شهید حیدر علی قادری سهی: تفاوت بین نسخه‌ها

از دانش‌نامه فرهنگ ایثار , جهاد و شهادت
پرش به: ناوبری، جستجو
(صفحه‌ای جدید حاوی «کد شهید: 6010152 تاریخ تولد : نام : حیدرعلی‌ محل تولد : بجنورد نام خانوادگی : قادر...» ایجاد کرد)
 
سطر ۲۳: سطر ۲۳:
 
به خاطر دارم همان شب شهادت فرزندم حیدرعلی من خواب دیدم که یک لباس نظامی خیلی تمیز و مرتب به تن کرده است و یک اسلحه در دستش بود که من تا آن زمان ندیده بودم . به من سلام کرد و بعداً پرسیدم : این اسلحه چی هست ؟ گفت : این اسلحه آرپی چی 7 است که بعد از من خداحافظی نمود و راه خود را گرفت و رفت و من از خواب بیدار شدم .
 
به خاطر دارم همان شب شهادت فرزندم حیدرعلی من خواب دیدم که یک لباس نظامی خیلی تمیز و مرتب به تن کرده است و یک اسلحه در دستش بود که من تا آن زمان ندیده بودم . به من سلام کرد و بعداً پرسیدم : این اسلحه چی هست ؟ گفت : این اسلحه آرپی چی 7 است که بعد از من خداحافظی نمود و راه خود را گرفت و رفت و من از خواب بیدار شدم .
 
منبع سایت: http://www.yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=16316
 
منبع سایت: http://www.yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=16316
 +
==رده==
 +
{{ترتیب‌پیش‌فرض: حیدر علی قادری سهی}}
 +
[[رده: شهدا]]
 +
[[رده: شهدای دفاع مقدس]]
 +
[[رده: شهدای ایران]]
 +
[[رده: شهدای استان خراسان شمالی]]
 +
[[رده: شهدای شهرستان بجنورد]]

نسخهٔ ‏۲۷ مرداد ۱۳۹۹، ساعت ۲۳:۴۱

کد شهید: 6010152 تاریخ تولد : نام : حیدرعلی‌ محل تولد : بجنورد نام خانوادگی : قادری‌سهی‌ تاریخ شهادت : 1360/03/12 نام پدر : محمود مکان شهادت :

تحصیلات : نامشخص منطقه شهادت : شغل : محصل یگان خدمتی : گروه مربوط : گروهی برای این شهید ثبت نشده است. نوع عضویت : سایر شهدا مسئولیت : رزمنده‌ گلزار : انصارالحسین‌(ع‌ خاطرات توجه به خانواده موضوع توجه به خانواده راوی بهشت قادری متن کامل خاطره

من کلاس سوم راهنمایی بودم که یک روز به مادرم گفتم : برایم شلوار بخر ولی به خاطر پاره ای از مشکلات مالی که داشتیم این امر مقدور نبود . آن موقع برادر شهید حیدرعلی، قلکی داشتند که همیشه پول هایش را داخل آن می انداختند. وقتی ایشان فهمید که من به شلوار نیاز دارم رفتند و قلکشان را شکستند و با پولهای خود برایم شلواری خریدند و من هیچ وقت این از خودگذشتگی و چشم پوشی ایشان را در مورد پول های خویش یادم نمی رود . خواب و رویای دیگران در مورد شهادت شهید موضوع خواب و روياي ديگران در مورد شهادت شهيد راوی محمود قادری متن کامل خاطره

به خاطر دارم همان شب شهادت فرزندم حیدرعلی من خواب دیدم که یک لباس نظامی خیلی تمیز و مرتب به تن کرده است و یک اسلحه در دستش بود که من تا آن زمان ندیده بودم . به من سلام کرد و بعداً پرسیدم : این اسلحه چی هست ؟ گفت : این اسلحه آرپی چی 7 است که بعد از من خداحافظی نمود و راه خود را گرفت و رفت و من از خواب بیدار شدم . منبع سایت: http://www.yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=16316

رده