ویرایش‌ها

شهید سید محمود رضوی

۴۰۱ بایت اضافه‌شده، ‏۲۸ مرداد ۱۳۹۹، ساعت ۱۳:۰۶
==خاطرات==
*دفعه آخر که از جبهه به مرخصی آمده بود حالش عوض شده بود و خیلی مهربان و آرام بود اگر از او سئوال می کردی جوا ب میداد و لا ساکت می ماند و چیزی نمی گفت: من از او پرسیدم چه شده اینقدر خاموشی؟گفت: مادر چه بگویم؟ ما رفتنی هستیم شاید ده روز دیگر و شاید بیست روز دیگر بیشتر زنده نباشم همین طور هم شد بعد از بیست روز خبر شهادتش به ما رسید .*او همیشه از پدرش صحبت می کرد و می گفت: پدرم به آرزویش که شهادت بود رسید من هم اگر مثل او شهید شوم خیلی خوب است و می گفت: من همیشه احساس می کنم در کنار پدرم هستم مهر او از دلم و سیمای او از خاطرم نمی رود.*ایشان قبل از شهادت برای من نامه نوشته بود . در نامه نوشته بود که من خواب دیدم پدرم را در محل سر سبزی ملاقات کرده ام ، پس شما نگران من نباشید .من هم فهمیدم که ایشان برای شهادت آماده است . توکل بر خدا کردم تا اینکه بعد از ده روز خبر شهادتش را برایم آوردند .*یک روز من به ایشان گفتم : بنده در زمان کودکی ، پدرم را از دست داده ام و شما نیز در این زمان ، و هر دو نفرمان ی پناه هستیم . ایشان گفت : خداوند پناه تمام مسلمانان است . فقط توجّه به رضای خدا داشته و نگران نباش . منبع سایت یاران رضا<ref>[http://yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=10215سایت یاران رضا]</ref>==پانویس==<references />==نگارخانه تصاویر==<gallery>Image:شهید سید محمود رضوی.jpg</gallery>==رده=={{ترتیب‌پیش‌فرض: سیدمحمود_رضوی‌}}[[رده: شهدا]][[رده: شهدای دفاع مقدس]][[رده: شهدای ایران]][[رده: شهدای استان خراسان رضوی]][[رده: شهدای شهرستان نیشابور]]
مدیر
۶٬۷۳۸
ویرایش