ویرایشها
متن کامل خاطره
پدرم تعریف می کرد که در آن زمان آب لوله کشی موجود نبود و مردم می بایست برای تامین آب مورد نیاز خود در روز دفعات بسیاری به حوض انبار بروند. ساختمان حوض انبار طوری بود که حدود بیست پله به داخل زمین بود و مردم بوسیله کوزه آب بیرون می آوردند و این دو عامل کار را مشکل می کرد . روزی پدرم به همراه مادر از شب نشینی بر می گشتند که به شهید غلامرضا بر می خورند که با کوزه ای آب از حوض انبار بالا می آید. پدر از وی سؤال می کند: این وقت شب آب را به کجا می بری؟ ایشان جواب می دهد: آب را برای سپاه می برم.منبع سایت: <ref>[http://www.yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=14929سایت یاران رضا]</ref>==پانویس== <references />==رده=={{ترتیبپیشفرض:سید غلامرضا علوی}}[[رده: شهدا]][[رده: شهدای دفاع مقدس]][[رده: شهدای ایران]][[رده: شهدای استان خراسان رضوی]][[رده: شهدای شهرستان فردوس]] ==نگارخانه تصاویر==<gallery>Image:شهید سید غلامرضا علوی.jpg</gallery>