متن کامل خاطره
آخرین دفعه که حمید مىخواست میخواست عازم جبهه شود من مریض بودم و بسترى شده بودم ایشان آمده بود تا با من خداحافظى کند بعد از اینکه ساعتى نشست و صحبت کرد اتاق که خلوت شد و جز من و او کس دیگرى نبود گفت: این بار که مىروم دیگر برنمى گردم و توصیهاى هم مرا کرد و گفت: آرزو دارم جنازهام نیاید و همان طور هم شد زمانیکه خبردار شدیم به شهادت رسیده فهمیدیم که مفقودالاثر هم نیز هست.منبع سایت: <ref>[http://www.yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=16507یاران رضا]</ref> ==ردهپانویس=={{ترتیبپیشفرض:حمید قایمی}}[[رده: شهدا]][[رده: شهدای دفاع مقدس]][[رده: شهدای ایران]][[رده: شهدای استان خراسان رضوی]][[رده: شهدای شهرستان کاشمر]]<references/>