز و گرانقدرم، مادر زحمت کش و پاکدامنم . مادری که شب بر بالین من بیدار مانده و از من مواظبت کرده، چگونه می توانم زحمات شما را جبران کنم منبع: سایت خین<ref>[http://khayyen.ir/shahid/953سایت خین]</ref>==پانویس==<references />==نگارخانه تصاویر==<gallery>Image:محمود ابراهیمی دره بید.jpg</gallery>==رده=={{ترتیب‌پیش‌فرض: محمود_ابراهیمی_دره_بید}}[[رده: شهدا]][[رده: شهدای دفاع مقدس]][[رده: شهدای ایران]][[رده: شهدای استان اصفهان]]
مدیر
۶٬۷۳۸
ویرایش